فیودور لوکیانف از رویارویی مسکو با غرب می گوید

نقطه غیرقابل بازگشت روسیه در جنگ تحریم ها

۱۵ مهر ۱۳۹۳ | ۱۶:۰۰ کد : ۱۹۳۹۳۰۵ اخبار اصلی اروپا
از نظر من روسیه ی پس از کریمه همانند برآمدن این کشور از شعله های آتش انقلاب 1917 نیست بلکه می خواهم این نکته را بگویم که زمانی که مقامات حاکم بر یک کشور از سوی شرکای خارجی شان نامناسب تشخیص داده می شوند، نمی توانند هرگز به طور کامل روابطشان با آنها را ترمیم کنند
نقطه غیرقابل بازگشت روسیه در جنگ تحریم ها

نویسنده:فیودور لوکیانف

دیپلماسی ایرانی:دستگاه دیپلماسی روسیه همیشه از تحریم به عنوان ابزاری در اختیار سیاست بین المللی، ناراضی بوده است. دلیل آن تنها به خاطر کشورهای دوست روسیه همانند یو گسلاوی، عراق، لیبی و ایران که مورد تحریم غرب قرار گرفته اند نیست، بلکه در حال حاضر خود روسیه هم تحریم شده است. منطق «جنگ تحریم» بسیار ساده است. نخست، اگر کشوری حاضر نباشد تسلیم شود – مسئله ای که امروز کوچکترین کشورها هم به دنبال آن هستند- کشور تحریم کننده احساس می کند باید به نوعی به این اقدام پاسخ دهد. دوم، هر سخت گیری باید پی در پی و مرحله به مرحله شدتش بیشتر شود و پس از آن که از اقدامات تلافی جویانه خسته شدند باید به درگیری مستقیم روی بیاورند.

در حقیقت تنها نمونه ی استفاده ی موفق از تحریم ها مربوط به آفریقای جنوبی در دوران آپارتاید می باشد. اما این یک مورد منحصر به فرد است، چون این رژیم مبنای اقتدار خود را بر تبعیض نژادی قرار داده بود و هیچ حامی ای در جهان نداشت. برخی از ناظران از ایران هم یاد می کنند، ولی هنوز معلوم نیست که این مسئله چگونه به پایان برسد. اگرچه تحریم های غیرمعمول و دقیق، تهران را مجبور کرد تا از بهترین مهارت های دیپلماتیک خود استفاده کند و درباره برنامه هسته ای اش وارد مذاکره شود، اما هنوز نتیجه نهایی مشخص نشده است. فقط یک چیز مسلم است: در هر دو مورد تحریم ها زمانی لغو شدند که رژیم های حاکم عوض شدند. شاید غرب در ظاهر این مسئله را به عنوان هدفش اعلام نکرده باشد، اما این اصلی ترین هدفی بوده است که آنها به آن رسیده اند.

تحریم های کنونی روسیه از لحاظ اندازه و گستردگی بی سابقه هستند. اگرچه به یک معنا صحبتی که دیمیتری مدودف نخست وزیر کرده درست است. وی گفته روسیه در بیشتر سال های قرن بیستم تحریم بوده و این مساله چیز جدیدی نیست. البته زمان حاضر را نمی توان با آن دوران مقایسه کرد، چون اتحاد جماهیر شوروی به صورت خودخواسته خود را منزوی کرده بود و در حال برنامه ریزی برای گسترش ایدئولوژی کمونیسم خود به جهان سرمایه داری غرب بود. همان طور که تاریخ نشان داد این مسئله غیرممکن بود.

تحولات کنونی را می توان با یکی دیگر از نقاط شکست روسیه یعنی سال 1917 مقایسه کرد. یعنی زمانی که امپراتوری روسیه برای همیشه سقوط کرده بود و حکومت جانشینش در سطح جهان منفور بود. تحریم ها اساساً جایگاه جماهیر شوروی در نظام بین الملل را تغییر داد و شوروی تبدیل به حکومتی استبدادی و با یک اقتصاد بسته و خودکفا شد.

من نمی خواهم بگویم که روسیه ی پس از کریمه همانند برآمدن این کشور از شعله های آتش انقلاب 1917 است. من می خواهم این نکته را بگویم که زمانی که مقامات حاکم بر یک کشور از سوی شرکای خارجی شان نامناسب تشخیص داده می شوند، نمی توانند هرگز به طور کامل روابطشان با آنها را ترمیم کنند. یک استثنا در این رابطه می تواند الکساندر لوکاشنکو رئیس جمهور بلاروس باشد که به طور متناوب با مسکو و اروپا در ارتباط است. با این حال توانایی وی برای شراکت بیشتر از ولادیمیر پوتین است. در پایان هیچ کس شک ندارد که ایالات متحده و اتحادیه اروپا ترجیح می دهند رژیم رادیکال بلاروس تغییر کند.

پس از پایان جنگ سرد، گفتگوی روسیه با غرب به صورت کل، و به صور ت جزء با اروپا، بر این فرض استوار است که روسیه در نهایت بخشی از جامعه ی گسترش یافته ی غربی است. اگرچه هردو طرف ایده های مختلفی درباره ی شکل وقوع آن و نقش نهایی مسکو در این فرآیند دارند. با این حال آنها ایده ی «همکاری استراتژیک» را که لازمه ی اعتماد متقابل است، حفظ کردند. وضعیت کنونی تحریم ها پیچیده است چون این تحریم ها افراد خاصی را مورد هدف قرار داده اند. در مقابل هیچ کدام از اقداماتی که در دوران اتحاد جماهیر شوروی برای مهار شوروی در نظر گرفته شده بود، برای تغییر نظام نبوده است، بلکه به دنبال محدود کردن جاه طلبی های سیاست خارجی مسکو و تضعیف ظرفیت کلی این کشور در مقابله با دشمنان بوده است.

منبع: مسکو تایمز/ ترجمه: تحریریه دیپلماسی ایرانی/20  

کلید واژه ها: روسيهتحريمپوتين


نظر شما :