جمعه 1 تير 1397

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:جمعه 4 خرداد 1397      15:56
یک صد و سومین بخش از کتاب «اسرار جعبه سیاه»:

قصه گروگانگیری در هتل های فیلادلفیا و اینترکونتیننتال اردن

می دانم که بعضی از شما الآن به خودتان می گویید: همه این اوضاع به من چه ربطی دارد؟ این ناعادلانه و ناراحت کننده و خودخواهانه است. اشکال ندارد.

دیپلماسی ایرانی: قرن بیستم به گفته بسیاری از مورخان، قرن تحول های شگرف بوده است. قرنی که در آن جنگ های بی نظیر تاریخ نظیر جنگ های جهانی اول و دوم رخ دادند و تاریخ بشریت به دست افراد و سیاستمدارانی که هر کدام طرحی برای رسیدن به مصالح و منافع خود داشتند، تغییرات شگرف یافت که مسیر طبیعی بسیاری از امت ها و کشورها را تغییر داد. در این میان تقسیم جهان به جهان غرب و جهان سوم تعابیری نامتجانس به وجود آورد که از درون این تناقضات افراد تحول خواهی ظهور کردند که در حقیقت می خواستند در برابر خواسته ها و طرح های منفعت طلبانه جهان غرب بایستند. افرادی که آرمان خواهانی بودند که گمان می کردند آرمانشان آن قدر قدرت دارد تا بتواند در برابر قدرتبل های بزرگ جهان بایستد و رویای مدینه فاضله آنها را تحقق بخشد. کتاب "اسرار جعبه سیاه" گفت وگو با چهار نفر از همین آرمان خواهانی است که تلاش کردند به خیال خود قدرت های بزرگ را وادار به تسلیم در برابر اراده آهنین خود کنند. افرادی که جهان غرب آنها را تروریست های بین المللی نه آرمان خواه می داند. در این جا بخش یک صد و سوم این کتاب را می خوانید:

در چارچوب صحبت شما، درباره اشغال دو هتل «فیلادلفیا» و «اینترکونتیننتال»، از این حادثه چه به یاد دارید و آیا به نظر شما به وقتش کار صحیحی بود؟

درباره عملیات اشغال هتل ها و گروگانگیری گروگان های داخل آن، با توجه به طبیعت حمله شدیدی که به انقلاب و اردوگاه ها و طرفداران ما در اردن می شد، انتخاب ما در آن لحظه انتخاب بسیار سختی بود. چاره ای نبود جز این که ابزار موثری برای فشار به مقامات اردنی ایجاد کنیم و آنها را وادار کنیم که حملاتشان را متوقف کنند. عملا هم برای انجام آن چه هدف ما بود، موفق شدیم.

یادم است وقتی که به هتل «اینتر کونتیننتال» رسیدیم ساعت پنج و نیم صبح بود، با گروگان ها و روزنامه نگاران موجود در آن ملاقات کردم، ابعاد و شرایط عملیات که ما را بر آن داشت انجام دهیم را شرح دادم. و از آنها خواستم واقعیت ما و دلایلی که ما را به انجام این کار کشاند، درک کنند، آن چه در آن دیدار گفتم این بود که: «شاید برای شما سخت باشد که نقطه نظر ما را بفهمید، مردمی که در وضعیت مختلفی زندگی می کنند به شیوه های مختلفی هم فکر می کنند، برای آنها ممکن است به همان شیوه ای فکر نکنند که ما فکر می کنیم. ملت فلسطین سال های متعددی در وضعیتی زندگی کرد که راه فکرش را محدود کرد در این صورت ما هیچ کاری نتوانستیم برایش انجام دهیم.

اگر بتوانید شیوه اندیشه ما را بفهمید حقیقت اساسی را شناخته اید، ما، ملت فلسطین، از 22 سال پیش – در آن موقع 22 سال گذشته بود – در اردوگاه ها زندگی می کنیم. ما را از کشور و خانه و سرزمینمان بیرون کردند تا در اردوگاه های پناهندگان در سایه وضعیت بسیار خشنی زندگی کنیم. از 22 سال پیش ملت ما منتظر است تا حقوقش بازگردانده شود، اما هیچ چیز تا حالا به دست نیاورده است.

از سه سال پیش که انقلاب ما آغاز شد تلاش هایی برای ناکام گذاشتن آن کردند. سازمان های فدایی بخش بعد از 5 ژوئن، که تاریخ خیلی شناخته ای برای شماست، کار خود را آغاز کرد و نگاه هایش همواره به اراضی اشغال شده، بوده است. اما، هنگامی که انقلاب شد قدرت های متعددی از دشمنان ما طرح ریزی کردند تا این انقلاب را شکست دهند. امریکا علیه ماست، ما این را خوب می دانیم و خیلی خوب هم آن را احساس می کنیم. آن را از زمانی که کمک های «فانتوم» در سال گذشته انجام شد، احساس کردیم، امریکا علیه انقلاب ماست و روی له کردن ما کار می کند.

در این جا بود که احساس کردیم که ما کاملا حق داریم به دنبال وجودی برای حمایت از انقلابمان باشیم. همه مصیبت های مردم ما و همه ستمی که به آن می رود را به یاد می آوریم. ملتمان و وضعیتی که در آن زندگی می کند و خون سردی ای که افکار عمومی نسبت به قضیه ما دارد را احساس می کنیم.

احساس کردیم نمی توانیم به آنها اجازه دهیم که ما را له کنند. ما از خودمان و انقلابمان به هر وسیله ای دفاع می کنیم، و هر چه از انقلاب ما حمایت می کند را به حق می دانیم. این خط فکری ماست، و برای همین طرح های ضدحمله ای طرح ریزی کردیم و مصممیم که پیروز شویم.

یکی از بندهای این طرح، شما هستید، یعنی آن چه در این جا روی داده است، احساس کردیم که کاملا حق داریم که به نظام و امریکا و همه قدرت ها فشار بیاوریم. و این فشار برگه برنده ای در دستان ماست. من با صراحت با شما صحبت می کنم و باید به شما با صراحت کامل بگویم که همه ما مصمم هستیم و به هیچ وجه شوخی نداریم.

من شیوه اندیشه لیبرالی را می دانم، آن را خیلی خوب می شناسم، همان طور که می دانم چقدر سخت است که شما را قانع کنم. می دانم که بعضی از شما الآن به خودتان می گویید: همه این اوضاع به من چه ربطی دارد؟ این ناعادلانه و ناراحت کننده و خودخواهانه است. اشکال ندارد. وضعیتی که مردم در آن زندگی می کنند شیوه اندیشه آنها و شریعت اخلاقیشان را تعیین می کند. ما تلاش خود را می کنیم و امیدواریم که موفق شویم، اگر توانستیم شما را به بهترین شکل ممکن از طریق اقامتتان در هتل زیر نظر جبهه معامله کنیم، این کار را می کنیم. این اولین بار است که هتل را اداره می کنیم. من اطمینان دارم که مردان ما مبارزان ممتازی هستند اما نمی دانم چقدر می توانند یک هتل را اداره کنند. دستورات کاملا روشن است، و امیدوار هستیم که در انجام کارهایمان موفق شویم.»

ادامه دارد...   



کلمات کلیدی : اسرار جعبه سیاه
نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>