پنجشنبه 3 خرداد 1397

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:شنبه 21 بهمن 1396      10:5
نودو یکمین بخش از کتاب «اسرار جعبه سیاه»:

آیا حزب الله لبنان در بحث گروگان گیری دخالت داشت؟

انیس نقاش: این یک قضیه سازمانی است. قضیه سازمانی امنیتی و خیلی پیچیده، که ربطی به «حزب الله» ندارد.

دیپلماسی ایرانی: قرن بیستم به گفته بسیاری از مورخان، قرن تحول های شگرف بوده است. قرنی که در آن جنگ های بی نظیر تاریخ نظیر جنگ های جهانی اول و دوم رخ دادند و تاریخ بشریت به دست افراد و سیاستمدارانی که هر کدام طرحی برای رسیدن به مصالح و منافع خود داشتند، تغییرات شگرف یافت که مسیر طبیعی بسیاری از امت ها و کشورها را تغییر داد. در این میان تقسیم جهان به جهان غرب و جهان سوم تعابیری نامتجانس به وجود آورد که از درون این تناقضات افراد تحول خواهی ظهور کردند که در حقیقت می خواستند در برابر خواسته ها و طرح های منفعت طلبانه جهان غرب بایستند. افرادی که آرمان خواهانی بودند که گمان می کردند آرمانشان آن قدر قدرت دارد تا بتواند در برابر قدرتبل های بزرگ جهان بایستد و رویای مدینه فاضله آنها را تحقق بخشد. کتاب "اسرار جعبه سیاه" گفت وگو با چهار نفر از همین آرمان خواهانی است که تلاش کردند به خیال خود قدرت های بزرگ را وادار به تسلیم در برابر اراده آهنین خود کنند. افرادی که جهان غرب آنها را تروریست های بین المللی نه آرمان خواه می داند. در این جا بخش نود و یکم این کتاب را می خوانید:

تو به مسائل امنیتی پرداختی، ابو الحسن سلامه کیست؟ اهمیتش در چه بود؟ و آیا او را می شناسی؟

ابو حسن سلامه اهمیتش این بود که رئیس دستگاه امنیت برای حمایت از رهبری و دستگاه امنیتی بود که روابط داخلی و خارجی داشت، او در نوع خود نقشی بارز در یکی از دستگاه های «سپتامبر سیاه» ایفا کرد، برای این که «سپتامبر سیاه» هیچ کس مسئول آن نبود جز یک دستگاه.

آیا «ابو ایاد» مرجع اصلی «سپتامبر سیاه» نبود؟

نه، مثلا عملیات وصفی التل را خودش بر عهده گرفته بود و آن را برنامه ریزی کرد و آماده کرد و ابو یوسف النجار از لبنان را برای انجام آن توجیه کرد، عملیات مونیخ را ابو ایاد پشتش بود، عملیات فرودگاه اللد را نیز ابو ایاد پشتش بود. عملیات دیگری را هم اجرا کرد که در آن ابو حسن در آن سهیم بود، مثل عملیات تریستا در ایتالیا. برای همین هر دستگاهی عملیات مشخصی را تحت اسم «سپتامبر سیاه» انجام می داد.

و حتی عملیات مونیخ که در آن ابو داوود شرکت کرده بود؟

بله.

بعد از این که جنگ داخلی تمام شد شما چه کردید؟

وقتی که جنگ تمام شد خیلی خوشحال شدیم، برای این که اولین کاری که کردیم این بود که نیروها را به سمت جنوب هدایت کردیم، و به جنگ با دشمن صهیونیستی برگشتیم و جنگمان با آن را آغاز کردیم، مرحله گذشته که مرحله بدی بود با توانایی هایی که تلف شد و قربانیانی که داد را ارزیابی کردیم و از آن گذشتیم، اما کسی نمی توانست از آن فرار کند، به این دلیل که تصمیمی امریکایی – اسرائیلی با طرف های لبنانی وجود داشت برای این که جنگ را لبنانی کنند و در داخل لبنان متمرکز کنند تا وضعیت فلسطینی تضعیف شود.

چه تحصیلاتی داشتی؟

من از دانشگاه مهندسی دکور فارغ التحصیل شدم و در سال 1976 دفترم را افتتاح کردم. با وجود وضعیت امنیتی در لبنان، بعضی کارها را انجام می دادم.  

و امروز چه کار می کنی؟

کار آزاد تجاری انجام می دهم.

بعد از این تجربه طولانی چه بر جا گذاشتی؟ آیا این تجربه بعضی وقت ها احساس تلخی هم برایت گذاشته است؟

احساسی که باعث می شد من را به انجام این کار وادارد احساس وظیفه بود. بیشترین چیزی که باعث می شد من از نمونه های عربی بدم بیاید عدم انجام وظیفه و شانه خالی کردن و از صحنه عقب نشینی کردن بود. بنابراین اگر انسان به وظیفه خود عمل نکند همه زندگی برای او بی اهمیت و احمقانه خواهد بود، به ویژه در قضایای بزرگ میهنی، این احساسی بود که همیشه از زمان کودکی تا زمانی که عمری از من گذشت با من بود، افراد بسیاری امکاناتی داشتند اما کاری نکردند، در نتیجه احساس رضایت داشتم به این که من وظیفه ام را به شکل خوبی انجام دادم. اگر تلخی هم بود تلخی ای بود که بعضی وقت ها برایم تجربه شد، که البته ضعیف هم بود، به دلیل عدم شناخت آن. ای کاش تجربه بیشتری داشتیم.

امروز کار امنیتی را رها کرده ای؟

بله، دیگر فعالیت خاصی ندارم، نه به دلیل این که تمایلی برای آن ندارم بلکه به دلیل وضعیت موضوعی و تشکیلات سیاسی موجود به چیزی بر نخوردم و فرصتی برای این کار ایجاد نشد کما این که انگیزه ای هم نیست.

آیا با «حزب الله» ارتباط هم داری؟

ابدا.

نه سازمانی و نه غیرسازمانی؟

به هیچ وجه.

آیا با دستگاه های ایرانی ارتباطی داری؟

ابدا.

آیا اعتقاد داری که ایران با قضیه گروگان گیری در لبنان ارتباط داشت؟

فضایی که بعد از ربودن گروگان ها و دیپلمات های ایرانی حاکم شده بود، و فضای عمومی ای که بر لبنان گذشت، باب دخالت برای درگیری را فراهم می کرد. سوالی که الآن مطرح است این است که آیا طرف های ایرانی تحریک می کردند یا تایید برای استفاده از این موضوع را می کردند؟ در این شکی نیست. اما آیا این یک تصمیم سیاسی از طرف حکومت بود؟ من فکر نمی کنم، برای این که بسیاری در موقعیت های اصلی در ایران بودند که اساسا نسبت به این موضوع بی تفاوت بودند. به عبارتی آنها اصلا در مرحله اتخاذ هیچ گونه تصمیم سیاسی نبودند.

اعتقادی وجود دارد که «حزب الله» پشت این گروگان گیری بود؟

بر اساس اطلاعات من، یک امر خیلی قاطعی وجود دارد، و آن این که مجموعه هایی بودند که در فضای مشخصی کاری را می کردند، آنها هیچ ارتباط سازمانی با «حزب الله» نداشتند. این امر قطعی و نهائی است. الآن این مجموعه ها از عرصه مخفی شده اند، و عناصرشان هم متفرق شده اند. بعضی از آنها به «حزب الله» پیوستند، بعضی دیگر به آن نپیوستند. این بحث دیگری است. اما حزب مسئولیتی ندارد، در هر شکلی، مسئولیتی چه از لحاظ سیاسی و چه از لحاظ عملی در این موضوع ندارد.

آیا این یک قضیه پیچیده امنیتی است؟

این یک قضیه سازمانی است. قضیه سازمانی امنیتی و خیلی پیچیده، که ربطی به «حزب الله» ندارد.

هر دستگاهی که ضرورتا محلی هم ممکن است نباشد؟

نه، ضرورتا نیست، به عبارتی منافع و دستگاه های مختلف دخالت کردند تا به قدرت های خارجی فشار بیاورند و بازی متوازنی را میان قدرت ها در آن روزها به وجود آورند. اگر بگوییم قدرتی خارجی در لبنان وجود داشت، قدرت هایی بودند که از طرف های مشخصی حمایت می کردند، که لازم بود به آنها واکنش نشان داده شود، قضایا در منطقه خاورمیانه خیلی بزرگ است.

آیا می توان گفت تو در آزادی گروگان ها سهیم بودی؟

به طریقی، بله. با نزدیک کردن دیدگاه ها و مذاکراتی که در زندان انجام شد، ما در چارچوبی قرار گرفتیم که این عملیات تسهیل شد.

آیا عفوی که از سوی میتران برای تو صادر شد به شرط عدم ورودت به فرانسه بود؟

بله، با این تضمین صادر شد که من تا 10 سال وارد فرانسه نشوم، به عبارتی من ممنوع از ورود به فرانسه هستم. امروز این مدت تمام شده است و من مواضع دولت فرانسه را نسبت به آن نمی دانم.

ادامه دارد...



کلمات کلیدی : اسرار جعبه سیاه
نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>