جمعه 1 تير 1397

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:جمعه 4 خرداد 1397      12:0
ژئوپلیتیک؛ تضمین بقای نظام کیم جونگ اون و بازدارنده از مداخله نظامی

پیاده کردن مدل لیبی برای کره شمالی چقدر امکان پذیر است؟

آیا رهبر کره شمالی با توجه به سابقه‌ آمریکا در برخورد با کشورهایی که به دنبال تسلیحات هسته‌ای و سایر سلاح‌های کشتار جمعی بودند، این ترس و نگرانی را ندارد که واشنگتن سناریو علیه بغداد و طرابلس را با خلع سلاح اتمی کره شمالی علیه پیونگ‌یانگ نیز تکرار کند.

عیسی مرادی افراپلی[1]؛ وحید قربانی[2]

دیپلماسی ایرانی: روزنامه ی هاآرتص در روزهای گذشته به نقل از جان بولتون، مشاور امنیت ملی جدید ایالات متحده، اعلام کرد که نگاه آمریکایی ها به مذاکره بر سر خلع سلاح هسته ای کره شمالی، «مدل لیبی» است. اما مدل خلع سلاح هسته ای لیبی چیست؟ در سال 2003 و 2004 پس از اوج گیری تهدیدات و فشارهای ایالات متحده به لیبی بر سر مسئله تروریسم، معمر قذافی ناچار شد پیش از آن که امتیاز یا پاداش خاصی از ایالات متحده بگیرد، با بازرسی کامل، انهدام تأسیسات هسته ای و سپس انتقال تجهیزات آن به امریکا موافقت کند. در واقع، بدون اینکه چانه زنی چندانی کند، در عرض دو سال برنامه ی خلع سلاح هسته ای طرابلس کاملاً اجراء شد. اما این روزها «مدل لیبیِ» جان بولتون بیش از آن که خلع سلاح هسته ای سریع و کامل این کشور را به ذهن پژوهشگران و خوانندگان متبادر سازد، بیشتر این دو نکته را به ما خاطر نشان می کند: خلع سلاح هسته ای کامل لیبی در سال 2004 و سپس مداخله نظامی ایالات متحده و متحدان آن پس از وقوع خیزش عربی در این کشور در سال 2012. آیا امکان وقوع همین ماجرا در مورد کره شمالی وجود دارد؟ اگر پیونگ یانگ سلاح هسته ای خود را از دست بدهد، تا چه اندازه محتمل است مورد مداخله نظامی ایالات متحده و متحدان آن واقع شود؟

این مسئله در کنار خبرهای جالب و شگفت­ انگیزی که در روزها و هفته اخیر از تلکس خبرگزاری های جهان از پیونگ یانگ و تصمیم کیم جونگ اون برای مذاکره با رهبران کره جنوبی، آمریکا و حتی ژاپن و اعلام آمادگی برای خلع سلاح اتمی کره شمالی مخابره می شود، یک سوال مهم را با قبول یک فرض ساده (یعنی صادق بودن کیم جونگ اون در ادعای خود برای خلع سلاح هسته ای کشورش) در ذهن متبادر می سازد. اینکه آیا رهبر کره شمالی با توجه به سابقه آمریکا در برخورد با کشورهایی که به دنبال تسلیحات هسته ای و سایر سلاح های کشتار جمعی بودند، این ترس و نگرانی را ندارد که واشنگتن سناریو علیه بغداد و طرابلس را با خلع سلاح اتمی کره شمالی علیه پیونگ یانگ نیز تکرار کند؟ به بیان دیگر، رهبر کره شمالی و سایر مقامات و ژنرال های طراز اول کره شمالی بدون درس گرفتن از سرنوشت عراق و لیبی، بازدارندگی هسته ای خود در برابر آمریکا را بدون نگرانی از عواقب آن به کناری خواهند گذاشت؟ با چه منطق و اصل استراتژیکی می توان به این قضیه نگاه کرد.

در پاسخ به این سوال باید گفت که بی شک رهبر کره شمالی و سایر مقامات سیاسی و نظامی این کشور با آگاهی از سرنوشت عراق و لیبی نگرانی هایی در مورد رفتار آمریکا بعد از خلع سلاح اتمی خود داشته و دارند. اما آن منطق و اصل استراتژیکی که به کمک پیونگ یانگ برای مذاکره با دشمنانش و رفع نگرانی در خصوص خلع سلاح اتمی می آید، «ژئوپلیتیک» است. به بیان دیگر، ژئوپلیتیک کره شمالی است که به پیونگ یانگ این جسارت را می دهد که با دشمنانش به مذاکره مستقیم بنشیند و حرف از خلع سلاح کامل خود بزند.

وابستگی ژئوپلیتیکی چین و روسیه به کره شمالی

همسایگی و هم مرز بودن با دو قدرت اصلی جهانی، روسیه و چین، که متحدان دیروز و دوستان امروز پیونگ یانگ هستند، ویژگی بارز و مهم ژئوپلیتیک کره شمالی است. این موقعیت ژئوپلیتیکی که پیونگ یانگ از آن برخوردار است می تواند به صورت یک عامل بازدارنده در مقابل دشمنان کره شمالی عمل کند تا مبادا به این کشور تجاوز نظامی کنند. در واقع، مسکو و پکن حداقل به خاطر امنیت و ثبات مرزهای خود اجازه نخواهند داد که آمریکا به همراه متحدان منطقه ای خود به کره شمالی تجاوز کند. سقوط حکومت کره شمالی هم موجب از دست رفتن یکی از دوستان مهم چین و روسیه در شرق آسیا می شود و هم بی ثباتی را برای مرزهای این دو کشور به ارمغان می آورد.

هرچند روسیه و چین از اواخر دهه 1980 میلادی، سعی کردند مناسبات خود را با کره جنوبی تقویت کنند و از کمک های بی قاعده خود به کره شمالی دست بردارند، اما همچنان واقعیت ژئوپلیتیک بر منطق رفتاری آنها حاکم است. اگر جنگی به رهبری ایالات متحده و یا پروکسی آن در شبه جزیره کره علیه کره شمالی اتفاق بیافتد، چین احتمالاً مخالف جدی این مداخله نظامی خواهد بود. اگر رژیم کمونیستی در شمال سقوط کند، می تواند منجر به تضعیف مشروعیت حزب کمونیست چین شود. علاوه بر این، فروپاشی نظم کشور همسایه می تواند موجب بی ثباتی در مرز کره شمالی و چین شود و دولتی در پیونگ یانگ سرکار بیاید که طرفدار ایالات متحده باشد. همچنین چین نگران مهاجران و آوارگانی خواهد شد که ممکن است هزینه ی زیادی روی دست آن بگذارد. در نتیجه، بیجینگ ناچار خواهد شد که موضع صلح آمیز خودش را کنار بگذارد و از نیروی نظامی خود برای جلوگیری از تصاحب و کنترل کامل شبه جزیره توسط ایالات متحده استفاده کند. مزیت مهمی که بقای کره شمالی برای پکن دارد این است که منطقه حائل بین مرزهای چین و پایگاه های نظامی ایالات متحده در کره جنوبی را حفظ می کند. از دست رفتن کره شمالی، یعنی گسترده شدن پایگاه های نظامی آمریکا تا نزدیکی مرزهای جمهوری خلق چین. در جنگ کره وقتی چین مشاهده کرد نیروهای ایالات متحده به رودخانه مرزی یالو رسیده اند، دست به مداخله نظامی زد و به قیمت از دست دادن جان 500 هزار سرباز خود، اجازه نداد تا کنترل کامل شبه جزیره کره در دست آمریکایی ها قرار گیرد.

کرملین نیز اجازه حمله ی نظامی ایالات متحده به قسمت شمالی شبه جزیره کره را نمی دهد، زیرا این مسئله به امنیت ملی آن مرتبط است. از آنجا که ایالات متحده تحت رهبری ناتو حلقه ی محاصره ی روسیه را از سمت اروپای شرقی بسیار تنگ کرده است، حضور نظامی آمریکا در همسایگی مرزهای شرقی این کشور و در کره شمالی برای آن مخاطرات جدی امنیتی در پی دارد. همچنین پایگاه مهم دریایی روسیه در شرق روسیه و در همجواری با مرزهای کره شمالی است. در یک احتمال اساسی، روسیه برخلاف چین که ملاحظات اقتصادی خود را در قبال آمریکا مورد لحاظ قرار می دهد، چیز زیادی برای از دستن دادن ندارد و امکان بیشتری برای مداخله نظامی آن به نفع پیونگ یانگ وجود دارد.

ایالات متحده آمریکا و عدم امکان برای تغییر شطرنج جغرافیایی سیاسی شرق آسیا

پس کیم جونگ اون با آگاهی از موقعیت ژئوپلیتیکی کشورش، برای رفع تنش های گسترده خود با واشنگتن- سئول و توکیو، ورود به سامانه ی جهانی و بهبود اوضاع اقتصادی وخیم کره شمالی، مذاکره با دشمنان پیونگ یانگ را با وعده برچیدن تأسیسات و تسلیحات هسته ای آغاز کرد. حال اگر موقعیت ژئوپلیتیکی کره شمالی را با عراق و لیبی مقایسه کنیم، ملاحظه خواهیم کرد که این دو کشور همانند کره شمالی دارای موقعیت ژئوپلیتیکی خاصی (همسایه و هم مرز بودن با دو قدرت بزرگ جهانی) نبودند که به عنوان یک عامل بازدارنده در صورت خلع سلاح آن کشورها در مقابل دشمنانشان عمل کند. حکومت های این دو کشور و بخصوص لیبی با عدم آگاهی از موقعیت ژئوپلیتیکی کشورشان با خلع سلاح خود، یک اشتباه استراتژیکیبزرگ مرتکب شده و هستی خود را به ورطه ی نابودی کشاندند. بنابراین در شرایط کنونی، رهبر و سایر مقامات کره شمالی به ژئوپلیتیک کشورشان به مثابه یک ابزار بازدارنده همانند بازدارندگی هسته ای در مذاکره با دشمنانشان نگاه می کنند و با این منطق، وعده خلع سلاح اتمی خود را می دهند.

اگر به قول صدراعظم آهنین پروس و آلمان، بیسمارک، «سیاست هنر ممکن ها» باشد، ژئوپلتیک شطرنج غیرممکن ها را شکل می دهد. این ژئوپلتیک است که هفتاد سال شبه جزیره کره را در وضعیت جنگی نگه داشته است. تا همین چند ماه قبل هم با انتخاب دونالد ترامپ، امیدی چندانی به کاهش تنش وجود نداشت، چه برسد به ملاقات سران دو کره، از سر گرفتن مذاکرات برای خلع سلاح هسته ای کره شمالی و خاتمه ی وضعیت جنگی میان دو کشور. تمام تحولات اخیر شبه جزیره کره حتی به فرض رسیدن به نتیجه ی مثبت، تا حدی واقعیت ژئوپلتیک منطقه را تحت تأثیر قرار می دهد، اما تأثیر آن چندان زیاد نیست وفشار ژئوپلتیک هرگز اجازه نخواهد که ایالات متحده آمریکا شطرنج جغرافیایی سیاسی شرق آسیا را به راحتی و بدون دادن هزینه ای سنگین تغییر دهد. در واقع می توان گفت که حمله نظامی به کره شمالی در دایره ی غیرممکن های ژئوپلتیک قرار دارد.

 

[1]. عیسی مرادی افراپلی، نامزد دکتری روابط بین الملل دانشگاه علامه طباطبایی ([email protected])

[2]. وحید قربانی، نامزد دکتری روابط بین الملل دانشگاه شهید بهشتی ([email protected])



نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>