زنجیره کوریل و معماری نوین امنیتی اوراسیا
پایان ۸۰ سال توهم دیپلماتیک؛
دیپلماسی ایرانی: گام نهادن ولادیمیر پوتین بر خاک مهآلود و صخرهای جزایر کوریل، بیش از آن که یک بازدید میدانی از مرزهای شرقی فدراسیون روسیه باشد، شلیک تیر خلاص به هشت دهه دیپلماسی فرسایشی میان مسکو و توکیو بود. این رویداد نمادین اما قاطع، رؤیای بازپسگیری سرزمینهای شمالی را در ذهن استراتژیستهای کاخ نخستوزیری ژاپن به بایگانی تاریخ سپرد. این زنجیره جزایر آتشفشانی میان دریای اختسک و اقیانوس آرام، دیرزمانی است که بار سنگین تاریخ پرفرازونشیب دو امپراتوری را بر دوش میکشد.
روزگاری در میانه سده نوزدهم، خطوط مرزی روی کاغذهای پوستی عهدنامههای شیمودا و سنپترزبورگ با آرامش میان دو همسایه دستبهدست میشد و ژاپن دامن حاکمیت خود را بر آبهای جنوبی این مجمعالجزایر میگسترد؛ اما شروع جنگهای قرن بیستم ورق را برگرداند.
تحقیر ارتش تزار در نبردهای ۱۹۰۵ دیری نپایید. در واپسین روزهای اوت ۱۹۴۵، همزمان با غروب امپراتوری خورشید ژاپن، فرمان ارتش سرخ برای تاختن به عمق جزایر کوریل صادر شد. شوروی با استناد به پیروزی در نبرد بزرگ میهنی و دستاوردهای کنفرانس یالتا، این باریکه استراتژیک را به عنوان غنیمت مشروع جنگی تصاحب کرد؛ غنیمتی که حتی اعلامیه مشترک ۱۹۵۶ و وعده نصفهنیمه مسکو برای بازگرداندن دو جزیره شیکوتان و هابومای نیز نتوانست توکیو را از مطالبه حداکثری هر چهار نگین راهبردی منصرف سازد. این لجبازی تاریخی، گره مناقشه را به کلافی سردرگم بدل کرد.
سالها گذشت و کرملین با حوصلهای تزارگونه، به جای میزهای شکننده مذاکره، سنگرهای بتنی، سامانههای موشکی ساحلی و آشیانههای زیردریایی را بر صخرههای کوریل بنا نهاد. این کشور در نهایت با گنجاندن اصل تغییرناپذیری مرزها در قانون اساسی، درهای هرگونه مصالحه ارضی را برای همیشه از پشت قفل کرد.
اقدام اخیر پوتین در میانه زلزلههای ژئوپلیتیک ناشی از منازعه اوکراین و شکاف روزافزون شرق و غرب، پیامی چندلایه و صریح به توکیو مخابره کرد. این پیام تأکید داشت که تبعیت کورکورانه ژاپن از کارزار تحریمهای غرب، آخرین روزنههای گفتوگو را خاکستر کرده است.
مسکو امروز کوریل را دیگر نه موضوع مناقشه، بلکه دژ مستحکم ناوگان اقیانوس آرام و کلید کنترل شاهراه دریانوردی شمال تعریف میکند. این منطقه اکنون به هاب اقتصادی و ژئواکونومیک نوظهوری با تکیه بر سرمایهگذاریهای آسیایی تبدیل شده است. در این شطرنج سنگین، فریادهای اعتراضی و بیانیههای تاسفبار توکیو بیش از هر زمان دیگری نشانه ناتوانی ژئوپلیتیک سرزمینی است که ابزار نظامی تحمیل اراده ندارد. همچنین متحد واشنگتنیاش نیز کوریل را در اولویت تقابل هستهای با روسیه نمیبیند. پرواز جنگندهها و رزمایشهای مشترک مسکو و پکن در آبهای مجاور، صحنه پایانی این نمایش هشتادساله را رقم زد. نمایشی که در آن جزایر کوریل از یک اختلاف مرزی دوطرفه به زنجیرهای نفوذناپذیر در معماری نوین امنیتی اوراسیا تبدیل شده و دیپلماسی محتاطانه ژاپن را برای همیشه به حاشیه رانده است.



نظر شما :