الگویی که برای فرار از مشکلات داخلی در پیش گرفته‌اند

بقای رهبران ناامید در چشم انداز جنگ ایران

۰۵ تیر ۱۴۰۵ | ۱۱:۰۰ کد : ۲۰۳۹۶۳۵ اخبار اصلی خاورمیانه
اسلام ذوالقدرپور در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: بقا و اقتدار، انگاره هر سیاستگذار و حکمران در نظام جهانی است. انگاره‌ای که برای بقا و اقتدار خود به هر ابزار، تاکتیک و سیاستی متوسل شده، هزینه‌های سنگین بر خود و دیگر بازیگران وارد می‌کنند. بخش مهمی از این همبستگی بقا و اقتدار را می‌توان با عنوان الگوی راهبران ناامید در بسیاری از کشورها دید و ترسیم کرد.
بقای رهبران ناامید در چشم انداز جنگ ایران

دیپلماسی ایرانی: کنش بازیگران نظام جهانی که برخاسته از انگاره و اهداف رهبران است، بر دو محور بنا می‌شود. دو محوری که با عنوان راهبرد بقا و راهبرد هژمون قابل توصیف هستند. راهبرد هژمون که مؤلفه اصلی سیاست‌ها و بلکه برآشفتگی نظام جهانی و روابط بین‍الملل است، خود در بستر راهبرد بقا شکل می‌گیرد.

رابطه راهبرد هژمون با راهبرد بقا به گونه‍ای است که می‌توان ادعا کرد: هژمون و اقتدار یک بازیگر نیز بر انگاره بقای رهبران و سیاستگذارن آن، استوار شده است. این رابطه دارای ماهیتی متقابل است که بقا زیربنای هژمون بازیگر قلمداد و از سوی دیگر هژمون نیز زیربنای بقای بازیگر در جهان آشوبناک کنونی برشمرده می‌شود.

بقا و اقتدار، انگاره هر سیاستگذار و حکمران در نظام جهانی است. انگاره‌ای که برای بقا و اقتدار خود به هر ابزار، تاکتیک و سیاستی متوسل شده، هزینه‌های سنگین بر خود و دیگر بازیگران وارد می‌کنند. بخش مهمی از این همبستگی بقا و اقتدار را می‌توان با عنوان الگوی راهبران ناامید در بسیاری از کشورها دید و ترسیم کرد.

الگوی رهبران ناامید که توصیف رهبران و سیاستگذاران بیمناک از آینده حکمرانی خویش است، بازگوی تلاش رهبرانی است که دیگران را قربانی بقا و اقتدار خود می‌کنند. جنگ‌افروزی و کشتار انسان‌ها را می‌توان مؤلفه بارز الگوی رهبران ناامید دانست که در چند سال اخیر بر مناسبات قدرت نظام جهانی چیره شده است.

تهاجم روسیه به اوکراین، تهاجم اسرائیل به غزه، لبنان، تهاجم ایالات متحده امریکا به ونزوئلا و تهاجم سنگین اسرائیل و ایالات متحده امریکا به ایران را می‌توان جلوه‌های برجسته الگوی رهبران ناامید برشمرد که برای بقای دولت شکننده خویش، تهاجم به دیگران را دستورکار خود قرار دادند. این سیاست ستیزه‌جویانه که روندی همگانی در روابط بین‌الملل شده را در چارچوب الگوی رهبران ناامید و در محورهای زیر می‌توان تفسیر کرد: 

یکم – رهبر ناامید و رهایی از دولت شکننده: مهم‌ترین مؤلفه برسازی رهبران ناامید را می‌توان تلاش این رهبران و سیاستگذاران برای رهایی از ناتوانی یا دولت شکننده دانست. رهبران بسیاری از دولت‌های شکننده که توان رقابت داخلی و خارجی را از دست داده‌اند و دولت ناکام قلمداد می‌شوند، برای نجات دولت و بقای حکمرانی خود در چارچوب الگوی رهبران ناامید، ستیز و آشوب خارجی را انتخاب، طرح ریزی و اجرا می‌کنند.

رهبرانی که دولت‌شان در برآورده‌سازی اهداف برنامه یا وعده‌های انتخاباتی خود ناتوان هستند و دولت ناکام را برمی‌سازند، بهترین سیاست برای رهایی از فشار داخلی و بازسازی مشروعیت دولت خود را طرح‌ریزی و انجام یک جنگ می‌دانند.

الگوی جنگ‌آفرینی بسیاری از بازیگران نظام جهانی در چارچوب الگوی رهبران ناامید قابل کنکاش است که در دو تهاجم اسرائیل و امریکا به ایران در سال ۱۴۰۴، با رفتار رهبران امریکا و اسرائیل علیه ایران، سازگاری دارد.

دوم – رهبر ناامید و منابع قدرت: یکی از مؤلفه‌های آنارشی جهان کنونی، کمیابی یا نایابی منابع قدرت به‌ویژه ارزشمندی منابع اقتصادی در شکل‌گیری و بقای هژمونی است. این کمیابی منابع قدرت، سبب‌ساز رفتار ستیزه‌جوی برخی رهبران می‌شود که از برآورده شدن وعده‌ها و اهداف اعلامی خود ناامید شده‌اند. رابطه کمیابی منابع و ناامیدی رهبران در عصر کنونی به‌گونه‌ای است که حقوق بین‌الملل نیز نمی‌تواند رهبران ناامید و جویای قدرت را از ستیز و شورش علیه نظم جهانی بازدارد.

ریشه رفتار تهاجمی بسیاری رهبران و سیاستگذاران در سال‌های اخیر همانند عصر استعمار و قدرت‌های استعمارگر، کمیابی و نایابی منابع قدرت به‌ویژه منابع اقتصادی است که نمونه برجسته آن، رویکرد تهاجمی دونالد ترامپ در سیاست تعرفه جهانی بر تمام کشورهاست.

سوم – ترامپ و نتانیاهو رهبران ناامید: رهبران ناامید برای رهایی از بحران مشروعیت و بقای حکمرانی خود، از هر دستاویزی استفاده می‌کنند. گاهی به آتش کشیدن یک منطقه یا نظام جهانی نیز ابزار بقای رهبران ناامید، می‌شود. 

دونالد ترامپ که با هزاران وعده انتخابات و شعار فریبنده "اول امریکا America First" توانست برنده انتخابات ۲۰۲۴ شود، زمانی که با واقعیت آشفتگی اقتصاد و تجارت این کشور در نظام جهانی و نشانه‌های شکست مقابل چین روبه‌رو شد، برقراری تعرفه علیه دیگر کشورها را راهبرد اصلی دولت خود در مناسبات جهانی قرار داد. 

ترامپ با دیدن سستی و فروپاشی بسیار نزدیک اقتصاد و هژمونی ایالات متحده امریکا، چنان ناامید شد که برای بقای خود در حکمرانی و بقای امریکا در نظام جهانی، تعرفه‌های سنگین بر همه کشورهای جهان برقرار کرد تا منابع قدرت خود را بازآفرینی کند.

تهاجم نظامی ایالات متحده امریکا به ونزوئلا و ایران نیز در چارچوب الگوی رهبران ناامید دونالد ترامپ قرار می‌گیرد.

از سوی دیگر بنیامین نتانیاهو که پس از چند دهه فعالیت در سپهر سیاسی و اجتماعی اسرائیل به غروب سیاسی و سرنگونی دولت خود نزدیک شده و رهبری ناامید در آستانه محاکمه داخلی و زندان شدن از سوی نظام قضایی اسرائیل است، برای رهایی از بحران مشروعیت، بقای حکمرانی خود و نجات از زندان، سیاست تهاجم فراگیر منطقه‌ای به غزه، لبنان، سوریه و ایران را در پیش گرفته است.

*

مناسبات قدرت در نظام بین‌الملل، چنان پیچیده و رازآلود شده که چندین الگوی سیاستگذاری برای بررسی و توصیف رفتار بسیاری از رهبران و سیاستگذاران، نیاز است. روندی از سیاست‌ها، تاکتیک‌ها و ابزارهای بیشمار که گاه با یکدیگر نیز سازگاری ندارند، نشان می‌دهد رهبران و سیاستگذاران برای بقای خود و ادامه هژمونی به هر کاری دست می‌زنند.

بهره‌گیری رهبران و سیاستگذاران ارشد از هر سیاست، تاکتیک و ابزاری برای بقا، پیامد ناامیدی این رهبران و کارگزاران آنها از روند همیشگی و ساده رویدادهاست. این رویکرد در نهایت به شکلگیری رهبران ناامید در مناسبات قدرت نظام جهانی منجر می‌شود و پیامدهای خسارت‌بار مانند تهاجم اسرائیل و ایالات متحده امریکا به ایران را به دنبال دارد.

دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو در قامت رهبران ناامید از آینده دولت خود به‌ویژه کاهش مشروعیت داخلی، کاهش منابع قدرت، فروپاشی هژمونی منطقه‌ای و جهانی کشورشان و ...، تهاجم به ایران را در دو بازه زمانی خرداد و اسفند ۱۴۰۴ طرح‌ریزی و اجرایی کردند و جهان را در شوک و روندی از ناامیدی جهانی فرو بردند.

ترامپ و نتانیاهو رهبران ناامیدی هستند که از آغاز شکلگیری دولت‌شان در لبه بقا قرار داشته و برای گریز از پرتگاه بقا، آتش‌افروزی را زیربنای ژئوپلیتیک و تهاجم به فلسطین، لبنان، یمن، ونزوئلا، ایران و... را دستورکار سیاست خارجی خود قرار دادند. 

رهبران ناامید اسرائیل و ایالات متحده امریکا در حالی که دولت‌های ناکام را در سپهر سیاسی و اجتماعی داخلی و روابط بین‌الملل برساخته بودند، تهاجم به ایران را چشم‌انداز بقای خود قلمداد و در یک‌سال گذشته، دو تهاجم فراگیر به ایران داشتند که نه‌تنها ناکامی دولت‌شان را برطرف نکرده، بلکه بر ناامیدی این رهبران نیز افزوده است، به گونه‌ای که ترامپ همچنان بر تهاجم نظامی به کوبا و تصرف جزیره گرینلند نیز پافشاری می‌کند!

سیاستگذاران ایرانی ‌باید از همان آغاز دولت دوم دونالد ترامپ و بر اساس داده‌های موجود، تحلیلی روان شناختی از ترامپ تهیه، سیاست‌ها و تاکتیک‌های مقابله با ترامپ را در چاچوب رویکردی کنش‌گرا آماده می‌کردند تا ایران این‌گونه در دام سیاست تهاجمی الگوی رهبران ناامید گرفتار نشود.

کلید واژه ها: دونالد ترامپ بنیامین نتانیاهو امریکا ایالات متحده امریکا اسرائیل امریکا و اسرائیل حمله امریکا و اسرائیل به ایران جنگ با ایران جنگ امریکا و اسرائیل با ایران اسلام ذوالقدرپور بقا اقتدار


( ۱ )

نظر شما :