روسیه ایران را متحد و شریک خود می داند و در هر اقدامی منافع آن را در نظر می گیرد

سیاست روسیه در قبال ایران به چالش کشیدن آمریکاست (بخش اول)

۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۹ | ۱۸:۰۰ کد : ۱۹۹۱۴۹۱ اخبار اصلی آسیا و آفریقا
روابط روسیه با ایران عمدتا مبتنی بر ملاحظات ژئوپلیتیک است. نخبگان حاکم در روسیه ایران را یک شریک دشوار، اما ضروری می دانند. پایه و اساس مشارکت استراتژیک روسیه و ایران، منافع مشترک هر دو کشور در کاهش قدرت و نفوذ آمریکا هم در خاورمیانه و هم در سراسر جهان است.
سیاست روسیه در قبال ایران به چالش کشیدن آمریکاست (بخش اول)

نویسنده: وایتولد رادکیِویچ

دیپلماسی ایرانی: روابط روسیه با ایران عمدتا مبتنی بر ملاحظات ژئوپلیتیک است. نخبگان حاکم در روسیه ایران را یک شریک دشوار، اما ضروری می دانند که منافع مشترک بسیاری با آن دارند؛ شریکی که زبان سیاست گذاری قدرت را درک می کند و تمایل خود را به مصالحه جویی عملگرایانه در مواردی که منافع مسکو و تهران با یکدیگر متفاوت است، نشان داده است. پایه و اساس مشارکت استراتژیک روسیه و ایران، منافع مشترک هر دو کشور در کاهش قدرت و نفوذ آمریکا هم در خاورمیانه و هم در سراسر جهان است. همچنین برای روسیه شراکت با ایران از این نظر اهمیت دارد که می تواند به ثبات در شرایط ژئوپلتیک در منطقه جنوب شوروی سابق یعنی قفقاز جنوبی و آسیای میانه کمک کند و نفوذ کشورهای غربی در منطقه را کاهش دهد. 

از سپتامبر سال ۲۰۱۵ روسیه مداخله نظامی خود در سوریه را آغاز کرد، ایران به یک متحد بالفطره برای آن در جنگ علیه شورشی های مسلح مخالف بشار اسد تبدیل شد. پس از ماه مه ۲۰۱۸ که ایالات متحده از توافق هسته ‌ای چندجانبه با ایران موسوم به برجام خارج شد، روسیه به یکی از طرفداران اصلی محافظت از توافق تبدیل شد و تلاش ‌های دیپلماتیک فعالانه برای ترغیب امضاکنندگان اروپایی به از سرگیری روابط اقتصادی با ایران و به چالش کشیدن تحریم های آمریکا، به کار بست. در تابستان سال ۲۰۱۹ نیز روسیه در واکنش به درگیری میان ایران با ایالات متحده و متحدان عرب آن، برای ایران حمایت دیپلماتیک و تبلیغاتی فراهم آورد. این کشور همچنین ابتکارعمل هایی با هدف کاهش تنش ها در منطقه از طریق ایجاد معماری امنیتی جدید در خلیج فارس برمبنای هماهنگ سازی قدرت ها و کاهش اهمیت روابط دوجانبه در فضای امنیتی بین ایالات متحده و پادشاهی های عرب منطقه به کار بست.

روسیه و ایران در بستر روابط با ایالات متحده

«مشارکت استراتژیک» روسیه با ایران اساسا بر مبنای منافع مشترک مسکو و تهران در محدودسازی قدرت واشنگتن است؛ برای تهران ابعاد منطقه ای این مساله اهمیت دارد و برای مسکو، چشم انداز جهانی آن. به گفته ولادیمیر ساژین، یک کارشناس ارشد روسیه در امور ایران، آنچه از دیدگاه منافع مسکو اهمیت بالایی دارد این است که سیاست گذاری های تهران، چه در بعد جهانی و چه منطقه ای، عمدتا ضد غربی هستند.

برای منافع مسکو، حفظ نقش ایران به عنوان یک سد ضد آمریکایی در مرزهای جنوبی آن ضروری است. از این رو، شکست تلاش ‌های ایالات متحده در وادار کردن ایران به تغییر سیاست های محلی آن و کاهش تاثیرگذاری تحریم های اقتصادی آمریکا به نفع روسیه است. ایران یک قدرت منطقه ای است که حق طبیعی برای ایجاد حوزه نفوذ در همسایگی خود دارد. این رویکرد را می توان در اظهارات ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه، در رابطه با اتهامات مطرح شده توسط همسایگان عرب ایران که از سیاست ‌های توسعه گرایانه در منطقه ناراضی هستند، مشاهده کرد: «یک قدرت بزرگ همچون ایران که سال های طولانی در این سرزمین وجود داشته، یعنی ایرانی ها و فارس ها که برای چندین قرن در این جا زندگی کرده اند، قاعدتا منافع خود را دارند و لازم است با آن منافع محترمانه برخورد شود.» سرگئی لاورف، وزیر امور خارجه روسیه، نیز بارها دیدگاه های مشابهی را بیان کرده است.

ایران همچنین شریکی مهم برای روسیه در ایجاد نظم چند قطبی چه در سطح منطقه‌ ای در خاورمیانه و چه در سطح جهانی است. یکی از نشانه های این دیدگاه، حمایت دائمی روسیه از نامزدی ایران برای عضویت دائم در سازمان همکاری شانگهای است.

روسیه  در دهه ۱۹۹۰ و اولین دهه قرن کنونی، روابط خود با ایران را با شرایط ابزاری پیش می برد و آنها را با روابط با ایالات متحده هماهنگ می ساخت. روسیه از روابط با ایران برای تقویت موضع مذاکراتی خود با ایالات متحده و وادار کردن واشنگتن به در نظر گرفتن منافع مسکو استفاده می‌کرد. مشهودترین نمونه این رویکرد ابزاری، حمایت مسکو از تحریم ‌های شورای امنیت سازمان ملل علیه تهران در سال ۲۰۱۰ و لغو ارسال سامانه دفاع هوایی پیشرفته «اس-300» بود. روسیه در آن زمان در سیاست گذاری در قبال ایران گام هایی را که دولت باراک اوباما در بهبود روابط با روسیه برداشته بود، در نظر گرفت.

اگرچه خاطرات تهران از این تغییر رویکرد مسکو همچنان بر روابط دوجانبه آنها سایه انداخته، اما به نظر نمی ‌رسد که روسیه اکنون قصد بازی مشابهی با ایران را داشته باشد. یک دلیلش این است که از دیدگاه کرملین، ژئوپلیتیک روابط با تهران دستخوش تغییراتی اساسی شده، روابط روسیه با ایالات متحده به یک درگیری اساسی تبدیل شده، چین به شریک اصلی روسیه در سیاست گذاری تبدیل شده و روسیه توانسته است موضع خود را در خاورمیانه قدرتمندتر کند. مساله مهم دیگر اینکه ایران شریک اصلی روسیه در سوریه شده است.

در همین حال، تفکر استفاده از روسیه برای اعمال فشار علیه ایران در برابر لغو تحریم های ایالات متحده همچنان در اسرائیل مطرح است. نشست سه جانبه در قدس اشغالی میان روسای شورای امنیت اسرائیل، روسیه و ایالات متحده در ماه ژوئن سال ۲۰۱۹ تلاشی برای گام برداشتن در این جهت بود؛ اگرچه کاملا شکست خورد. روسیه اعلام کرد که ایران را متحد و شریک خود می داند و در هر اقدامی منافع آن را در نظر خواهد گرفت. (این مطلب ادامه دارد.)

منبع: مرکز مطالعات شرق / مترجم: طلا تسلیمی

کلید واژه ها: روابط ایران و روسیهآغاز نظم چند قطبی جهانیگسترش نفوذ روسیه در خاورمیانهنقش ایران در خاورمیانه


( ۷ )

نظر شما :

محمد ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۹ | ۱۹:۴۱
خودتان می گویید سیاست روسیه در قبال ایران به چالش کشیدن آمریکاست ، پس معنی ندارد که روسیه ایران را متحد و شریک خود می داند و در هر اقدامی منافع آن را در نظر می گیرد. اتفاقا هرچه اوضاع بین ایران و امریکا وخیم تر شود ، برگ برنده بزرگتری به دست روسیه می افتد ، اما در زمان امضای برجان شاهد بودیم که روسیه در کنار ترکیه ، اسرائیل و عربستان ناراضی از این توافق بودند
خسرو ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۹ | ۱۸:۱۴
روسیه به ایران به عنوان ابزاری برای رگلاژ روابط با غرب می نگرد ، هرجا که لازم ببیند مانند سال 2010 و منافعش از طرف غربی ها رعایت شود ، حاضر به نادیده گرفتن نظرات ایرا ن خواهد بود ، ولی تا وقتی که به یک توافق اساسی با غربیها و همسایگان عرب و ترمیم روابط جهانی نرسیده ایم ، روسیه به عنوان آش نذری خاله پامون هست بخواییم یا نخواییم ، معیار اساسی در روابط جهانی و روسیه این است که با درک سایز خودمان در دنیا و جایگاه دیگران به تصمیمات منطقی برسیم ، یا کف قدرتمان را بالا ببریم یا سقف آرزوهایمان را پایین بیاوریم
علی ۰۱ خرداد ۱۳۹۹ | ۱۰:۲۲
روسها در طول تاریخ نشان داده اند که با هیچ ملتی دوست وهمکار واقعی نیستند، روسها که در واقع استقلالشان را از تاتارها در ۱۴۷۰ ،یعنی تقریبا پانصد سال پیش ،به کمک اوکراینیها« خاخولها» بدست آوردند واگر اکراینیها وجنگجویان قزاق شان نبودند هر گز به این جاه جلال وحشمت مکنت،نمی رسیدند ،ولی موقعی که بار خودرا بستند،ودیگر نیازی به اکراین نبود ونشد،ادعای سرزمینشان را هم کردند وکریمه واکراین شرقی را ضمیمه خاک خود کردند ودر جنگی تمام عیار فرزندان اکراینی را نابود کردند،واگر غربیها به داد اکراینیها نمی رسیدند ،شاید از روی زمین محو می کردند،،وهکذا گرجستان که توسط روسها چندین تکه شده،وروسها از اوستیا وآبخازیا،مملکت جداگانه ساخته اند، با اینکه استالین گرجی زاده خدمات زیادی به روسها کرده وباعث پیروزیشان بر آلمان شده بود.وحتی آذربایجان که در سایه نفتش روسها به نان ونوا رسیدند واز ۱۴۰ سال پیش صدها میلیار بشکه نفت آذربایجان را مفت الذینه می چاپیدند،ولی موقعی که در ۲۹ ژانویه۱۹۹۰ آذریها استقلال میخواستند ،در میدان شهدای باکو با تانکها بروی مردم هجوم وهزاران نفر را شهید وزخمی کردند،وآخر سر هم قره باغ با کمک روسها به ارامنه پیشکش شد،وهنوزهم مانع باز پس گیریش می شود، خلاصه صدها مثال بر بد عهد پیمانی وناجوانمردی روسها در طول تاریخ پانصد ساله شان بر می خوریم،با اینکه قبل از استقلال هزاران سال زیر دست وبرده تاتارها بودند،وزیاد تاریخ درخشانی مثل بعضی ملتها ندارند،ولی در عرض این پانصد سال به اندازه کل ممالک دنیا جنگ وکشتار،وتجاوز به همسایه ها کرده،یعنی از ژاپن گرفته تا ایران تا فنلاند،در حدود پنجاه مملکت همسایه اش هستند که با همگی مشکل مرزی،وسابقه جنگی دارد،ودر طول تاریخ خونبارش حد اقل باعث کشتار ۸۵۰ میلیون انسان بی گناه شده،،مخصوصا با چندین نوبت جنگ علیه ایران وتحمیل قراردادهای گلستان وترکمنچای،.وصدها نوبت جنگ با عثمانی،وداغستانیها« مرحوم شیخ شامل ۲۸ سال با روسها جنگید»، لذا بیشترین مسلمان توسط روسها به قتل رسیده وتقریبا ۹۰ در صد کشتار وجنگهایش با مسلمانها بوده،،که هنوز هم در افغانستان،سوریه،لیبی،قره باغ ،مسلمانان کریمه،چچنها،داغستانیها،ترکان مسقطی،چرکس ها،.....مشغول کشتار است، خلاصه مطب اینکه روسها مردمانی ظالم خونریز،بدعهد پیمان،وغیر قابل اطمینان هستند واین را با مطالعه تاریخ روسها میبینیم،وچیز قابل کتمان وانکار نیست، لذا در روابط با روسها همیشه جانب احتیاط را داشته باشیم که قوم علیک السلامی نیستند.