سه شنبه 21 آذر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:شنبه 4 آذر 1396      9:6
بحران ایران و عربستان به جنگ ختم نخواهد شد

بازگشت آرامش به خاورمیانه در گرو توازن استراتژیک

صادق ملکی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: مذاکرات آستانه که مذاکرات ژنو را به حاشیه برد، به ابتکار مسکو، توافق آنکارا، همراهی ایران و با نظارت آمریکا برگزار می‌گردد.
صادق ملکی

صادق ملکی، کارشناس و تحلیلگر ارشد مسائل سیاسی است.

مطالب بیشتر ...

نویسنده: صادق ملکی، کارشناس و تحلیلگر ارشد سیاسی
دیپلماسی ایرانی:
برقراری ثبات در خاورمیانه حاصل توازن استراتریک خواهد بود. انقلاب اسلامی و پایان جنگ سرد، پایان بخش توازن استراتژیک در خاورمیانه بود. بخشی از بحران های امروز حاصل این تحولات است. تا طی شدن این دوران گذار و برقراری توازن مجدد استراتژیک، خاورمیانه روی آرامش نخواهد دید.
بحران میان تهران و ریاض، به جنگ منجر نخواهد شد. رقص شمشیرها و طبل های جنگ را نباید چندان جدی گرفت. وقوع جنگ مستقیم در خاورمیانه، احتمالی دور است. جنگی مستقیم در خاورمیانه رخ نخواهد داد، مگر آنکه معادلات منجر به توازن استراتژیک در منطقه چون سقوط رژیم شاه به شدت تغییر نماید. در خاورمیانه اگر درگیرها و رقابت ها در مناطق و حوزه های نفوذ ادامه یابد، کماکان نیابتی خواهد بود.
در کمتر دوره ای خاورمیانه با پیچیدگی های چند وجهی چون امروز مواجهه بوده است. در حال حاضر شرایط حاکم بر معادلات منطقه بیش از زمان جنگ سرد پیچیده است. جهان از پایان جنگ دوم جهانی (۱۹۴۵) تا فروپاشی شوروی (۱۹۹۱) دوره نسبتاً باثباتی را طی کرد. با پایان جنگ سرد، توازن استراتژیک نه تنها خاورمیانه، بلکه در جهان پایان یافت. با پایان جنگ سرد، بسیاری از کشورها با بحران هویت و جایگاه تعریفی در نظام پس از جنگ سرد مواجه شده و بخشی از تحولات روی داده در جهان و بخصوص خاورمیانه حاصل این دوره گذر بوده و می باشد. بحران های عراق، لیبی، سوریه، یمن و افغانستان و شرایط حاکم بر ترکیه، مصر و... فارغ از عوامل داخلی، تا حدود زیادی حاصل این دوره گذار می باشد. خاورمیانه امروز در حال گذار و رسیدن به توازن استراتریک مجدد است.
ایران، ترکیه، مصر و عربستان، قدرت های اصلی و پایدار خاورمیانه بوده که هر یک ضمن آنکه متکی بر پیشینه تاریخی و دولت داری ویژه خود هستند، دارای تعریف و جایگاه خاص در نظام بین الملل. این جایگاه حاصل معادلات گذرا نبوده و نیست. خاورمیانه اگرچه دوران بسیار سخت و خطرناکی را طی می نماید اما اگر عقلانیت برخاسته از منطق متکی بر منافع متقابل بتواند کشورها را به سوی برقراری روابط متوازن سوق دهد، بازگشت ثبات استراتژیک و در نتیجه آن صلح و توسعه، هدفی دور از انتظار نخواهد بود. اگر برای آمریکا به عنوان مهمترین بازیگر منطقه، امنیت انرژی، اسرائیل، مبارزه با تروریسم و منع گسترش سلاح های کشتار جمعی، مهم ترین اولویت است، روس های بازگشته به خاورمیانه نیز با آن مخالفتی ندارند.
توجه داشته باشیم که بازگشت روسیه با ابتکار صلح به سوریه، همراه با سکوت یا پذیرش آمریکا بوده است. به نظر می رسد خاورمیانه در پسا داعش و در توافقی اعلام نشده میان مسکو- واشنگتن، با فراز و نشیب به برقراری توازن میان قدرت های منطقه ای و ثبات استراتژیک نزدیک می گردد. در صورت برقراری صلح و ثبات در منطقه بحرانی خاورمیانه، سود قدرت های منطقه ای نیز تا حدودی تأمین و در کنار آن توازن استراتژیک در منطقه برقرار خواهد شد. با توجه به ابعاد فاجعه بحران در یمن، ابتکارات و تجربه ورود روسیه به سوریه اگر موفق گردد، می تواند این ورود و تجربه در این کشور نیز تکرار گردد. افکار عمومی جهان و مردم خاورمیانه دیگر از جنگ خسته شده و تمایلی به ادامه آن ندارند. حداقل از نظر بخش مهمی از مدیران و مهندسان بحران در خاورمیانه، کارکرد داعش به پایان خود نزدیک شده است. ظهور داعش در خاورمیانه در کنار ملاحظات متعدد مستتر در آن، فرصتی برای دور شدن این منطقه از افراطی گری و سکولاریزه شدن نسبی آن بوده است.
توجه داشته باشید نه واشنگتن و نه مسکو اجازه تسلط یک قدرت منطقه ای بر قدرت دیگر را در خاورمیانه نخواهند داد. به معنای دقیق تر آمریکا و روسیه علیرغم اختلافات، به تغییراتی که عامل برهم خوردن موازنه استراتژیک در خاورمیانه باشد، تن نخواهند داد. البته این به معنای کنترل کامل کشورها توسط آمریکا و یا روسیه نبوده و نیست. رویداد برخی تحولات و اعمال برخی سیاست ها توسط قدرت های منطقه ای غیرقابل اجتناب بوده و شاید آن نیز عامل کمک کننده به سیاست های کلان دو قدرت مسلط خاورمیانه در اعمال نفوذ و اراده خود بر منطقه باشد. به اعمال علایق و سیاست های مذهبی - قومی کشورهای منطقه تا زمانی که عامل تغییر موازنه استراتژیک نگردد، باید از این زاویه نگریست.
قدرت برتر شدن در خاورمیانه برای هریک از قدرت های چهارگانه ایران، ترکیه، مصر و عربستان یک رویاست. کشورهای خاورمیانه، باید از راهبرد قدرت منطقه ای شدن عبور نموده و باید به راهبرد منطقه ای قوی تر ساختن ورود نمایند. باید همه این کشورها با فرصت دولت تدبیر و امید که راهبرد آن ایجاد منطقه قوی تر است همراه شده و برای رسیدن به آن تلاش نمایند. منطق منطقه قوی تر، ضمن پایان دادن به رقابت های مخرب، بزرگترین عامل رسیدن به توازن استراتژیک بوده و می تواند تضمینی برای حرکت خاورمیانه به سوی ثبات، صلح و توسعه پایدار باشد. در خاورمیانه باید امنیت و توسعه مفهومی همگانی و همه گیر گردد. کشورها باید به طور متقابل امنیت و توسعه دیگری را امنیت و توسعه خود بدانند. اگر خاورمیانه بتواند وارد این نوع از همکاری ها و همگرایی ها میان خود گردد، در واقع توانسته است از بحران پس از جنگ سرد گذر نماید. در تعامل ایجابی میان خاورمیانه و نظام جهانی، با برقراری موازنه استراتژیک، صلح و توسعه ایجاد شده و منطقه و جهان از تبعات آن منتفع خواهند شد. دقت نمایم همواره برای مسکو – واشنگتن ایجاد و برقراری شرایط منجر به توازن میان قدرت های خاورمیانه یک اصل استراتژیک بوده و خواهد بود.
نکته آنکه هم مسکو و هم واشنگتن در خاورمیانه فارغ از اهداف خود به دنبال برقراری توازن استراتریک در خاورمیانه می باشند. در حالی که اس ۳۰۰ را روس ها با مانع تراشی به ایران دادند الان در کنار بستن قرارداد تأسیس چندین نیروگاه هسته ای برای ترکیه، سخن از فروش موشک های اس ۴۰۰ به آنکارا است. مذاکرات فروش سلاح های استراتژیک به ریاض از سوی مسکو نیز جدی است. مراودات چند وجهی روسیه با کشورهای خاورمیانه در کنار تأمین منافع این کشور، به هدف حفظ توازن میان قدرت های منطقه نیز می باشد. در ارتباط با روابط آمریکا با ترکیه و... نیز حفظ توازن در خاورمیانه یک اصل می باشد. توجه نمایم روس ها با مدنظر قرار دادن اهداف و ملاحظات خود، به خاورمیانه بازگشته اند. مسکو در عین رعایت برخی از ملاحظات کشورها، منافع کلان خود با آمریکا را در تحولات مد نظر دارد. دقت داشته باشیم مذاکرات آستانه که مذاکرات ژنو را به حاشیه برد، به ابتکار مسکو، توافق آنکارا، همراهی ایران و با نظارت آمریکا برگزار می گردد. هریک از این کلمات دارای بار سیاسی خاص بوده که در تحلیل ها باید به آن توجه داشت.
 



نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>