در بررسی جوانب نقض محدودیت های غنی سازی

ایران و ترامپی که تنها مانده است

۱۳ تیر ۱۳۹۸ | ۱۲:۰۰ کد : ۱۹۸۴۵۹۹ اخبار اصلی آمریکا پرونده هسته ای خاورمیانه
ایالات متحده و ایران در پی درگیری ها بر سر توافق هسته ای و اقدامات رئیس جمهوری آمریکا در مسیر مواجهه نظامی قرار گرفته اند. اما مسیر شرایط به گونه ایست که انگار ترامپ از ابتدای امر به دنبال متوقف کردن کلی برنامه هسته ای ایران یا جنگ با این کشور بود.
ایران و ترامپی که تنها مانده است

نویسنده: اسکات ریتر

دیپلماسی ایرانی: آژانس بین المللی انرژی اتمی این هفته اعلام کرد که ایران سطح ذخایر اورانیوم غنی شده با غلظت مجاز طبق توافق هسته ای را نقض کرده؛ این همان توافقی است که دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، سال گذشته از آن خارج شد اما شرکای ائتلافی ایالات متحده همچنان سعی در محافظت از آن دارند. اگرچه ایران از این اقدام خود به عنوان واکنشی طبیعی به تصمیم ایالات متحده به خروج از برجام و اعمال مجدد تحریم های اقتصادی اشاره می کند، اما واقعیت این است که قدم گذاشتن در مسیر غنی سازی بیشتر ایران را در مسیر مواجهه مستقیم با آمریکا قرار می دهد.

اگر ایران مجددا به تعهدات خود به برجام عمل نکند، احتمال اینکه ایالات متحده حمله نظامی علیه تاسیسات هسته ای در نطنز اقدام کند وجود دارد؛ بدین ترتیب، ایران هم به چنین حمله ای واکنش نشان خواهد داد و به پایان ماه نرسیده، دو کشور وارد یک درگیری نظامی تمام عیار خواهند شد. گزارش های اخیر حاکی از آن است که ایالات متحده به حمله سایبری علیه تاسیسات هسته ای ایران مبادرت ورزیده، اما مقامات ایران اعلام کردند که ناموفق بوده است.

اگرچه مسئولیت هر گونه جنگی با ایران لزوما بر عهده ترامپ است، اما شرایطی که اینچنین درگیری ای را ممکن ساخته به دوران باراک اوباما، رئیس جمهوری قبلی ایالات متحده، بر می گردد. تهدید جنگ بین ایالات متحده و ایران از مدتی پیش وجود داشت. ماه گذشته اقدام ایران به هدف گرفتن یک هواپیمای بدون سرنشین ایالات متحده در تنگه هرمز، دو کشور را به آستانه جنگ کشاند و ترامپ در آخرین لحظات حمله تلافی جویانه را لغو کرد.

اما هر گونه تصوری مبنی بر اینکه مسئولیت جنگ با ایران تنها بر عهده ترامپ است، اشتباه محض است. هواپیمای بدون سرنشین آمریکا احتمالا در حالی هدف گرفته شده که داشته اطلاعات مربوط به فهرست اهداف بالقوه در داخل ایران در صورت هر گونه اقدام نظامی آمریکا را جمع آوری می کرده است.

ترامپ و گروه امنیت ملی او این مساله را پنهان نکرده اند که هر گونه پیشروی ایران به سمت دستیابی به تسلیحات هسته ای را خط قرمزی می دانند که عبور از آن، آغاز درگیری نظامی خواهد بود. اگرچه در شرایط عادی، چنین اظهارنظری به عنوان خط قرمز تعیین شده در سیاست عادی یک کشور در حمایت از منع گسترش تسلیحات هسته ای قلمداد می شد، اما ترامپ این تهدید را در حالی بیان کرد که ایران به توافق هسته ای حاصله شده توسط دولت اوباما، تحت حمایت اروپا، روسیه و چین، و مورد تایید شورای امنیت سازمان ملل متحد، پایبند بود. طبق شرایط برجام که در سال 2015 حاصل شد، ایران اجازه دارد تحت نظارت دقیق بازسان آژانس بین المللی انرژی اتمی در بسیاری از زمینه ها در برنامه هسته ای صلح آمیز، فعالیت کند و طبق گزارش های آژانس، ایران کاملا به محدودیت های تعیین شده در توافق متعهد بوده است.

تصمیم ترامپ به خروج از توافق هسته ای بدون اینکه ایران هیچ اقدام نادرستی انجام داده باشد، ایالات متحده را در مسیر خصومت های کنونی با ایران قرار داده است. اگرچه بسیاری همه مشکلات پیش آمده را ناشی از اقدامات ترامپ می دانند، اما هستند برخی منتقدان که معتقدند برجام از ابتدای امر توافقی ناقص و یک تدبیر سیاسی صرف برای خلاص کردن اوباما از مشکل موجود بوده که تاثیری در حل ریشه ای مساله نداشته است. در حقیقت توافق هسته ای رسیدن ایران به آستانه تبدیل شدن به کشور دارای سلاح هسته ای را طولانی کرده است. پیش از برجام این آستانه حدودا چند ماه و شاید حتی چند هفته برآورد شده بود و پس از برجام این مدت زمان به دست کم یک سال افزایش یافت. این دستاورد هم در نتیجه محدود سازی شمار و نوع سانتریفوژهای ایران برای غنی سازی، سطح غنی سازی مجاز (نهایتا 5 درصد)، و حجم ذخایر مجاز اورانیوم غنی شده، حاصل شده بود.

پاشنه آشیل برجام این بود که ایالات متحده با این تفکر که ایران به دنبال تولید تسلیحات هسته ای بوده، علیه برنامه هسته ای این کشور اقدام کرد. با این تفکر، برجام برنامه تسلیحات هسته ای ایران که در سال 2003 متوقف شده بود را به کلی متوقف کرد و آژانس هم توانست بر ابعاد احتمالا نظامی برنامه هسته ای ایران نظارت داشته باشد. اما تله ای که اوباما در آن افتاد این بود که برجام صرفا به طور موقت قابلیت اعمال محدودیت بر برنامه هسته ای ایران را دارد. ترامپ هم زمانی که برجام را به چالش کشید، همین نگرانی را داشت.

بزرگ ترین مشکلی که ترامپ از ابتدای امر به برجام نسبت می داد، «غروب» آن بود. جالب اینجاست که ایران خود از مسائل مربوط به غروب برجام آگاه و حاضر بود پس از اتمام دوره اجرای توافق هسته ای درباره آن با ایالات متحده و دیگر امضاکنندگان توافق مذاکره کند. اشکال کار ترامپ از اینجا آغاز شد که تمایلی به این مذاکرات نشان نداد. ترامپ وقتی از توافق هسته ای ایران خارج شد، حقیقتا تصور می کرد که کمپین «اعمال فشار حداکثری» با تمرکز بر تجدید تحریم های اقتصادی، ایران را به حضور زودهنگام بر سر میز مذاکره ترغیب خواهد کرد. چنین اتفاقی رخ نداد و اکنون ایالات متحده خود را در آستانه جنگ با ایران یافته بدون اینکه هیچ فضای دیپلماتیکی برای حل مساله باقی مانده باشد. اروپا، روسیه و چین ایالات متحده را به دلیل خروج یکجانبه از توافق هسته ای ایران محکوم کرده و درصدد دور زدن تحریم های آمریکا بر آمده اند.

تصمیم اخیر دولت ترامپ در ارتباط با اعمال تحریم ها با هدف از بین بردن توانایی ایران در ذخیره مازاد آب سنگین و تبادل اورانیوم غنی شده با کیک زرد غنی نشده با روسیه طراحی شد تا ایران را بر سر دو راهی متوقف کردن غنی سازی یا نقض محدودیت های برجام بگذارد. اما ایران حاضر نشد مطابق شرایط آمریکا بازی کند و تصمیم گرفت محدودیت ها را نادیده بگیرد و حتی تولید اورانیوم غنی شده در سطوح پایین را با استفاده از سانتریفوژهای نوین و کارآمدتر، تسریع بخشد. در چنین شرایطی، می توان گفت ایران دقیقا در تله ترامپ افتاده چرا که با سرعت تمام به سمت عبور از همان خط قرمزی پیش می رود که ترامپ برای جنگ تعیین کرده بود.

منبع: امریکن کانزروتیو / تحریریه دیپلماسی ایرانی 34

کلید واژه ها: تصمیم ایران به نقض محدودیت های هسته ایکمپین اعمال فشار حداکثری ترامپ علیه ایرانحرکت ایران و آمریکا به سمت رویارویی نظامیمذاکره بین ایران و آمریکاغروب برجام


( ۷ )

نظر شما :