دوشنبه 20 آذر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:چهارشنبه 17 ارديبهشت 1393      14:26
محمد فرازمند در نشست " نگاهی به همکاری های سیاسی - امنیتی پاکستان و عربستان " :

عربستان در برزخی استراتژیک گرفتار شده است

محمد فرازمند سفیر سابق ایران در بحرین در میزگردی که در دیپلماسی ایرانی برگزار شد تاکید می کند که عربستان سعودی دیگر قادر نیست انسجام مجموعه کوچک شورای همکاری خلیج فارس را که طی 34 سال کاملا در مشتش بوده، حفظ کند.
دیپلماسی ایرانی: محمد فرازمند سفیر سابق ایران در بحرین و کارشناس خاورمیانه در نشست " نگاهی به همکاری های سیاسی _ امنیتی پاکستان_ عربستان " که در محل سایت دیپلماسی ایرانی برگزار شد، به بررسی رفتارهای عربستان سعودی متاثر از مسایل داخلی، منطقه ای و بین المللی پرداخت. متن کامل سخنان او به شرح زیر است:
فکر می کنم  در اغاز باید یک چارچوب تحلیلی راجع به رفتارهای عصبی عربستان و درک بهتر آنها در چند سال گذشته  داشته باشیم. گرایش به پاکستان و تلاش های عربستان برای ایجاد رابطه تنگاتنگ تر با پاکستان در چارچوب همان چارچوب تحلیلی فهم رفتارهای عربستان می گنجد. عربستان کشوری است محافظه کار و در سیاست خارجی کند  عمل می کند.  طی هفت دهه گذشته از رفتارهای رادیکالی پرهیز داشته اما امروزه کار به جایی رسیده که در غرب و در کشورهایی که به طور سنتی متحد عربستان بودند، حرف های زیادی شنید می شود از جمله این که عربستان به اصلی ترین منبع حمایت و تغذیه تروریسم در خاورمیانه تبدیل شده است. برای یک کشور محافظه کار این تغییر مهمی است. چراعربستان سعودی از یک کشور محافظه کار به کشوری که رفتارهای رادیکال و عصبی دارد، تبدیل شده است. اشاره مختصری می کنم به رفتارهای نامعقول و غیرمنطقی عربستان در سه سطح بین المللی، منطقه ای و داخلی که یک تصویر و شمایی داشته باشید.
عربستان سعودی در سطح بین المللی سال ها به دنبال گرفتن یک کرسی در شورای امنیت بود که سال گذشته این کرسی به عربستان داده شد اما سعودی ها نپذیرفتند. دلیلش هم این بود که عربستان در شرایطی نیست که بخواهد مسئولیت بپذیرد. احساس می کردند پذیرش کرسی شورای امنیت بار مسئولیتی بر دوش آنها خواهد گذاشت که با برنامه هایی که در پیش داشتند، سازگاری ندارد. کشوری که عضو شورای امنیت است و کرسی غیردائم شورای امنیت را دارد باید پاسخگو و مسئولیت پذیر باشد. نمی تواند بی محابا  منبع تغذیه افراطی ترین گروه های تروریستی در عراق و سوریه و بقیه منطقه خاورمیانه باشد.
گرچه در سطح رسمی سعودی ها نمی پذیرفتند که منبع تغذیه گروه هایی مانند داعش و النصره هستند ولی کمتر کسی است که تردید کند، این گروه ها بدون حمایت مالی و لجستیکی عربستان سعودی قادر به ادامه تحرکات خودشان نبودند
 از جمله رفتارهای جدید دیگری که از عربستان در سطح بین المللی شاهدیم ، افزایش انتقادهایی است که از آمریکایی ها به صورت علنی از زبان مقام های رسمی و شبه رسمی عربستان سعودی مطرح می شود. آقای ترکی الفیصل به عنوان چهره اتاق فکر عربستان سعودی تقریبا هر ماهه در دو سه اجلاس در اروپا، آمریکا و منطقه شرکت می کند. زمینه اصلی صحبت های ترکی الفیصل زیر سوال بردن استراتژی آمریکا در منطقه است و به صراحت می گوید آمریکا دچار سردرگمی استراتژیک در منظقه خاورمیانه است و هیچ برنامه ای برای خاورمیانه ندارد
در سطح منطقه ای نیز دیگر شاهدیم که تغییر رفتار عربستان  وضعیت خاصی  در شورای همکاری خلیج فارس ایجاد کرده است. اگر بگوییم چیزی از شورای همکاری خلیج فارس باقی نمانده، خیلی بیراه نگفتیم. برای اولین بار عربستان سعودی  و دو کشور دیگر  زیر فشار عربستان  سفرایشان را از دوحه فرا خواندند اتفاقی نادری در تاریخ شورای همکاری خلیج فارس و در تاریخ کشورهای شیخ نشین جنوب خلیج فارس بوقوع پیوست.
این اختلاف بر سر اخوان المسلمین و حضور آقای قرضاوی در دوحه بود که مرتبا به نفع اخوان والمسلمین و علیه عربستان و امارات موضع گیری می کرد. همچنین تبلیغات شبکه الجزیره که از ابتدای حوادث اخیر جهان عرب به حمایت از اخوان المسملین و علیه رژیم های سنتی منطقه برنامه پخش می کرد. فایل صوتی ای که در روزهای گذشته از امیر سابق قطر منتشر شد، نشان دهنده این است که اختلافات دامنه دار و ریشه دار است. فایل صوتی مربوط به سال 2008 در اجلاس سران عرب در سوریه است. 
در این فایل صوتی شیخ حمد به صراحت بعد از ذکر گرفتاری های و مشکلاتی که عربستان به آن دچار شده است، می گوید که من شک ندارم، سه بار تکرار می کند شک ندارم، شک ندارم که تا 12 سال آینده اسمی از عربستان سعودی نخواهد بود.
کاری نداریم که این پیش بینی دقیق است یا نیست، یا آقای شیخ حمد درست حدس زده یا درست حدس نزده است، ولی به هر حال  نشان دهنده حداقل عمق اختلافاتی است که بین مجموعه شورای همکاری به خصوص بین  قطر و عربستان سعودی وجود دارد. عربستان سعودی دیگر قادر نیست انسجام مجموعه کوچک شورای همکاری خلیج فارس را که طی 34 سال کاملا در مشتش بوده، حفظ کند. قبل از اینکه فراخوانی سفرا انجام شود، با عمانی ها دچار مشکل شدند و حتی در اجلاس های رسمی مقام های رسمی عربستان به عمانی ها از کاری که عمان  در مورد پرونده هسته ای ایران صورت دادند، گلایه و ابراز نارضایتی می کردند. دیدارهایی که در عمان در مورد پرونده هسته ای صورت گرفت و خبر این دیدارها را عمانی ها به سعودی ها نداند.
از جمله عوامل دیگری که باعث رفتار عصبی سعودی شده، قرار گرفتن پرونده هسته ای ایران در مسیر حل و فصل است. سعودی ها گمان نمی کردند که به این سرعت ایران و غرب بتوانند به یک توافق موقت دست پیدا کنند و زمینه های توافق جامع بین ایران و غرب بر سر پرونده هسته ای ایجاد شود. عربستان سعودی بر روی اختلاف ایران و غرب در مورد پرونده هسته ای حساب زیادی باز کرده بود و در سنوات گذشته گفته شد و  در اسناد ویکی لیکس هم وجود دارد، که سعودی ها به آمریکایی فشار می اوردند که اکنون وقت استفده از  گزینه نظامی است و مهار ایران به تنهایی از طریق تحریم ها جواب نمی دهد. آقای سعود الفیصل حتی رسما در یک مصاحبه ای اظهار کرد که باید اقدامات جدی تر از تحریم ها برای کنترل ایران در نظر گرفته شود. تفسیر این بود که سعود الفیصل در حال ترغیب گزینه نظامی است. سعودیها  احساس می کنند  رقیبی که در زاویه قرار گرفته بود  در حال خروج از این وضعیت است.
برخلاف تصور اولیه مبنی بر اینکه عربستان سعودی علی القاعده باید از نتایج انتخابات سال گذشته ایران استقبال کند زیرا کسانی دولت را در دست گرفته اند که سابقه تعامل با عربستان دارند و دوستان رابطه ایران و عربستان محسوب می شدند، سعودی ها خیلی تعلل کردند و در هفت و هشت ما گذشته به سیگنال های مثبتی که از طرف دولت ایران برای بهبود رابطه صادر شده بود تقریبا جواب در خوری ندادند زیرا  از دیدگاه سعودی ها این انتخابات و نتیجه آن در وقت غیر مناسبی رخ داد. وقتی بود که احساس می کرد با وجود یک دولتی مانند دولت گذشته که رابطه بین المللی ایران را صفر کرده بود، فرصت مساعدی است که تسویه  حساب های تاریخی اش را با ایران جامعه عمل بپوشاند. اما به یکباره ورق برگشت و ایران با انتخابات و نتایج آن شروع به خروج از انزوای بین المللی کرد.
.
در سطح داخلی نیز شاهدیم عربستان دچار رفتار رادیکال و عصبی شده است. معمولا جانشنیی در عربستان و جایگزینی به صورت سنتی و آرام انجام می شد. بر این اساس می شد حدس زد که ولیعهد بعدی و پادشاه بعدی کیست . مطابق وصیتنامه ملک عبدالعزیز، فرزندان او به ترتیب سن به پادشاهی می رسیدند. در این میان کسانی یا خودشان عقب می نشستند یا تمایل به کار اجرایی نداشتند یا توافق می شد که دو سه پله عبور کرده و فرزند کوچکتری ولیعهدی را برعهده بگیرد. به طور معمول کسانی که در مسیر ارتقا مقام در عربستان بودند، از سال ها قبل آماده  احراز پست های وزارتی و کلیدی مانند وزارت دفاع، وزارت کشور و سپس ولیعهد و بعد پادشاه می شدند. برای اولین بار سعودی ها در ماه گذشته عرف را شکستند و علاوه بر ولیعهدی که الان زنده است، ولیعهد دوم را تعیین کردند. ولیعهد دوم آخرین فرزند ملک عبدالعزیز است. سعودی یکباره چند عرف را شکستند. یکی اینکه حداقل پنج- شش نفر دیگر در صف بودند که سابقه کار اجرایی داشته و می توانستند نامزد احزار پست ولیعهدی شودند. اما اینها را کنار گذاشتند. از جمله کسانی که کنار گذاشته شد، دو نفر از برادران معروف به برادران سُدیری هستند یکی احمد بن عبدالعزیز که سابقه وزارت کشور و دیگری عبدالرحمن بن عبدالعزیز که سابقه معاونت وزارت دفاع دارد. گروه سُدیری ها هفت برادر بودند که بزرگ آنها ملک فهد و مادرشان از قبیله سُدیری بود. به طور غیرمترقبه ای راه ارتقاء انها مسدود شد. کسی در پست ذخیره ولیعهدی قرار گرفت که ضمن اینکه از سُدیری ها نیست به لحاظ سنی هم پایین تر است. نکته دیگر آنکه حتما نفر بعدی از فرزندان ملک عبدالعزیز نخواهد بود، زیرا آخرین فرزند به عنوان ولیعهد تعیین شده و باید به  نسل بعدی از نوادگان ملک عبدالله انتقال کنند. انتصاب مقرن بن عبدالعزیز به این هدف است که به سرعت ولایتعهدی و پادشاهی به نسل بعدی برسد و نوادگان ملک عبدالعزیز در مسیر قدرت قرار بگیرند. ملک عبدالله به این خاطر چنین کاری کرد که در زمان حیاتش این انتقال تاریخی صورت بگیرد. زیرا در مورد پسران ملک عبدالعزیز یک نص و وصیت نامه ای وجود داشت، اما در مورد نوادگان  متنی وجود ندارد. هر کسی که از بین نوادگان، اول به حاکمیت برسد به نظر می رسد که مسیر 50 سال آینده را می تواند تعیین کند. در حال حاضر سه نفر نامزد پست ولیعهدی بعدی بوده و به عنوان اولین نواده می توانند به رده یک وارد شوند. اولین نفر متعب بن عبدالله پسر بزرگ خود ملک عبدلله است که گفته می شود این تغییر به خاطر این بوده که چون مقرن هم از گروه عبدالله است، متعب را به ولیعهدی منصوب کند. نفر بعدی که مطرح است ، محمد بن نایف وزیر کشور فعلی است که وقتی بندر را برکنار کردند، آمریکایی ها در مورد پرونده های امنیتی با او وارد مذاکره شدند. نفر سوم، نفر بینابینی یعنی یکی از فرزندان ملک فیصل به اسم خالد الفیصل که وزیر آموزش و پرورش است و سابقه امارت مدینه و امارات عسیر در  جنوب عربستان را دارد. به نظر می رسد از بین این سه نفر محمد بن نایف وزیر کشور شانسی ندارد. زیرا از گروه سُدیری ها است و با ترتیبی  که مهره ها در داخل عربستان چیده شده اینگونه  تعبیر می کنند که این کودتایی علیه سُدیری هاست. نکته دیگر این است که تغییر و انتصاب مقرن یک روز قبل از ورود اوباما به ریاض صورت گرفت. ماه گذشته اوباما از ریاض دیدار داشت و شب قبل از ورود اوباما این انتصاب انجام شد. برخی گفتند برای این بود که آمریکا را در مقابل عمل انجام شده قرار دهند. دیگر بحث محمد بن نایف که از مهره های نزدیک به آمریکاست منتفی شود. ولی همه چیز شکننده است پادشاه بعدی یعنی سلمان  می تواند همه این موارد را به هم بزند. زیرا انتصاب ولیعهده از اختیارت پادشاه است و سلمان می تواند با اتکا به شورای بیعت و شورای خانوادگی آل سعود این تصمیمات را به هم بزند. به همین دلیل هم در اطلاعیه که از طرف ملک عبدلله در مورد انتصاب مقرن صادر شد، اشاره شده که این تصمیم در هیچ شرایطی و هیچ زمانی قابل تغییر نیست. احتمال می دانند ممکن است ولیعهدی تغییر کند، پس چنین بندی را در اطلاعیه قرار دادند. ولی به هر حال تصمیم، تصمیم شکننده ای است.
این تصویر شرایط داخلی، بین المللی و منطقه ای عربستان سعودی است. عربستان سعودی دچار یک سردرگمی و یک برزخ استراتژیکی تاریخی است. از یک طرف با متحدان منطقه و بین المللی دچار مشکل شده و احساس می کند مرتب توسط دوستان و متحدانش  دور می خورد و از یک طرف شاهد قدرت گرفتن ایران و خروجش از انزوا است.
معادله نفت و امنیت یک معادله 80 ساله در رابطه عربستان سعودی و آمریکا است. هر دو ستون و هر دو پایه این معادله در حال متزلزل شدن است. اگر تولید نفت در آمریکا و ان  چیزی که به عنوان shall revolution از آن یاد می شود، صورت گیرد، به نظر می رسد آمریکا را در سال های آینده و سال های نه خیلی دور بین 2015 و 2020 از نفت خاورمیانه از جمله نفت عربستان بی نیاز باشد.
پایه دوم این معادله را  ، بحث  PIVOT به سمت شرق آسیاست و تغییر مرکز ثقل استراتژیک آمریکا از خاورمیانه به شرق آسیا سست کرده است همه این عوامل باعث شده عربستان احساس کند که در شرایط سختی به لحاظ استراتژیک قرار دارد و نمی تواند دیگر نه روی دوستان و متحدان منطقه ای از جمله شورای همکاری خلیج فارس و نه روی همپیمانی های بین المللی خودش از جمله با آمریکا حساب کند.
در این شرایط یکباره شاهد هستیم مانوری در عربستان سعودی برگزار می شود که بزرگترین مانور نظامی تاریخ عربستان سعودی است. 130 هزار نفر نظامی در این مانور شرکت داشته و برای اولین بار از موشک چینی DF3 که بردی بالای 2600 کیلومتر دارد، رونمایی می شود. این موشک ها 27 سال در اختیار عربستان سعودی بود ولی اجازه رونمایی از این موشک ها را نداشت. این موشک ها با حضور ژنرال راحیل شریف فرمانده ارتش پاکستان رونمایی شد. حضور فرمانده ارتش پاکستان در این مانور برخی از اخبار و گزارش هایی که در ماه های گذشته در مورد احتمال سرمایه گذاری عربستان در پاکستان برای تولید بمب اتمی و خرید آن متشر شد را به ذهن متبادر کرد. در بین کشورهای غیرعربی پاکستان ویژگی های خاصی برای عربستان سعودی دارد. عربستان سعودی کشور تصویر مناسبی در محیط پیرامونی اش ندارد نیست و تصویر خوبی در دنیا ندارد. ولی بر اساس یک نظرسنجی که توسط موسسه Pew صورت گرفته، پاکستان از این نظر مستثنی است. تصویر عربستان سعودی  در پاکستان  خوب است و گفته می شود حدود 95 درصد جامعه پاکستان مشکلی با عربستان سعودی ندارند. به همین دلیل است که معمولا دم دست ترین نیروهای نظامی را عربستان می تواند از پاکستان استخدام کند. در گذشته هم اینگونه بوده است. به طور سنتی حدود 15 هزار نفر سرباز پاکستانی در نیروهای نظامی و امنیتی عربستان مشغول به کار بوده و هستند. عربستان سعودی برای برهم زدن بازی ایران و بازی رقبای خود دو ابزار دارد و این دو ابزار اتفاقا می تواند در پاکستان خوب جواب دهد. پول و نیروهای افراطی. پاکستان جایی است که هم  نیاز به پول دارد و پول می تواند کارساز باشد و هم می تواند برای جنگ های نیابتی که عربستان در عراق و سوریه راه انداخته نیرو جذب کند. اما بسیار دور از ذهن است که پاکستان به تنهایی بتواند شکافهای بزرگ امنیتی عربستان را پر کند همچنین انتقال بمب هسته ای از پاکستان به عربستان تقریبا غیر ممکن است . عربستان وارد بازی پر ریسکی شده که هیچ کشوری حاضر نخواهد شد تا  متعهد به این بازی باشد و تااخر پای ان بایستد.


نظرات کاربران
امید ایرانی
چهارشنبه 17 ارديبهشت 1393      21:30

*بسم الله الرّحمن الرّحیم* از آقای محمد فرازمند و و تمام دست اندرکاران سایت وزین «دیپلماسی ایرانی» برای همهٔ زحماتشان بسیار متشکرم. مصاحبهٔ کم نظیر، بجا، جامع و مفیدی بود. فقط این را اضافه کنم در تحلیل رفتارهای عصبی عربستان می توان آن را به زندگی خرمگسی تشبیه کرد که بعد عمری عیش و نوش و آرامش، ناگهان با مرگ روبرو می شود و همهٔ آرزوهای خیالیش را به یکباره از دست رفته می بیند؛ اینجا به تقلائی مضاعف و پُر سر و صدا مشغول می شود که به "وزوز احتضار" می ماند. این نالهٔ مرگ است که اینگونه در شیپور پوسیدهٔ اساطیری خیالی خود می دمد!
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>