دوشنبه 20 آذر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:سه شنبه 7 آذر 1396      9:8
کار در سوریه تمام نشده است

سیاست خاورمیانه‌ای پساداعش ایران

سید احمد حسینی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: باید سنگ بنای محکمی برای نقش منطقه ای خود برجای بگذاریم.

نویسنده: سید احمد حسینی، کارشناس و تحلیلگر ارشد مسائل سیاسی و بین المللی

دیپلماسی ایرانی: با پایان موجودیت سرزمینی گروه داعش در عراق و سوریه، مرحله نوینی از تلاش ها برای ورود به فاز سیاسی و تشریک مشاعی کشورها برای شکل دهی به وضعیت این منطقه و برون رفت از چالشی که دامن کشورها را فراگرفته، آغاز شده است.

نشست روسای جمهور سه کشور ایران، روسیه و ترکیه در سوچی و هماهنگی دیدگاه ها و مواضع این سه کشور در بخش های سیاسی و نظامی رویدادی مهم در ساماندهی و همکاری بین سه کشور است که در صورت موفقیت و پیشرفت می تواند به الگوئی در همکاری های منطقه ای، تبدیل گردد.

تجربه سه کشور یاد شده بخصوص ترکیه که فراز و فرودهای بسیاری داشته و در نهایت به سوی مذاکره روی آورده، موضوع بسیار مهمی است که خروجی آن در قالب مذاکرات آستانه عملا کارکرد مذاکرات ژنو که با پشتوانه سیاسی و تبلیغاتی کشورهای غربی و عربی همراه بود را زیر سوال برده و می رود که فازهای تکمیلی خود برای قرار دادن سوریه در مرحله مذاکرات سوری- سوری و فراهم ساختن تحقق حق تعیین سرنوشت برای مردم سوریه گردد.

اما جمهوری اسلامی ایران با تجربه ها و دستاوردهای ناشی از درک درست، تشخیص و عمل بموقع کار بسیار بزرگی را انجام داده و در عقیم گذاشتن و به بن بست کشاندن سناریوهای خطرناک برای محیط پیرامونی خود به نتایج و دستاوردهای ارزشمندی رسیده است و همگان بر این امر معترفند که اگر ایران نبود، قطعا چنین نیروی منسجمی در برابر نیروهای متحجر و واپس گرا در منطقه، بسیج نمی گردید.

با این حال باید اذعان نمود کار نه تنها پایان نیافته بلکه وارد مرحله دشوار یعنی بخش های سیاسی و مذاکره ای شده ایم و انتظارات بسیاری ایجاد شده بخصوص اینکه اذهان عمومی اشاره و توجه دارد که در پرونده های مختلفی مانند بوسنی، تاجیکستان و غیره سختی ها را تحمل اما هنگام میوه چینی دستاوردهای قابل قبولی نداشته ایم. به همین خاطر اکنون مراقبت و هوشیاری بسیاری لازم است تا منافع ملی را تا آخرین نفس و آخرین سنگر، پیگیر و سنگ بنای محکمی برای نقش منطقه ای خود برجای بگذاریم.

نظر به اهمیت موضوع، ابعادی چند از مختصات و شرایطی محیطی و مقطع زمانی کنونی که در آن قرار گرفته ایم، تشریح و برخی پیشنهادات و راهکارها ارائه می گردد:

سوریه، نقطه کانونی:

برغم اینکه تحولات همه کشورهای منطقه دارای اهمیت و پیچیدگی است اما سوریه برای ایران اهمیتی بنیادی دارد. ایران بعنوان شریکی استراتژیک برای سوریه، نقش بنیادی در جلوگیری از به خطر افتادن حاکمیت ملی و تمامیت ارضی این کشور داشته و سهمی بسیار مهمی در جلوگیری از تبدیل شدن این کشور به سرنوشت لیبی پیدا کرده است.

با این وجود، نقش و حضور ایران در این کشور، پیامدهای بسیاری در تقسیم بندی محور ایرانی-عربی و بحث شیعه و سنی و یا گسترش حوزه نفوذ ایران داشته است. برغم ماجراجوئی و سیاسی کاری برخی کشورهای عربی و از جمله عربستان، گذشت زمان صحنه را شفاف نموده و به تدریج ملت ها و افکار عمومی متوجه پیچیدگی و عمق تحولات این کشور می گردند.

از مرحله کنونی، باید با درایت و هوشیاری، مراقب دشمنی ها و طراحی ها محور غربی- عربی در عرصه سیاسی این کشور بود و اجازه نداد آنچه دشمنان و بدخواهان ملت سوریه در میدان های جنگ نتوانسته اند بدست آورند، در عرصه سیاسی از آن خود سازند.

تجربه سوریه برای چالش های منطقه:

اهمیت دیگر سوریه در آن است که پیشرفت مرحله به مرحله و گام به گام حل بحران و یافتن راه حل برای آن به الگوئی برای سایر موضوعات منطقه تبدیل می شود. این نمونه که با همکاری محوری سه کشور ایران، روسیه و ترکیه دنبال می شود به تدریج نقش همکاری و تعامل در عین داشتن نقاط افتراق و اختلاف را نمایان می سازد و اثربخشی و کارآمدی خود را نمایان می سازد.

طبعا چنین وضعی اثر مستقیم خود را بر بحران هایی مانند یمن، بحرین، قطر و سایر حوزه ها برجای می گذارد و کشوری مانند عربستان سعودی و هم پیمانان آن را در تنگنا قرار می دهد که حل مشکلات و بحران ها نه از طریق پاک کردن صورت مساله و تزریق پول و خریدن افراد و کشتار بیرحمانه مظلومین یمن بلکه روی آوری به شیوه ای متمدنانه و انسانی از طریق گفتگوست.

غلبه عقلانیت بر احساسات:

روشن است که رسیدن وضعیت منطقه و ناکام گذاشتن داعش مرهون یک تلاش جمعی و هم افزائی توان کشورها و بازیگران مختلف است. دور هم جمع شدن ایران، روسیه و بخصوص ترکیه، حادثه ای بسیار بزرگ است که رخ داده و اینکه آنکارا از کجا به این نقطه رسیده است بسیار پراهمیت و آموزنده است.

باید ترک ها را نیز تحسین کرد که در میان گردوغبارهای خاورمیانه و در شرایطی که در معرض نقشه های خطرناک و شوم برخی کشورهای عربی از جمله عربستان سعودی و نیز اسرائیل قرار گرفته و حتی تا مرز تقابل با روسیه پیش رفته بود توانست واقعیت ها را درک نموده و خود را از عواقب خطرناک و ماجراجویانه گذشته دور سازد.

اکنون نیز برخی کشورها مانند پاکستان، مصر و حتی سودان توانسته اند رگه هائی از واقعیت را دیده و حساب خود را بتدریج از رژیم آل سعود جدا سازند. قطعا در آینده کشورهای بیشتری متوجه اعماق حوادث منطقه خواهند شد و فاصله خود را با ماجراجوئی های ریاض بیشتر خواهند کرد.

منافع ملی در عین همکاری:

برغم همکاریهای جمعی، واقعیت این است که هر کشوری برای خود، برنامه و منافعی دارد. اکنون که به این مرحله از بحران سوریه و عراق رسیده ایم بدلیل مزیت هایی است که در بخش های نظامی و امنیتی داشته ایم. در ادامه طبعا مراحل سیاسی و مشارکت های اقتصادی و بازسازی این کشورها خواهد بود و آنجاست که سهم عملی کشورها بروز و ظهور خواهد یافت.

ایران باید برای اهداف خود در این بخش ها، طراحی ها و برنامه های خود را داشته باشد. در مرحله مذاکراتی و سیاسی، باید دوبال قدرت ایران یعنی ساختارهای نظامی و امنیتی با ساختارهای سیاسی و دیپلماسی هم افزائی کرده و قدرت چانه زنی کشور را بالا ببرند. اما در بخش سازندگی و اقتصادی، لازم است همه دستگاه ها و نهادها برنامه ریزی خود را داشته و همه ظرفیت های خود را به کار آورند تا در عمل، سهم شایسته و متناسب با ظرفیتهای کشور را از بازارهای این کشورها نصیب خود سازیم.

هوشیاری در برابر راهبردهای سعودی:

در مقابل گشایش هائی که در حوزه شرق مدیترانه ایجاد می گردد، عربستان سعودی برنامه شیطنت آمیز ایجاد بلوک عربی در برابر ایران را دنبال می کند. برگزاری اجلاس اتحادیه عرب در قاهره آخرین زنجیره از این اقدامات بود که کشورها را حول محور عربی بر علیه ایران بسیج نمایند.

هر چند نمی توان ارزش چندانی برای این اقدام سعودی ها قائل بود اما بهرحال باید برای این قبیل اقدامات سعودی ها، طراحی داشت. تکرار عباراتی همچون دخالت ایران در مسائل منطقه و بی ثبات سازی می تواند خود بخود ادبیات سازی نموده و این موضوع را به مخاطبین القاء نماید که چنین موضوعی واقعیت دارد.

باید دستگاه دیپلماسی با طراحی و برنامه ریزی اجازه ندهد که کشورهای عربی که طیف ها و سلائق گوناگونی را شامل هستند در دامن عربستان قرار گیرند و ریاض فرصت کند که نظم مورد نظر خود را به بهانه مقابله با ایران ایجاد نماید. مناسب است با تک تک کشورها که خوشبختانه اکنون تعداد قابل توجهی از آنها با حکومت سعودی مشکل پیدا کرده اند، صحبت کرد و با لایه های مختلف آنها در تماس بود و واقعیت ها را از نردیک برای آنان بازگو کرد.

ضرورت گفتگو با افکار عمومی کشورهای عربی:

ایران برغم اینکه خویشتنداری و بزرگی می نماید، اکنون فهرست بلند بالائی از دخالت ها، ماجراجوئی ها، دشمنی ها و توطئه های رژیم سعودی بر علیه ملت های منطقه و خودش را در اختیار دارد.

در یک عبارت ساده، حرف های بسیاری برای گفتن هست که واکاوی پروژه خطرناک داعش و جریان های تکفیری یکی از زنده ترین پرونده هائی است که می تواند ماهیت سردمداران و ماجویان سعودی را برای همگان آشکار سازد.

مناسب است صاحب نظران، متخصصین و مقامات ذیربط جمهوری اسلامی ایران طبق برنامه ای هدفمند، بخش های پنهان و ماهیت رفتار سعودی ها را برای افکار عمومی کشورهای منطقه بازگو نمایند تا شفاف سازی و آگاه سازی لازم صورت گیرد.

خوشبختانه علاوه بر ایران، اکنون صداهای خوبی از درون کشورهای عربی مانند عراق، لبنان، قطر، مصر و غیره در مورد اهداف کینه توزانه و آتش افروزانه سعودی ها در پرونده مختلف شنیده می شود که برای همگان عبرت آموز است و ثابت می کند این نه ایران بلکه نظام سعودی است که با سوء استفاده از جایگاه میزبانی حرمین شریفین، آتش به جان ملت های مظلوم انداخته است. 



نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>