راهبری که ریاض در برابر تهران دنبال می‌کند

ایران متغیری کلیدی در سیاست های عربستان سعودی

۱۰ تیر ۱۳۹۷ | ۱۹:۵۱ کد : ۱۹۷۷۴۷۵ اخبار اصلی خاورمیانه
مصطفی مطهری در یادداشتی با دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: آنچه از آن به عنوان راهبرد دفع خطرات کوتاه مدت ایران از سوی سعودی مورد توجه قرار دارد، رویکرد متنوع سازی دامنه میدان های تقابل با ایران است.
ایران متغیری کلیدی در سیاست های عربستان سعودی

نویسنده: مصطفی مطهری؛ دکترای علوم سیاسی و کارشناس مسائل شبه جزیره عربستان

دیپلماسی ایرانی: اینکه عربستان سعودی، ایران را دشمن منطقه ای خود با گرایش های متفاوت از ایدئولوژیک، سیاسی، فرهنگی و ... محسوب می کند امری مسلم و بدیهی است؛ بطوریکه جای هیچ گونه سوالی را در این باره باقی نمی گذارد. به عبارتی تفاوت در باورها، ارزش ها و ایده های مذهبی، سیاسی و منطقه ای بسترهای ممکن را برای حساسیت های تقابلی میان آنها با ایران را فراهم کرده است. از این رو با این تفاوت ها به موضوعات ذکر شده از سوی دو کشور در میدان های مختلف ارزشی – رویکردی و منطقه ای که محملی برای موضع گیری های همه جانبه سعودی بر علیه ایران است، پرداخته می شود.

واقعیت امر این است که ساختار تصمیم گیری در سعودی در راستای سیاست مواجهه و تقابل جویی با ایران در عرصه منطقه ای و در جهان اسلام، ترکیبی از راهکار و راهبردهای مقابله را آزموده و مورد استفاده قرار داده است؛ بطوریکه از نظر سعودی ها، در ذیل مبارزه با تهدیدهای بالقوه و بالفعل ایران برای سعودی، راهبرد اصلی تقسیم بندی و اولویت گذاری های گزینشی از اهداف در دسترس برای مقابله است. در واقع سعودی ها با سیاستگذاری های مبتنی بر ارزش گذاری از میزان تهدیدهای موجود امنیتی – مذهبی و منطقه ای، روند خنثی سازی این تهدیدها را با عناوینی چون راهبرد دفع خطرهای دراز مدت، کوتاه مدت ایران و یا تهدیدهای اولیه و ثانویه ایران برای جایگاه داخلی و منطقه ای سعودی را پیاده و دنبال می کنند.

همان طور که گفته شد یکی از بخش های سیاست تقابلی سعودی علیه ایران، سیاست مبنی بر محدود سازی منطقه ای و بین المللی ایران در ذیل راهبردی است که ایران را خطر دراز مدت و پایدار برای سعودی در عرصه داخلی و خارجی می داند. بطوریکه بانیان و طرفداران این نگاه، با این چشم انداز که مانایی و پایایی تفاوت ها و ضدیت ها میان ریاض و تهران ریشه دار بوده و غیرقابل حل است و هر سال نیز با گذر زمان به دامنه این تضادها و اختلافات افزوده می شود، اولویت برنامه ریزی های دامنه دار و بلند مدت را در این باره برای آنها مبرم و حیاتی نشان می دهند. از این رو تمام تلاش های مبنی بر دیپلماسی دیدار و سفر به کشورهای مختلف از خاورمیانه تا اروپا و ایالات متحده آمریکا و ائتلاف سازی ها در عرصه های منطقه ای و جهانی و مذاکرات انجام شده با آنها با اتکا بر پترو دلارها (دلارهای نفتی) از جانب سعودی ها بطور هدفمند در این راستا طراحی شده است. بطوریکه از جمله علل اصلی گرایش پیدا کردن ریاض به سمت سیاست راهبردی تکرارِ سفرها و دیدارها، حاشیه سازی و ایجاد محدودیت برای ایران در میدان های منطقه ای و حتی بین المللی با هدف دستیابی به میزان قابل توجهی از انتظارات تئوریک این راهبرد در عرصه میدانی و عملی با استعانت از دیپلماسی است؛ به عبارت دیگر اینکه عصاره رفتار دیپلماتیک ایران ستیزانه سعودی بر مبنای عمل به اصول تدوین شده در راهبرد مذکور، مهار و یا ساقط سازی خطر و تهدید دراز مدتی است که از سوی ایران، سعودی ها و برنامه های منطقه ای آنها تهدید می کند.

واقعیت امر این است که بیشتر مبانی شکل گرفته از راهبرد بلندمدت مهار خطر ایران از جانب سعودی، در قالب سیاست های منطقه ای آنها در عرصه رقابت با ایران در میدان های مذکور قابل رصد و پیگیری است. بطوریکه رقابت برای کسب برتری و جایگاه هژمونی در منازعات منطقه ای از سوریه تا یمن و حتی عراق که در سال اخیر گرایش خاصی به سوی ایران پیدا کرده است، متغیری کلیدی برای تعیین گزاره های عینی و ذهنی برای تقابل با ایران از سوی ریاض است.

اما آنچه از آن به عنوان راهبرد دفع خطرات کوتاه مدت ایران از سوی سعودی مورد توجه قرار دارد، رویکرد متنوع سازی دامنه میدان های تقابل با ایران است؛ که هم به عنوان مکمل راهبرد کلان بلند مدت مهار ایران به ایفای نقش می پردازد و هم به عنوان یک رویکرد نزدیک و قابل حصول و وصول در کمترین زمان ممکن برای پاسخ به نیازهای فوری آنها در عرصه تقابل با ایران مورد استفاده قرار خواهد گرفت. به واقع این راهبرد که می توان از آن با نام یک راهکار در زمینه مرتفع سازی نیازهای فوری سعودی برای قرار گرفتن در مسیر هژمونی از آن یاد کرد، وظیفه توانمندسازی سعودی را در ابعاد مختلف بر عهده دارد، که با عنایت به گزینه های چند بعدی داخلی و خارجی در راستای اهداف تعیین شده آنها در راهبرد کلان بلند مدت (ذکر شده در سطور بالا) تقابل با ایران، عمل خواهد کرد.

نکته مهم و کلیدی در ارتباط با اتخاذ راهبردهای سعودی در ذیل شیوه های تقابل با ایران بنا بر آنچه گفته شد، میزان اتکا و وابستگی راهبردهای مذکور به قدرت های فرامنطقه ای از یکسو و عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی و رفتن به سوی برقراری اتحاد راهبردی با آنها برای مقابله با ایران از سوی دیگر است. بطوریکه ماحصل ابعاد سیاست های راهبردی مذکور برای سعودی در مسیر رقابت، تقابل و حتی تخریب ایران در عرصه منطقه ای شکل گیری محور مثلث ریاض – واشنگتن – تل آویو است که ایران را دشمن مشترک خود می دانند؛ از این رو می توان گفت که به لطف هماهنگی و همکاری و کمک گرفتن اطلاعاتی - امنیتی – دیپلماتیک ریاض از تل آویو و واشنگتن است که پویایی های فعلی به دستگاه تصمیم گیری سعودی اعطا و تزریق شده است. بطوریکه می توان گفت ماهیت سیاستگذاری های تهاجمی سعودی بر علیه ایران با دو ضلع دیگر آن یعنی واشنگتن و ریاض عنیت و معنا پیدا می کند. چرا که جهتِ سیاست های سعودی با بزرگ نمایی فریبنده آنها در همپیمانی با صهیونیست ها و آمریکایی ها، به سمت سیاست آژیته کردن سلبیِ نقش منطقه ای ایران تمایل خاصی دارد. بنابراین تحرکات تلظی گونه در حال جریان سعودی، در عرصه برقراری ارتباط های منطقه ای از یکسو و باج خواهی های آمریکایی ها برای حمایت کردن از سعودی و برنامه های منطقه ای آنها از سوی دیگر، گویای این موضوع است که سعودی برنامه های شکست خورده سال های گذشته خود را سازمان دهی کرده است و روند پیماش موفقیت آمیز این برنامه ها و اهداف در عرصه منطقه ای را ضمن خرید حمایت ها و افزایش همکاری های و بردن آنها به سمت روابط راهبردی، به انجام اصلاحات داخلی برای تثبیت و بالا بردن میزان مشروعیت اجتماعی خود در نزد جامعه سعودی گره زده است. بطوریکه می توان ادعا کرد ایران و راهکارهای مقابله با نفوذ منطقه ای آن، به عنوان متغیری کلیدی، نقش تعیین کننده ای در جهت گیری های سعودی در شرایط کنونی در عرصه داخلی و عرصه خارجی داشته است.

کلید واژه ها: ایران و عربستان سعودیمصطفی مطهری


۱ رای

نظر شما :