جمعه 1 تير 1397

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:شنبه 29 ارديبهشت 1397      12:0
اروپایی‌ها با وجود اصطکاک با تهران وارد مذاکره شده‌اند

تاثیر سوء تنش نظامی با اسرائیل بر حیات توافق هسته‌ای

پیروز ایزدی معتقد است که توان موشکی ایران، جنگ سوریه، حفظ امنیت اسرائیل، تامین منافع کشورهای حاشیه خلیج فارس و نیز مساله حقوق بشر از جمله متغیرهای اروپا در تعیین خط مشی همکاری با تهران است که در خصوص تداوم حیات برجام موثر خواهد بود.
عبدالرحمن فتح الّهی
مطالب بیشتر ...

دیپلماسی ایرانی – بعد از اقدام ترامپ در خروج از برجام اکنون اولویت دیپلماتیک تهران برای بقای توافق هسته ای به قاره سبز دوخته شده است. در سایه این مساله هم بیشتر کارشناسان معتقدند عرصه سیاست خارجی سه کشور اروپایی حاضر در 1+5 در روزها و ماه های آینده بسیار سخت و در عین حال پیچیده خواهد بود. چرا که این کشورها از یک سو تلاش دارند بعد از خروج آمریکا از برجام طرف های دیگر خود را هم چنان متعهد به توافق هسته ای بدانند و از سوی دیگر اروپایی ها با این اقدام فشارها و تحریم های آمریکایی ها در پیش روی خود دارند. اما به واقع میزان تحمل اروپا در قبال اعمال محدودیت کاخ سفید در قبال همکاری با ایران تا کجا خواهد بود؟ برلین، لندن و پاریس برای حفظ و تدام توافق هسته ای چه برنامه ها و راهکارهایی را در پیش خواهند گرفت؟ واکنش تهران برای همکاری با طرف های اروپایی در خصوص برجام چه خواهد بود؟ دیپلماسی ایرانی پاسخ به این سوالات وپرسش هایی از این دست را در گفت و گویی با پیروز ایزدی، کارشناس مسائل اروپا پی گرفته است که در ادامه می خوانید:

بعد از اقدام سه شنبه شب هفته گذشته ترامپ در خروج از برجام چالش دیپلماتیک جدیدی برای سایر طرف های توافق هسته ای ایجاد شده است. اما در این میان به نظر می آید تهران بیش از آن که تلاش خود را به پکن و یا مسکو معطوف دارد، حفظ و تدوام برجام را در بستر اقدامات و واکنش سه کشور اروپایی حاضر در 1+5 می بیند؛ در سایه این نکات روزهای آتی چگونه آوردگاهی برای سیاست خارجی کشورهای اروپایی خواهد بود؟

علیرغم این که بعد از اعلام خروج ترامپ از توافق هسته ای سه کشور اروپایی هم چنان خود را متعهد به برجام می دانند، اکنون این سوال مطرح شده است که چه آینده ای برای آینده برجام و مهمتر از آن بازگشت تحریم ها در خصوص ایران روی خواهد داد. با اقدام سه شنبه شب گذشته در خصوص امضای بازگشت تحریم های هسته ای علیه ایران بخشی از این تحریم ها به شرکت ها و بانک های اروپایی مربوط می شود که بنای همکاری با ایران را داشته و یا دارند. لذا اولویت سیاست خارجی اروپا باید رفع این نگرانی های تهران باشد تا در نهایت باعث لغو برجام نشود. البته این مساله در قبال آمریکای ترامپی که نوعی از ناسیونالیسم اقتصادی را در پیش گرفته بسیار دشوار خواهد بود. از همین رو آوردگاه اروپایی ها در روزهای آتی معطوف به حل موانع همکاری شرکت ها و بانک های اروپایی با ایران است. البته قبل از این مساله باید سه کشور اروپایی مواضع شفاف و روشن خود را در قبال برجام هم روشن کنند. چراکه از سوی ترامپ هیچ گاه همراهی اروپا با ایران پذیرفته نخواهد بود. در همین راستا هم کاخ سفید تمام تلاش سیاسی و اقتصادی خود را برای فشار بر اروپا در خصوص عدم همکاری قاره سبز با ایران خواهد داشت. اما این که توان مقاومت اروپا تا چه مرحله ای باشد، باید منتظر تحولات ماه های آتی بود. اما با رصد برخی از مسائل نظیر این که حتی دوره قبل از خروج آمریکا از برجام برخی شرکت ها و بانک های اروپایی حاضر به همکاری مالی و تبادل ارزی با ایران نبودند، می توان گفت که این شرکت ها و بانک ها چندان میل و رغبتی در باره همکاری با ایران را نخواهند داشت، چرا که بیشتر معاملات این شرکت ها و بانک ها در آمریکا انجام می شود. لذا به نظر نمی آید از خیر همکاری پرسود با آمریکا بگذرند. چالش دیگر هم مساله تبادل معاملات ارزی ایران با اروپا از دلار به یورو است. این مساله هم می تواند دردسرهای خود را برای اروپا داشته باشد که آیا از ذخیر ارزی یورو در قبال همکاری با ایران خواهند گذشت.  

راه حل اروپا برای حل این مشکلات چیست؟

اکنون اروپا می تواند از طریق سازمان تجارت جهانی (W.T.O) از واشنگتن به دلیل فشار وتحریم اقتصادی شکایت کند. اما در این باره هم نباید با امیدورای سخن گفت چرا که حتی اگر سازمان تجارت جهانی هم رای به همکاری اقتصادی اروپا با ایران بدهد هیچ تضمینی برای قبول این رای از جانب واشنگتن وجود ندارد. چنانی که برجام هم به عنوان یک سند مهم و البته رسمی بین المللی به راحتی از جانب آمریکا لغو شد. لذا کاخ سفید چندان اعتقادی به توافقات جهانی و نیز احترام به حقوق بین الملل ندارد. به خصوص که در دوره ترامپ این مساله به وضوح در رفتارهای واشنگتن دیده می شود.

تهران در این بستر ملتهب و حساس دیپلماتیک باید بیش و پیش از همه چیز به فکر کاهش تنش و نیز شفاف سازی در اقدامات خود پیش رود تا بتواند سوء تفاهمات میان خود با جامعه جهانی به خصوص اروپا را برطرف کند. هم چنانی که ایران به دنبال تضمین عملی اروپا برای حفظ و تدوام توافق هسته ای است، باید ایران هم تضمین های لازمه را در خصوص رفع نگرانی جامعه جهانی داشته باشد، تا زمینه همکاری ها برای ادامه حیات توافق هسته ای وجود داشته باشد.

در این میان نکته بسیار مهمی که وجود دارد این است که اکنون در ایران این اشتباه وجود دارد که گسل دیپلماتیک اروپا و آمریکا به برجام و ایران باز می گردد، در صورتی که بعد از روی کار آمدن ترامپ این گسل در مسائل مختلف از مسائل اقتصادی تا روابط سیاسی و حتی همکاری های امنیتی میان اروپا و آمریکا شکل گرفته است. اما سوال اینجا است که آیا برجام هم می تواند ذیل این موارد باعث بیشتر شدن این گسل شود یا اروپا برای کاهش این شکاف در خصوص توافق هسته ای همسو با امریکا از برجام خارج خواهد شد؟

یقینا اروپا از آمریکا دوره اوباما به مراتب رضایت بیشتری دارند تا آمریکای ترامپی؛ لذا اکنون این طور به نظر می آید که اروپایی ها از سیاست یک جانبه گرایی شخص ترامپ به شدت ناخرسند هستند. در دوران اوباما سیاست خارجی کاخ سفید کشورهای اروپایی را در یک چارچوب چندجانبه گرایی به صورت یک واحد به نام اتحادیه اروپا می دید که اکنون این مساله از دید ترامپ موضوعیت ندارد. لذا ترامپ به جای همکاری با اتحادیه اروپا به سمت همکاری با سه کشور اروپایی گام بر داشته است.

آیا همین نکته هم سبب شده تا نوعی تنش شخصی میان خانم موگرینی و ترامپ روی دهد. چرا که بر اساس برخی اخبار ترامپ در هیچ کدام از جلسات خانم موگرینی را به عنوان مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در مذاکرات برجامی آمریکا و اروپا راه نداده است. گویا همین مساله هم سبب مواضع تند خانم موگرینی دقایقی بعد از خروج ترامپ از برجام بوده است؟

بله. ترامپ نه تنها با ماهیت اتحادیه اروپا مشکل دارد که حتی اساسا با توافقات چند جانبه هم مشکل دارد. مانند توافق آب و هوایی پاریس. اما چنان که در سوال پیشین به آن اشاره داشتید دایره این نگاه یک جانبه گرایی ترامپ حتی به مواضع امنیتی سازمانی مانند ناتو کشیده شده است. در این راستا ترامپ به دنبال افزایش سهم بودجه اروپا در ناتو است. اکنون در سایه همین نکات است که با محوریت اتحادیه اروپا و تلاش های خانم مرکل و موگرینی و پیگیری های ماکرون، کشورهای اروپایی سعی در افزایش همکاری های نظامی و دفاعی و تشکیل نیروی امنیتی جداگانه و مستقل اروپایی به نام "پسکو" شده اند تا از زیر سایه آمریکا در ناتو خارج شوند. در آن سو اکنون ناسیونالیسم اقتصادی ترامپ جنگ تجاری کم سابقه و حتی بی سابقه ای را میان کشورهای اروپایی با آمریکا ایجاد کرده که از جنگ جهانی دو به بعد چنین جنگی وجود نداشته است. البته این گسل فرابرجامی اروپا و آمریکا می تواند چالش های را برای قاره سبز داشته باشد. از یک سو ایجاد نیروی دفاعی و نظامی مستقل برای کشورهای اروپایی مساله چندان ساده ای نیست و یک شبه هم حاصل نمی شود، لذا تا حصول این مساله توان امنیتی اروپا در مقابل تهدیدات امنتیتی بسیار شکننده عمل می کند، همان طوری که تا کنون این مساله در سایه حملات متعدد تروریستی داعش به اروپا خود را نشان داده است. از دیگر سو اگر چه جنگ اقتصادی اروپا به آمریکا در سطحی جدی قرار دارد، اما کماکان دست اتحادیه اروپا زیر گیوتین آمریکا است، چرا که هیچ کدام از بانک ها و شرکت های اروپایی اگر بخواهند هم نمی توانند بدون اعمال نظر واشنگتن به فعالیت های خود ادامه دهند. لذا در سایه نکات یاده شد در پاسخ به سوال قبلی شما باید گفت که اروپا برجام را نه به عنوان عامل شکاف بیشتر که در جایگاه پرکننده این گسل می داند. لذا احتمال همکاری اروپا با واشنگتن در این رابطه بیشتر است.

اما چطور این مساله پی گرفته شده است، در صورتی که نگاه دو طرف اروپایی و آمریکایی در خصوص توافق هسته ای  متفاوت بوده است؟

اگر شما به مواضع اخیر اروپا نگاه کنید به این نتیجه می رسید که طرف های اروپایی سعی داشتند با متعهد ماندن آمریکا به برجام زمینه حضور او را در کنار خود برای همکاری بیشتر فراهم آورند. در همین راستا هم پاریس، لندن و برلین دست به برنامه ریزی برای تحریم موشکی و دیپلماسی منطقه ای ایران زدند تا بتوانند باعث جلب نظر کاخ سفید و شخص ترامپ شوند.

اما با خروج آمریکا از توافق هسته ای باز هم  اروپا به دنبال تحریم تهران در این دو حوزه خواهد بود؟

یقینا مساله توان دفاعی و هم دیپلماسی منطقه ای حتی با خروج آمریکا ار برجام هم چنان در دستور کار اروپا خواهد بود، چرا که این مساله با منافع خود اروپایی ها هم در تضاد است. لذا این کشورها در کنار مذاکرات خود برای چگونگی حفظ و تدام توافق هسته ای منهای آمریکا گوشه چشمی به این مسائل هم خواهند داشت. یقینا در این راستا مساله حل دیپلماتیک جنگ سوریه و نیز حفظ امنیت اسرائیل، آن هم با تنش های اخیر نظامی میان تهران و تل آویو به شکل جدی در دستور کار اروپا است. لذا به نظر می رسد که در این دو حوزه کماکان اصطکاک دیپلماتیک میان اروپا با ایران تدوام یابد و حتی بیشتر هم شود.

این اصطکاک دیپلماتیک می تواند بر مساله توافق هسته ای اثر گذار باشد؟

یقینا. اساسا گسل تهران با اروپا که گسل آمریکا و تهران هم بود و در نهایت به خروج واشنگتن از برجام هم انجامید، به همین دو مساله باز می گردد، و گر نه که خود اتحادیه اروپا بارها و بارها به متعهد بودن ایران به توافق هسته ای و انجام فعالیت های صلح آمیز فناوری اتمی تهران ذیل گزارش های سازمان بین المللی انرژی اتمی اقرار داشته است. اگر این اصطکاک ادامه یابد حتی در صورت عدم فشار ترامپ بر اروپا برای خروج از برجام این خود اروپا خواهد بود که به صورت داوطلبانه از توافق هسته ای خارج خواهد شد تا بتواند محدودیت های بیشتری را علیه ایران در راستای همکاری با آمریکا داشته باشد، تا هم توان موشکی کشور ضعیف شود و هم نفوذ ایران در خاورمیانه با افول همراه باشد.   

واکنش تهران باید چگونه باشد؟

 یقینا تهران در این بستر ملتهب و حساس دیپلماتیک باید بیش و پیش از همه چیز به فکر کاهش تنش و نیز شفاف سازی در اقدامات خود پیش رود تا بتواند سوء تفاهمات میان خود با جامعه جهانی به خصوص اروپا را برطرف کند. هم چنان که ایران به دنبال تضمین عملی اروپا برای حفظ و تدوام توافق هسته ای است، باید ایران هم تضمین های لازمه را در خصوص رفع نگرانی جامعه جهانی داشته باشد، تا زمینه همکاری ها برای ادامه حیات توافق هسته ای وجود داشته باشد. در این رابطه اگر چه اروپا در زمینه فعالیت های صلح آمیز هسته ای و نیز در حوزه اقتصاد تمایل به همکاری با ایران را دارد به همان میزان هم منتقد توان دفاعی ومساله سیاست خارجی ایران هستند. در نتیجه باید همین متد رفع سوءتفاهم در خصوص توان دفاعی و دیپلماسی منطقه ای هم پیاده شود. البته این مساله باید در عین حفظ عزت کشور صورت گیرد.

اما اگر اصطکاک دیپلماتیک تهران با اروپا در زمینه توان دفاعی و دیپلماسی منطقه ای نهایتا به خروج اروپا از توافق هسته ای نظیر اقدام ترامپ انجامید، آیا شرایط برای اجماع جهانی حتی ذیل قطعنامه 2231 وجود خواهد داشت؟

اگر اروپا هم از برجام خارج شود که یقینا توافق هسته ای وجود ندارد تا بتوان ذیل قطعنامه 2231 ایران را از صدور قطعنامه های آتی مصون دارد. چنانی که همین چند ماه پیش هم حتی با وجود برجام هم در خصوص یمن شورای امنیت سازمان ملل تا مرز صدور قطعنامه علیه ایران پیش رفت که با وتوی روسیه مواجه شد. پس زمینه اجماع جهانی در آینده وجود دارد. البته این شدت اجماع بسته به واکنش ها و اقدامات ایران می تواند کم یا زیاد باشد. لذا توان موشکی ایران، جنگ سوریه، حفظ امنیت اسرائیل، تامین منافع کشورهای حاشیه خلیج فارس و نیز مساله حقوق بشر از جمله متغیرهای اروپا در تعیین خط مشی همکاری با تهران است که در خصوص تدوام حیات برجام هم موثر خواهد بود.      

انتشار اولیه: یکشنبه 23 اردیبهشت 1397 / انتشار مجدد: شنبه 29 اردیبهشت 1397



نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>