مخاطب پیام این رویداد که بود

جنجال استعفای ظریف

۱۱ اسفند ۱۳۹۷ | ۱۷:۰۰ کد : ۱۹۸۲۰۵۰ اروپا خاورمیانه انتخاب سردبیر
نویسنده خبر: نیفین مسعد
نیفین مسعد در یادداشتی در روزنامه الاهرام می نویسد: بله در ایران جناح ها با هم درگیرند، و بله تلاش های مستمری برای تضعیف جناح روحانی / ظریف وجود دارد، بله قضیه توافق هسته ای در قلب این درگیری هاست، و بله بحران اقتصادی سبب شده است تا مدافعان توافق هسته ای در تنگنا قرار بگیرند. اما همه اینها هیچ ربطی به سفر بشار اسد به تهران ندارد، و شاید فقط زنگ هشداری برای اروپایی ها باشد و درک کنند که چقدر اوضاع برای میانه روها در تهران بحرانی است.
جنجال استعفای ظریف

دیپلماسی ایرانی: رسانه های جهان توجه بسیاری به استعفای محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران کردند، به گونه ای که بسیاری حتی به تحلیل آثار استعفای او بر آینده حکومت ایران پرداختند. واقعیت این است که ظریف یکی از قویترین وزرای امور خاجه ای است که ایران تا کنون داشته، قبل از او شاید هم طراز او علی اکبر ولایتی بود که 16 سال وزیر امور خارجه بود و در حال حاضر مشاور عالی رهبر ایران است، برای همین استعفای او مانند استعفای یک مسئول عادی در ایران نیست. از این مهمتر ظریف فقط نماینده شخص خود و اندیشه های خودش نیست بلکه نماینده جریانی سیاسی در داخل حکومت ایران است که بر اساس آن حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران توافق هسته ای را در سال 2015 منعقد ساخت، برای همین استعفای او به این معنا بود که روحانی را در برابر طوفان شدیدی که از سوی تندروهای مخالف توافق هسته ای مواجه است، تنها رها می کند. در حالی که ظریف در یک کشتی با روحانی نشسته و بر همین اساس است که بسیاری مخالفت روحانی با استعفای او را تفسیر می کنند. اما این تنها تفسیر برای مخالفت با استعفای ظریف نیست، تفسیر قویتر این است که ظریف شانس حمایت از راس حکومت جمهوری اسلامی ایران، یعنی رهبر انقلاب را دارد، این حمایت را به شکل روشن و بی پرده از سوی ژنرال قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس انقلاب اسلامی دیدیم. سلیمانی درباره خبر استعفای ظریف گفت که همچنان از سوی بزرگان نظام به ویژه رهبر انقلاب اسلامی حمایت می شود. 

حالا به این سوال می پردازیم که چرا ظریف استعفا داد؟ من شخصا زیاد قانع نیستم که استعفای ظریف به دلیل ناراحتی اش از نبودش در دیدار بشار اسد با رهبر جمهوری اسلامی ایران و رئیس جمهوری این کشور بود در حالی که فرمانده سپاه قدس در این دو دیدار حضور داشت، قانع نمی شوم برای این که جنگ سوریه پیچیدگی های خاص خود را دارد و ادامه آن سبب شده تا نقش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی افزایش یابد، فراموش هم نکنیم جبهه جنگ سوریه بعد از مدت کوتاهی که از آغاز آن گذشت از وزن تلاش های سیاسی اش کاسته شد، و کفه نظامی آن سنگین شد تا همین الآن هم این وضعیت ادامه دارد به خصوص بعد از ورود روسیه در سپتامبر 2015 به عرصه نبرد سوریه این کفه سنگین تر هم شد. در پی آن مسیر آستانه در اواخر سال 2017 و بعدش مسیر سوچی آغاز شد. به عبارت دیگر وقتی که درباره جنگ سوریه صحبت می کنیم گریزی نیست که حتما قاسم سلیمانی را مد نظر داشته باشیم و در تمامی عرصه های آن حضور او را ببینیم، و شکی هم نیست که سفر اسد به تهران فقط برای تشکر از ایران برای این که در کنار سوریه ایستاد نبود، بلکه همچنین درباره سرنوشت ادلب و منطقه جدا شده و زندانیان داعش و... بسیاری مسائل دیگر، بحث شد، همه این امور نیازمند قدرت سخت است تا قدرت نرم.  

درگیری میان دو جناح درون نظام ایران از سال 1979 وجود داشته است، این درگیری و رقابت را رقابت میان محافظه کاران و اصلاح طلبان یا تندروها و میانه روها توصیف کرده اند، اما آن چه به نبود ظریف در دیدار اسد و حضور سلیمانی بازمی گردد در چارچوب این گونه رقابت ها نمی گنجد، نمی توان گفت ظریف سمبل میانه روها و سلیمانی سمبل تندروهاست، اگر بنا به این حرف باشد می بایست ظریف در دیدار بشار اسد با حسن روحانی حاضر می شد مادامی که روحانی و ظریف هر دو در یک جبهه می گنجند؛ اما آیا عدم حضور ظریف برای این است که خود روحانی می خواهد او را تحت فشار بگذارد؟ چنین چیزی به مصلحت روحانی نیست. بعضی ها چنین تفسیر می کنند: جنجال بزرگی که بلافاصله بعد از استعفای ظریف به وجود آمد، این تصور را به وجود آورد که به ظریف به دلیل بی توجهی بازهای نظام به او بی احترامی شده است. اما تفسیر دیگری هم شاید باشد، این جنجال شاید این پیام را به اروپایی ها رساند که ظریفی که می شناسند و در طول مذاکرات او را به خوبی شناخته اند به شدت تحت فشار است و حلقه فشار بر او تنگ تر شده است، و اگر آنها به او کمک نکنند و از او حمایت نکنند چه بسا از صحنه سیاسی حذف شود. 

توافق هسته ای از روز اول به دلایل بسیار مخالفانی داشت، اما همواره حتی در میان مخالفان این گونه برداشت می شد که می تواند دستاوردهای اقتصادی بزرگی را بعد از رفع تحریم ها برای ایران به دنبال داشته باشد. الآن که ایالات متحده به سیاست تحریم های بازگشته، این درست است که اتحادیه اروپا برای نجات این توافق تلاش کرد و حتی به سازوکار مالی برای نجات اقتصاد ایران از تحریم رسید، اما این سازوکار نتوانسته است شرکت های بزرگ را راضی کند که به تعامل با ایران بپردازند و منافع خود با ایالات متحده را نایدیده بگیرند، این نکته قابل توجهی است، ما دیدیم که بعد از خروج امریکا از برجام بعضی از شرکت های بزرگ نفتی و خودروسازی و غیره بازار ایران را ترک کردند. برای همین ظریف (و بیش از او روحانی) به تلاش بیشتر اروپایی ها نیاز دارند. معضل این است که اروپایی ها خود را میان چکش و سندان گرفتار می بینند؛ چکش، خروج ایران از توافق هسته ای است که در این صورت به این معنا خواهد بود که ایران برنامه هسته ایش را از سر بگیرد و خطرات رویارویی نظامی در خاورمیانه افزایش یابد؛ و سندان رفتارهای ایران است که حتی ثبات در داخل خود کشورهای اروپایی را به هم ریخته است. از آن جا که اروپا از این تنگنا رنج می برد به نظر می رسد که به سیاست متناقضی رسیده است، آیا از ایران در برابر تحریم های یک جانبه امریکا حمایت کند یا خودش به همراه متحدانش تحریم های دیگری را علیه ایران اعمال کند، آیا به دفاع تمام عیار از توافق هسته ای ادامه دهد یا به دنبال توافق مکملی باشد تا بعضی شروط امریکایی ها را نیز تامین کند. 

می توان گفت: بله در ایران جناح ها با هم درگیرند، و بله تلاش های مستمری برای تضعیف جناح روحانی / ظریف وجود دارد، بله قضیه توافق هسته ای در قلب این درگیری هاست، و بله بحران اقتصادی سبب شده است تا مدافعان توافق هسته ای در تنگنا قرار بگیرند. اما همه اینها هیچ ربطی به سفر بشار اسد به تهران ندارد، و شاید فقط زنگ هشداری برای اروپایی ها باشد و درک کنند که چقدر اوضاع برای میانه روها در تهران بحرانی است، و شاید حتی بیشتر از قبل متحمل خسارت شوند، خدا می داند. 

منبع: الاهرام / ترجمه: علی موسوی خلخالی

نیفین مسعد

نویسنده خبر

خانم نیفین عبدالمنعم مسعد، دکترای اقتصاد و علوم سیاسی از دانشگاه قاهره و استاد این دو رشته در همین دانشگاه است. وی همچنین رئیس واحد پژوهش های سازمان عربی ...

اطلاعات بیشتر

کلید واژه ها: محمد جواد ظریفاتحادیه اروپابرجامبازگشت تحریم هاخروج امریکا از برجام


( ۵ )

نظر شما :