اهمیت خواست آمریکا برای تاسیس دفتر دیپلماتیک در ایران

۳۰ مهر ۱۳۸۷ | ۲۱:۳۱ کد : ۲۹۹۰ اخبار اصلی
در مورد تاسیس دفتر دیپلماتیک یا حافظ منافع آمریکا و یا شورای روابط ایرانی آمریکایی در تهران، این مسئله را نباید فراموش کرد که پیش از تهران، این خواست و تصمیم طرف آمریکایی است که می بایست منعقد شده باشد.
اهمیت خواست آمریکا برای تاسیس دفتر دیپلماتیک در ایران
User Image

نویسنده : جواد ماه‌زاده

مطالب بیشتر

در مورد تاسیس دفتر دیپلماتیک یا حافظ منافع آمریکا و یا شورای روابط ایرانی آمریکایی در تهران، این مسئله را نباید فراموش کرد که پیش از تهران، این خواست و تصمیم طرف آمریکایی است که می بایست منعقد شده باشد.

 

طی سال های گذشته همواره این سوال مطرح می شده است که آیا ایران و آمریکا پس از ماجرای گروگان گیری دیپلمات های آمریکایی در تهران و نیز رابطه سردشان در جریان مذاکرات بغداد و کابل دوباره می توانند شکلی از رابطه را تجربه کنند؟

 

البته یک قسم رابطه را جنگ و منازعه و جدل لفظی است که پدید می آورد. از این منظر هم ایران و هم ایالات متحده چندین سال است که با یکدیگر رابطه دارند؛ رابطه ای غیر دوستانه و قهرآمیز. چنین رابطه ای ظاهرا به روزها و ماه های پایانی اش نزدیک شده و خیلی ها منتظر تغییر رویه از سوی آمریکا در جریان انتخابات ریاست جمهوری هستند تا مثلا اوباما به پیروزی برسد و وعده اش را برای مذاکره با کشوری که محور شرارت تلقی می شد عملی سازد. گفتارهای متفاوت رئیس دولت ایران نیز که گاه به راحتی از احتمال برقراری رابطه و حتی پیشنهاد مذاکره – در قالب مناظره – سخن می گوید ما را به این نتیجه نزدیک تر می کند.

 

ادبیات دو کشور در سه سال گذشته ادبیاتی نزدیک به وقوع جنگ بوده است؛ تا جایی که برخی کارشناسان حتی موعدها و ضرب الاجل های فرضی مشخصی را نیز برای حمله آمریکا به تاسیسات هسته ای ایران مشخص می کردند. عدم نتیجه گیری مراجع بین المللی و مایوس شدن شورای امنیت و سازمان انرژی اتمی از توقف غنی سازی سوخت هسته ای در ایران این احتمال را قوت می‌بخشید اما هر چه به پایان دوره زعامت جورج بوش در کاخ سفید نزدیک تر شدیم و هر چه بر حجم بحران های این کشور در عراق و افغانستان و سپس قفقاز افزوده شد، بوی باروت نیز راه ورود به آسمان ایران را پیدا نکرد.

 

حالا در عوض صحبت از تاسیس دفتر حفظ منافع آمریکا و یا دفتر شورای روابط ایرانیان و آمریکائیان است و هر روز هوشنگ امیر احمدی حرف های تازه تری می زند و به عنوان واسطی غیر رسمی کار را رو به پایان توصیف می کند و کسی هم نیست که تکذیب کند و تنها در جواب گفته می شود: "هنوز درخواستی به وزارت خارجه در این خصوص ارسال نشده است."

 

آیا این "هنوز" را باید در امتداد واژگانی چون "انتظار" و "تعجیل" تعبیر کرد؟ "هنوز" یا "فعلا" موقعی در کلام بکار می رود که وقوع امری قطع به یقین است ولی موعدش فرا نرسیده است. هنوز به معنی "در راه" است اما از سوی دیگر می تواند به معنی انتظاری یکطرفه و تعجیل برای رسیدن به مقصود – باز هم یکطرفه – هم باشد.

 

در خبرها آمده بود که شوراى ايرانى ـ آمريکايى که به عنوان سازمانى غير دولتى در آمريکا فعاليت دارد، براى گشايش دفتر خود در تهران به وزارت امور خارجه جمهورى اسلامى ايران مراجعه کرده است.

 

هوشنگ امير احمدى نماينده‌ شوراى ايرانى ـ آمريکايى در مصاحبه‌اى تلفنى از واشنگتن به "ترند نيوز" گفت که در حال حاضر وزارت امور خارجه ايران در حال بررسى اين سند است.

 

به گفته وی: وزارت امور خارجه ايران پس از بررسى درخواست، آن را به مراجع مربوطه، ارگان‌هاى امنيت ملى، سياست خارجى و غيره ارائه مى‌دهد. اين روند دو تا سه ماه زمان مى‌برد و در پایان تصميمى درخصوص گشايش و فعاليت دفتر شوراى ايرانى ـ آمريکايى در تهران اتخاذ خواهد شد.

 

وی همچنین افزود: نمى توان نتيجه‌ نهايى را پيش‌بينى کرد اما به احتمال زياد اجازه‌ فعاليت اين شورا در تهران داده خواهد شد.

 

نکته قابل گفتن این است که ایران بر خلاف آنچه در افواه عموم می گذرد، در "وهله دوم" باید اجازه ای در این باره صادر کند. اصولا ایران طرف ثانی این ماجرا به شمار می رود. درواقع پیش از کشور مقصد این کشور مبدا است که می بایست خواست و نیتی را داشته باشد و آن را به تصمیم اجرایی تبدیل کند و سپس کشور مقصد به خواست و تصمیم مربوطه پاسخ رد یا قبول بدهد. به بیان دیگر تاسیس دفتر دیپلماتیک رسمی یا غیررسمی از سوی ایالات متحده در قدم اول منوط به اجازه آمریکاست.

 

بنا بر همین جهت گیری است که در خبر فوق به این عبارت نیز برمی خوریم که وزارت امور خارجه‌ آمريکا براى اولين‌بار است که با عملکرد يک سازمان غير دولتى خود در ايران موافقت کرده است.

 

فراموش نکنیم که اجرای این تصمیم یعنی برقراری دیپلماسی با ایران می تواند چالشی بزرگ برای دولت ایالات متحده باشد. دولت فعلی این کشور از یکسو رابطه با ایران را به دلیل اظهارات ضد صهیونیستی مقامات بلندپایه ایرانی و آرزوی محو اسرائیل از سوی آنان رابطه ای نامشروع تلقی می کند و دیگر اینکه ایران را حامی تروریسم می داند و معتقد است تا زمانی که ایران مثل کره شمالی تغییری در روند هسته ای شدنش ایجاد نکند و گامی به عقب نگذارد مستحق مذاکره نیست.

 

با این استراتژی، پیش دستی آمریکا در برقراری دیپلماسی تمام مدعاها و اصرارهایی را که به تحریم و تهدید ایران انجامیده منتفی می کند و سستی و لرزانیت پایه های استدلالی و سیاسی ایالات متحده را عیان می سازد. ضمن اینکه مردم این کشور اتفاقی چون تسخیر سفارت امریکا و گروگانگیران را هنوز در حافظه دارند و ادبیات کنونی سیاستمردان ایران را هم که بسیار نزدیک ماه های آغازین انقلاب است قابل پیوند با این اتفاق فرض می کنند.


نظر شما :