چهارشنبه 5 ارديبهشت 1397

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:جمعه 29 دى 1396      9:52
هشتاد و هشتمین بخش از کتاب «اسرار جعبه سیاه»:

ایده عدم دخالت در جنگ داخلی لبنان از کجا آمد؟

سه ماه در مصر ماندم، برای این که عمل جراحی انجام دهم و استراحت کنم. این دوری از عرصه سبب شد تا به شکل آسوده ای درباره تحولات جنگ داخلی لبنانی و ابعاد آن فکر کنم. از این نقطه فکری ام بود که به بیروت برگشتم تا با قدرت مساله عدم درگیر شدن در جنگ داخلی را مطرح کنم.

دیپلماسی ایرانی: قرن بیستم به گفته بسیاری از مورخان، قرن تحول های شگرف بوده است. قرنی که در آن جنگ های بی نظیر تاریخ نظیر جنگ های جهانی اول و دوم رخ دادند و تاریخ بشریت به دست افراد و سیاستمدارانی که هر کدام طرحی برای رسیدن به مصالح و منافع خود داشتند، تغییرات شگرف یافت که مسیر طبیعی بسیاری از امت ها و کشورها را تغییر داد. در این میان تقسیم جهان به جهان غرب و جهان سوم تعابیری نامتجانس به وجود آورد که از درون این تناقضات افراد تحول خواهی ظهور کردند که در حقیقت می خواستند در برابر خواسته ها و طرح های منفعت طلبانه جهان غرب بایستند. افرادی که آرمان خواهانی بودند که گمان می کردند آرمانشان آن قدر قدرت دارد تا بتواند در برابر قدرتبل های بزرگ جهان بایستد و رویای مدینه فاضله آنها را تحقق بخشد. کتاب "اسرار جعبه سیاه" گفت وگو با چهار نفر از همین آرمان خواهانی است که تلاش کردند به خیال خود قدرت های بزرگ را وادار به تسلیم در برابر اراده آهنین خود کنند. افرادی که جهان غرب آنها را تروریست های بین المللی نه آرمان خواه می داند. در این جا بخش هشتاد و هشتم این کتاب را می خوانید:

فصل چهارم

نقش فلسطینی ها در جنگ داخلی لبنان

در سال 1978 بعد از پایان جنگ در لبنان انتقال بزرگی صورت گرفت. بار دیگر جوانان متوجه جنوب شدند، در آن جا بخشی از جوانان بریگادی را تشکیل دادند که از لحاظ هوشیاری و انضباط در سطح نظامی با تمامی نیروهای دیگر متمایز بود. در این بریگاد جوانانی از ما بودند که با بریگادهای دانشجویی برای کار در جنوب برای کمک به افراد فعال در آن جا از طریق روستاها و روابط و شبکه هایی که ما در آن جا کار می کردیم، ارتباط داشتند تا این که در سال 1978 جنوب لبنان اشغال شد. در پی این اشغال انتقال بزرگی در نوع خود از لحاظ تفکر سیاسی به وجود آمد، به این ترتیب که تحمیل اشغال جنوب به ما مقاومت لبنانی را آغاز کرد، به این ترتیب ما لبنانی ها می بایست در مبارزه تحت لوای جنبش فلسطینی ادامه می دادیم، برای این که فلسطینی ها به سمت ژنو و تصاحب خودگردان ملی متمایل شده بودند، و ما نمی توانستیم تحت شعار خودگردان ملی و کشوری برای فلسطین مبارزه کنیم. ما می توانستیم تنها تحت شعار آزادسازی فلسطین بجنگیم، اما فرصت اشغال جنوب لبنان این فرصت را به ما داد که در فضای بزرگتری برای پر کردن فضای بزرگتر برای مشارکت قوی تر در جنگ مشارکت کنیم. و به جای آن که در نتیجه شعارهای اشتباه در تنگنا قرار بگیریم، پیشرفت قوی تر و بیشتر می شد و سطح مبارزه در نتیجه اشغال اسرائیلی بالاتر می رفت. برای همین فورا طرح ایجاد مقاومت لبنانی مطرح شد، و تماس با جوانان لبنانی اول از همه در فتح و با مجموعه هایی در طرابلس در مقاومت مردمی که «ابو عربی» مسئول آنها بود، همچنین با مجموعه های جنبش انقلابی لبنان و مجموعه های کمیته مردمی آغاز شد. همه این مجموعه ها در فلکه مقاومت می چرخیدند.

چه کسی در جنبش انقلابی بود؟

در آن منذر شبو، مجموعه کوچک اما خشنی بود. همه این جنبش ها تلاش می کردند در چارچوب مقاومت لبنانی قیام کنند و تا اندازه ای هم که بد نبود، موفق شدیم، برای این که بیشتر از یک پایگاه در جنوب داشتیم، برای هر کدامشان ممکن بود که به تنهایی سه برابر همه نیروهای جنبش ملی نیرو جمع کند. بیش از 120 نیروی مبارز در جنوب داشتیم در حالی که جنبش ملی جز چند ده نفر نیرو نداشت. و در خلال آماده سازی و آماده کردن این مقاومت، امکانات از هیچ جا جز از راه فتح نمی آمد. اما انتقال به مرحله انقلاب فضای بزرگتری را برای این نیرو ایجاد کرد.  

آیا در جنگ داخلی لبنان هم شرکت کردید؟

در روز اول، روز حادثه عین الرمانه در 13 آوریل، کمیته مرکزی جنبش فتح در دمشق جمع شده بودند و از آن قتل عام مطلع شد، بنابراین دستوری آمد که به حزب کتائب که این قتل عام را انجام داده بود، فورا واکنش نشان دهیم. این کار را بیش از یک طرف انجام داده بود، من روی ساخت مین های جاده ای کار می کردم، و در حین کار گذاشتن یکی از آنها حادثه ای برایم پیش آمد و منفجر شد، بعد از آن از عرصه برای درمان بیرون آمدم و سه ماه تحت درمان ماندم.

این مین را کجا می خواستید جاسازی کنید؟

نزدیک خانه کتائب در عین الرمانه، در واکنش به قتل عامی که انجام داده بودند اما در پی اتفاقی که برایم افتاد نتوانستیم کاری کنیم. در ابتدا در بیمارستان المقاصد درمان شدم اما روند درمان خوب نبود، بعد به مصر رفتم، سه ماه آن جا ماندم، برای این که عمل جراحی انجام دهم و استراحت کنم. این دوری از عرصه سبب شد تا به شکل آسوده ای درباره تحولات جنگ داخلی لبنانی و ابعاد آن فکر کنم. از این نقطه فکری ام بود که به بیروت برگشتم تا با قدرت مساله عدم درگیر شدن در جنگ داخلی و امکان مذاکره و خروج از آن برای بازگشت به جنگ با دشمن صهیونیستی را مطرح کنم. همیشه هم در مجله «الوطنی» و «الارض» بر اساس این دیدگاه می نوشتم.

ادامه دارد...



کلمات کلیدی : اسرار جعبه سیاه
نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>