عراق کجای معادله است؟

دمشق و معمای جدید لبنان

۲۰ تیر ۱۴۰۵ | ۱۲:۰۰ کد : ۲۰۳۹۸۵۹ اخبار اصلی خاورمیانه
بهرام مرادی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: تحولات لبنان، پیامدهایی فراتر از جغرافیای این کشور داشته باشد و بر محیط امنیتی سوریه و عراق نیز اثرگذار شود. در چنین بستری، رایزنی‌های امنیتی میان بغداد و دمشق را باید در چارچوب تلاش برای مدیریت مخاطرات ناشی از پیوستگی بحران‌ها در منطقه تحلیل کرد.
دمشق و معمای جدید لبنان

نویسنده: بهرام مرادی، دانش آموخته دکترای روابط بین الملل

دیپلماسی ایرانی: تحولات اخیر در سوریه و افزایش تماس‌های دیپلماتیک میان دمشق و واشینگتن، بار دیگر جایگاه سوریه در معادلات امنیتی شامات را به موضوعی محوری در محافل سیاست‌گذاری تبدیل کرده است. در این میان، گمانه‌زنی‌ها درباره تمایل ایالات متحده به تعریف نقشی جدید برای سوریه در مدیریت بخشی از پرونده لبنان، پرسش‌های مهمی را درباره جهت‌گیری سیاست خارجی دمشق و پیامدهای آن برای نظم منطقه‌ای مطرح کرده است. اگرچه مقامات سوری به صراحت هرگونه مداخله در معادلات داخلی لبنان را رد کرده‌اند، اما همزمانی این مباحث با تحولات میدانی در مناطق مرزی و رایزنی‌های امنیتی میان دمشق و بغداد نشان می‌دهد که مسئله لبنان بار دیگر در حال تبدیل شدن به یکی از متغیرهای تعیین‌کننده در محیط امنیتی سوریه است.

بیش از یک دهه جنگ داخلی، ساختار قدرت در سوریه را دستخوش تغییرات بنیادین کرده است. در چنین شرایطی، دولت جدید سوریه با مجموعه‌ای از اولویت‌های متعارض روبه‌رو است. از یک سو، تثبیت داخلی، بازسازی اقتصادی و خروج از انزوای سیاسی مستلزم گسترش روابط خارجی و کاهش تنش با بازیگران بین‌المللی است. از سوی دیگر، ورود به ترتیبات امنیتی جدید می‌تواند این کشور را بار دیگر در معرض رقابت‌های ژئوپلیتیکی قرار دهد و روند بازسازی اقتدار دولت مرکزی را با چالش‌های تازه مواجه سازد.

به نظر می‌رسد رویکرد آمریکا در قبال سوریه، در امتداد راهبرد گسترده‌تر کاهش هزینه‌های حضور مستقیم در خاورمیانه و واگذاری بخشی از مسئولیت‌های امنیتی به بازیگران منطقه‌ای قرار دارد. در این چارچوب، کنترل مرزها و محدودسازی شبکه‌های لجستیکی فرامرزی به عنوان ابزاری برای مدیریت موازنه‌های منطقه‌ای اهمیت یافته است. با این حال، این راهبرد با محدودیت‌های ساختاری قابل توجهی مواجه است. سوریه جدید هنوز در مرحله تثبیت سیاسی قرار دارد و ظرفیت‌های نظامی، اقتصادی و نهادی آن برای ایفای نقش‌های فرامنطقه‌ای همچنان محدود است.

برای دمشق، مسئله لبنان صرفاً به یک پرونده سیاست خارجی تقلیل نمی‌یابد، بلکه بخشی از محاسبات امنیت ملی این کشور محسوب می‌شود. تجربه تاریخی روابط دو کشور نشان داده که ورود سوریه به پیچیدگی‌های لبنان، اغلب با افزایش هزینه‌های امنیتی و فرسایش منابع قدرت همراه بوده است. از این رو، تأکید مقامات سوری بر پرهیز از مداخله در امور داخلی لبنان را می‌توان در چارچوب نوعی راهبرد مبتنی بر مدیریت ریسک و اولویت‌بخشی به بازسازی داخلی تفسیر کرد.

با این حال، مسئله تنها به روابط دمشق و بیروت محدود نمی‌شود. ساختار امنیتی غرب آسیا طی سال‌های اخیر بیش از گذشته تحت تأثیر بازیگران فروملی و شبکه‌های فرامرزی قرار گرفته است. همین امر موجب شده که تحولات لبنان، پیامدهایی فراتر از جغرافیای این کشور داشته باشد و بر محیط امنیتی سوریه و عراق نیز اثرگذار شود. در چنین بستری، رایزنی‌های امنیتی میان بغداد و دمشق را باید در چارچوب تلاش برای مدیریت مخاطرات ناشی از پیوستگی بحران‌ها در منطقه تحلیل کرد.

یکی دیگر از متغیرهای تأثیرگذار، احتمال گسترش رقابت‌های نیابتی در جغرافیای سوریه است. نگرانی‌ها درباره تبدیل شدن این کشور به بستری برای فعالیت بازیگران غیردولتی و یا شکل‌گیری کانون‌های جدید تنش در امتداد مرزهای عراق، بیانگر آن است که مرحله پساجنگ سوریه هنوز وارد دوره ثبات پایدار نشده است. تجربه دو دهه گذشته در خاورمیانه نشان می‌دهد که دولت‌هایی که در مرحله بازسازی قرار دارند، بیش از سایر بازیگران در معرض تبدیل شدن به عرصه رقابت قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای قرار می‌گیرند.

در این میان، دمشق با سه گزینه کلی مواجه است. نخست، مشارکت در ترتیبات امنیتی جدید با هدف کاهش انزوای بین‌المللی و کسب حمایت اقتصادی؛ گزینه‌ای که در عین حال می‌تواند خطر بازگشت به رقابت‌های نیابتی را افزایش دهد. دوم، تداوم رویکرد موازنه‌گرایانه و تمرکز بر بازسازی داخلی همراه با اجتناب از ورود به معادلات پیچیده لبنان. و سوم، تلاش برای تعریف چارچوب‌های همکاری منطقه‌ای با هدف مدیریت تهدیدهای مشترک و کاهش وابستگی به ترتیبات تحمیل‌شده از سوی قدرت‌های خارجی.

برآیند تحولات نشان می‌دهد که اولویت اصلی دولت جدید سوریه، جلوگیری از بازتولید الگوهای گذشته و اجتناب از تبدیل شدن مجدد این کشور به عرصه رقابت بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی است. از این منظر، معمای جدید لبنان برای دمشق بیش از آنکه یک مسئله تاکتیکی باشد، آزمونی برای سنجش ظرفیت سوریه در مدیریت گذار از مرحله جنگ و بی‌ثباتی به مرحله تثبیت و بازتعریف جایگاه منطقه‌ای است. موفقیت یا ناکامی این راهبرد، نه تنها بر آینده سوریه، بلکه بر موازنه‌های امنیتی در سراسر شامات و غرب آسیا تأثیرگذار خواهد بود.

کلید واژه ها: لبنان سوریه عراق لبنان و سوریه لبنان و عراق عراق و لبنان سوریه و لبنان بهرام مرادی


نظر شما :