ظرفیتی که می‌تواند موثر واقع شود

اقلیم کردستان در میانه منازعه ایران و امریکا

۲۹ تیر ۱۴۰۵ | ۱۸:۰۰ کد : ۲۰۳۹۹۹۴ اخبار اصلی خاورمیانه
تحلیلگران بر این باورند که اقلیم کُردستان عراق به ریاست «نیچیروان بارزانی» در پی آن است تا خود را به عنوان میانجی منطقه‌ای توانمندی مطرح کند. این اقلیم از شبکه روابط متوازن با ایالات متحده، ایران، ترکیه و دولت مرکزی عراق بهره می‌برد و در عین حال، از پیشینه‌ای سیاسی برخوردار است.
اقلیم کردستان در میانه منازعه ایران و امریکا

نویسنده: منصور جهانی 

دیپلماسی ایرانی: اقلیم کُردستان، کانال‌های ارتباطی خود با ایران را باز نگه داشته است کشوری که با آن مرزی طولانی و منافع اقتصادی و امنیتی قابل‌ توجهی دارد که نمی‌توان آن‌ها را نادیده گرفت.

در بحبوحه تحولاتِ عمیقی که نقشه نفوذ در خاورمیانه را دگرگون می‌سازند، اهمیت بازیگران منطقه‌ای دیگر صرفاً با توانمندی‌های نظامی یا وزن اقتصادی سنجیده نمی‌شود؛ بلکه معیار سنجش، توانایی آن‌ها در ایجاد پل ارتباطی میان طرف‌های منازعه و مناقشه است؛ به‌ویژه در شرایطی که کارآمدی نهادهای بین‌المللی رو به افول است و هنجارهایی که دهه‌ها بر نظم جهانی حاکم بوده‌اند، در حال فرسایش هستند.

اقلیم کُردستان، می‌خواهد خود را به عنوان میانجی منطقه‌ای توانمندی مطرح کند

در چنین فضایی، تحلیلگران بر این باورند که اقلیم کُردستان عراق به ریاست «نیچیروان بارزانی» در پی آن است تا خود را به عنوان میانجی منطقه‌ای توانمندی مطرح کند. این اقلیم از شبکه روابط متوازن با ایالات متحده، ایران، ترکیه و دولت مرکزی عراق بهره می‌برد و در عین حال، از پیشینه‌ای سیاسی برخوردار است که مستلزم حرکت در محیطی پیچیده بوده؛ محیطی که ماهیت آن بیش از آن‌که مبتنی بر رویارویی مستقیم باشد، بر مدیریت توازن‌ها استوار بوده است.

فقدان میانجی‌های معتبر، بحرانِ پیش‌رویِ نظم بین‌المللی

این پیشنهاد در خلأ مطرح نمی‌شود، بلکه هم‌زمان با گفتمانی فزاینده در محافل روشنفکری و سیاسی درباره ضرورت وجود ابزارهای نوین مدیریت بحران است. رویدادهای اخیر از جمله؛ مناقشه میان ایالات متحده و ایران و همچنین درگیری‌های جاری در غزه، لبنان و اوکراین، نشان داده‌اند که توسلِ صرف به نیروی نظامی دیگر نمی‌تواند به راه‌حل‌های سیاسی پایدار منجر شود و فقدان میانجی‌های معتبر، به یکی از ویژگی‌های بارز بحرانِ پیش‌رویِ نظم بین‌المللی بدل شده است.

خاورمیانه، اکنون در یک بزنگاه تاریخی قرار دارد

تحلیلگران بر این باورند که خاورمیانه، اکنون در یک بزنگاه تاریخی قرار دارد؛ جایی که محاسبات منطقه‌ای با رقابت قدرت‌های بزرگ تلاقی می‌کند، آن هم در شرایطی که توانایی سازمان ملل و نهادهای چندجانبه برای تحمیل راه‌حل‌ها، یا حتی پیشگیری از وقوع بحران‌ها، همچنان رو به افول است.

«دیپلماسی متوازن» یکی از ویژگی‌های بارز اقلیم کُردستان

در چنین فضایی، نقش نهادهایی که قادر به حفظ کانال‌های ارتباطی با تمامی طرف‌ها هستند؛ حتی آن‌هایی که فاقد حاکمیت کامل دولتی‌اند، برجسته می‌شود. ناظران بر این باورند که یکی از ویژگی‌های بارز اقلیم کُردستان، اتخاذ موفقیت‌آمیز سیاستی مبتنی بر «دیپلماسی متوازن» است.

اقلیم کُردستان، کانال‌های ارتباطی خود با ایران را باز نگه داشته است

اقلیم کُردستان، سال‌هاست که شراکتی راهبردی با ایالات متحده حفظ کرده است؛ شراکتی که نقشی محوری در تأمین امنیت و حمایت سیاسی، به‌ویژه در دوران جنگ علیه داعش را ایفا کرده است. هم‌زمان، اقلیم کُردستان کانال‌های ارتباطی خود با ایران را نیز باز نگه داشته است؛ کشوری که با آن مرزی طولانی و منافع اقتصادی و امنیتی قابل‌توجهی دارد که نمی‌توان آن‌ها را نادیده گرفت.

اقلیم کُردستان، جایگاه تأثیرگذار خود را در نظام سیاسی عراق حفظ کرده است

اقلیم کُردستان، همچنین موفق شده است با وجود پیچیدگی‌های تاریخی پیرامون مسئله کُردها، روابط پیشرفته‌ای با ترکیه برقرار کند و به شریک اقتصادی کلیدی آنکارا در حوزه‌های انرژی، تجارت و سرمایه‌گذاری تبدیل شود؛ آن هم در حالی که هم‌زمان، جایگاه تأثیرگذار خود را در نظام سیاسی عراق حفظ کرده است.

موقعیت اقلیم کُردستان در طرف‌های مناقشه، به عنوان نقشی تسهیل‌گر

به باور تحلیلگران، این روابط متوازن به معنای بی‌طرفی مطلق نیست، بلکه فضای مانور بیشتری را در مقایسه با بسیاری از بازیگران منطقه‌ای که در محورهای متخاصم گرفتار شده‌اند، برای کُردستان فراهم می‌آورد. این موقعیت می‌تواند به اقلیم کُردستان امکان دهد تا در صورت وجود اراده سیاسی لازم در طرف‌های درگیری و مناقشه، نقشی تسهیل‌گر ایفا کند.

در مناقشه اخیر میان آمریکا و ایران، واشنگتن در تحمیل یک راهکار نهایی ناکام ماند

مناقشه اخیر میان ایالات متحده و ایران، بحث‌ها پیرامون حدود قدرت نظامی در دستیابی به اهداف سیاسی را دوباره داغ کرده است. پس از ماه‌ها حملات متقابل و اعمال فشارهای اقتصادی، واشنگتن در تحمیل یک راهکار نهایی ناکام ماند.

تحلیلگران بر این باورند که این مناقشه آشکار ساخته است مدیریت بحران در خاورمیانه دیگر تنها بر بازدارندگی نظامی استوار نیست، بلکه اکنون به پیگیری هم‌زمان مسیرهای گفت‌وگو و میانجی‌گری نیازمند است؛ به‌ویژه در مواجهه با بحران‌هایی که بر امنیت منطقه، جریان‌های تجارت جهانی و بازارهای انرژی تأثیر می‌گذارند. از این رو، مفهوم میانجی منطقه‌ای اهمیت فزاینده‌ای می‌یابد؛ نه به این دلیل که میانجی قدرت تحمیل راه‌حل‌ها را دارد، بلکه به این خاطر که مجراهایی را فراهم می‌کند که مانع از قطع ارتباط میان طرف‌های متخاصم در حساس‌ترین مراحل می‌شود.

سابقه طولانی اقلیم کُردستان در مدیریت توازن‌های پیچیده‌ ناشی از جغرافیا و سیاست

تحلیلگران خاطرنشان می‌کنند که تجربه اقلیم کُردستان در حفظ روابط با طرف‌های مقابل، آن را برای ایفای این نقش در موقعیت مناسبی قرار می‌دهد؛ به‌ویژه با توجه به سابقه طولانی این منطقه در مدیریت توازن‌های پیچیده‌ای که ناشی از جغرافیا و سیاست است.

جغرافیای کُردستان، یکی از حساس‌ترین مناطق جهان از منظر ژئوپلیتیک

جغرافیای کُردستان، همواره به عنوان منشأ چالش‌ها نگریسته شده است، اما تحلیلگران بر این باورند که این جغرافیا می‌تواند به منبعی برای اعمال نفوذ نیز بدل شود. این منطقه در کانون تلاقی ایران، ترکیه، عراق و سوریه واقع شده است؛ کشورهایی که در مجموع، یکی از حساس‌ترین مناطق جهان از منظر ژئوپلیتیک را تشکیل می‌دهند.

از منظر تاریخی، این موقعیت جغرافیایی منطقه را در معرض مناقشات مکرر قرار داده، اما در عین حال تجربه‌ای گسترده در مدیریت روابط با قدرت‌های رقیب برای آن به ارمغان آورده است؛ واقعیتی که امروزه در توانایی این منطقه برای تعامل با طرف‌هایی که به‌ندرت در چارچوبی واحد گرد هم می‌آیند، مشهود است.

اقلیم کُردستان، بستری برای گفت‌وگو و نه عرصه‌ای برای مناقشه

ناظران بر این باورند که جغرافیا به‌تنهایی عامل ایجاد نفوذ نیست، بلکه فرصتی را در اختیار کسانی قرار می‌دهد که شیوه بهره‌برداری مؤثر از آن را می‌دانند؛ در همین راستا، اقلیم کُردستان می‌کوشد با معرفی خود به‌عنوان بستری برای گفت‌وگو و نه عرصه‌ای برای مناقشه از این مزیت بهره گیرد. در واقع، کُردستان میانجی‌ای بالقوه در خاورمیانه‌ای پرتلاطم خواهد بود.

تحلیلگران معتقدند بحث در مورد نقش اقلیم را نمی‌توان از بحران گسترده‌تری که نظم بین‌المللی با آن مواجه است جدا کرد. جهان، شاهد کاهش تدریجی ظرفیت نهادهای بین‌المللی برای مدیریتِ مناقشات است که با تشدید رقابت بین قدرت‌های بزرگ و کاهش اعتماد به قوانینی که از زمان جنگ‌ جهانی دوم زیربنای روابط بین‌الملل بوده‌اند، همزمان شده است.

جنگ در اوکراین، تشدید تنش‌ها در خاورمیانه و اختلافات درون شورای امنیت، دشواری دستیابی به اجماع بین‌المللی در مورد مسائل مهم را آشکار می‌کند. این وضعیت، جستجوی چارچوب‌های مدیریت بحران انعطاف‌پذیرتر را که در آن بازیگران منطقه‌ای نقش مهم‌تری ایفا می‌کنند، پیش می‌برد.

تحلیلگران معتقدند که این تغییر به نهادهایی که روابط متعادلی با طرف‌های مختلف دارند، فضای مانور بیشتری می‌دهد، حتی اگر فاقد به رسمیت شناخته شدن کامل بین‌المللی باشند که کشورهای مستقل از آن برخوردارند.

برتری نظامی به طور خودکار به موفقیت سیاسی منجر نمی‌شود

تجربیات اخیر از افغانستان و عراق گرفته تا جنگ با ایران، نشان می‌دهد که برتری نظامی به طور خودکار به موفقیت سیاسی منجر نمی‌شود. اعمال قدرت نظامی یا اعمال تحریم‌های اقتصادی لزوماً به ایجاد یک نظم سیاسی پایدار یا دستیابی به صلح پایدار منجر نمی‌شود.

تحلیلگران معتقدند که مشکل اساسی در بسیاری از بحران‌های معاصر، در هم آمیختن موفقیت نظامی با موفقیت سیاسی نهفته است. در حالی‌که عملیات نظامی ممکن است واقعیت جدیدی را در صحنه ایجاد کند، اما به خودی خود نمی‌تواند مشروعیت یا اجماع پایدار ایجاد کند. به همین دلیل، نیاز فزاینده‌ای به میانجی‌هایی وجود دارد که بتوانند طرف‌های مورد مناقشه را گرد هم بیاورند، نه این‌که صرفاً از طریق ابزارهای بازدارندگی، درگیری را مدیریت کنند.

رابطه اربیل – سلیمانیه، عاملی کلیدی و تأثیرگذار بر یکپارچگی تصمیم‌گیری‌های سیاسی

با وجود بحث‌هایی در مورد پتانسیل منطقه‌ای اقلیم کُردستان، تحلیلگران تأکید می‌کنند که موفقیت هرگونه نقش خارجی همچنان منوط به توانایی منطقه در رسیدگی به چالش‌های داخلی آن است. رابطه میان اربیل و سلیمانیه، همچنان عاملی کلیدی و تأثیرگذار بر یکپارچگی تصمیم‌گیری‌های سیاسی است؛ در همین حال، دولتِ اقلیم کُردستان با چالش‌هایی در زمینه‌های اصلاحات اقتصادی، تنوع‌بخشی به منابع درآمدی، تقویت نهادها و حل‌وفصل اختلافات با دولت فدرال در بغداد بر سر مسائل نفت، درآمدها و اختیارات مواجه است.

ناظران تأکید می‌کنند که هرگونه جاه‌طلبی برای ایفای نقش منطقه‌ای به یک پایه داخلی پایدار نیازمند است، زیرا اعتبار در خارج از کشور با انسجام داخلی آغاز می‌شود. فراتر از قابلیت‌های نظامی، تحلیلگران معتقدند که اقلیم کُردستان، عناصری از «قدرت نرم» داراست که می‌توان از آنها بهره برد، مانند گشودگی نسبی به سرمایه‌گذاری خارجی، روابط اقتصادی گسترده و ظرفیت میزبانی جلسات سیاسی و مجامع بین‌المللی.

الگویی مبتنی بر عمل‌گرایی سیاسی و مدیریت منافع مشترک

آنها معتقدند که نفوذ در نظم نوین بین‌المللی صرفاً به قدرت نظامی بستگی نخواهد داشت، بلکه به ظرفیت ایجاد اعتماد، جذب شرکا و ایجاد راه‌هایی برای گفت‌وگو بین قدرت‌های رقیب نیز وابسته خواهد بود. از این منظر، اقلیم کُردستان می‌تواند الگویی متمایز از منطقِ محورهای رقیب ارائه دهد، الگویی مبتنی بر عمل‌گرایی سیاسی و مدیریت منافع مشترک.

با این حال، تحلیلگران در مورد اغراق در مورد ظرفیت اقلیم کُردستان برای ایفای نقش میانجی هشدار می‌دهند؛ این منطقه همچنان بخشی از دولت عراق است و تابع پویایی‌های قدرت داخلی و منطقه‌ای است. در نهایت، موفقیت هر گونه میانجیگری، قبل از هر چیز، به تمایل طرفین درگیر برای یافتن راه‌حل‌های سیاسی بستگی دارد.

قوت گرفتن گفتمان جهان چندقطبی

علاوه بر این، رقابت میان قدرت‌های بزرگ منطقه‌ای به‌ویژه ایران و ترکیه، در صورتی که منافع این قدرت‌ها با هرگونه نقش میانجی‌گری احتمالی تداخل پیدا کند، می‌تواند دامنه مانور کُردها را محدود کند. با وجود این محدودیت‌ها، تحلیلگران بر این باورند که فضای کنونی منطقه، ممکن است پنجره فرصت جدیدی را به روی اقلیم کُردستان بگشاید. هم‌زمان با کاهش اعتماد به نظم بین‌المللی سنتی و قوت گرفتن گفتمان جهان چندقطبی، نیاز فزاینده‌ای به بازیگرانی احساس می‌شود که قادر به تعامل با تمامی طرف‌ها و فراتر رفتن از دوقطبی‌های شدید باشند.

«قدرت نرم» سرمایه اصلی اقلیم کُردستان در محیط پرتلاطم خاورمیانه

بدین ترتیب، ارزش تجربه کُردی نه در ارائه راهکارهای آماده برای بحران‌های منطقه، بلکه در عرضه الگویی نهفته است که بر حفظ گفت‌وگو حتی در دوران تشدید تنش‌ها و برقراری رابطه با مخالفان در کنار متحدان استوار است؛ الگویی که اذعان دارد؛ ثبات نه از طریق به حاشیه راندن یک طرف به نفع طرف دیگر، بلکه با ایجاد توازنی حاصل می‌شود که امکان مدیریت اختلافات را فراهم می‌سازد.

اگرچه ممکن است اقلیم کُردستان در کوتاه‌مدت به میانجی اصلی میان واشنگتن و تهران یا میان قدرت‌های رقیب در خاورمیانه بدل نشود، اما تحولاتِ جاری نشان می‌دهد که نقش سیاسی آن در آستانه گسترش است؛ مشروط بر آن‌که بتواند به‌درستی از موقعیت جغرافیایی خود بهره گیرد، ثبات داخلی‌اش را تحکیم بخشد و سیاستی مبتنی بر توازن و گشودگی را در پیش گیرد. در واقع، در آینده، «قدرت نرم» سرمایه اصلی اقلیم کُردستان در محیط پرتلاطم خاورمیانه خواهد بود.

اهمیت بیشتر تواناییِ ایجاد پل‌های ارتباطی از تواناییِ تشکیل ارتش‌ها

در منطقه‌ای که با وفور ابزارهای قدرت و کمبود کانال‌های گفت‌وگو شناخته می‌شود، تواناییِ ایجاد پل‌های ارتباطی ممکن است از تواناییِ تشکیل ارتش‌ها اهمیت بیشتری داشته باشد؛ این امر، فرصتی را برای اقلیم کُردستان فراهم می‌آورد تا جایگاه خود را به عنوان بازیگری سیاسی که به جای تشدید بحران‌ها، بر مدیریت آن‌ها متمرکز است، تقویت کند.

منبع: العرب / تحریریه دیپلماسی ایرانی

کلید واژه ها: اقلیم کردستان اقلیم کردستان عراق نچیروان بارزانی ایران و عراق ایران و عراق و کردستان ایران و کردستان و امریکا کردستان و امریکا منصور جهانی


( ۳ )

نظر شما :

خسرو ۲۹ تیر ۱۴۰۵ | ۲۰:۲۰
اقلیم اول باید گروه‌های تجزیه طلب و دشمن ایران را از منطقه نفوذ خود براند آیا می تواند؟ واقعا میخواهد؟ باید از نفوذ اسرائیل در شمال عراق جلوگیری کند می‌تواند؟ وقتی که طرفهای درگیر (ایران و آمریکا و اسرائیل و‌...) میانجیگری قدرت اتمی پاکستان را با زدن زیر توافق بی اثر می کنند اقلیم ؟؟؟ این نوشته بیشتر تلاش می‌کند زیر پوستی اقلیم را بعنوان یک واحد جدا از عراق مطرح کند