جدال بازها و کبوترها چه بر سر نفت خواهد آورد؟

تضاد منافع ایران و عربستان در اوپک

۳۰ آذر ۱۳۹۱ | ۱۵:۲۵ کد : ۱۹۱۰۴۶۱ اقتصاد و انرژی گفتگو
سعید لیلاز، تحلیل گر اقتصاد بین الملل در گفت و گو با دیپلماسی ایرانی معتقد است که ایران با نفت کمتر از 95 دلار ضرر کرده و عربستان به قیمت بیش از 60 دلار هم رضایت دارد
تضاد منافع ایران و عربستان در اوپک

دیپلماسی ایرانی: سه شنبه گذشته وزرای خارجه کشورهای عضو اوپک در  وین دور هم جمع شدند تا نسبت به دو دستور کار این نشست یعنی تعیین دبیر کل جدید و سقف تولید تصمیم گیری کنند. نشستی که در مورد دستور کار اول به نتیجه ای نرسید و به تمدید مدت دبیرکلی سالم البدر منجر شد و در مورد سقف تولید هم روی سی میلیون بشکه در روز توافق شد. توافقی که اعضا حتی بعد از ثبت آن نیز به مانند پیش از آن به آن پایبند نمانده اند. این چالش های اوپک، اتفاق تازه ای نیست. این سازمان از بدو تاسیس خود با بحران ناکارآمدی مواجه بوده است. سیاست های متناقض اوپک ، تعیین سقف تولید در جلسات و تخطی آشکار برخی اعضا از این رقم تعیین شده ، میزان اثرگذاری سیاسی ساختاری به نام اوپک را  با سعید لیلاز، تحلیل گر اقتصاد بین الملل بررسی کردیم. متن این گفتگو به شرح زیر است:

در جلسه اخیر اوپک باز هم بحث سقف تولید نفت مطرح شده است. در حالی که سقف تولید هیچ گاه توسط کشورهای عضو رعایت نشده است. ارزیابی شما از نشست اخیر اوپک چیست؟ چرا کشورها به سقف تولید تعیین شده در اوپک پایبند نمی مانند؟

برای ارزیابی این نشست بایستی به مبانی اصول علم سیاست و مباحث ژئوپلیتیک دنیا برگردیم. اوپک از روز اول تشکیل خود دچار همین معضل بوده است. از سال 1962 به بعد که این یگانه کارتل جهان سومی تشکیل شد و بعد از جنگ اعراب و اسرائیل در ژوئن 1967 که باعث شد نفت در دنیا اهمیت پیدا کند ، و نیز بعد از آن که نفت یک کالای سیاسی شناخته شد که بعد از جنگ جهانی دوم نقش به سزایی دارد، اوپک همواره دارای دو جناح بوده است: جناح تندرو یا بازها به رهبری ایران و جناح محافظه کار یا کبوترها به رهبری عربستان سعودی.

اوپک چون از کشورهای مختلفی در سه قاره کاملا متفاوت تشکیل شده که این کشورها ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی کاملا متفاوتی دارند و حتی وضعیت نفت این کشورها با یکدیگر فرق دارد، طبیعی است که این کارتل نتواند حول یک تصمیم به توافق برسد و کشورهای عضو به این تصمیم پایبند باشند. وضعیت نفت این کشورها، هم از نظر کیفیت نفت و هم از نظر میزان سرمایه گذاری انجام شده و هم از نظر ظرفیت تولید و قدرت فراوری و یا نقشی که نفت در تولید ناخالص داخلی این کشورها ایفا می کند به قدری متفاوت است که غیر ممکن است این کشورها به یک جمع بندی نهایی دقیق در مورد تولید برسند. علاوه بر این اختلافات باید موضع گیری های متفاوت سیاسی و ژئوپلیتیک کشورهای عضو اوپک را در نظر داشت. این موضع گیری ها از نظرات هوگو چاوز در ونزوئلا را در بر می گیرد تا نظرات ملک عبدالله عربستان و مقامات اندونزیایی. بنابراین اوپک در طول عمر پنجاه ساله خود هرگز نتوانسته به یک انسجام نهایی و همیشگی برای تولید دست یابد، بعد از این هم نخواهد توانست. سرنوشت اجلاس اخیر هم چیزی جدا از این وضعیت نیست. اگر منافع یا امکانات مادی یا ظرفیت ها یا سرمایه گذاری های هر کشوری به آن کشور دستور دهد، خود را محدود به سقف تولید اوپک نمی کند.

به طور کلی به نظر می رسد اتحادیه هایی که حول محور یک محصول شکل می گیرند نمی توانند در پیگیری اهداف خود موفق باشند. اوپک هم از این وضعیت مستثنی نیست. هیچ سالی ظرفیت تولید در اوپک رعایت نشده است. در هدف گذاری برای تولید نفت همه کشورها، اعم از عضو یا غیر عضو، صرفا منافع و محدودیت های خود را در نظر می گیرند و نه تعهدات رسمی به این یا آن سازمان را.

این تفاوت های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی کشورهای عضو اوپک چگونه خود را در کم اثر بودن اوپک تاثیر می گذارند؟

وقتی گفته می شود قیمت نفت افزایش پیدا کند، کشوری مانند ایران یا نیجریه یا ونزوئلا به شدت به منابع مالی حاصل از این افزایش نیاز دارند ولی برای مثال ابوظبی یا عربستان به هیچ  وجه نیازی به این منابع ندارند. اگر سقف تولید کاهش پیدا کند، کشوری مانند الجزایر به دلیل در اختیار داشتن منابع نفتی بسیار محدود از این پیشنهاد استقبال می کند. چرا که با این روند ممکن است در دو دهه آینده از چرخه تولید کنندگان نفت خارج شود. اما برای کشوری مانند عربستان یا کویت یا عراق یا ابوظبی اصلا معنا ندارد که برای نگه داشتن ذخایر نفتی، سقف تولید را کاهش دهند. بنابراین چون خاستگاه ها و موقعیت های این کشورها از نظر سیاسی، اقتصادی، نظامی و امنیتی با یکدیگر متفاوت است، هر یک هدفی را در سر می پرورانند و در مجموع باعث می شود که اوپک جزء سازمان ها و کارتل های کم اثر جهانی به حساب آید.

اگر اوپک دچار مشکلات ساختاری است که مانع از رسیدن به اهداف می شود، وجود آن چه فایده ای دارد؟

اگر چه این موقعیت های متفاوت اقتصادی سیاسی اجتماعی هرگز در گذشته اجازه نداده و در آینده اجازه نخواهد داد که کارتلی مانند اوپک به یک کارتل کارآمد تبدیل شود. اما نمی توان گفت که نبود اوپک بهتر از بودن آن است. به هر حال جلساتی که اوپک تشکیل می دهد و تصمیم گیری هایی که در آن صورت می گیرد بر بازارهای جهانی تاثیرگذار است.

نقش کشورهای عرب صادرکننده نفت در تعیین و اجرای سیاست های اوپک را چگونه ارزیابی می کنید؟

کشورهای عرب صادرکننده نفت به دلیل انسجام بیشتری که دارند به مراتب بهتر از اوپک توانسته اند تصمیم گیری کنند و تاکنون هم همین کشورها بوده اند که بازار را هدایت کرده اند. کشورهایی مانند ایران و ونزوئلا که رهبران جناح تندروی اوپک هستند، به دلیل سوء مدیریت در اقتصاد داخلی و افزایش شدید وابستگی به درآمدهای نفتی تا کنون قادر نبوده اند بازار نفت را به دست بگیرند. سرمایه گذاری کافی در این زمینه را نیز انجام نداده اند. در حال حاضر ایران اجازه و امکان این که بخواهد در این بازار اثرگذار باشد، ندارد. اما مجموعه کشورهای عرب عضو اوپک یعنی عراق، عربستان، کویت، امارات و قطر توانسته اند بیش از سایر اعضا بر اقتصاد نفتی دنیا تاثیرگذار باشند.

دلیل تضاد میان خواسته ایران در اوپک با خواسته کشورهای عربی تولیدکننده نفت چیست؟

ایران به دلیل نیاز به منابع مالی، طرفدار افزایش قیمت و کاهش تولید است. از سوی دیگر ایران به دلیل کاهش ظرفیت و مشکل در ظرفیت تولید نمی تواند بیش از 3.5 میلیون بشکه در روز تولید داشته باشد و همین امر باعث می شود که باز هم خواهان کاهش تولید باشد. علاوه بر این ها ایران به دلیل مواجهه با تحریم های بین المللی و تلاش برای مقابله با تبعات این تحریم ها می خواهد که سقف تولید کاهش یابد. ایران وابستگی به درآمد نفت را به جایی رسانده است که در صورتی که نفت با قیمتی کمتر از نود و پنج دلار و صادراتی کمتر از دو میلیون بشکه در روز به فروش برسد، دچار مشکل خواهد شد.

درست در مقابل این نگرش امارات متحده عربی و کویت و عربستان و عراق هستند. این کشورها هر چه بیشتر نفت تولید کنند و بفروشند با هر قیمتی بیش از شصت دلار سود کرده اند. برای مثال عربستان تقریبا ماهانه پانزده میلیاد دلار مازاد تراز بازرگانی دارد، که این رقم در سال مساوی فروش یک و نیم میلیارد بشکه صادرات نفت به قیمت هر بشکه صد دلار است. یعنی اگر عربستان سقف تولید خود را تا روزانه پنج میلیون بشکه در روز کاهش دهد، دچار کسری تجاری نمی شود. بنابراین عربستان معادل سیزده درصد تولید ناخالص داخلی مازاد بودجه دارد. در مقابل ونزوئلا را در نظر بگیرید که پانزده درصد نسبت به تولید ناخالص داخلی کسری بودجه دارد.

به نظر می رسد عراق خواهان ایفای نقش جدیدی در اوپک است. به نظر شما این نقش چگونه تعریف می شود؟

عراق با سرمایه گذاری هایی که در عرصه نفت انجام داده توانسته است تولید خود را افزایش دهد به نحوی که از خرداد سال جاری برای اولین بار در تاریخ بیش از ایران نفت تولید می کند. به زودی عراق به عنوان یک بازیگر بسیار بزرگ و مهم در صحنه تعیین قیمت جهانی نفت مطرح خواهد شد. البته پیش بینی و امیدواری من این است که عراق رهبری جناح تندرو در اوپک را به دست بگیرد. عراق به دلیل ساختار سیاسی و اجتماعی و اقتصادی متفاوت، در بلوک بندی مابقی کشورهای عرب خلیج فارس نخواهد رفت.

نقش دبیر کل در تعیین سیاست های اوپک چگونه است؟

دبیر کلی اوپک در این میان هیچ اصالتی ندارد و تابعی است از محاسبات ژئوپلیتیکی حاکم بر کشورهای عضو. طبیعی است که کشوری که قدرت بیشتری دارد دبیر کل را تعیین می کند. اتفاقا چون دبیر کل مهم نیست، کشورهای عربی تولید کننده نفت اصراری ندارند که دبیر کل از میان آن ها باشد. کشورهای موثر در مورد تعیین دبیر کل تنها نظر سلبی دارند و آن این که دبیر کل از ایران و عراق انتخاب نشود.

مگر ایران یا عراق انتخاب شوند چه اتفاقی می افتد؟

به هر حال اگر دبیر کل از ایران یا عراق انتخاب شود، آن ها با یک شکست دیپلماتیک کوچک رو به رو می شوند و همین هم برای آن ها قابل تحمل نیست.

ایده ای که برخی مطرح می کنند این است که نفع جمعی همه کشورها در بالا بردن قیمت نفت است و این تنها راهکاری است که می توان با اتکا به آن کشورها را به رعایت سقف تولید اوپک تشویق کرد. چرا این نفع جمعی برای برخی کشورها مهم نیست؟

من با فرض سوال شما موافق نیستم. عربستان یک استدلال روشن می کند و آن این که اگر قیمت نفت از حدی بالاتر رود، سرمایه گذاری هایی که در اروپا و امریکا و در سواحل امریکا به صرفه نیست، به صرفه می شود و رقبا زیاد می شوند. اگر درآمد نفتی اوپک زیاد شود، به لحاظ ژئوپلیتیک به نفع برخی کشورها نخواهد بود. وقتی عربستان می تواند با نفت شصت دلاری به خوبی کشور خود را اداره کند اما بزرگترین رقیب عربستان در خاورمیانه یعنی ایران حتی با نفت نود دلاری هم دچار مشکل خواهد شد، به نفع عربستان نیست که قیمت نفت بالا رود. /12


انتشاراولیه:دوشنبه 27 آذر1391/ بازانتشار:پنجشنبه 30 آذر 1391

کلید واژه ها: اوپکسقف توليد نفتسعيد ليلاز


( ۱ )

نظر شما :