تحلیل سناریوهای موجود

چرا آمریکا برای دستگیری سران پ.ک.ک جایزه تعیین کرد؟

۱۹ آبان ۱۳۹۷ | ۱۲:۰۵ کد : ۱۹۷۹۹۹۲ خاورمیانه انتخاب سردبیر
صلاح الدین خدیو در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: وزارت امور خارجه آمریکا از سال ۲۰۰۷ پ.ک.ک را در لیست گروه های تروریستی قرار داده و در سال ۲۰۱۱ این سازمان را در طبقه بندی خطرناک تری از این فهرست قرار داد.
چرا آمریکا برای دستگیری سران پ.ک.ک جایزه تعیین کرد؟

نویسنده: صلاح الدین خدیو، کارشناس مسائل بین الملل

دیپلماسی ایرانی: دولت آمریکا در چارچوب برنامه پاداش برای عدالت برای اطلاعاتی که منجر به دستگیری سه رهبر بلندپایه پ.ک.ک شود، جایزه نقدی تعیین کرده است.
آیا این اقدام صرفا جنبه نمادین دارد یا نشانه چرخشی مهم در سیاست آمریکا نسبت به این حزب است؟
وزارت امور خارجه آمریکا از سال 2007 پ.ک.ک را در لیست گروه های تروریستی قرار داده و در سال 2011 این سازمان را در طبقه بندی خطرناک تری از این فهرست قرار داد. اقدام اخیر را هم می توان در ادامه این روند ارزیابی کرد و با توجه به عملگرایی و انعطاف پذیری آمریکا در زمینه همکاری با پ.ک.ک علیه داعش، آن را خالی از سویه های راهبردی دانست.
 این رویداد البته بی ارتباط با تحولات سرنوشت ساز سوریه در ایستگاه های پایانی بحران آن نیست. رابطه آنکارا و واشنگتن بر سر حمایت کاخ سفید از کردهای سوریه به کلاف سردرگمی از مشکل و بی اعتمادی تبدیل شده و اقدام مذکور را باید گامی برای دلجویی از ترکیه تلقی کرد.
اما آیا این برای ترکیه کافی است؟ نگرانی اصلی ترکیه تحولات شمال سوریه و تغییرات ژئوپولتیک ویرانگر در مرزهای جنوبی کشورش هست که آمریکا نشان داده دستکم در میان مدت به سیاست کنونی خود در آن ادامه خواهد داد، نه در کوهستان قندیل که فعلا تهدید دورتر و کم اهمیت تری به شمار می رود.
حتی می توان ادعا کرد به لحاظ ژئوپولتیک، اهمیت گشت مشترک نیروهای سوریه دموکراتیک و تفنگداران آمریکایی در مرز سوریه و ترکیه بیشتر از تعیین جایزه برای دستگیری سران پ.ک.ک است.
چه اولی حاوی این پیام روشن برای ترکیه است تا زمانی که نیروهای آمریکایی در شرق فرات هستند، اجازه حمله به قلمرو کردها را نخواهد داشت. معنای دیگر این سخن این است که آمریکا پ.ک.ک را تروریست می داند ولی شاخه سوری آن را به عنوان متحد نزدیک خود در مبارزه با تروریسم ارج می نهد!
ترکیه این موضع را به عنوان دورویی و ریاکاری سیاسی سرزنش کرده، اما واقعیت این است که تناقض های موجود در این موضعگیری، بیانگر تضادها و پیچیدگی های سیاست خاورمیانه است.
در سال 1991 هنگامی که به ابتکار آمریکا کنفراس صلح مادرید به منظور برقراری صلح میان اسرائیل و کشورهای عرب برگزار شد، واشنگتن با دردسری مشابه مواجه شد.
نخست وزیر وقت اسرائیل به هیچ وجه حاضر به گفت وگو با سازمان آزادیبخش فلسطین نبود که آن را گروهی تروریستی می شمرد. برای حل این دشوار نمایندگی فلسطینیان به سه شخصیت فلسطینی ساکن اسرائیل به ریاست حیدر عبدالشافی، دبیرکل حزب کمونیست فلسطین ـ که در اسرائیل قانونی بود ـ سپرده شد.
اما همگان می دانستند که این هیات بی اجازه عرفات و رهبری ساف اختیار انجام کاری ندارد. با فتح باب ایجاد شده در مراحل بعدی اسرائیلیها مستقیما با عرفات وارد گفت وگو شدند.
ظاهرا اینجا هم تنها شانس نجات سیاست آمریکا از تناقض های پیش گفته و گره کور ایجاد شده در رابطه با ترکیه، نزدیک کردن دیدگاه های دو طرف و ایجاد نوعی گفت وگوی کردی ـ ترکی بر سر پرونده شمال سوریه است.
در این صورت می توان حدس زد یکی از اهداف آمریکا از اقدام اخیر، فشار بر ی.پ.گ برای فاصله گرفتن بیشتر از پ.ک.ک و در نظر گرفتن ملاحظات و نگرانی های ترکیه است. با توجه به درهم تنیدگی این دو نیرو، مشکل می توان تصور کرد که منهای برخی تغییرات ظاهری، تحولی بنیادین در مناسبات این دو به وقوع بپیوندد.
یک فرضیه دیگر که البته بسیار دور از ذهن است می تواند این باشد که آمریکا پس از تعیین جایزه برای این سه نفر، در جهت اجرای عملی آن، وارد همکاری های تنگاتنگ اطلاعاتی و نظامی با ترکیه شود و نوعی پروژه تامیلیزاسیون در قندیل اجرا کند.
با توجه به اتحاد نزدیک میان شاخه سوری پ.ک.ک و آمریکا و همکاری های اطلاعاتی و نظامی میان آنها، منطقا این گزینه ای کان لم یکن تلقی می شود.
از سوی دیگر ورود آمریکا به درگیری با گروه ها و سازمان هایی که مستقیم منافع این کشور را هدف قرار نداده اند، تاکنون مسبوق به سابقه نبوده است. آمریکا حتی از همکاری های در این سطح با اسرائیل علیه فلسطینیان هم خودداری ورزیده است.
اما فرضیه سوم که منطقی تر به نظر می رسد، این است که آمریکا می خواهد ضمن دلجویی از ترکیه، به پ.ک.ک هم فشار روانی و سیاسی وارد کند. بر اساس این گمانه زنی، فشار روی پ.ک.ک باعث می شود این سازمان که به دلیل موفقیت در سوریه قدرتمند از گذشته شده، ناچار شود از موضع ضعیف تری به میز مذاکره با ترکیه باز گردد.
مذاکره و سازش احتمالی قندیل و چانکایا البته کلید اصلی حل گره کور مسائل شرق فرات و دشوارهایی است که آمریکا بر سر انتخاب میان متحدان خود با آن مواجه است.
این گزینه البته بدون اعمال فشار همزمان به ترکیه و واداشتن آن به بده بستان، شانسی برای تحقق نخواهد داشت.
با این وصف دست کم در کوتاه مدت نباید انتظار داشت، تعیین جایزه برای سران پ.ک.ک، رابطه زخم خورده دو کشور را ترمیم کند.

کلید واژه ها: سوریهترکیهکردهای سوریه


( ۵ )

نظر شما :

کورش ۱۹ آبان ۱۳۹۷ | ۱۲:۴۵
اردوغان گفته "یک شب خواهیم آمد" او یک شب خواهد آمد‌ !
ugd ۲۰ آبان ۱۳۹۷ | ۱۱:۳۸
لطفا اشتباه نکنید امریکا دوست پ ک ک است چون مانعی در برابر جاه طلبی های ترکیه است هرگز لطمه ای به ان نخواهد زد
علی ۲۰ آبان ۱۳۹۷ | ۱۱:۴۵
گروههای کرد با اسراییل روابط صمیمانه دارند واسراییل به انها کمکهای تکنولوژیکی میکند انها قصد نفوذ به افغانستان را دارند تا بازار مواد مخدررا تحت کنترل داشته باشند /
سعید ۳۰ آبان ۱۳۹۷ | ۰۲:۲۸
کردها بار دیگر مثل همیشه خودشون رو ملعبه ی دست امریکا و اسراییل کردن و تبدیل به ماشین کشتار اونها شدند ولی تاریخ تکرار خواهد شد و بار دیگر امریکا بعد از نیل به اهدافش در منطقه این گروهکها رو مثل دستمالی که استفاده شده دور خواهد انداخت. امریکا از این گروهکها استفاده مقطعی میکنه و وقتی به اهدافش برسه دیگه کاری با اونا نداره امریکا هیچوقت منافع و دوستی با ترکیه رو که متحد ناتو هست و میلیون ها دلار مراوده اقتصادی داره به گروهکی پیش پا افتاده و تروریست که جز پول کثیف و اسلحه چیزی نمیپرستن نمیفروشه. امیدوارم به موقع سر عقل بیان تا دوباره بازی نخورن
بهلول ۲۸ خرداد ۱۳۹۸ | ۱۳:۳۳
هر جا که دیکتاتورها آزادی بیان ، قلم، اندیشه، فعالیت سیاسی را از مردم سلب کردند، در آنجا افراد و گروههای سیاسی اجباراً برای کسب آزادی به سلاح روی می آورند. بنابراین دیکتاتورها خود باعث بوجود آمدن گروههای مسلح می باشند.