صادق زیباکلام در همایش جایگاه منطقه ای و بین المللی ایران:

فرش ایدئولوژی از زیر پای تندروها کشیده خواهد شد

۳۰ بهمن ۱۳۹۲ | ۲۰:۲۵ کد : ۱۹۲۸۸۷۳ اخبار اصلی پرونده هسته ای
صادق زیباکلام، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران بر این عقیده است که برای اولین بار دو طرف، یعنی ایران و غرب حاضر شدند به بر سر برنامه ای هسته ای ایران به یکدیگر اعتماد کنند.
فرش ایدئولوژی از زیر پای تندروها کشیده خواهد شد

دیپلماسی ایرانی: صادق زیباکلام استاد دانشگاه در همایش جایگاه منطقه ای و بین المللی ایران پس از گفت وگوهای ژنو به بررسی جایگاه و اهمیت فعالیت هسته ای و غنی سازی اورانیوم در سیاست های کلان جمهوری اسلامی و سیاست خارجی ایران پرداخت. متن سخنان مشاور راهبردی وزیر امورخارجه در این همایش یه شرخ زیر است:

می خواهم به بحث دیپلماسی هسته ای از یک منظری دیگر نگاه کنم. دیپلماسی هسته ای دولت تدبیر و امید. معتقدم یکی از آفت های بزرگی که دیپلماسی و سیاست خارجی می تواند به آن گرفتار شود، ایدئولوژی است. تله ای که ایدئولوژی بر سر راه سیاست خارجی می نهد، تله شوم و غم انگیزی است که اگر دیپلماسی در آن تله گرفتار شود، منافع ملی به شدت آسیب خواهد دید و هزینه گزافی را خواهد پرداخت. شخصا معتقدم که در تاریخ پر برکت جمهوری اسلامی ایران حداقل تا بدین جا دوبار این واقعه اتفاق افتاده است. در خصوص گروگانگیری در سال 58 منافع ملی چیزهای دیگری را ایجاب می کرد اما ایدئولوژی چیزهای دیگری را به دیپلماسی و سیاست خارجی دیکته کرد. بار دیگر خیلی جدی تر در جنگ اتفاق افتاد و باز ایدئولوژی چیز دیگری را به سیاست خارجی و منافع ملی دیکته کرد. بار سوم در زمینه هسته ای این اتفاق افتاد. معتقدم بار چهارم که دیپلماسی و منافع ملی فدای ایدئولوژی شده، سوریه است. کمترین دستاورد دیپلماسی ما در سوریه این است که کل جهان عرب و اهل سنت را علیه خودمان کرده ایم. اما آن چه  به بحث مربوط می شود، هسته ای است. معتقدم که هسته ای از یک جایی روبه خطا و انحراف رفت. آن هم از آنجایی که به جای نگاه منافع ملی محور نسبت به برنامه های هسته ای، نگاه ایدئولوژی محور شد. بنابراین برنامه هسته ای به جای اینکه در چارچوب منافع ملی و سیاست خارجی و ملاحظاتی که گفته شد، قرار بگیرد، یکی از آوردگاه ها، یکی از خاکریزهای نبرد ما با غرب و آمریکا هسته ای شد. بنابراین به جای اینکه نگاه به هسته ای، این باشد که چه حاصل، سود و منافعی برای کشور دارد، ابزاری برای تخاصم و رویاریی ما با غرب و آمریکا شد.

وقتی سطح نگاه به دیپلماسی این گونه می شود، آن وقت نمی توانید از بدیهیات صحبت کنید. اینها همه رنگ می بازد و هسته ای و هر موضوع دیگری وقتی لباس ایدئولوژی به تن می کند، امر مقدسی می شود که هر چیزی که سر راهش است را با خود می برد. عناصری که ظرف یک دهه گذشته سیاست غلط هسته ای را برنامه ریزی و طرح ریزی کرد و آن را بدل به یک حقیقت کرد، چه بود؟ این را شما به بهترین وجه در ادبیات و گفتمانی که اصولگرایان از سال 84 توسط آقای احمدی نژاد مطرح کردند، می بینید. هسته ای به عاملی برای تثبیت قدرت منطقه ای و جهانی ایران تبدیل شد. دلیل دوم، سیاستی که دوستان دکتر سجادپور طراحی کرده بودند و آرام آرام در دوران اصلاحات، دو سه سال آخری که برنامه های هسته ای ما لو رفت و این مشکل شروع شد، اجرا می کردند، سیاست کج دار و مریز بود. یعنی ما برنامه های هسته ای را با سرعتی به جلو می بریم که این سرعت به گونه ای باشد که دنیا را برابر ما قرار ندهد. بعضا مقداری به جلو برویم و بعضا مقداری متوقف شویم و بعضا دو گام به عقب برگردیم. در نهایت به گونه ای حرکت کنیم که دنیا در مقابل ما قرار نگیرد. این مجموعه سیاستی بود که در دوران آقای خاتمی می خواست اجرا شود. اما یادمان می آید که وقتی اصولگرایان به قدرت رسیدیند، چون نگاهشان به شدت ایدئولوژیک محور بود، یکی از اولین تصمیمات آنها این بود که اعلام کردند که آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت. آن سیاست را کنار گذشتند و گفتند کسانی که این سیاست را پیش می بردند، خائن بودند. به دنیا اعلام کردند که آن سیاست کنار گذشته شد و سیاست هسته ای ما با تمام سرعت و قوا به پیش می رود. حاصل این سیاست انتقال پرونده هسته ای ایران از شورای حکام وین به شورای امنیت سازمان ملل و قطعنامه ها و تحریم ها بود.

بعد دیگری که اصولگرایان مطرح کردند، این بود که هسته ای اساسا باعث زیر و رو شدن توان اقتصادی ایران می شود. این عدد را آقای احمدی نژاد به کار برد. گفتند هسته ای باعث تولد 250 صنعت و رشته دیگری در ایران می شود. البته من بارها بارها پرسیدم که اگر می شود نه 250 صنعت، 25 تا هم نه، 5 تا هم نه یکی دو مورد که با هسته ای شکوفا می شود را نام ببرید. تا به امروز یک مورد به عنوان نمونه نشان داده نشده است. واقعیت این است که هسته ای، هسته ای است و هیچ نقش دیگری در تولید ناخالص ملی و ارتقا و پیشرفت اقتصادی ما ندارد.

بعد دیگر این است که بارها و بارها اصولگرایان ظرف 8 سال گذشته گفتند که علت مخالفت غربی ها با ما یکی این است که نمی خواهند جایگاه ایران در منطقه و جهان افزایش یابد و نمی خواهند از نظر اقتصادی پیشرفت کنیم و سومین علت هم این بود که جلوی پیشرفت های علمی دانشمندان جوان ما را می گیرند و ما به آنها نه می گوییم. واقعیت این بود که هیچ نوآوری و دستاورد علمی در برنامه های هسته ای وجود نداشته و ندارد. چه در مورد کشور ایران یا هر کشور دیگری. سرشیر و خامه چیزی که در هسته ای روی می دهد،  غنی سازی است. یعنی جداکردن ایزوتوپ های سنگین اروانیوم 237 یا 235. این کار را لرد رادرفورد، در سال 1917 در انگلستان انجام داده بود. کاری که الان در نظنز و فرودو انجام می دهیم و دیگران هم انجام می دهند. تحفه این که سانتریفیوژهایی که امروزه استفاده می کنیم، پیشرفته تر از زمان رادرفورد بوده ولی هیچ نوآوری صورت نگرفته است.

همه اینها به نظرم نگاه ایدئولوژیک است. زیرا این نگاه مجبور است که از جاهای دیگر برای اثبات حقانیت و درستی خود کمک بگیرد و از بیشترین جایی که برای مشروعیت خودش کمک گرفت، مخالفت غربی ها بود. نگفت مخالفت غربی ها با ما به خاطر چیست. گفت مخالفت غربی ها با ما به خاطر صنایعی است که در ایران به وجود می آید. پیشرفت های علمی است که خواهیم کرد. هیچ کدام اینها دلیل مخالفت غربی ها نبود. زیرا هیچ کدام از اینها وجود ندارد. برای چی غربی ها باید نگران پیشرفت علمی ما در هسته ای باشند؟ کدام پیشرفت علمی؟ کاری که رادرفورد در 1917 انجام داده کجایش پیشرفت علمی است که خواب راحت را از غربی ها گرفته است به خاطر کارهایی که دانشمندان ما انجام می دهند. نه. ولی غربی ها قطعا با برنامه هسته ای ما مخالف بودند، هستند و خواهند بود. منتها در اینجا تحریف صورت گرفت. تحریف صورت گرفت به واسطه اینکه چرا غربی ها با برنامه هسته ای ما مخالف هستند. اولا برنامه هسته ای ما جنبه های مختلف دارد. یک جنبه اش غنی سازی و جنبه دیگر پلوتونیومی است که از آب سنگین اراک به دست بیاید. چرا این دو جنبه باعث نگرانی غربی هاست و فقط هم این دوجنبه است و هیچ جنبه ای دیگری نه تنها باعث نگرانی غربی ها نیست بلکه حاضرند به ما کمک کنند؟ برای این که هر کسی بتواند اورانیوم را سه درصد، 5 درصد و 20 درصد غنی کند، آن فرد، شرکت، کارخانه و کشور می تواند، اورانیوم را تا 90 و 99 درصد هم غنی سازی کند. شما می دانید که برای ساخت سلاح هسته ای، باید بتواند اورانیوم را تا 25 درصد غنی سازی کنید. سوال این است که کشورهای دیگری هم در حال غنی سازی اورانیوم هستند، مشکل ما چیست؟ چرا نسبت به ما حساسیت است و نسبت به آنها نیست؟ تخاصم ما با غرب دقیقا از همین جا شروع می شود. برای اینکه هیچ کدام از این کشورها رسما و علنا نگفتند که می خواهیم اسرائیل را از روی زمین محو کنیم. اما جمهوری اسلامی ایران همواره این را گفته است. هر کاری که توانستیم از نظر تسلیحاتی برای حزب الله و حماس و ... انجام داده ایم. ما برای اسرائیل تهدید موجود هستیم. یعنی چی؟ یعنی فرض کنید رژیمی در عربستان بر سر کار بیاید و آن رژیم بگوید شیعه باید نابود شود همچنان که تکفیری ها می گویند و اگر بتوانند این کار را می کنند. حال رژیمی بر عربستان بیاید که تکفیری باشد و دائما بگوید شیعه را از بین خواهم برد، یعنی چیزهایی که ما در قبال اسرائیل می گوییم را در قبال ما بگوید و بعد متوجه شویم شروع به غنی سازی اورانیوم کردند. وقتی به آنها می گوییم چرا، می گویند در 50 کلیومتری مدینه نیروگاه به کمک روس ها و فرانسوی ها می سازیم که برای آن نیروگاه می خواهیم. آن رژیم برای ایران تهدید موجود می شود. اگر درست بوده پس چرا فرار می کنیم و پایش نمی ایستیم. اگر قرار است اسرائیل را نابود کنیم. اگر نبوده، چرا دائما می گوییم می خواهیم اسرائیل را نابود کنیم. اینها باعث مشکلات شده است.

 اما چیز دیگری بر روی همه اینها قرار گرفت. آن چه بود؟ این بود که ما به دنیا می گفتیم نمی خواهیم سلاح هسته ای تولید کنیم، هدف ما فقط تولید اورانیوم 3.5 درصد برای بوشهر است. خب بوشهر چه کار می کند؟ بوشهر برق تولید می کند. این برق کلیو واتی چقدر تمام می شود؟ تصور کردید برقی که نیروگاه بوشهر تولید می کند، با هزینه سرسام آوری که چه مستقیمی که برای هسته ای می پردازیم و چه ده ها برابر غیرمستقیم در قالب تحریم ها می پردازیم، چقدر تمام می شود؟ اگر قرار می شد که سازمان آژانس بین المللی به ما بدهد، چقدر تمام می شد؟ اصرار ما برای این که اورانیوم غنی شده 3.5 درصد را صدها برابر قیمت جهانی تهیه کنیم، برای همین غربی ها هم نمی توانند بپذیرند که فقط همین است. وقتی اصرار می کنید ده ها و صدها برابر قیمت واقعی تهیه کنید، محل سوال است . تنها پاسخی که می دهیم این است که اسلام حرام می داند. تنها پاسخی که دادیم برای آنکه ناامنی ها را پاسخ دهیم و بگوییم نترسید، این بوده و این کافی نیست. به نظرم اتفاق مبارکی که بعد از 24 خرداد 92 افتاد این است که آقای دکتر ظریف و دیگران بدون این که اعلام کنند، حرکت می کنند به سمت کاری که ما باید ده سال پیش می کردیم و نکردیم. آن ایجاد اعتمادی است که ما از بین بردیم. نتوانستیم اعتماد را ایجاد کنیم که برنامه های هسته ای ما این است. آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است. چرا؟ چون برخورد ایدئولوژیک کردیم. وقتی گفتند می خواهیم از پارچین بازدید کنیم، گفتیم نه. اجازه نمی دهیم. هر چیزی که در توافق هست همان. به نظرم اصلا مهم نیست که در آن توافق چی نوشته شده است. بند اول یا بندهای دیگر چه می گوید. وقت خود را هدر ندهید که بدانید جزئیات ژنو چیست. زیرا این جزئیات می تواند مورد تفسیر و بازنویسی قرار بگیرد. ژنو آیه قرآن نیست. کار مهمی که کارستان است و تیم مذاکره کننده و دستگاه دیپلماسی ما انجام می دهد، این است که برای اولین بار مسئولانی در جمهوری اسلامی ایران آمدند که به غربی ها می گویند به ما اعتماد کنید. برای یک بار هم که شده به ما اعتماد کنید. به نظرم اتفاق مهمی که افتاده این است که برای اولین بار، دست کم قوه مجریه آمریکا و اتحادیه اروپا گفتند: باشد. ما به شما هیچ وقت اعتماد نکردیم، حتی زمان آقای خاتمی ولی این بار حاضریم به شما اعتماد کنیم. این اتفاق مهمی است. این که دو طرف برای اولین بار بعد از 35 سال حاضر شدند به هم دیگر اعتماد کنند. امیدم زیاد است. انتهای راه را روشن می بینم و معتقدم این اعتمادسازی به جاهای خوبی خواهد رفت و این که بزرگترین نفعی که به جمهوری اسلامی ایران خواهد رسید این است که این فرش نگاه ایدئولوژیک به برنامه هسته ای از زیر پای تندروها و رادیکال ها کشیده خواهد شد، و هسته ای نمی تواند محملی برای آنها برای پیشبرد سیاست های آمریکا ستیزانه و غرب ستیزانه ای که سال ها دارند اعمال می کنند، باشد.

کلید واژه ها: صادق زیباکلامبرنامه هسته ای


نظر شما :