چهارشنبه 22 آذر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:شنبه 11 آذر 1396      9:16
در پایتخت شوراها خبری از جشن نیست

صد سالگی انقلاب اکتبر؛ از روسیه تا ویتنام

ماندانا تیشه‌یار در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: هر چقدر روس‌ها تلاش کردند تا بی‌تفاوت و بی‌سروصدا از کنار سالگرد انقلاب اکتبر بگذرند، ویتنامی‌ها همچنان قضیه را جدی گرفته و جشن‌های انقلاب را با شکوه تمام برگزار کرده بودند.

نویسنده: ماندانا تیشه یار، عضو هیات علمی موسسه آموزش عالی اکو دانشگاه علامه طباطبایی

دیپلماسی ایرانی: به پیشنهاد جناب آقای دکتر عباس ملکی، از ماه ها پیش سر آن داشتیم که نشستی علمی با حضور استادان برجسته ایرانی و ترکیه ای برگزار کنیم و به بررسی انقلاب روس ها و تاثیر آن بر جوامع دو کشور همسایه شان بپردازیم که نشد؛ نه در تهران و نه در آنکارا. در اینجا کمتر کسی حوصله بحث های تاریخی و دردسرهای آن را داشت و در آنجا از هنگام کودتا تاکنون، راه های همکاری های دانشگاهی دشوارتر شده است. با این همه، دکتر حسینی تقی آباد ابتکار خوبی به خرج داد و از شماری از اندیشمندان علوم سیاسی، تاریخ و روابط بین الملل خواست که هر یک نوشته ای به این مناسبت بنویسند و در تلاش است تا پایان سال ۲۰۱۷ این مجموعه را به چاپ رساند.

من اما امسال بخت آن را داشتم که در حوالی صد سالگی انقلاب اکتبر روسیه، به دو شهر مسکو و هوشی مینه سفر کنم. در سفرهای کوتاهم به پایتخت های شورویایی ها و ویت کنگ ها با شگفتی دریافتم که هر چقدر روس ها تلاش کردند تا بی تفاوت و بی سروصدا از کنار سالگرد انقلابی که صد سال پیش انجام داده بودند، بگذرند، ویتنامی ها همچنان قضیه را جدی گرفته و جشن های انقلاب را با شکوه تمام برگزار کرده بودند.

در سرمای منفی چهار درجه مسکو، حال و هوای شهر بیشتر گویای تلاش شهرداری برای آماده سازی پایتخت برای جام جهانی فوتبال ۲۰۱۸ بود. آسفالت خیابان ها تعمیر شده و جدول ها در دست رنگ آمیزی بودند. تابلوهای راهنما نیز از فرودگاه گرفته تا نام خیابان ها و حتی برخی فروشگاه ها ترجمه انگلیسی پیدا کرده بودند. متروی مسکو که همیشه جایی بود برای سردرگمی آن هایی که روسی نمی دانستند، حالا به ناگهان نقشه های ایستگاه هایش دوزبانه شده و از بلندگو نیز نام ایستگاه ها به روسی و انگلیسی تکرار می شدند.

اما همین که از غربی ترین مرزهای قاره کهن به سوی آخرین نوار باریک سرزمینی در شرق آسیا رفتیم، نه تنها دمای هوا ۳۰ درجه افزایش یافت، بلکه شور و حال مردم برای پاسداشت ارزش های انقلابی فزونی گرفت؛ ارزش هایی که بیشترین تاثیر را بر سرنوشتشان از هنگام استقلال تاکنون داشته است. این را می شد در پرچم های سرخ داس و چکش دید که در کنار پرچم های ستاره طلایی ویتنام در سراسر شهر به چشم می خوردند. جالب آنکه، این جشن ها با گردهمایی سران کشورهای آسیا ـ اقیانوس آرام در ویتنام همزمان شده بودند که روسای جمهور روسیه و آمریکا نیز در آن شرکت کرده بودند.

پرچم های سرخ سوسیالیستی در کنار تابلوهای سفید و آبی خوش آمد گویی به سران اَپک، ترکیب عجیب و غریبی در شهر درست کرده بود. البته آنچه بیش از همه به چشم می آمد، پوسترهای لنین در حال سخنرانی در میدان سرخ با نمایی از مناره های کلیسای سنت باسیل بود. در چند جای شهر نیز نمایشگاه های بزرگ عکس های تاریخی به مناسبت هفتادمین سالگرد روابط روس ها و ویتنامی ها برپا بود.

یکی از سران دانشگاه های دولتی روسیه برایم تعریف کرد که پیش از ورود هیات دانشگاهی روس به شهر هوشی مینه، برای شرکت در گردهمایی سالانه شبکه دانشگاه های راه ابریشم - که هیات دانشگاه علامه طباطبایی نیز به عنوان یکی از بنیانگذاران این شبکه برای شرکت در همین برنامه راهی هوشی مینه شده بود - به شهر هانوی رفته و در مراسم بسیار باشکوه ویتنامی ها به مناسبت انقلاب اکتبر روسیه، شرکت کرده بود. او که خود استاد زبان شناسی است، از میزان تسلط ویتنامی ها به روسی و خواندن سرودها و اجرای نمایش های انقلابی به این زبان بسیار تحت تاثیر قرار گرفته بود و با تاسف، سیاست کشورش در عدم توجه به گسترش روابط با ویتنام را نقد می کرد.

من هم دل به دلش دادم و گفتم امسال میدان سرخ در ماه اکتبر سوت و کورتر از آن بود که انتظار داشتم و بر در و دیوار شهر، بیش از هر چیز، پوسترهای بازیکنان پا به توپ به چشم می خورد. گفتم همیشه در این سال ها به خودم می گفتم چه خوب که پس از فروپاشی شوروی، روس ها واقع گرایانه اجازه داده اند تابلوهای باشکوه و قدیمی داس و چکش همچنان بر سردر بسیاری از ساختمان های دولتی بماند و گویای بخشی از تاریخ نه چندان دور این ملت باشد؛ اما برایم جای تعجب داشت که چرا نهادهایی مانند آکادمی علوم روسیه، سلسله نشست هایی را از آغاز سال ۲۰۱۷ در کشورهای گوناگون جهان برگزار نکردند تا به ابعاد گوناگون این انقلاب بپردازند. هرچه باشد، این انقلاب نه یک کشور، بلکه یک جهان را تکان داد. سرش را گاهی به نشانه تایید و گاه به نشانه تاسف تکان می داد. خواستم دلداری اش بدهم، گفتم ناراحت نباشید، لابد جشن دویستمین سالگرد انقلاب را باشکوه تر برگزار خواهند کرد! با صدای بلند خندید و گفت: درسته! احتمالا تا آن زمان آدم های عاقل تری پیدا خواهند شد!

من اما همچنان در ذهنم در حال مقایسه جوامع این دو کشور، سرنوشتشان و داستان روابطشان با غرب بودم. روس ها از هنگام انقلاب رفته رفته در ابعاد سیاسی، اقتصادی و به ویژه نظامی به رقابت ایدئولوژیک با غرب و سامانه سرمایه داری پرداختند و مسابقه تسلیحاتی را در بیرون و فشارهای ایدئولوژیک را در درون تا آنجا پیش بردند که سرانجام اقتصادشان ورشکسته شد و جامعه شان عطای ایدئولوژی را به لقایش بخشید و همه چیز به ناگهان فروپاشید.

ویتنامی ها نیز از هنگام استقلال دو دسته شدند: ویت کنگ ها که با گرایش های لنینیستی از پشتیبانی شوروی و چین برخوردار بودند، اگرچه توانستند شاخ ابرقدرت آمریکا را در سال های طولانی جنگ بشکنند، اما این پیروزی - اگر بشود نامش را پیروزی گذاشت - به قیمت جان سه میلیون نفر، زخمی شدن دو میلیون نفر، ناپدید شدن ۳۰۰ هزار نفر و نیز معلولیت هزاران کودک ویتنامی به خاطر بمب های شیمیایی آمریکایی ها به دست آمد. دیدن موزه جنگ ویتنام، هر بیننده ای را به تاثر وامی دارد. من دو، سه غربی را دیدم که به تصاویر جنایات آمریکایی ها نگاه می کردند و می گریستند.

دانشجویان دانشگاه ما که در بخش اتحادیه دانشجویان راه ابریشم در این برنامه شرکت کرده بودند، برایم گفتند که دانشجویان ویتنامی بسیار پرغرور گفته اند که ما نظام سرمایه داری را شکست دادیم. گفتم خوب بود از ایشان می پرسیدید حالا پس از چهار دهه که آمریکا و سرمایه داری را شکست داده اند، چند شرکت ویتنامی در سراسر آمریکا هست و چند شعبه مک دونالد، برگرکینگ، پیتزاهات، استارباکس و... در ویتنام باز شده؟

هوشی مینه هرچند غرق در پرچم های سرخ و شعارهای آتشین بود، اما انگار عمر شعارها گاه از عمر سیاست ها و رفتارها طولانی تر است. این را می شد از شمار بالای نام سایگون (نام پیشین شهر) که بر تابلوی بسیاری از مغازه ها نشسته بود نیز فهمید که دیگر دوران انقلابی گری به سر رسیده است. به خیابان ها که نگاه می کردی، سیل موتورسواران در کنار خودروهای آخرین مدل و خانه های کوچک و قدیمی در سایه برج های بلند و مدرن، ترکیبی غریب از یک جامعه در حال گذار را به نمایش درآورده بودند. شهر، شهر کافه ها و رستوران هاست که گاه تا صبح پذیرای گردشگران غربی اند. از جمهوری سوسیالیستی ویتنام، امروز تنها نامی بر جای مانده است و بس.

به نظر می رسد کاری که ارتش آمریکا با آن همه کبکبه نتوانست طی سال ها در این کشور انجام دهد، شرکت های آمریکایی که پیشقراولان سامانه سرمایه داری هستند، بی هیچ جنگ و خونریزی توانسته اند به انجام برسانند. نه شمار بالای بمب های هسته ای آمریکا، شوروی را از پای درآورد و نه بارش هزاران تن بمب ناپالم در اراده ویتنامی ها خللی وارد کرد. در جهان امروز، آن کسی برنده است که از ابزار قدرت نرم بهتر بهره جوید.



نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>