چهار درس از حمله ۵۶روزه در ایالت اویو
تهدید آدمربایی از مدارس در نیجریه در حال تغییر است
نویسنده: رسول جعفری، رییس اداره نهادهای آفریقایی و ستاد آفریقا
دیپلماسی ایرانی: آدمربایی در نیجریه طی سالهای اخیر از یک جرم سازمانیافته با هدف دریافت باج فراتر رفته و به یکی از ابزارهای مهم گروههای مسلح و تروریستی برای تأمین مالی، اعمال فشار بر دولت و ایجاد ناامنی تبدیل شده است. در این میان، ربوده شدن دستهجمعی دانشآموزان از مدارس، یکی از نگرانکنندهترین اشکال این پدیده به شمار میرود. در پی ربوده شدن دستهجمعی ۴۶ دانشآموز و معلم در ایالت اویو، واقع در جنوبغرب نیجریه، در سال ۲۰۲۶، مقامات این کشور حمله را به گروه تروریستی انصارو نسبت دادند. مظنونان اصلی این پرونده نیز تحت پیگرد قضایی قرار گرفتند. با این حال، حادثه اویو را نمیتوان صرفاً یک عملیات آدمربایی دیگر دانست؛ این حادثه نشانهای از تغییر جغرافیای تهدید تروریستی و گسترش آن به مناطقی است که پیشتر کمتر در معرض چنین حملاتی قرار داشتند. این حمله ۵۶ روز به طول انجامید و سرانجام دانشآموزان و معلمان ربودهشده آزاد شدند. بررسی ابعاد این حادثه نشان میدهد که نیجریه با تهدیدی مواجه است که دیگر محدود به مناطق سنتی فعالیت گروههای تروریستی نیست و میتواند به جنوب کشور نیز گسترش یابد.
نخستین نکته قابل توجه در حادثه اویو، محل وقوع آن است. شمال نیجریه طی سالهای گذشته کانون اصلی حوادث آدمربایی و ربایش دستهجمعی دانشآموزان بوده است. از زمان حادثه چیبوک در سال ۲۰۱۴، دهها مورد ربایش دستهجمعی از مدارس در مناطق شمالی کشور رخ داده و هزاران دانشآموز و معلم قربانی این حملات شدهاند. در گذشته نیز گروههای تروریستی در جنوبغرب نیجریه دست به حملاتی زده بودند و موارد متعددی از آدمربایی مجرمانه در بزرگراهها گزارش شده بود، اما ربایش دستهجمعی دانشآموزان از مدارس در این منطقه سابقهای نداشت. از این منظر، حادثه اویو یک نقطه عطف محسوب میشود. این حمله نشان داد که مرزهای جغرافیایی فعالیت گروههای تروریستی در نیجریه در حال تغییر است و مناطقی که پیشتر خارج از کانون اصلی تهدید محسوب میشدند، اکنون میتوانند هدف عملیات قرار گیرند. این تحول برای دولت نیجریه اهمیت زیادی دارد؛ زیرا تمرکز منابع امنیتی در مناطق سنتی درگیری، بهتنهایی نمیتواند از شکلگیری تهدید در مناطق جدید جلوگیری کند.
یکی دیگر از ویژگیهای قابل توجه حادثه اویو، سن برخی از قربانیان بود. در میان ربودهشدگان، کودکان بسیار کمسن نیز حضور داشتند؛ موضوعی که این حادثه را از بسیاری از موارد قبلی آدمربایی از مدارس متمایز میکند. این مسئله نشان میدهد که گروههای مسلح در انتخاب اهداف خود الزاماً به دانشآموزان بزرگتر محدود نیستند و هر گروهی از غیرنظامیان که بتواند فشار عمومی و سیاسی بیشتری ایجاد کند، ممکن است هدف قرار گیرد. در واقع، انتخاب کودکان و دانشآموزان برای آدمربایی، علاوه بر ارزش مالی احتمالی، دارای ارزش روانی و سیاسی است. ربوده شدن تعداد زیادی کودک میتواند خشم عمومی، اعتراض خانوادهها و فشار رسانهای گستردهای ایجاد کند و دولت را برای واکنش سریع یا حتی مذاکره با آدمربایان تحت فشار قرار دهد.
یکی دیگر از ویژگیهای حادثه اویو آن بود که بر اساس برخی گزارشهای محلی، چند مرکز آموزشی در این عملیات مورد هدف قرار گرفتند. این موضوع اهمیت حادثه را افزایش میدهد؛ زیرا نشان میدهد با یک آدمربایی اتفاقی و محدود مواجه نبودهایم، بلکه مهاجمان توانستهاند یک عملیات سازمانیافته علیه مجموعهای از اهداف غیرنظامی طراحی و اجرا کنند. این وضعیت، آسیبپذیری نهادهای آموزشی و جوامع محلی را در مناطقی نشان میدهد که پیشتر تصور میشد در برابر حملات تروریستی گسترده امنیت بیشتری دارند. از منظر گروههای مسلح، چنین حملاتی نسبتاً کمهزینه و در عین حال دارای بازتاب اجتماعی و رسانهای بسیار گسترده است. یک عملیات محدود میتواند دولت را تحت فشار قرار دهد و توجه افکار عمومی داخلی و حتی جامعه بینالمللی را به خود جلب کند.
هدف قرار دادن دانشآموزان را باید بخشی از منطق راهبردی گروههای تروریستی دانست. دانشآموزان و کودکان از نظر امنیتی گروهی آسیبپذیر محسوب میشوند و در عین حال، ربوده شدن آنان واکنش شدید اجتماعی ایجاد میکند. به همین دلیل، آدمربایی از مدارس میتواند برای گروههای مسلح چند هدف را همزمان دنبال کند: کسب درآمد، ایجاد ترس، افزایش فشار بر دولت و تبلیغ توان عملیاتی گروه. در چنین شرایطی، مدرسه دیگر صرفاً یک مرکز آموزشی نیست؛ بلکه میتواند به یک هدف راهبردی برای گروههای تروریستی تبدیل شود.
راهزنان مسلح و گروههای جنایتکار مسئول بخش قابل توجهی از موارد آدمربایی در نیجریه هستند. با این حال، باید میان آدمربایی جنایی و آدمربایی تروریستی تفاوت قائل شد. راهزنان معمولاً با هدف دریافت باج اقدام به ربایش میکنند، در حالی که گروههای تروریستی ممکن است اهداف گستردهتری را دنبال کنند و از گروگان به عنوان ابزاری برای اعمال فشار سیاسی و امنیتی استفاده کنند. حمله مسلحانه ۱۵ مه ۲۰۲۶ به مدارس در منطقه حکومت محلی اوریره در ایالت اویو، که به ربوده شدن بیش از ۴۰ نفر، عمدتاً دانشآموزان و معلمان، انجامید، به گروه «پیشگامان حمایت از مسلمانان در آفریقای سیاه» نسبت داده شد؛ گروهی که عموماً با نام «انصارو» شناخته میشود. انصارو از زمان جدایی از بوکوحرام در سال ۲۰۱۳، سابقه مشارکت در آدمرباییهای مهم و گروگانگیریهای پرسروصدا را داشته است. این گروه در برخی عملیاتها نیز با شبکههای راهزنی همکاری کرده است.
بر اساس اطلاعات مطرحشده درباره پرونده اویو، انصارو مجموعهای از مطالبات را مطرح کرده بود که از جمله آنها پرداخت یک میلیارد نایرا به حسابی در جمهوری بنین، آزادی اعضای زندانی این گروه، تحویل خودروهای تویوتا هایلوکس و ایجاد امتیازاتی در برخی قوانین ایالت اویو بود. این مطالبات نشان میدهد که انگیزه عملیات صرفاً مالی نبوده و جنبه سیاسی و راهبردی نیز داشته است. یکی از مهمترین عوامل احتمالی در تحلیل انگیزه انصارو برای اجرای این عملیات، دستگیری رهبران اصلی این گروه است. در اوت ۲۰۲۵، نوهـو ریبادو، مشاور امنیت ملی نیجریه، از دستگیری دو تن از رهبران اصلی انصارو خبر داد: محمود محمد عثمان، رهبر گروه، و محمود النیجری، معاون و رئیس ستاد آن. دستگیری این دو چهره مهم میتوانست توان عملیاتی انصارو را تحت تأثیر قرار دهد و خلأ قابل توجهی در ساختار رهبری گروه ایجاد کند. از این منظر، عملیات اویو را میتوان در چارچوب تلاش گروه برای بازسازی اعتبار و قدرت عملیاتی خود نیز تحلیل کرد. همچنین این احتمال وجود دارد که ربایش دستهجمعی دانشآموزان و معلمان با هدف ایجاد یک اهرم فشار برای آزادی اعضای ارشد بازداشتشده انجام شده باشد. در واقع، گروگان در چنین شرایطی تنها یک «منبع مالی» نیست، بلکه به یک «اهرم سیاسی» تبدیل میشود.
انتخاب ایالت اویو نیز از منظر جغرافیایی و امنیتی قابل توجه است. اویو در جنوبغرب نیجریه قرار دارد، اما از طریق مناطق جنگلی و مسیرهای طبیعی به بخشهایی از شمال مرکزی و شمالغربی کشور ارتباط دارد. وجود جنگلهای گسترده، مناطق حفاظتشده حیاتوحش و پوشش گیاهی حاشیه رودخانهها، امکان فعالیت و جابهجایی گروههای مسلح را افزایش میدهد. از سوی دیگر، مناطق جنوبی کشور در مقایسه با مناطق شمالی ممکن است برای گروههای تروریستی جذابیت بیشتری داشته باشند؛ زیرا احتمال حضور گسترده و مستمر نیروهای امنیتی در برخی مناطق کمتر است. به بیان دیگر، گروهی که در مناطق شمالی با فشار امنیتی بیشتری مواجه است، ممکن است برای ادامه فعالیت خود به مناطقی منتقل شود که کنترل امنیتی در آنها کمتر است. در این شرایط، جنوبغرب نیجریه میتواند به یک فضای جدید برای فعالیت شبکههای مسلح تبدیل شود.
یکی از عوامل مهم در گسترش آدمربایی در نیجریه، وجود مناطق جنگلی گسترده و دشواری کنترل کامل آنهاست. جنگلها میتوانند محل اختفا، جابهجایی و نگهداری گروگانها باشند و عملیات نیروهای امنیتی را دشوار کنند. این مسئله نشان میدهد که مبارزه با آدمربایی تنها از طریق افزایش نیرو در شهرها امکانپذیر نیست. دولت باید کنترل مؤثرتری بر مناطق روستایی و جنگلی داشته باشد و میان اطلاعات محلی و توان عملیاتی نیروهای امنیتی ارتباط مؤثرتری ایجاد کند. حادثه اویو بهخوبی نشان داد که ضعف کنترل در مناطق پیرامونی میتواند امنیت مراکز جمعیتی و آموزشی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
بر اساس روایت دولت، نجات دانشآموزان و معلمان اویو نتیجه یک عملیات طولانیمدت و مبتنی بر اطلاعات امنیتی بود که با مشارکت چند نهاد انجام شد. آزادی گروگانها بدون تردید یک موفقیت مهم برای نیروهای امنیتی محسوب میشود. با این حال، طولانی شدن دوره اسارت پرسش مهمتری را مطرح میکند: چرا تهدید پیش از وقوع حمله شناسایی نشد؟ این مسئله تفاوت میان «واکنش امنیتی» و «پیشگیری امنیتی» را نشان میدهد. نهادهای امنیتی پس از وقوع حادثه توانستند منابع خود را بسیج کنند، اما چالش اصلی آن است که اطلاعات لازم برای شناسایی شبکه آدمربایان پیش از حمله در اختیار نهادهای مسئول قرار گیرد. اگر سیاست امنیتی صرفاً بر عملیات پس از وقوع حادثه متمرکز باشد، هزینه انسانی و مالی مقابله با آدمربایی افزایش خواهد یافت.
حادثه اویو بار دیگر بحث درباره ایجاد پلیس ایالتی در نیجریه را جدیتر کرده است. یکی از مشکلات ساختار امنیتی نیجریه، تمرکز بالای قدرت در ساختارهای فدرال است. در چنین شرایطی، ایالتها برای استقرار نیرو و واکنش به تهدیدهای امنیتی تا حد زیادی به نهادهای فدرال وابستهاند، در حالی که نیروهای محلی معمولاً شناخت دقیقتری از جغرافیا، روستاها، مسیرهای فرعی، جوامع محلی و تحولات امنیتی منطقه دارند. از این منظر، ایجاد پلیس ایالتی میتواند در افزایش سرعت واکنش و جمعآوری اطلاعات محلی مؤثر باشد. با این حال، پلیس ایالتی بهتنهایی راهحل بحران نیست. ایجاد چنین ساختاری باید با آموزش مناسب، نظارت قانونی، تأمین منابع مالی و هماهنگی مستمر با پلیس فدرال و ارتش همراه باشد.
حادثه اویو یک پیام مهم برای سیاست امنیتی نیجریه دارد: تمرکز نیروهای امنیتی تنها در مناطق سنتی فعالیت گروههای تروریستی کافی نیست. گروههای تروریستی و شبکههای آدمربایی از خلأهای امنیتی استفاده میکنند و هر منطقهای که از نظر اطلاعاتی و عملیاتی آسیبپذیر باشد، میتواند به هدف جدید تبدیل شود. بنابراین، سیاست امنیتی نیجریه باید از یک رویکرد صرفاً واکنشی به سمت رویکردی پیشگیرانه حرکت کند. این رویکرد باید بر تقویت اطلاعات محلی و هشدار زودهنگام، افزایش حفاظت از مدارس در مناطق آسیبپذیر، کنترل بهتر مناطق جنگلی و مسیرهای ارتباطی، تقویت همکاری میان دولت فدرال و دولتهای ایالتی و شناسایی شبکههای پشتیبان گروههای آدمربا استوار باشد.
در نهایت، حادثه ۵۶روزه اویو را نمیتوان تنها یک مورد دیگر از آدمربایی در نیجریه دانست. این حادثه نشانهای از تغییر جغرافیای تهدید و گسترش فعالیت گروههای مسلح به مناطقی است که پیشتر کمتر در معرض آدمربایی تروریستی قرار داشتند. اهمیت این حادثه از آن جهت بیشتر میشود که هدف آن دانشآموزان و معلمان بودند؛ گروهی که ربوده شدن آنها میتواند فشار اجتماعی و سیاسی گستردهای بر دولت ایجاد کند. از سوی دیگر، مطالبات مطرحشده از سوی انصارو نشان میدهد که آدمربایی میتواند فراتر از یک فعالیت اقتصادی باشد و به ابزاری برای اعمال فشار سیاسی و مطالبه آزادی اعضای زندانی گروه تبدیل شود. در نتیجه، نیجریه با تهدیدی مواجه است که در آن تروریسم، آدمربایی و اقتصاد زیرزمینی به یکدیگر پیوند خوردهاند. تجربه اویو نشان میدهد که دولت نمیتواند تنها با آزاد کردن گروگانها یا دستگیری تعدادی از اعضای گروههای مسلح با این پدیده مقابله کند. مقابله مؤثر نیازمند شناسایی شبکههای مالی، تقویت اطلاعات محلی، حفاظت از مراکز آموزشی، کنترل مناطق جنگلی و اصلاح ساختار امنیتی است. مهمترین درس اویو این است که گسترش جغرافیایی آدمربایی، خود یک تهدید راهبردی است. اگر جنوبغرب نیجریه به تدریج وارد نقشه فعالیت گروههای آدمربا و تروریستی شود، پیامد آن تنها افزایش ناامنی نخواهد بود؛ بلکه میتواند آموزش، سرمایهگذاری، فعالیت اقتصادی و اعتماد عمومی به دولت را نیز تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین، مسئله اصلی برای دولت نیجریه دیگر تنها نجات گروگانها نیست؛ بلکه جلوگیری از شکلگیری چرخهای است که در آن آدمربایی به منبع درآمد، ابزار فشار سیاسی و در نهایت بخشی از اقتصاد تروریسم تبدیل شود.
https://theconversation.com/nigerias-school-kidnapping-threat-is-changing-4-lessons-from-the-56-day-oyo-attack-289363
http://www.irdiplomacy.ir/fa/news/2026159/%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D8%B1%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D9%86%D8%A8%D8%B9-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%DB%8C%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D9%87


نظر شما :