چرا جنگ با امریکا لازم بود
سید وحید کریمی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: تجربه مطلوبی از دیپلماسی نداشتیم و قطعا با جنگ هم به نتایج ملموس در سیاست خارجی نخواهیم رسید و تنش ادامه خواهد داشت.
ادامه مطلب
سید وحید کریمی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: تجربه مطلوبی از دیپلماسی نداشتیم و قطعا با جنگ هم به نتایج ملموس در سیاست خارجی نخواهیم رسید و تنش ادامه خواهد داشت.
ادامه مطلب
فرهاد قادری در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: خاورمیانهای که از دل این آتشبس شکننده سر برمیآورد، با خاورمیانه پیش از جنگ تفاوتهای بنیادینی دارد. اعتماد میان بازیگران تقریباً به صفر رسیده، آسیبپذیری اقتصادی بهطرز هولناکی آشکار شده و اتکا به ضامنهای خارجی زیر سؤال رفته است. در چنین فضایی، نه تهران میتواند صرفاً به تاکتیکهای سابق خود ادامه دهد و نه کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس میتوانند به رویههای پیشین بازگردند.
ادامه مطلب
ذوالفقار صادقی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: این نوشتار قضاوتی را در پیروزی یا شکست ارائه نخواهد داد، اکثراً متکی بر نظرات کارشناسی غیر ایرانی و البته به مضمون است، اگر دنبال معرفی پیروز این جنگ هستیم باید این قاعده را بپذیریم که آغاز کننده جنگ به اهداف اعلامی خود رسیده یا برعکس، قضاوت با مخاطبی است که این نوشتار را منتقدانه مورد مطالعه قرار میدهد.
ادامه مطلب
سید حجت سیداسماعیلی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: جمهوری اسلامی ایران در موقعیتی قرار گرفته است که بسیاری از تحلیلگران آن را متفاوت از گذشته ارزیابی میکنند. کشوری که طی چهار دهه گذشته همزمان با تحریمهای گسترده اقتصادی، فشارهای سیاسی، جنگهای نیابتی، عملیاتهای امنیتی و تهدیدهای مکرر نظامی مواجه بوده، نه تنها از معادلات منطقه حذف نشده، بلکه به یکی از اضلاع اصلی هرگونه نظم امنیتی جدید در غرب آسیا تبدیل شده است.
ادامه مطلب
امیر بیپروا در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: نکته اساسی آن است که جمهوری اسلامی ایران عضو کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها، موسوم به کنوانسیون مونتهگو بی، نیست و از همین رو، رژیم «عبور ترانزیت» را که در آن کنوانسیون پیشبینی شده، به عنوان یک تعهد قراردادی برای خود نمیپذیرد.
ادامه مطلب
امیرحسین عسگری در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: منطق راهبردی ایجاب میکند که تهران به جای مدیریت صرف بحران، به دنبال طراحی ابتکاری دیپلماتیک باشد که بتواند از موقعیت دشوار کنونی، فرصتی برای بازتعریف روابط با غرب و کاهش هزینههای تقابل بسازد.
ادامه مطلب
علی رحیمیپور در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: در این میان، آنچه معادلات را به نفع ایران تغییر داده، «سیاست پلنگسواری» تهران است. ایران به جای رویارویی مستقیم در نقطـه قوت دشمن (جنگ هوایی)، میدان نبرد را به نقطه ضعف او منتقل کرده است. بستن تنگه هرمز، اقتصاد جهانی را در رکود و تورم فروبرده، والاستریت از شعار معروف «تاکو» (ترامپ عقب مینشیند) به «ناچو» (هیچ شانسی برای باز شدن تنگه هرمز وجود ندارد) رو آورده، و مهمتر از همه، ترامپ مجبور شده برای خروج از باتلاق، دست نیاز به سوی چین دراز کند.
ادامه مطلب
نیروانا مهرآیین در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: اکنون خاورمیانه بیش از هر زمان دیگری به دریایی شباهت دارد که سطح آن آرام به نظر میرسد، اما در عمق آن جریانهای قدرتمندی در حرکت هستند. از لیطانی تا هرمز، از اتاقهای فرماندهی نظامی تا تریبونهای سیاسی، همه نشانهها حکایت از آن دارند که منطقه وارد مرحلهای تازه از رقابتها و تنشهای راهبردی شده است.
ادامه مطلب
حسین دلیر در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: به نظر میرسد تهران، اینک بیش از همیشه به وسوسه جدایی آمریکا از اسرائیل، دستکم در برخی حوزهها میاندیشد؛ تعبیری که فراتر از سطح شعار، نمود عینی دارد.
ادامه مطلب
عرفان ابراهیمی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: در حال حاضر میتوان ادعا کرد که انباشت اورانیوم تنها یک کارکرد و بازدارندگی بسیار خاص را حفظ کرده و آن، «بازدارندگی از حملات هستهای تاکتیکی توسط اسرائیل» است. به عبارت دقیقتر، تا زمانی که این حجم از اورانیوم در کشور وجود دارد، رژیم صهیونیستی نمیتواند از سلاح هستهای تاکتیکی علیه اهداف خود در ایران استفاده کند؛ چراکه اعمال چنین حملاتی، منطقاً و بهصورت راهبردی، توجیهی کامل و بینقص برای تصمیمگیران جمهوری اسلامی فراهم میآورد تا دکترین هستهای خود را به طور کامل تغییر دهند و همان اورانیوم را به بمب هستهای تبدیل کنند.
ادامه مطلب