چهارشنبه 22 آذر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:دوشنبه 15 آبان 1396      9:34
با وجود مقاومت هایی در درون اتحادیه عرب

ترس از تاثیرات بحران سوریه، بیروت را به دمشق نزدیک می‌کند

صباح زنگنه می گوید:برای لبنان نادیده گرفتن سوریه ای که در سایه چندین سال مبارزه با تروریسم که از سوی چند کشور منطقه ای و فرامنطقه ای حمایت شده، اکنون به مراتب قدرتمند تر از گذشته شده تقریبا غیر ممکن است. پس اعزام سفیر در واقع به عنوان نماد حسن نیت بیروت به دمشق است، نه تاکتیکی برای کاهش خطرات ناشی از گسترش تروریسم در سوریه.

عبدالرحمن فتح الهی – سفر 9 نوامبر 2016 " منصور عزام" وزیر امور ریاست جمهوری سوریه به عنوان فرستاده بشار اسد به لبنان و دیدار با میشل عون، رئیس جمهوری لبنان، سخنان 31 آگوست امسال "نبیه بری" (رئیس پارلمان لبنان) در مراسم 39 امین سالگرد ناپدید شدن امام موسی صدر مبنی بر نیاز راهبردی روابط لبنان و سوریه، دیدار 22 سپتامبر سال جاری میلادی "ولید معلم" و "جبران باسیل" وزرای امور خارجه سوریه و لبنان در حاشیه نشست های مجمع عموی سازمان ملل، اقدام لبنان به بازگشایی سفارتخانه در سوریه و انتخاب "سعید زخیا" به عنوان اولین سفیر لبنان در سوریه پس از دوران تنش بیروت – دمشق و اقدامات دیپلماتیکی از این دست همگی بیانگر گشوده شدن صفحه مهمی در روابط رسمی دو کشور است؛ صفحه ای که در بر دارنده مسایل گوناگونی است. مسایل مشترک لبنان و سوریه اولویت برنامه های دو کشور است که در چارچوب آن می توان به بررسی پرونده های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و امنیتی پرداخت که در چارچوب آنها همکاری دو کشور شکل می گیرد. باید پذیرفت لبنان در همه زمینه ها و برای پیشبرد منافع خود، به رابطه با سوریه نیاز دارد که در این خصوص می توان فهرستی از مهم ترین امور را تهیه کرد؛ مساله بازگشت آوارگان سوری از لبنان به سوریه از جمله این مسایل است که تحقق آن به پیروزی سوریه در جنگ با گروه های تروریستی در خاک این کشور بستگی دارد. در این میان لبنان نیز در دفاع از سوریه به عنوان کشور برادر خود، خون نیروهای مقاومت (حزب الله ) را نثار کرده است. از نظر اقتصادی نیز داشتن روابط با سوریه، به سود لبنان است. در این خصوص می توان به خواسته های کشاورزان لبنانی و بازار فروش محصولات آنها در سوریه و درآمد سرشار آنها در این کشور اشاره کرد. روابط لبنان با سوریه در آینده از دو بعد در رشد اقتصادی لبنان تاثیرگذار خواهد بود؛ نخست آن که در دوره رکود بین المللی و عربی و بحران اقتصادی عربستان سعودی و کشورهای حوزه خلیج فارس، کارشناسان اقتصادی انتظار دارند سوریه از طریق بازسازی های پس از جنگ و سرمایه گذاری های لبنان، رشد اقتصادی بزرگی داشته باشد که این مساله خارج از چارچوب روابط دوستانه سیاسی غیر ممکن خواهد بود. البته در این راستا سعد الحریری و میشل عون برای تقویت این روابط تلاش می کنند. دوم این که سوریه شریک اصلی ائتلاف بین المللی منطقه شرق است؛ ائتلافی که شامل ایران، روسیه، چین و کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای است و لبنان بدون تقویت روابط اقتصادی خود با اعضای این ائتلاف مانند سوریه و ایران، نمی تواند موقعیت مناسبی برای شراکت در این ائتلاف به دست آورد. دیپلماسی ایرانی به بهانه بازگشایی سفارتخانه لبنان در سوریه و انتخاب اولین سفیر لبنانی پس از کنار گذاشته شدن تنش های دو کشور، گفت و گویی را با صباح زنگنه کارشناس مسائل خاورمیانه ترتیب داده است که در ادامه می خوانید:

در بحبوحه بحران سوریه بخشی از بدنه سیاسی لبنان به ویژه جریان ضد سوری 14 مارس و مشخصا "المستقبل" با محوریت سعد الحریری همسو با عربستان سعودی مواضعی تند را علیه حکومت بشار و جریان 8 مارس خصوصا حزب الله داشت؛ اما در تقریبا دو سال گذشته حریری به ویژه از زمان آغاز نخست وزیری در مخالفت با مسیر گذشته خود با تعدیل سیاست هایش علیه دولت بشار به نوعی پذیرش نظام سوریه رسیده است. شما دلایل این تغییر دیدگاه را ناشی از چه می دانید؟

لبنان و سوریه به عنوان دو کشور هم مرز روابط سیاسی و اجتماعی طولانی مدتی را از گذشته تا کنون داشته اند. در سایه این مساله پیوندهای عمیق سیاسی، مذهبی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی میان دو کشور شکل گرفته است. به گونه ای که در گذشته ای نه چندان دور این دو به عنوان یک کشور واحد شناخته می شدند. در این راستا نیز نیروهای نظامی – دفاعی سوریه پس از حملات مکرر اسرائیل به لبنان با تصویب اتحادیه عرب برای دفاع از لبنان وارد این کشور شدند تا در قریب به سه دهه حضور خود به استقرار امنیت در لبنان کمک کنند. اما شرایط و اقتضائات حضور نیروهای سوری در لبنان بعد از ترور رفیق حریری به کلی دگرگون شد و در نهایت به خروج نیروهای سوری از لبنان منجر شد. اما در بستر این مساله روابط دمشق – بیروت به قدری مستحکم بود که به قطع مناسبات منجر نشد. ولی با آغاز بحران سوریه در اثر تحریک عربستان، ترکیه، قطر و حمایت آمریکا و اسرائیل برای ورود نیروهای تروریستی به سوریه برای ساقط کردن حکومت اسد سبب شد تا این کشور به جنگی 6 ساله گرفتار شود. اما در طول این دوران که تمام فعالیت ها و برنامه ها در خصوص کنار زدن بشار اسد به شکست انجامید، موجب شد تا نظام سوریه در جهتی کاملا عکس روز به روز ثبات و امنیت را درسوریه برقرار کند. نکته مهم ناظر بر این است که شرایط 6 ساله بحران سوریه پیامدهایی را هم برای خود سوریه و هم برای کشورهای منطقه خاورمیانه به خصوص همسایگان هم مرز با سوریه و هم برای کل جهان در پی داشته است. در این میان قطعا لبنان هم از این پیامدهای سوء بی نصیب نبوده است، چرا که جنگ خانمان سوز 6 ساله سوریه باعث مهاجرت قریب به 2 میلیون نفر از مردم سوریه به لبنان شده است. اما نکته اینجاست که این 2 میلیون نفر جمعیت مهاجر برای لبنانی که کل جمعیت آن قریب به 6 میلیون نفر است، می تواند فجایع بسیاری را به دنبال داشته باشد. در سایه این وضعیت نیز حمایت و کنترل این میزان از آواره در کشور کوچکی مانند لبنان کاری تقریبا غیرممکن به نظر می رسد. این مساله در موازات اختلافات سیاسی حریری با نظام سوریه در اوایل بحران و درعین حال تردد گروه های تروریستی از سوریه به لبنان و ایجاد ناامنی در خاک لبنان که بخشی از آن تروریست ها در قالب مهاجرین به لبنان وارد می شدند، ناامنی هایی را در مناطق مختلف این کشور شکل داد؛ از بیروت، طرابلس، بقاع، صیدا، عرسال تا بعلبک؛ لذا مجموعه این شرایط در کنار سایر عوامل دیگر سبب شد که سران لبنانی به این حقیقت برسند در صورت تداوم ناامنی در سوریه و مخالفت با دولت اسد، شرایط امنیتی – اقتصادی - اجتماعی لبنان روز به روز مورد تهدیدات بیشتری قرار خواهد گرفت، به گونه ای که دیگر کنترل آن برای هیچ کس میسر نخواهد بود. بنابراین مقامات لبنانی و خود سعد الحریری به این نیجه رسیدند که برای نجات از این بحران احتمالی در آینده لبنان، همکاری با سوریه امری اجتناب ناپذیر است. لذا با تغییر تفکر و از میان رفتن مخالفت و انتقاد از حکومت اسد، دولت و ارتش لبنان هم در کنار حزب الله به دفع ناامنی و مبارزه با تروریسم در خاک خود پرداخت که در نهایت نیز دستاوردهای بسیار چشم گیری در این امر متوجه لبنان شد. این دستاوردهای ناشی از تغییر مواضع نسبت به نظام سوریه به خصوص برای آقای حریری در جایگاه نماینده سیاسی اهل سنت لبنان مساله ای بسیار حیاتی است، زیرا حضور 2 میلیون آواره سوری در لبنان می تواند به تغییر بافت جمعیتی و قومی و حتی تاثیر گذاری بر نتایج انتخابات آتی بینجامد. چون که گروه های مخالف حریری می توانند از پتانسیل این جمعیت در کارزار انتخاباتی علیه جریان المستقبل استفاده کنند. از سوی دیگر از نظر ایموگرافی حضور دائمی این جمعیت سوری در خاک لبنان که محتمل هم به نظر می رسد، یقینا برای مسیحیان لبنانی نیز خطر و تهدیدی جدی را ایجاد خواهد کرد. از همین رو این ضرورت در مقامات لبنانی احساس شد که با قوی تر شدن دولت بشار اسد و افول تروریسم دیدگاه خود را نه تنها نسبت به حکومت اسد عوض کنند که روابط بیروت - دمشق را که در سال های گذشته به واسطه فشار ریاض قطع شده بود، احیا کنند.

قطعا اتحادیه عرب با رصد شرایط کنونی لبنان که در هناهنگی کامل به سر می برد نمی تواند به آسانی در صدد ائتلاف علیه لبنان به دلیل برقراری مناسبات با سوریه برآید و یا در گامی رو به جلو حتی بسیار بعید به نظر می رسد که سناریو ائتلاف علیه قطر با همکاری چند کشور در جهان عرب در خصوص لبنان تکرار شود.

آیا اقدام به بازگشایی سفارتخانه و انتخاب آقای "سعد زخیا" به عنوان اولین سفیر از جانب لبنان در سوریه پس از دوان تنش بین دو کشور را باید نقطه عطف و نماد این تغییرات در سطح استراتژیک دانست یا به واقع تعیین سفیر از جانب لبنان برای سوریه تاکتیکی برای رفع خطرات و مدیریت شرایطی است که شما به آن اشاره داشتید؟

همان طور که عرض کردم شرایط سوریه بدون شک بر لبنان اثرگذار است. یقینا هر چه امنیت در این کشور (سوریه) بیشتر برقرار باشد، نتایج و آثار مثبت آن مستقیما به خود لبنان بازمی گردد. از سوی دیگر هم چنان که اشاره شد ریشه ها و پیوندهای عمیق سیاسی، اجتماعی، فرهنگی لبنان و سوریه به قدری است که اساسا نمی توان برای دوره ای طولانی آن را کنار زد. لذا بازگشایی سفارتخانه و اعزام سفیر از سوی دولت بیروت، نه یک تاکتیک که براساس پذیرش واقعیات میدانی منطقه به خصوص رصد شرایط سوریه است. امروز دیگر بر کسی پوشیده نیست که تقریبا عمر تروریسم در سوریه رو به پایان است و این کشور در بازگشت به دوران بازسازی و ثبات قدم بر می دارد. از همین رو برای لبنان نادیده گرفتن سوریه ای که در سایه چندین سال مبارزه با تروریسم که از سوی چند کشور منطقه ای و فرامنطقه ای حمایت شده اند، اکنون به مراتب قدرتمند تر از گذشته شده تقریبا غیر ممکن است. پس اعزام سفیر در واقع به عنوان نماد حسن نیت بیروت به دمشق است، نه تاکتیکی برای کاهش خطرات ناشی از گسترش تروریسم در سوریه.

سعد الحریری به عنوان رهبر حزب المستقبل (بزرگترین حزب در جریان 14 مارس) و رئیس جریان 14 مارس، عمدتا متاثر از کشورهای عربی منطقه خلیج فارس به خصوص عربستان سعودی در ضدیت با نظام سوریه عمل کرده است، به گونه ای که در روزهای ابتدایی بحران سوریه به صراحت اعلام کرد از فرودگاه دمشق به بیروت بازخواهد گشت (کنایه از سقوط حکومت اسد)؛ آیا این تغییر مواضع آقای حریری به ایجاد زاویه او و لبنان با عربستان سعودی نخواهد انجامید؟

ببینید فشارها و تهدیدات ناشی از گسترش تروریسم در سوریه که می تواند متوجه لبنان شود به قدری جدی است و در عین حال تاثیر روابط و پیوندهای عمیق تاریخی این دو کشور سبب شده تا دولت لبنان و خود حریری در یک واقع بینی سیاسی علیرغم فشارهای ریاض به دنبال بازسازی روابط با سوریه باشد. به بیان دیگر دولت حریری برای مدیریت شرایط لبنان که می تواند در آینده بسیار جدی تر شود، فشارهای ناشی از مناسبات خود با ریاض را تا حدی کنار گذاشته و در مخالفت با رویه سابق سعی شده با استقلال عمل بیشتری اقدام کند. هر چند که قطعا نمی توان منکر این واقعیت بود که حریری و جریان المستقبل هم چنان به دنبال گسترش روابط خود با ریاض علیرغم برخی اختلافات است. از سوی دیگر اکنون این احتمال می رود که برخی از کشورهای عربی منطقه خلیج فارس و شمال آفریقا با گسترش امنیت و ثبات در سوریه به فکر احیاء و بازسازی روابط خود در سایه بازگشایی مجدد سفارتخانه ها در سوریه باشند. در موازات این نکته در آینده نه چندان دور دیگر خبری از محاصره سیاسی سوریه نخواهد بود. هر چند تا اکنون هم نسبت چند سال گذشته فضای سیاسی برای سوریه بازتر هم شده است. کشورهایی مانند مصر، الجزایر و عمان در موازات با لبنان به فکر احیای این روابط هستند، تا از آینده و منافع سوریه قوی منتفع شوند.

علیرغم نکات شما و تغییر شرایط میدانی سوریه به سود جبهه مقاومت اما عربستان باز مقابله خود را در این خصوص نسبت به عدم پذیرش شرایط جدید داشته است. از طرف دیگر وجود هماهنگی میان میشل عون از جریان 8 مارس و سعد الحریری از جریان 14 مارس سبب هماهنگی و انسجام سیاست های بیروت شده است؛ آیا این دو مساله که در تضاد همدیگر قرار دارند باعث تشتت پررنگ و اجماع عربی علیه لبنان به مانند قطر نخواهد شد، چرا که حریری در حساب توئیتری خود نسبت به منتقدین بازگشایی سفارتخانه و اعزام سفیر به سوریه اعلام داشته که ما باید بپذیریم تروریسم در سوریه شکست خورده و پیروز میدان حکومت اسد است. این مسایل چه آینده ای را برای لبنان در جهان عرب به ویژه در اتحادیه عرب رقم می زند؟

شما از هماهنگی نخست وزیر و رئیس جمهور لبنان سخن گفتید. در این راستا اکنون روز به روز هماهنگی های این دو در حال پررنگ تر شدن است که این مساله باعث ثبات سیاسی لبنان خواهد شد. لذا این رویکرد باعث افزایش قدرت دولت خواهد شد. اما دولت بیروت برای ثبات بیشتر و کنترل بهتر وضعیت لبنان به دنبال گسترش روابط خود با همه عوامل و بازیگران منطقه ای از جمله بشار اسد است تا بتواند بر مشکلات و پیامدهای ناشی از این بحران 6 ساله سوریه که دامن لبنان را هم گرفته است، غلبه کند. البته در این میان همه بازیگران لبنانی نقش مهمی را برعهده دارند، از خود سعد حریری در جایگاه نخست وزیر و رهبر جریان المستقبل گرفته تا میشل عون، رئیس جمهور لبنان و سایر احزاب و شخصیت های سیاسی لبنان به خصوص حزب الله که نقش بسیار پررنگی در دفع خطر تروریسم، هم در سوریه و هم در لبنان داشته است. در این راستا حزب الله حتی امنیت مناطق سنی نشین لبنانی را نیز حفظ کرده است. این مساله برای خود حریری بسیار مورد تقدیر بوده و سبب افزایش همکاری او با حزب الله شده است، چرا که کمک به حفظ امنیت مناطق سنی نشین لبنان که نقش مهمی در انتخابات کشور دارند، برای جریان المستقبل و جمعیت اهل سنت لبنان بسیار مهم است. لذا این شرایط سب پررنگ تر شدن رابطه حریری و میشل عون و حزب الله شده است. این اتحاد قدرت سیاسی لبنان را چند برابر خواهد کرد. قطعا اتحادیه عرب با رصد این شرایط لبنان نمی تواند به آسانی درصدد ائتلاف علیه لبنان برآید یا در گامی رو به جلو حتی بسیار بعید به نظر می رسد که سناریوی ائتلاف علیه قطر با همکاری چند کشور عربی در خصوص لبنان تکرار شود.

با بازگشایی سفارت لبنان درسوریه به عنوان یک نشانه سیاسی برای شکل گیری فضای باز سیاسی آینده روابط دیپلماتیک سوریه با لبنان را در سال 2018 چگونه برآورد می کنید؟ شما از احتمال اقدام مشابه الجزایر، مصر و عمان سخن گفتید؛ آینده مناسبات دیپلماتیک این کشورها با سوریه در سال آتی میلادی را تا چه اندازه محتمل و نزدیک به واقعیت می دانید، چرا که در یک نگاه واقع بینانه و نه خوشبینانه احتمال بازگشت کشورهای عربی منطقه به سمت دمشق در فاصله زمانی کوتاه بعید به نظر می رسد؟

در سایه سرعت تحولات منطقه خاورمیانه و بخصوص سوریه نمی توان پیش بینی صد در صدی از آینده مناسبات دیپلماتیک دمشق داشت. از سوی دیگر اکنون آمریکا با تغییر دولت نگاهی جدید نسبت به سوریه پیدا کرده و با حضور در میدان بحران عملا بدنبال کسب منافع خود در سوریه است؛ چنانی که در تحولات اخیر به خصوص در منطقه الرقه شاهد جولان و نقش فعال آمریکا بوده ایم. اما در مقابل امکان همکاری که در یکی دو سال اخیر میان تهران، مسکو و آنکارا شکل گرفته است می تواند باعث بسط و گسترش ثبات در سوریه به خصوص در مناطق کردنشین این کشور شود. تا روز به روز سوریه در مسیر افزایش ثبات و امنیت گام بردارد. لذا در سایه این نکات در سال 2018، سوریه تا هر میزان که بتواند در این مسیر گام بردارد به طبع آینده روشن تری را برای گشایش سیاسی سوریه می توان متصور بود که طلیعه آن می تواند انتخابات سال 2018 باشد. من بر این باورم که در سال آتی میلادی لبنان به سمت تعمال بیشتر با سوریه برای مدیریت شرایط و ناامنی گام بر خواهد داشت و در این راستا اگر چه در جهان عرب هنوز مقاوت هایی برای عدم شکل گیری مناسبات با سوریه وجود دارد اما واقعیت های میدانی به مرور زمان به این کشورها هم خواهد فهاند که راهی به جز پایان جنگ، تنش و بحران آفرینی و آغاز همکاری و گفت و گوی سیاسی و دیپلماتیکی با سوریه نیست.

انتشار اولیه: سه شنبه 9 آبان 1396 / انتشار مجدد: دوشنبه 15 آبان 1396



نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>