معرفی کتاب:
«شناخت امنیت دریایی»؛ از منازعه و جرائم آبی تا حکمرانی دریاها
دیپلماسی ایرانی: در جهان امروز، دریا دیگر صرفاً مسیر عبور کشتیها یا حاشیهای بر نقشه سیاسی نیست. بخش بزرگی از تجارت جهانی، انتقال انرژی، ارتباطات زیرساختی، رقابت قدرتها و آسیبپذیریهای امنیتی دولتها در محیط دریایی شکل میگیرد. از همین رو، «امنیت دریایی» نیز مدتهاست از معنای محدود نظامی خود فاصله گرفته و به حوزهای میانرشتهای در نقطه تلاقی روابط بینالملل، حقوق دریاها، ژئوپلیتیک، اقتصاد سیاسی، فناوری، محیطزیست و حکمرانی تبدیل شده است.
کتاب «شناخت امنیت دریایی»، ترجمه فارسی Understanding Maritime Security نوشته کریستین بوگر و تیموتی ادموندز، تلاشی برای توضیح منسجم همین جهان پیچیده است. اثر اصلی در سال ۲۰۲۴ از سوی انتشارات دانشگاه آکسفورد منتشر شده و ترجمه فارسی آن به قلم احسان دستِغیب و حسن فتاحی فراهم آمده است. کتاب، حاصل نزدیک به یک دهه پژوهش، آموزش، گفتوگو با متخصصان و تجربه عملی نویسندگان در نقاط مختلف جهان است و هدف خود را ارائه تصویری جهانی و قابلفهم از حوزهای میداند که ادبیات آن میان چندین رشته و نهاد پراکنده شده است.
نقطه عزیمت کتاب ساده، اما از نظر تحلیلی بسیار مهم است: برای امنیت دریایی تعریف واحد و مورد اجماعی وجود ندارد. دولت ساحلی، قدرت دریایی بزرگ، شرکتهای کشتیرانی، جامعه ساحلنشین، گارد ساحلی یا سازمان بینالمللی ممکن است هر یک برداشت متفاوتی از «امنیت» داشته باشند. این تفاوت صرفاً نظری نیست؛ بر اولویتهای سیاستی نیز اثر میگذارد. برای یک دولت، امنیت ممکن است به حاکمیت و حفاظت از قلمرو و منابع مربوط باشد؛ برای صنعت کشتیرانی، به قابلیت پیشبینی، کاهش ریسک و آزادی عبور؛ و برای جوامع ساحلی، به معیشت، محیطزیست و امنیت انسانی. نویسندگان نیز تأکید میکنند که کنشگران مختلف این مفهوم را متناسب با منافع، ارزشها و نگرانیهای خود تفسیر میکنند.
ساختار کتاب بهگونهای طراحی شده که خواننده را از مفهوم و تاریخ به تهدید و سپس حکمرانی ببرد. فصلهای نخست به تاریخ تحول امنیت در دریا و چارچوبهای تحلیلی میپردازند: حقوق دریا، رویکردهای دولتمحور، نهادها، برداشتهای تفسیری و علل ریشهای ناامنی. سپس نویسندگان سه قلمرو عمده تهدید را از یکدیگر متمایز میکنند: درگیری میان دولتها، تروریسم و خشونت افراطی، و جرائم آبی یا Blue Crime. در این چارچوب، مناطق خاکستری نیز جایگاه ویژهای دارند؛ اقداماتی که زیر آستانه جنگ تمامعیار باقی میمانند، اما میتوانند رقابت و تنش را در محیط دریایی تشدید کنند. جرائم آبی نیز تنها دزدی دریایی نیست؛ قاچاق انسان و کالا، ماهیگیری غیرقانونی و دیگر جرائم زیستمحیطی را نیز دربر میگیرد.
یکی از نقاط قوت کتاب آن است که در سطح تهدید متوقف نمیماند. نیمه دوم اثر میپرسد: چه کسانی امنیت دریا را تولید میکنند و با چه ابزارهایی؟ پاسخ بسیار فراتر از نیروی دریایی است. گاردهای ساحلی، وزارتخانهها، پلیس، سازمانهای منطقهای و بینالمللی، صنایع دریایی، شرکتهای خصوصی و نهادهای غیردولتی همگی بخشی از این شبکهاند. از اینجا بحث به «جعبهابزار» امنیت دریایی میرسد: عملیات دریایی، تدوین راهبرد، هوشیاری حوزه دریایی، تبادل داده و اطلاعات، ظرفیتسازی و اشکال گوناگون هماهنگی نهادی. کتاب نشان میدهد برخی از این ابزارها ابتدا در یک منطقه آزموده شده و سپس به مناطق دیگر انتقال یافتهاند؛ از جمله الگوهای تبادل اطلاعات و هوشیاری دریایی که از جنوبشرق آسیا به اقیانوس هند غربی و خلیج گینه راه یافتهاند.
فصل پایانی، کتاب را به آینده پیوند میدهد. اتوماسیون و دیجیتالیشدن، امنیت سایبری، حفاظت از بنادر، کابلهای زیردریایی و خطوط لوله، تغییر اقلیم و کاهش تنوع زیستی از جمله مسائلیاند که امنیت دریایی را در سالهای آینده بازتعریف خواهند کرد. در کنار این تحولات، نویسندگان به تنشی بنیادی اشاره میکنند: از یک سو بازگشت رقابت ژئوپلیتیک و نظامیشدن دریاها، و از سوی دیگر ضرورت همکاری فرامرزی برای مقابله با تهدیدهای مشترک زیستمحیطی. همین دوگانگی، زمینه شکلگیری آن چیزی است که کتاب از آن بهعنوان «موج پنجم» امنیت دریایی یاد میکند.
برای خواننده ایرانی، اهمیت کتاب صرفاً نظری نیست. در پیشگفتار فارسی، مترجمان کوشیدهاند بحث را به موقعیت ایران در خلیج فارس، تنگه هرمز و دریای مکران پیوند دهند؛ جغرافیایی که محل تلاقی منافع بازیگران منطقهای و فرامنطقهای است و هر بحران در آن میتواند پیامدهایی فراتر از مرزهای منطقه داشته باشد. در پیشگفتار افزودهشده به نسخه نهایی نیز، بحران هرمز نمونهای عینی از تلاقی حقوق دریاها، قدرت دریایی، جنگ منطقه خاکستری، ایمنی کشتیرانی، اقتصاد سیاسی انرژی و نظم بینالمللی توصیف شده است؛ تا آنجا که تنگه هرمز به تعبیر مترجمان، به «آزمایشگاهی زنده برای فهم امنیت دریایی معاصر» بدل میشود.
«شناخت امنیت دریایی» در نهایت کتابی درباره دریاست، اما موضوع واقعی آن گستردهتر است: قدرت، نظم، آسیبپذیری و حکمرانی در جهانی که بخش مهمی از امنیت و آیندهاش همچنان بر روی آب رقم میخورد. برای ایران، فهم این حوزه نه یک کنجکاوی دانشگاهی، بلکه بخشی از فهم جایگاه ژئوپلیتیکی خود در جهان معاصر است.


نظر شما :