دوشنبه 20 آذر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:سه شنبه 26 اسفند 1393      9:59
خشونت‌ها افزایش می‌یابد

آینده یمن؛ رویارویی داخلی یا تجزیه سرزمینی؟

عباس پرورده، کارشناس مسائل خاورمیانه در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی نوشت: در سطح منطقه ای هم رقابت های موجود تمایلی به تجزیه یمن ندارند. به ویژه عربستان که یمن را خارج نزدیک خود می داند، این کشور را یکپارچه می خواهد.

نویسنده: عباس پرورده، کارشناس مسائل خاورمیانه

دیپلماسی ایرانی: پس از خروج پنهانی عبد ربه منصور هادی، رئیس جمهور مستعفی یمن از صنعا و اقامت در عدن، معادلات سیاسی دچار دگرگونی های جدی شده است. این در حالی است که طی چند ماه گذشته، گمانه زنی هایی درباره سرنوشت یمن و احتمال تجزیه آن مطرح شده است. اما بر اساس الگویی از دسته بندی های سیاسی داخلی و مداخلات بازیگران خارجی که در این کشور مشاهده می شود، همچنین پراکنش جغرافیایی درگیری ها میان انصارالله و بازماندگان هادی، القاعده و ادعاهای تجزیه طلبانه جنبش جنوب از سوی دیگر که فاقد پشتوانه های سیاسی و نظامی است، اگرچه به صورت بالقوه امکان گسترش بحران افزایش یافته، اما تجزیه به معنای جدایی سرزمینی بعید به نظر می رسد و در صورت نبود راهکارهای دیپلماتیک و توافق سیاسی، اوضاع به سوی اقدامات تروریستی دامنه دار و جنگ های نقطه ای پیش خواهد رفت.

محور کانونی برخوردها استان های مارب در مجاورت عربستان به خاطر انرژی، البیضاء به خاطر مرکزیت جغرافیایی و بندر عدن به دلیل حضور همپیمانان هادی خواهد بود. ضمن اینکه با افزایش گسیختگی در نهادهای نظامی و امنیتی،گروههای تروریستی هرج و مرج طلب از جمله القاعده فضای مساعدتری برای فعالیت خواهند یافت، همانند آنچه که امروز در عراق، سوریه و لیبی شاهد هستیم.

زمانی که هادی در حصر خانگی بود، به دلیل عدم ارتباط رسانه ای و محدودیت های امنیتی، در سایه ای از سکوت قرار داشت و به جز اخباری کوتاه و شایعات درباره بیماری وی، چیزی وجود نداشت. اما به یکباره با انتشار خبر حضور او در عدن، این شهر که کانون فعالیت های "جنبش الحراک" یا همان جدایی طلبان جنوب است، تکاپوی تازه ای از سوی احزاب، نخبگان و شخصیت های یمنی از یک سو و بازیگران خارجی دخیل در یمن از سوی دیگر آغاز شد.

حضور منصور هادی در عدن و اقدامات وی و تبعات این اقدامات علاوه بر فعالیت هایی که حامیان منطقه ای او برای خروج از بن بست سیاسی انجام داده اند، از چند منظر قابل بررسی است. ضمن اینکه ریشه یابی و تبیین این تحرکات و همچنین گزینه هایی که جنبش انصارالله و سایر بازیگران صحنه سیاسی یمن در اختیار دارند، می تواند چشم اندازی از آنچه که یمن در روزهای آتی شاهد خواهد بود، تصویر کند.

هادی پس از استقرار در عدن خود را رئیس دولت قانونی یمن اعلام و از انصارالله خواست که صنعا را ترک کنند. ضمن اینکه بلافاصله "عبدالحافظ السقاف" فرمانده نیروهای ویژه امنیتی را که متهم به طرفداری از حوثی ها بود، برکنار و "ثابت جواس" را که از فرماندهان زمان علی عبدالله صالح و متهم به کشتار حوثی ها در جنگ های 2004 صعده است، جایگزین وی کرد که پیامی خشونت آمیز به انقلابیون است. همچنین در اقدام تامل برانگیز دیگری، ده ها عضو زندانی القاعده در استان جنوبی "ابین" را توسط برادرش ناصر منصور هادی آزاد کرد. از سوی دیگر با سفیران شورای همکاری که دو هفته پیش صنعا را ترک کرده بودند و اکنون در عدن کار خود را از سر گرفته اند، ملاقات هایی داشته و با عبداللطیف بن راشد الزیانی دبیر شورای همکاری خلیج فارس نیز دیدار کرد.

شواهد نشان می دهند این روزها تمام نیروهای همپیمان عربستان با محوریت عبد ربه منصور هادی در عدن گردهم آمده اند تا جبهه منسجمی را علیه انصارالله و هر نیرویی که بخواهد خارج از اراده عربستان در یمن حضور یابد، تشکیل دهند. در ادامه چنین تحرکاتی، هواداران هادی درصدد ائتلاف مجدد با حزب از هم پاشیده اصلاح برآمده اند تا در شرایط کنونی بتوانند وزنه سیاسی در داخل را هر چه بیشتر در مقابل انصارالله سنگین کنند. اصلاح حزبی است که متحد اصلی دولت هادی بوده است.

اواخر بهمن ماه، روزنامه  القدس العربی چاپ لندن گزارش داد ریاض تماس با خاندان "آل احمر"، رئیس قبایل حاشد یمن را که یکی از ارکان اصلی حزب اصلاح است، در پی پیروزی انصارالله در یمن از سر گرفته زیرا به اعتقاد سعودی ها، دلیل پیشروی های انصارالله، توقف حمایت های ریاض از آل احمر در یمن است که ده ها سال ادامه داشت. همچنین علی محسن الاحمر فرمانده سابق ارتش یمن و یکی از رهبران قبایل حاشد، در پی پیروزی های مستمر انصارالله یمن به عربستان گریخت و تمام تلاش خود را وقف تحقق مصالحه میان ریاض و روسای قبایل حاشد از خاندان آل احمر و حتی حزب اصلاح کرده است. هرچند که این حزب شاخه یمنی اخوان المسلمین است، اما در واقع خیمه بزرگی است که اخوانی ها، وهابی ها و افراد با گرایش های مختلف قبیله ای، تجاری و نظامی را شامل می شود.

عربستان با استفاده از امکان همجواری با استان های سنی نشین یمن، به خصوص استان مارب، طی چند ماه گذشته اقدام به تسلیح قبایل و یارگیری در میان آنان کرده تا در صورت بروز درگیری با انصارالله ، از آمادگی لازم برخوردار باشد.به خصوص که مارب به دلیل موقعیت اقتصادی اش و وجود منابع نفتی و نیروگاه های برق، یکی از اصلی ترین اهداف آتی انصارالله خواهد بود.

ایران اگرچه تاکنون رسما دخالت در امور یمن را مکرر رد کرده، اما سوگیری انصارالله به سمت ایران و تاثیر معنوی ایران بر این گروه که حدو 40 درصد جمعیت یمن را تشکیل می دهند، قابل انکار نیست. به موازات اتفاقاتی که طی روزهای اخیر در عدن رخ داده، هیاتی از نمایندگان شورای انقلابی انصارالله هم در قالب یک سفر رسمی به تهران سفر کردند و تفاهم نامه هایی را با موضوعات اقتصادی و ترانزیتی و به گفته مقامات انصارالله حتی تامین منابع سوختی با مقامات ایرانی امضاء کردند. اتفاقی که با واکنش شدید منصور هادی و مقامات شورای همکاری هم روربرو شد.

از سوی دیگر، انصارالله نیز سهم خود از قدرت را در یمن یکپارچه می خواهد. حتی تقسیم یمن به شش ایالت را که در پیش نویس قانون اساسی مطرح شده بود، با همین استدلال رد کرد و اساسا یکی از دلایل انقلاب 21 سپتامبر که منجر به تصرف صنعا شد هم همین پیش نویس بود.چرا که با تسهیم ناعادلانه منابع انرژی و امکانات در یمن،حوثی ها دوباره دچار محرومیت می شدند.ضمن اینکه ایران نیز به عنوان یک کشور با نفوذ در تحولات منطقه اساسا با تجزیه هر کشوری مخالف است.

از طرف دیگر، هادی و حامیانش پس از ورود به عدن انتظار داشتند جنوب و جنبش الحراک که رابطه دوستانه ای هم با انصارالله ندارند، به استقبال طرح احیای ریاست هادی و تشکیل ائتلاف با وی بروند. اما این انتظاری بیهوده است، چون جنوبی ها حتی اگر از جدایی طلبی به نفع منافع ملی هم صرفنظر کنند، ریاست هادی و "طرح ابتکاری خلیجی" به رهبری عربستان را مشروع نمی دانند ضمن اینکه تمایلی هر چند ضعیف  به ائتلاف با انصارالله هم دارند. گذشته از اینکه آنگونه که عربستان و دولت هادی می پندارند، سقوط صنعا بیش از آنکه تحت تاثیر قدرت نظامی انصارالله باشد، به خاطر نارضایتی عمومی از شرایط سیاسی و اقتصادی یمن در دوره سه ساله حاکمیت هادی و حزب اصلاح بوده است. بنابراین دولت مستعفی هادی و شورای همکاری ظرفیت لازم برای تشکیل یک ائتلاف قدرتمند فراگیر که دارای پشتوانه های نظامی و امنیتی باشد را ندارند که بتواند با قدرت کنونی انصارالله در صحنه میدانی مواجه شود.

ضمن اینکه جدایی طلبان جنوب هم به سان زمان جنگ سرد حامی سیاسی و نظامی قدرتمندی مانند اتحاد جماهیر شوروی ندارند تا در فرایند مبارزه از آنها حمایت کند. اساسا تجزیه طلبی سرزمینی دارای سازوکارهایی است که شرایط آن در حال حاضر در یمن دیده نمی شود. جنوبی ها می دانند اگر بخواهند اعلام استقلال کنند، در داخل مانند گذشته فقط با یک دولت مرکزی روبرو نیستند. امروز گروه های افراطی مثل القاعده همه منطقه را تهدید می کنند و مناسبات اقتصادی و سیاسی هم با گذشته فرق های اساسی دارد. گذشته از اینکه در حال حاضر مطالبات عمومی در میان مردم یمن به سوی ارجحیت اصلاح شرایط زندگی و معیشت سوق پیدا کرده که در صورت جدایی مشکلات اقتصادی جنوب نیز تشدید خواهد شد.

در سطح منطقه ای هم رقابت های موجود تمایلی به تجزیه یمن ندارند. به ویژه عربستان که یمن را خارج نزدیک خود می داند، این کشور را یکپارچه می خواهد، هرگونه خلل امنیتی دراز مدت در یمن می تواند برای عربستان عواقب ناگواری داشته باشد. از سوی دیگر، علاوه بر اقدامات مداخله جویانه داخلی، پاشنه آشیل عربستان برای اقدام سیاسی در یمن، استفاده از ظرفیت های شورای همکاری خلیج فارس است. اما طی دو هفته گذشته فشارهای این شورا به شورای امنیت سازمان ملل جهت استفاده از فصل هفت منشور شورای امنیت و مداخله نظامی در یمن در مقابل انصارالله  بی نتیجه مانده که نشان از تغییر رفتار سیاسی در نظام بین الملل در قبال تحولات خاورمیانه است.

آمریکا نیز بر اساس منافع استراتژیک خود در یمن، مخالف تجزیه این کشور خواهد بود. به خصوص که پایگاه هوایی نظامی "العند" که در جنوب یمن احداث کرده، برای حراست از امنیت تنگه راهبردی باب المندب، امنیت ترانزیت انرژی و مقابله با القاعده است. قطعا دوپارگی یمن به نفع منافع آمریکا نخواهد بود.

فرجام سخن

در حال حاضر با توجه به اخباری که از یمن منتشر می شود و جهت گیری های گروه های سیاسی تاثیرگذار و همچنین حضور فزاینده القاعده و تبانی های غیرمدبرانه که برخی گروه های سیاسی و همچنین عربستان برای دستیابی به منافع کوتاه مدت با گروه های افراطی و قبایل انجام می دهند، چشم انداز روشنی از ثبات در این کشور مشاهده نمی شود و در صورت نبود اراده ای قوی برای توافق سیاسی میان گروه های سیاسی و کشورهای تاثیرگذار منطقه ای و فرامنطقه ای، اگرچه امکان تجزیه سرزمینی یمن غیرمحتمل است، اما درگیری های پراکنده میان سه ضلع انصارالله، القاعده و قبایل مورد حمایت عربستان رو به گسترش نهاده و فضای مساعدی برای فعالیت های خشونت بار القاعده و گروه های همسو با آن و همچنین توسعه قاچاق سلاح و ترانزیت تروریست ها از مناطق غیرقابل کنترل ایجاد خواهد شد.

انتشار اولیه: چهارشنبه 20 اسفند 1393 / انتشار مجدد: سه شنبه 26 اسفند 1393



کلمات کلیدی : انصارالله - یمن - عباس پرورده
نظرات کاربران
عبدالله خان
چهارشنبه 20 اسفند 1393      18:33

یا هردو!!
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>