دوشنبه 30 بهمن 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:دوشنبه 23 بهمن 1396      9:51
سیاست یک بام و دوهوای دیپلماسی

مقاومت کنیم، آمریکا عقب‌نشینی می‌کند

احمد بخشایش اردستانی در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی معتقد است که دولت به جای مدیریت و حل بحران های کشور در حال دامن زدن و پررنگ کردن بحران های کشور است. به طوری که دولت از طریق مسائلی مانند پیشنهاد بنزین 1500 تومانی تا عدم مدیریت و کنترل دلار 4800 تومانی و غیره دست به ایجاد شرایطی زده است که بتوان از دالان فشارهای اقتصادی بر مردم، افکار عمومی داخلی را به انجام مذاکرات موشکی وادار کند.

عبدالرحمن فتح الهی – بعد از آخرین مواضع ترامپ در خصوص برجام و پذیرش شروط 4 گانه در فرصت 120 روزه از جانب ایران، کاخ سفید تحرکات دیپلماتیک معناداری را در همراه کردن جامعه جهانی و به خصوص اروپایی ها با خود، شروع کرده است که در برخی از موارد هم به نتایجی هم دست یافته اند و نمونه بارز آن تشکیل کمیته اصلاح برجام است؛ اگر چه که وزارت امور خارجه و شخص سخنگو از تشکیل چنین کمیته ای اعلام بی اطلاعی کرده است. از همین رو نیز بررسی تحولات و اقدامت معنادار دیپلماتیکی آمریکا در خصوص اصلاح برجام و محدود کردن توان موشکی ایران و نیز تحلیل واکنش های سیاست خارجی ایران در خصوص این اقدامات موضوع گفت و گوی دیپلماسی ایرانی  بااحمد بخشایش اردستانی، دکترای علوم سیاسی دانشگاه "نیو ساوت ولز" استرالیا، نماینده مجلس نهم و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، کارشناس مسائل بین الملل و پژوهشگر امنیت، استاد دانشگاه و استاد تمام 26 رشته علوم سیاسی، دبیر و عضو شورای عالی انجمن اسلامی فارغ التحصیلان قاره اروپا، اقیانوسیه و آمریکا و مولف آثاری چون "اصول علم سیاست"، "نظام های سیاسی مقایسه ای"، "درآمدی بر فن دیپلماسی و حقوق دیپلماتیک" است که در ادامه می خوانید:

بعد از تعلیق تحریم های هسته ای توسط ترامپ در 12 ژانویه، وی اعلام کرد در یک فرصت 120 روزه ایران باید 4 شرط کاخ سفید را در خصوص اصلاح برجام و نیز محدود کردن فعالیت های موشکی خود بپذیرد؛ در غیر این صورت توافق هسته ای دیگر از جانب آمریکا مورد تایید نخواهد بود. در این راستا هم بعد از 12 ژانویه ترامپ  دست به اقدامات معنادار دیپلماتیکی در خصوص همراه کردن جامعه جهانی و به خصوص اروپایی ها با مواضع خود زده که تا مرحله تشکیل کمیته مشترک اصلاح برجام هم پیش رفته است؛ در سایه نکات یاد شده، ارزیابی شما از مجموعه اقدامات کاخ سفید در این 24 روز بر علیه برجام و توان موشکی کشور چیست؟

ابتدا به ساکن باید دو نکته را در خصوص برجام یادآور شد. اول این که قبل از این که برجام به نفع ایران باشد به نفع اروپا و به خصوص آمریکا بوده است. چرا که ایران همواره تمایل به افزایش توان هسته ای خود دارد، اما به دلیل فتوای مقام معظم رهبری در خصوص تحریم کشور از داشتن سلاح هسته ای و مشروع نبودن داشتن چنین سلاح هایی، کشور به سمت این توان حرکت نمی کند و آن را خط قرمز خود قلمداد می کند. اما اروپا و آمریکا بر این باورند که این برجام بوده که مانع از رسیدن ایران به توان هسته ای است. از این جهت برجام برای غرب بسیار حائز اهمیت است و تا کنون هم برای حفظ منافع آنان مفید بوده است. دوم این که در فاصله زمانی بیش از دو سالی که از انعقاد برجام می گذرد تا کنون توافق هسته ای به گروگان آمریکا درآمده است. به گونه ای که امروز کشور در خصوص تبادل ارزی، انتقال درآمدهای نفتی از طریق کانال های بانکی و نیز تهاتر کالایی تفاوت چندانی با دولت های نهم و دهم ندارد. پس به جای این که ایران هم به اندازه اروپا و آمریکا از برجام سهم ببرد، این آمریکا است که تقریبا کل توفق هسته ای را در زیر چتر کنترلی خود دارد. اما  در خصوص ارزیابی این مدت هم باید گفت که از یک سو تهران در این فاصله زمانی مدام اصرار دارد که اعلام کند برجام توافق هسته ای بین المللی میان ایران با 6 کشور جهانی است که به تضمین قطعنامه شورای امنیت رسیده و آمریکا توان خروج از آن را ندارد و اگر هم که خارج شود به انزوای خود کمک کرده است. اما عملا این مواضع تا کنون کمکی به به پیش برد اهداف و مواضع ایران نکرده است. از آن طرف هم آمریکا در تضاد با این دست از اظهار نظرهای ایران سعی دارد که برجام را به صورت کامل در اختیار بگیرد و با این کار عملا توافق هسته ای را برای ایران بی اثر کند، اگر چه که آن را عملا لغو نکرده و یا از آن خارج نشده است. با این اقدامات، آمریکا جامعه جهانی را در خصوص اصلاح برجام و فشار بر ایران با خود همراه کرده است. از سوی دیگر هم سه کشور اروپایی حاضر در 1+5 (فرانسه، آلمان و انگلستان) بعد از 12 ژانویه و در راستای فشار آمریکا و شخص ترامپ اگر چه که اعلام کرده اند هم چنان به برجام متعهد خواهند بود و حتی اصرار دارند که آمریکا هم به تعهدات خود در توافق هسته ای پایبند باشد، اما به موازاتش اروپایی ها و به خصوص فرانسه و شخص ماکرون هم این قول و اطمینان را به آمریکا داده اند که تهران را در خصوص محدوده مسائل موشکی و توان دفاعی ایران و نیز انجام شروط 4 گانه ترامپ مجاب کند. لذا اکنون اروپا هم در حال افزایش فشارهای خود بر ایران برای پذیرش برخی از تعهدات جدید به خصوص در حوزه موشکی و توان دفاعی کشور است. در این میان نکته جالب اینجا است که مواضع امورخارجه هم قدری جالب است، اگر چه دستگاه سیاست خارجی کشور بارها از عدم انجام هرگونه مذاکره و گفت و گویی با طرف های اروپایی در خصوص مسائل موشکی کشور سخن گفته اند، اما به نظر می آید که سیاست های عملی با سیاست های اعلامی و اعلانی شان کمی متفاوت بوده است.

اما شرایط سیاسی – اجتماعی چند وقت اخیر کشور هم در سایه فشارهای دیپلماتیکی اروپا و آمریکا به واسطه گروگان گرفتن برجام اکنون با التهاباتی روبه رو است که می تواند سمت و سوی تحولات دیپلماتیکی را هم با خود دگرگون کند؟

این دست از اظهارنظرها در قالب بیان نگرانی از شگرهای امورخارجه برای القای نوعی نگرانی و اضطراب در افکار عمومی کشور برای زمینه سازی در خصوص انجام مذاکرات بعدی است. البته این شگرد تنها به وزارت امورخارجه محدود نمی شود و شگرد کل دولت روحانی است که با بیان نگرانی خود از اقدامات ترامپ در صدد القای این مساله هستند که برجام هر لحظه امکان دارد که از جانب آمریکا لغو شود. لذا برای ادامه و تدوام برجام باید مذاکرات تکمیلی در سایر حوزه ها هم صورت گیرد.

این مساله همان هدف اروپا و آمریکا است که البته دولت هم در آن گام برمی دارد تا بتوانند بهانه و نهایتا مجوز انجام سایر مذاکرات را داشته باشند. ببینید اکنون کشور با سه بحران زیست محیطی نظیر آلودگی هوا و کمبود منابع آبی، بحران معیشتی و اقتصادی و نهایتا هم بحران اجتماعی روبه رو است که به نظر می رسد بحران اجتماعی دو بحران دیگر را هم پوشش می دهد. در این میان به نظر می رسد که دولت به جای مدیریت و حل بحران های کشور در حال دامن زدن و پررنگ کردن بحران های کشور است. به طوری که دولت از طریق مسائلی مانند پیشنهاد بنزین 1500 تومانی تا عدم مدیریت و کنترل دلار 4800 تومانی و غیره دست به ایجاد شرایطی زده است که بتوان از دالان فشارهای اقتصادی بر مردم، افکار عمومی داخلی را به انجام مذاکرات موشکی وادار کند. این مساله در راستای همان برنامه های آمریکا در خصوص کوبا یا السالوادور است. باید قبول کنیم در این 40 سال از پیروزی انقلاب اسلامی، ایران در تقابل جدی با آمریکا قرار داشته است. لذا دولت یا در همراهی با حاکمیت این تقابل را حفظ خواهد کرد و یا این که دولت به سمت گام برداشتن در ریل آمریکا گام برخواهد داشت. لذا اگر چه عراقچی و یا ظریف در این مدت اعلام کرده اند در خصوص مسائل موشکی و یا اصلاح برجام هیچ گونه مذاکره ای انجام نخواهد گرفت، اما هم دولت و به تبع آن هم دستگاه سیاست خارجی کشور تمایل به مذاکره را داشته و در آینده نزدیک هم آن را عملی خواهد کرد، اگر چه تا کنون هم عملی کرده است.

اما شما این تناقض رفتاری وزارت اور خارجه را چگونه ارزیابی می کنید، اساسا این تضاد در سیاست خارجی ایران نشانه چیست، چرا که اگر چه عراقچی به طور ضمنی انجام برخی گفت و گوهای غیر رسمی در خصوص موشکی را تایید کرده اند، اما از آن به عنوان مذاکره یاد نکرده است؟

من این سخنان و اظهارات امورخارجه و شخص عراقچی را توجیه اعمال و اقدامات آنان می دانم. مذاکره مذاکره است. با بازی کردن با الفاظ نمی توان مسائل را منحرف کرد. من معتقدم که عراقچی که هم در دولت های نهم و دهم حضور داشته و اکنون هم در دولت یازدهم و دوازهم هم حضور دارد، همیشه کارش توجیه اقدامات و اعمال در سیاست خارجی بوده است، به جای آن که به تبیین درست آن بپردازد. لذا یقینا دولت و زیر مجموعه آن یعنی وزارت امور خارجه، هم در حین مذاکرات برای بررسی تعهدات طرفین در برجام در خصوص مسائل موشکی کشور نشست هایی را داشته اند و هم این که به صورت مستقل نشست هایی در این باب صورت داده شده است. اساسا ظریف نگرشی غربی به سیاست خارجی کشور دارد. آن زمان هم که مذاکرات توافق هسته ای در حال انجام بود، ایشان در تلاش برای القای این مساله بود که در صورت به نتیجه نرسیدن برجام تندروها بر روی کار خواهند آمد و فشار اروپا و آمریکا به ایران بیش از پیش خواد شد و حتی کشور تا مرحله جنگ پیش خواهد رفت. البته قصد من از این سخنان تخریب چهره وزارت امورخارجه و شخص دکتر ظریف نیست، اما حق نقد را برای هر کسی محفوظ می دانم. لذا وقتی که وزیرامورخارجه فرانسه از انجام مذاکرات موشکی با ایران سخن می گوید یقینا این مذاکرات انجام گرفته است. از همین باب هم اظهار نظرهای وزارت امورخارجه کشور سیاست یک بام ودوهوایی است که دیگر جواب نمی دهد.

اما در چند وقت اخیر هم به خصوص بعد از اظهارنظرهای ترامپ در 12 ژانویه دستگاه سیاست خارجی کشور و موافقان برجام از نگرانی های خود را در قبال جدی بودن طرح های ترامپ علیه توافق هسته ای سخن گفته اند؛ شما این نگرانی ها را تا چه اندازه به حق و نزدیک به واقعیت می دانید؟

این دست از اظهارنظرها در قالب بیان نگرانی از شگردهای دستگاه امور خارجه برای القای نوعی نگرانی و اضطراب در افکار عمومی کشور برای زمینه سازی در خصوص انجام مذاکرات بعدی است. البته این شگرد تنها به وزارت امور خارجه محدود نمی شود و شگرد کل دولت روحانی است که با بیان نگرانی خود از اقدامات ترامپ درصدد القای این مساله هستند که برجام هر لحظه امکان دارد از جانب آمریکا لغو شود. لذا برای ادامه و تدوام برجام باید مذاکرات تکمیلی در سایر حوزه ها هم صورت بگیرد. من بر این باورم که آمریکا به هیچ وجه از برجام خارج نمی شود و آن را هم لغو نخواهد کرد. مشکل ترامپ با برجام این است که توافق هسته ای باید کل انتظارات آمریکا را در خصوص محدودیت ایران برآورده کند، هرچند تا کنون اکثر انتظارات کاخ سفید در خصوص محدویت ایران در سایه توافق هسته ای صورت پذیرفته است. لذا در این راستا اروپا و آمریکا هم دست به القای بیشتر و پررنگ تر این نگرانی در داخل ایران می زنند. شاید هم این همراهی و هم مسیری دولت در داخل با تلاش های اروپایی ها و آمریکایی ها در تعمیم نگرانی در افکار عمومی ایران، مثلا با بالا رفتن نرخ ارز 4800 تومانی تا مرز 6 هزارتومان در آینده ای نزدیک سبب ایجاد زمینه های مذاکرات جدی در سایر حوزه ها شود.

اما نمی توان منکر فشارهای جامعه جهانی در چند وقت اخیر علیه ایران بود؛ به خصوص که ترامپ در دو هفته اخیر با مانور بر مساله موشکی ایران، سعی در پررنگ کردن به زعم خود نقش مخرب کشور در منطقه خاورمیانه برای همراه کردن جامعه جهانی علیه ایران داشته است؟    

ببینید مساله و نکته مهم اینجا است که آمریکا در خصوص نقش مخرب ایران در خاورمیانه به دنبال کاهش نقش، نفوذ و قدرت ایران در خاورمیانه است. ایرانی که اکنون با رهبری جریان مقاومت در منطقه، نقش و نفوذ خود را به بیشترین حد ممکن رسانده است. اما این مساله مطلوب آمریکا واسرائیل نیست. در زمان رژیم پهلوی ایران هم ژاندارم منطقه بود اما در آن زمان به دلیل همراهی با منافع آمریکا نه تنها نقش ایران از دید آمریکا مخرب نبود که تهران را نقطه ثقل خاورمیانه می دانست، اما بعد از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و پیشرفت توان نظامی و دفاعی کشور ایران هنوز هم در جایگاه قدرت اول منطقه است، اما ایران این نقش و جایگاه را نه برای حفظ منافع آمریکا که برای پیش برد اهداف جبهه مقاومت در نظر دارد. لذا زمانی که ترامپ از نقش مخرب ایران در خاورمیانه سخن می گوید به این دلیل است که تهران در تضاد با منافع آمریکا، اسرائیل و عربستان سعودی در منطقه گام بر می دارد. پس به نظر می آید که در چند ماه آینده جامعه جهانی و به ویژه اروپا و آمریکا فشارهای روانی خود را در قالب القای نگرانی های جدی در خصوص برجام و توان دفاعی کشور به موزات فشارهای سیاسی – اقتصادی به نحو چشم گیری افزایش خواهند داد. البته دولت هم در این مسیر تا حدودی گام برداشته است تا به مذاکرات دیگر دست یابد. اما اگر کشور بتواند در این مدت از خود مقاومت نشان دهد، یقینا آمریکا از مواضع خود عقب نشینی خواهد کرد. چرا که جامعه جهانی به خوبی آگاه است که تنها راه محدویت قدرت و توان ایران برجام است. مضافا باید گفت که باید بپذیریم آمریکا اهل جنگ نیست چرا که این کشور اکنون نه توان و نه فرصت جنگ را دارد. شما به مساله همه پرسی کردستان عراق در سال گذشته نگاه کنید که کردهای عراق به حمایت آمریکا دل بسته بودند، اما در همان زمان با اقدامات ایران در این خصوص، کوچک ترین واکنشی در حمایت از اربیل از جانب آمریکا رخ نداد و یا در همین حمله ترکیه به عفرین، کردهای سوریه امکان حمله ترکیه را به دلیل حمایت آمریکا دور از ذهن می دانستند. اما در زمان حمله ترکیه باز هم آمریکا هیچ حرکت جدی نشان نداد؛ پس می بینید که آمریکا اهل بلوف است.

انتشار اولیه: سه شنبه 17 بهمن 1396 / انتشار مجدد: دوشنبه 23 بهمن 1396



نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>