چهارشنبه 22 آذر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:چهارشنبه 22 آذر 1396      9:30
باید قبل از این کار از کار بگذرد کاری کرد

تولد نظام جدید عربی

آن چه در منطقه عربی می گذرد، زایمانی قبل از تولد نظام منطقه ای و عربی جدید، منطبق با منطق مناطق اجتماعی بر اساس شکاف های طایفه ای و دینی و نژادی و مذهبی بر اساس سیاست های محورها و پیمان های موفقتی است.

نویسنده: سید علی

دیپلماسی ایرانی: به گمان من آن چه در منطقه عربی می گذرد، زایمانی قبل از تولد نظام منطقه ای و عربی جدید، منطبق با منطق مناطق اجتماعی بر اساس شکاف های طایفه ای و دینی و نژادی و مذهبی بر اساس سیاست های محورها و پیمان های موفقتی است. به عبارت دیگر نظام رسمی فعلی عربی سقوط می کند. در نتیجه آن منطقه نیازمند به مبانی متفاوتی نسبت به مبانی ای است که بر اساس آن منطقه از قرن گذشته حکومت می کرده به ویژه بعد از آن که همه شعارها از بین رفتند.

در این چارچوب است که رئیس ستاد ارتش اسرائیل با وبسایت عربستانی ایلاف، به عنوان نخستین وبسایت عربی که با یک مقام اسرائیلی مصاحبه می کند، گفت وگو می کند و فاش می کند که در پشت پرده در طول این سال ها چه گذشته است، به ویژه از زمانی که اتفاقات موسوم به بهار عربی روی داد و ساختار منطقه را دگرگون کرد، چیزی که به خاورمیانه بزرگ یا جدید معروف شده است. شاید همان جزئیات نباشد اما می بینیم که جغرافیای جدیدی در حال تحقق است، جغرافیایی که شیمون پرز در کتاب خود با عنوان خاورمیانه بزرگ در سال 1993 دیده بود. در آن جا شیمون پرز خیلی ساده اسرائیل را یک کشور طبیعی در منطقه می بیند که منطقه را با عقلا و کارشناسان علمی خود اداره می کند و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس پول پروژه های کلانش را می پردازند. در نگاه او مصر نیروی کار این پروژه هاست. این دقیقا همان رویکردی است که امریکا از زمان آیزنهاور دنبال کرده است.

مدت ها پیش تسیپی لیونی در کنفرانسی در کانادا گفته بود که نقشه جهان عرب از یک قرن پیش ترسیم شده و اکنون اجرای آن آسان شده است. به این ترتیب تظاهراتی که در خیابان ها و میدان ها برگزار شد و شعار (ملت سقوط حکومت را می خواهند) سر داده شد صحیح نبوده، اما نخستین اقدام ها برای درهم کوبیدن نظام منطقه ای قدیم و آغاز تشکیل نظام جدید بوده است. با وجود تلاش هایی که بعضی سازمان های مجری برای تطبیق متغیرهای خیابان ها و میدان ها انجام دادند، بعضی اشتباهات روی داد که طرح امریکایی ها برای بعضی حکومت ها طول کشید. آنها حساب نکرده بودند که آینده را نمی توان با ابزارهای گذشته رقم زد.

در این میان عده ای دیگر خواستار بازسازی منطقه بر اساس وضعیت جدید میدانی کاملا مشابه با همان تاکتیک هایی شدند که اسرائیل از زمان تاسیسش تا کنون دنبال کرده است. تا کنون بعضی حکومت ها گمان می کنند که وضعیت خود را با پاییز بهار عربی بهبود بخشیده اند. ایستادگی بعضی از آنها سبب شد تا بعضی دیگر به اشتباه مصونیت را از آنها بگیرند، این باعث شد که آنها به دنبال عقد قراردادهای کلان تسلیحاتی بروند یا پایگاه های خارجی را در خاک خود بپذیرند. در حالی که کشورهای بزرگی که خود را درگیر ایجاد شکاف در عراق و سوریه و یمن کرده بودند عناصر فعالی را به وجود آوردند که جدای از کشورها بودند، آنها شبکه های تازه ای مثل داعش را تشکیل دادند. به جای این که کشورها و سازمان های عربی این نشانه ها را دریابند، و خود را مطابق با اوضاع جدید بازسازی کنند، بر شکاف ها و اختلاف های مذهبی افزودند و خود را اسیر فتنه ها و توطئه ها کردند. حتی بعضی از آنها زخم های کهنه را تحریک کردند و برادران جدید خود را به دشمنان قدیم امت تبدیل کردند. آنها بدون این که از اشغال عراق توسط امریکا درس بگیرند، در کمال حماقت جنگ های نیابتی را آغاز کردند. در حالی که می بایست تغییرات به دست ما و اراده خود ما صورت بگیرد آنها را از بیرون به ما تحمیل کردند. همان طور که علی عبدالله صالح، رئیس جمهوری وقت یمن گفت، قبل از این که ما را حلقه آویز کنند خودمان خودمان را حلقه آویز کردیم.

در این چارچوب اتحادیه عرب هدف خود از تاسیسش که بعد از جنگ جهانی دوم بر اساس آن هدف، تاسیس شده بود، فراموش کرد. اتحادیه عرب تقریبا حتی در حل منازعات دو جانبه کشورهای عربی ناکام بوده است. اتحادیه عرب نه تنها نتوانست در قضیه فلسطین به عنوان طرفی از آن کاری از پیش ببرد بلکه حتی نتوانست بعضی توافقات مربوط به امور فلسطینی را به سرانجام برساند. به این ترتیب اتحادیه عرب که همچنان همان ردای عربی سابق را بر تن داشت نه تنها نتوانست در بازسازی نقش خود و اعضا بر اساس واقعیت های جدید موفق عمل کند بلکه حتی نتوانست در تجربیاتی که منطقه از سر گذراند اعم از دوران استبدادی بعث، کمونیسم، اسلام گرایی، پادشاهی ها و جمهوری ها، و حتی کودتاهای متعدد که همگی آنها منطقه را تحت تاثیر خود قرار دادند، نقشی ایفا کند و از هر گونه نقش آفرینی کاملا به دور بود.

همچنان دولت مدنی راه حل اساسی مشکلات حکومت هاست، این تنها نمونه قابل اجراست که کل منطقه با وجود همه تجربیاتش از قبول آن سر باز می زند. همچنین قطع ارتباطی که میان راس با پایه یا به عبارت دیگر رهبری با مردم در جهان عرب داشته، همچنین نبود ابزار لازم برای تغییر مسالمت آمیز قدرت از طریق انتخابات همواره نقطه تنش دائمی بوده است. با وجود تمامی نکات سلبی دولت های مدنی مدرن، از دولت های قانونی گرفته تا نهادها، دولت مدنی می تواند تنها راه حل برای حکومت های کهنه عربی باشد. رفتن به سمت دولت مدنی نخستین گام است برای این که غیرمنطقی است که از نظام عربی جدیدی صحبت کنیم در حالی که صلاحیت نظام های قدیمی به پایان رسیده است. این رویکرد می تواند جایی برای خود در نظام جدید منطقه ای که تمامی طرف های آن به سود ایران و ترکیه بازی می کنند، دست و پا کند.

همه اینها در حالی است که خلاء بزرگی طی 10 سال گذشته شاهد بوده ایم، معروف است که خلاء ماجراجویان را وسوسه می کند، مصیبت این است که تولد نظام جدید در بدترین مرحله از تاریخ عرب و منطقه رقم می خورد، جهان عرب باید قبل از آن که کار از کار بگذرد، کاری کند!

منبع: الاهرام / ترجمه: علی موسوی خلخالیچ

انتشار اولیه: دوشنبه 6 آذر 1396 / انتشار مجدد: چهارشنبه 22 آذر 1396



نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>