با لابی اسرائیل و تردید امریکا
حجاز هستهای نخواهد شد
نویسنده: دکتر احسان اقبال سعید ابواسحقی، نویسنده و اندیشمند
دیپلماسی ایرانی: این روزها خواندهاید و شنیدهاید که توافق هستهای میان ایالات متحده امریکا و عربستان توسط ترامپ توشیح و تأیید شد و قرار است سعودی فناوری هستهای تا حد غنیسازی داشته باشد. واکنشها مطابق معمول از حیرت تا بیتفاوتی و البته عصبانیت بود، بخش آخر را اسرائیلیها بر عهده داشتند که از طیفهای گوناگون از چپ و راست و میانه تا تندروی مذهبی ابراز نگرانی کردند و برای آینده خاورمیانه خطرناک خواندند و آن را موجب رقابت هستهای و تسلیحاتی در منطقه دانستند، به گونهای که انگار بیشتر از آن این منطقه عاری از هر نوعون تنشزایی بوده و اسرائیلیها انسانهایی صلح دوست هستند که در گوشهای نشسته و نگران روشن شدن حتی یک آتش کوچک در این منطقهاند!
دستهای دیگر احتمالا فراست سعودیها را خواهند ستود که چگونه بیدردسر با استفاده از وفور دلارهای نفتی و رابطه مطبوع و مطلوب با ایالات متحده توانستند یا خواهند توانست صاحب یک برنامه صلحآمیز هستهای شوند، اما بیایید حقیقت را به گونهای دیگر ببینیم. اول از چشم امریکاییها به نظر میآید همکاری هستهای با عربستان سعودی یک پیام مهم دارد و آن اینکه برنامه هستهای ایران به شمول غنیسازی قطعی فارغ از میزان درصد آن امری محتوم و غیرقابل بازگشت است و ایالات متحده پس از آزمودن برنامه جامع اقدام مشترک، حمله نظامی، خرابکاری و بمبارانهای متعدد این را نیکو دریافته است که نه با سنگرشکن نه با ایستادن در سنگر مذاکره نه با تهدید نمیتواند این دانش درونزا و بومی را از میان ببرد، به همین دلیل برای رفع نگرانیهای متحدین یا بیشتر از متحدین گوش به فرمانان و کسانی که دنباله او در منطقه هستند به آنها قولهایی داده است که امکان داشتن یک برنامه هسته ای را برایشان فراهم خواهد کرد.
برای ایالات متحده چند سود متصور است، اول کوتاه کردن صدای این متحدان (مقصود پیروان است)، که لابیهای قوی با استفاده از سرمایههای گستردهشان در ایالات متحده دارند و میتوانند هم دمکراتها را تحریک کنند هم در میان جمهوریخواهان ابزارهای متعددی برای فشار بر ترامپ دارند. ممکن است لابیهای اروپایی هم به نفع سعودیها وارد شوند. صدای سعودی را کوتاه میکند. دوم قراردادهایی که بیشتر با سعودیها در حوزههای تسلیحات خدمات و دیگر چیزها بسته است را توسعه و گسترش خواهد داد و این را به عنوان یک چراغ سبز بزرگ به سعودیها برای گرفتن امتیازات بیشتر و روی زمین گرانتر اجرا کردن پروژهها خواهد فروخت. خدا میداند این برنامه هستهای اگر روی زمین اجرا شود چه میزان هزینه برای سعودی خواهد داشت و چه قدر سرمایه و سود راهی ایالات متحده خواهد کرد.
از سوی دیگر اسرائیل داستان متفاوتی دارد. اسرائیل هیچ دوست واقعی در این منطقه ندارد، حتی اگر پیمان ابراهیم ببندد، حتی اگر شاخه زیتون از دست یاس عرفات بیفتد و حتی اگر با دولت لبنان رابطه دوستانهای برقرار کند اسرائیل عضو پیوندی این منطقه است، دنباله اروپا و امریکا در یک پوشش الهیاتی در این منطقه؛ بنابراین هرگز به هیچ کشوری چه ترک چه عرب چه ایرانی چه مسلمان چه مسیحی اعتماد ندارد. این عدم اعتماد باید در چند قالب رخ بنماید؛ یکم اشراف و سبقت در زمینه نظامی و فناوریهایی که دست بالاترش بیشتر در اختیار اسرائیلیها نباشد نباید به این منطقه راه پیدا کند. دوم فناوری هستهای به شکل قابل تبدیل به یک برنامه بومی که تولیدی از میان متفکران و محققان همان سرزمین داشته باشد و بتواند به مرحله نظامی برود هرگز و هرگز جز در موضوع اسرائیل نباید در اختیار هیچ کشوری قرار بگیرد. چنین برنامهای یا به شمول خرابکاری، جنگ یا ترور دانشمندان از میان خواهد رفت. به نمونه عراق نگاه کنید و تاسیسات اوسیراک، حالا این اتم برای عربستان به شرط این که بپذیریم اجرا شود چگونه خواهد بود؟
اول این که شمول گستردهای نخواهد داشت و در حد چیزی است که بهانهگیریهای سران عربستان را کوتاه کند. به پروژه نئوم نگاه کنید، نور، رنگ، آسمانخراش، ادعاهای بزرگ، کنفرانسها و برگزاری پنلها؛ اما پشت آن هیچ دانش بومی وجود نخواهد داشت و هیچ تکنولوژی که لحظهای که امریکا و اسرائیل اراده کنند از میان نرود خاموش نشود و عمل نکند وارد نخواهد شد. به موضوع پدافند هوایی پیشرفته قطر نگاه کنید که در حمله اسرائیلیها حتی یک گلوله ساچمهای شلیک نکرد! بنابراین یک برنامه اتمی ویترینی با سروصدای بسیار بزرگ ایجاد خواهد شد که البته اسرائیلیها همان را هم با غرولوند احتمالا هماهنگ خواهند کرد و پشتش امتیازات بیشتری هم از سعودی و هم از ایالات متحده خواهند گرفت؛ البته در اسرئیل این ناخوشایندی ممکن است توسط طیفهای تندروتر کار را به جاهای باریکتر هم بکشاند.
برنامه هستهای واقعی یک دانش بومی است که در این منطقه فقط و فقط جمهوری اسلامی ایران به شمول اراده دانش بومی و توان پرداخت هزینه و اسرائیل و اسبابی که میدانید از ان برخوردار خواهند بود، باقی همه لفاظی باقی خواهد ماند؛ اما نکته مهم این است برنامه هستهای ایران و به طور مشخص حق غنی سازی به نظر میرسد که در نظر امریکا امر غیر قابل بازگشتی است.


نظر شما :