بهجای ناو هواپیمابر، زیردریاییها در خط مقدم
حواسمان باشد مجددا غافلگیر نشویم
دیپلماسی ایرانی: در این روزها که خبرهای متعددی از تجمع ناوگان دریایی آمریکا در اطراف آبهای جنوبی و احتمال حمله آنها به ایران مطرح میشود، تصور اشتباه بر این است که ناوهای هواپیمابر با نزدیک شدن به سواحل، اولین حملات را انجام خواهند داد. در این نوشتار، به تحلیل این موضوع میپردازیم.
زیردریاییها در خط مقدم
در اسناد متعدد نیروی دریایی آمریکا ذکر شده است که؛ «در تهاجم دریایی به دشمنان، حملات موشکی اولیه برای سرکوب پدافند هوایی و دریایی دشمن از خط ساحلی تا عمق سرزمین، بر عهده زیردریاییهاست تا راه برای نزدیکتر شدن ناوهای هواپیمابر و تهاجم جنگندهها فراهم شود».
ناوهای هواپیمابر، کشتیهای بسیار عظیم الجثه هستند که ممکن است توسط حملات موشکی و پهپادی و بدون سرنشینهای دریایی (زهپاد و شهپاد) مورد تهاجم قرار بگیرند. از این رو آنها دارای یک ناوگان اسکورت شامل چند ناوشکن و ناوچه هستند و معمولا فاصله ایمن از سواحل دشمن را حفظ میکنند. ولی زیردریاییها بهدلیل مخفی بودن، محدودیت کمتری دارند و تا حدی به سواحل نزدیکتر شده (فاصله ۵۰۰ – ۳۰۰ کیلومتری) و حملات موشکی خود را انجام میدهند بهخصوص اگر بدانند که کشور مورد تهاجم فناوری ضدزیردریایی (ASW) را دارای نیست، ممکن است تا حد بیشتری به سواحل نزدیک شوند.
زیردریاییها سعی میکنند در موجهای چند گانه حملات خود، مهمترین رادارها و تجهیزات پدافند هوایی و آفند دریایی دشمن را نابود و راه را برای نزدیکتر شدن ناوهای هواپیمابر باز کنند. یک زیردریایی اتمی حامل موشک بالستیک (SSBN) حدود ۳۵۰ تن تسلیحات حمل میکند و زیردریایی تهاجمی SSN در حدود ۱۵۰ تن تسلیحات حمل میکنند. بنابراین قدرت تهاجمی و تخریبی آنها فوق العاده بالاست.
در تهاجم اول تیر آمریکا به سایتهای هستهای ایران، از ۳۰ فروند موشک تاماهاوک با برد تا ۲۵۰۰ کیلومتر از قسمتهای شمالی دریای عرب استفاده شد. این موشکها میتوانند تا عمق خاک ایران برسند.
پس از سرکوب پدافند هوایی و دریایی، ناو هواپیمابر می-تواند نزدیکتر شود. آنها مجبورند نزدیک شوند چراکه هواپیماهای جنگنده بر خلاف موشکها به بازگشت از مسیر رفته مجبور هستند لذا با محدودیت برد مواجه میشوند. مثلا جنگنده F35 دارای برد سبک (بدون تسلیحات) ۲۸۰۰ کیلومتر و برد با تسلیحات ۱۲۰۰ کیلومتر (شعاع عملیاتی ۶۰۰ کیلومتر) و جنگنده F16 دارای برد سبک (بدون تسلیحات) ۴۲۰۰ کیلومتر و برد با تسلیحات ۷۰۰ کیلومتر (شعاع عملیاتی ۳۵۰ کیلومتر) است.
فرض کنیم اگر یک ناو هواپیمابر در فاصله یکهزار کیلومتری سواحل دشمن بایستد، هواپیماها مجبورند مسافت رفت و برگشت ۲هزار کیلومتری را فقط تا سواحل طی کنند لذا با محدودیت نفوذ در خاک دشمن خود مواجه میشوند. لذا آنها مجبورند هرچه بیشتر به سواحل دشمن نزدیک شوند (۳۰۰ – ۲۰۰ کیلومتر) که در اینصورت با پدافند و آفند دریایی دشمن مواجه میشوند. لذا تهاجم جنگندهها از ناوهای هواپیمابر تنها در صورتی شروع میشود که پدافند هوایی و دریایی قبلا سرکوب شده باشد و ناوها بتوانند با اطمینان بیشتری به سواحل نزدیک شوند.
بهترین ابزار برای دفاع، کشف و دور کردن زیردریاییهاست
با توجه به توضیحات فوق، بهترین راه برای مقابله با تهاجم هوایی و موشکی دشمن، دور کردن زیردریاییهاست. زیردریاییها به محض اینکه متوجه شوند که شناسایی شدهاند از منطقه دور میشوند چراکه مهمترین مزیت یک زیردریایی، مخفی ماندن آن است. یک زیردریایی کشف شده، یک سیبل متحرک است چراکه سرعت کمتر نسبت به قایقها و کشتیها را داراست و با پرتاب مینهای عمقی و اژدرها (از طریق ناوها یا هواپیماها یا هلی کوپترها) احتمال نابودی آنها وجود دارد. لذا یک زیردریایی به محض کشف شدن، از منطقه میگریزد.
وضعیت ایران در جنگ ضدزیردریایی
در نگاه کلی به نظر میرسد متاسفانه ایران در حوزه جنگ ضدزیردریایی در دریاهای باز مانند شمال دریای عرب چندان متمرکز نبوده است و به همین دلیل تهاجم ۱ تیر آمریکا بهراحتی توسط زیردریایی اوهایو انجام شد.
بهترین وسیله برای ردیابی یک زیردریایی، یک زیردریایی دیگر است. متاسفانه بهدلیل دیدگاه سنتی (و اشتباه) گذشته، عمده زیردریاییهای ایران از نوع زیردریایی کوچک غدیر هستند که امکان حضور در آبهای اقیانوسی و دریاهای باز را ندارند. از زیردریایی فاتح نیز فقط یک فروند ساخته شده که آنهم چندان توانایی حضور طولانی مدت و در دریاهای باز را ندارد.
امروزه یکی از روشهای ارزان و مطمئن برای ردیابی زیردریاییها استفاده از بدون سرنشینهای دریایی است که سطحی(ASV) (شهپاد یا شناورهای هدایت پذیر از دور) و زیرسطحی (AUV) (زهپاد یا زیردریاییهای هدایت پذیر از دور (یا خودمختار)) را شامل میشود. این شناورها بهدلیل بدون سرنشین بودن، با محدودیتهای انسانی و خطرات انسانی برای حضور طولانی مدت در برابر آبهای مواج اقیانوسی مواجه نیستند. کوچک و ارزان هستند لذا امکان تولید انبوه آنها وجود دارد. روی آنها تجهیزات شنود زیرآبی وجود دارد که اگر تعداد زیادی از آنها در محیط دریای عمان و شمال دریای عرب رهاسازی شوند، عملا میتوانند محیط دریا را برای زیردریاییها ناامن (و اصطلاحا شفاف) کنند.
ایران تعداد محدودی ناوهای بزرگ شناسایی گرانقیمت داراست ولی آنها گزینههای خوبی نیستند چراکه ممکن است بهراحتی در اولین ساعات نبرد منهدم شوند ولی بدون سرنشینهای پرتعداد، داستان دیگری دارند.
یک توصیه مناسب دیگر برای شرایط فعلی ایران، نصب تجهیزات شنود و ردیابی روی تعداد کثیری از لنجها و شناورهای صیادی و خدماتی ارزان قیمت ولی بزرگ است بهطوریکه امکان حضور طولانی مدت در محیط دریاهای باز و مواج را داشته باشند. اصولا هیدروفونهایی بهواسطه کابل و طناب از روی شناور به عمق آب فرستاده و آویزان میشوند تا به دور از سروصدای امواج سطحی، محیط زیر آب را شنود کنند. به محض ردیابی و تعیین موقعیت یک زیردریایی، عملیات ایذایی برای دور کردن یا انهدام آن شروع میشود.
امروزه در دنیا پهپادهای ضدزیردریایی مجهز به اژدرهای سبک و مینهای دریایی وجود دارند که به محض تعیین موقعیت زیردریایی، خود را به محل میرسانند و سلاح خود را روی سر زیردریایی رها میکنند. سلاحهایی ارزان قیمت، بدون سرنشین و مقیاسپذیر برای عملیاتهای ضدزیردریایی در پهنه وسیع اقیانوسی.
متاسفانه در ایران علیرغم داشتن دانش و فناوری پهپادی، چیزی از پهپادهای ضدزیردریایی شنیده نشده است. زیردریاییها مجبور هستند برای پرتاب موشکهای خود از عمق زیاد به عمق ۵۰ – ۳۰ متری سطح آب بیایند و در این شرایط بسیار آسیبپذیر هستند و راحتتر شکار میشوند. یکی دیگر از روشهای ردیابی زیردریایی، استفاده از ماهوارههاست که در این زمینه نیز ایران فعلا دستاوردی ندارد.
باید یک موضوع مهم را فرماندهان دریایی ما درک کنند: «گرانیگاه و پشتوانه ناوگان سطحی دشمن، زیردریاییهای آنها هستند. با دور کردن زیردریاییها عملا ناوگان سطحی آنها آسیبپذیرتر میشوند. رزم زیرسطحی و ضدزیردریایی باید خیلی بیشتر از گذشته در کانون توجه فرماندهان نظامی ایران قرار گیرد.»
موضوع پراهمیت دیگر برای حوزه رزم زیرسطحی این است که آنها کمتر در معرض جنگ الکترونیک قرار میگیرند. در روزهای اخیر چندین فروند هواپیمای جنگال (جنگ الکترونیک) آمریکایی به منطقه وارد شدهاند که نشان میدهد آنها حساب ویژهای روی آنها باز کردهاند. زهپادهای خودمختار میتوانند در زیر آب بدون تاثیرپذیری از جنگال، بهطور هوشمند گشتزنی، اهداف را شناسایی و حتی با تسلیحات خود به آنها حمله کنند. این زیردریاییهای خودمختار مسلح را امروزه XLUUV مینامند. اگر به نقش حیاتی بدون سرنشینها دریایی بهخصوص زهپادها توجه بیشتری شود، صحنه و میدان نبرد بکلی تغییر خواهد کرد.
چرا به استفاده از ناوهای هواپیمابر مجبور هستند؟
در شرایطی فعلی اگر آمریکا از پایگاههای هوایی در کشورهای همسایه استفاده کند، مسلما با تهاجم ایران به این کشورها (که دارای ذخایر نفت و گاز فراوان هستند) مواجه میشوند که دامنه بحران انرژی را فراگیر میکند. از طرفی کشورهای همسایه بعید است چنین ریسکی را بپذیرند و بیدلیل خود را وارد جنگی ناخواسته کنند.
تهاجم از کشورهای غیرهمسایه
احتمال تهاجم از کشورهای غیرهمسایه ایران مانند اردن وجود دارد ولی از آنجاکه با محدودیت برد هواپیماها مواجه میشوند به هواپیماهای سوخترسان نیازمند هستند. این هواپیماها، بزرگ، حجیم و کُند با ارتفاع پرواز بالا هستند. یعنی در واقع پاشنه آشیل تهاجم هوایی آنها، هواپیماهای سوخترسان هستند که اگر در هوا یا روی زمین منهدم شوند، عملا امکان تهاجم هوایی از بین میرود.
در هفتههای اخیر اخبار متعددی از تدارکات ایران برای تهاجم مطمئن به هواپیماهای سوخترسان شنیده شده از جمله سامانههای پدافندی دوربرد چینی و روسی و همچنین خرید جنگندههای مدرن چینی و روسی با قابلیت رزم هوایی در ارتفاع بالا. ایران در جنگ ۱۲ روزه از این حیث دچار ضعفهای شدیدی بود که در ۷ ماه گذشته به شدت مورد ترمیم و جبران قرار گرفته است. لذا تهاجم هوایی دوردست، دیگر به سادگی جنگ ۱۲ روزه نخواهد بود. لذا در این شرایط باز هم به نظر میرسد تهاجم هوایی با ناوهای هواپیمابر بهترین گزینه باشد.
شاید اصلا تهاجمی توسط ناوهای هواپیمابر انجام نشود
یک احتمال قوی از اعزام ناوهای هواپیمابر این است که وظیفه پرت کردن حواس ایران از زیردریاییها را برعهده دارند و اصولا قرار نیست ناوها به عرصه درگیری وارد شوند همانند تهاجم ۱ تیر به سایت هستهای اصفهان که صرفا با زیردریایی انجام شد.
راه مقابله با تهاجم به پدافند هوایی ایران
موشکهای پرتاب شونده از زیردریاییها معمولا به مختصاتهای ثابت و از پیش تعیین شده حمله میکنند لذا متحرک بودن این سامانهها عملا ابتکار عمل را از دشمنان میگیرد. سامانههای متحرک زمینی و دریایی بهترین گزینه هستند بخصوص سامانههای آفندی و پدافندی مستقر روی شناورهایی که امکان حضور در محیط اقیانوسی را دارند. سامانههای دریایی مستقر در خلیج فارس عملا کمکی در مقابل تهاجم از محیط اقیانوسی نخواهند کرد. در زمان تهاجم واقعی، ناوگان دشمن قطعا در فاصله چند کیلومتری جنوب دریای عمان و دریای عرب مستقر خواهند شد. باید برای حضور در چنین محیطهایی آمادگی داشت بهخصوص شناورهایی که خواص دریامانی عالی و خوبی دارند.
زمان آن رسیده است که بجای تمرکز بیش از حد و افراطی بر روی سرعت شناورها، بر روی قابلیت دریامانی و ماندگاری شناورها در محیط مواج اقیانوسی و نصب تجهیزات پیشرفته ردیابی و موشکی بر روی آنها اقدام کرد. شناورهای SWATH، یک گزینه ایدهآل محسوب میشوند. ترکیب این قابلیتها با قابلیت بدون سرنشینها همان حلقه مفقودهایست که محیط اقیانوس را تا فاصله صدها مایل برای ایران، امن خواهد کرد.
یک ناو هواپیمابر چگونه غرق میشود؟
شاید تصور عامیانه بر این باشد که یک ناو هواپیمابر با یک یا دو موشک یا پهپاد غرق میشود ولی هرگز چنین نیست. این شناورها دارای تقسیمبندیهای متعدد داخلی با دیوارههای طولی و عرضی متعدد هستند که اگر هر قسمتی از بدنه سوراخ شود، جلوی نفوذ آب به سایر قسمتها را میگیرند. از طرفی دارای درصد غرق ناپذیری (ذخیره بویانسی) بالایی هستند که حتی با آبگرفتگی چند قسمت (کمپارتمان) ممکن است باز هم غرق نشود. پس راه حل غرق کردن یک ناو هواپیمابر چیست؟ مهندسین نظامی و دریایی سه راه کلی پیشنهاد میکنند: ۱) انهدام موتورخانه در قسمت عقب بهدلیل حجم بالا و از کار افتادن سیستم رانش، ۲) انهدام بخش نگهداری مخازن سوخت هواپیماها بهدلیل اشتعالپذیری بسیار بالا و ایجاد انفجار بزرگ، ۳) انفجار محل نگهداری تسلیحات بهدلیل ایجاد انفجار بزرگ. مورد ۲ و ۳ معمولا در پایینترین قسمتهای بدنه در زیر آب نگهداری میشوند لذا با برخورد پهپاد و موشک ممکن است آسیب نبینند و لذا باید با اژدرهای زیرآبی مورد تهاجم قرار گیرند.
جمعبندی
با توجه به حرام بودن سلاح هستهای برای ایران و تضعیف شدن بازدارندگی ایران که تهدیدهای مکرر و تهاجمات سنگین دشمنان به خاک ایران را در پی داشته است، باید تلاش کرد تا از امکانات دفاعی موجود، حداکثر بهره برداری را انجام داد. بهطور مختصر میتوان راهکارهای زیر را برشمرد:
تمرکز خاص روی زیردریاییها و جنگ ضدزیردریایی به عنوان پاشنه آشیل ناوگان دریایی دشمن، تمرکز روی حضور پایدار و طولانیمدت در محیط مواج و باز اقیانوسی بهخصوص با شناورهای کوچک SWATH (در حالیکه در دهههای گذشته، بهطور اشتباه صرفا روی محیط خلیج فارس تمرکز شده درحالیکه عامل تهدید در بیرون خلیج فارس است)، جایگزینی اهمیت سرعت شناورها با قابلیت دریامانی شناورها برای تامین پایداری مناسب در امواج دریا برای نصب موشکهای دوربرد و پرسرعت، تمرکز بیشتر روی موضوع بدون سرنشینهای دریایی پرتعداد بهخصوص زهپادها، تغییر نگرش به سمت XLUUVها، نصب سامانههای موشکی آفندی و پدافندی روی اغلب شناورهای نیروی دریایی برای محافظت در برابر ضربات ایستگاهی اولیه دشمن و استفاده از لنجها و شناورهای صیادی و خدماتی پرتعداد برای نصب تجهیزات ضدزیردریایی در شرایط خاص فعلی.



نظر شما :