نویسندهی گرامی
با سلام و احترام
کتاب «زنان در رأس قدرت سیاسی» را با علاقه و دقت خواندم و مایلم از این طریق، قدردانی خود را از پژوهش و نگاه تحلیلی شما بیان کنم. پرداختن به موضوع حضور زنان در بالاترین سطوح قدرت سیاسی، آن هم نه در قالب روایتهای کلیشهای یا صرفاً نمادین، بلکه با تمرکز بر تجربههای واقعی و پیچیده، از نقاط قوت مهم این اثر است.
آنچه در کتاب بیش از همه جلب توجه میکند، تأکید بر این نکته است که مسئله امروز صرفاً «رسیدن زنان به قدرت» نیست، بلکه شرایط، محدودیتها و ساختارهایی است که تعیین میکند این قدرت تا چه اندازه واقعی، مؤثر و پایدار باشد. نمونههایی که در کتاب بررسی شدهاند نشان میدهند زنان رهبر، اغلب در موقعیتهایی به قدرت میرسند که با بحرانهای سیاسی، اقتصادی یا اجتماعی همراه است؛ بحرانهایی که نهتنها کار حکمرانی را دشوار میکند، بلکه قضاوت درباره عملکرد آنان را نیز سختگیرانهتر میسازد.
کتاب بهخوبی نشان میدهد که اگرچه حضور زنان در رأس قدرت میتواند نشانهای از تغییرات اجتماعی و سیاسی باشد، اما این حضور بهخودیِ خود به معنای عبور از سیاست مردسالارانه یا تضمین اصلاحات پایدار نیست. ساختارهای قدرت، توازن نیروها، فشار نهادها و حتی انتظارات عمومی، نقشی تعیینکننده در میزان اثرگذاری رهبران زن دارند؛ نکتهای که در جمعبندی پایانی کتاب نیز بهروشنی برجسته شده است.
به نظر میرسد ارزش اصلی این اثر در نگاه واقعبینانه و غیرشعاری آن است: نه بزرگنمایی نمادین زنان در قدرت، و نه فروکاستن ناکامیها به جنسیت. همین رویکرد، کتاب را به منبعی قابلتأمل برای علاقهمندان سیاست، مطالعات جنسیت و تحولات قدرت در جهان معاصر تبدیل کرده است.
از انتشار این کار ارزشمند سپاسگزارم و امیدوارم این کتاب آغازگر گفتوگوهای جدیتر و عمیقتر درباره نسبت جنسیت، قدرت و ساختارهای سیاسی باشد.
با احترام
فرهاد قادری
نظر شما :