ریشه های گرایش یونانی ها به چپ گرایان

یونان به چپ و اروپا به راست می رود

۱۲ بهمن ۱۳۹۳ | ۱۶:۳۰ کد : ۱۹۴۳۸۲۱ اخبار اصلی اروپا اقتصاد و انرژی
آسان ترین پاسخ این است: با بدتر شدن وضعیت اقتصادی اوضاع برای راست بدتر می شود و برای جناح چپ بهتر می شود.
یونان به چپ و اروپا به راست می رود

دیپلماسی ایرانی:  چرا در زمانی که رای دهندگان بی اعتماد اروپایی به سمت راست متمایل شده اند، یونان دولتی متمایل به چپ را انتخاب کرده است؟ در شمال اروپا، رای دهندگان بی اعتماد احزابی را انتخاب می کنند که متعلق به جناح راست و ضد مهاجرت هستند. با این وجود چگونه است که یونانی های بی اعتماد متمایل به احزاب چپ می شوند و حزب سیریزا که متمایل به کمونیست است را انتخاب می کنند؟ این درحالی است که انتخاب میان راست و چپ در یونان اهمیت زیادی دارد، چون این کشور اولین بندر برای ورود بسیاری از مهاجران جدید به اروپا است.

اگر حزب پودموس اسپانیا به رشدش ادامه دهد، آن وقت تضاد میان شمال و جنوب اروپا می تواند مورد توجه قرار گیرد. ترکیب اقتصاد، سیاست و تاریخ می تواند این تفاوت را روشن تر جلوه دهد. آسان ترین پاسخ این است: با بدتر شدن وضعیت اقتصادی اوضاع برای راست بدتر می شود و برای جناح چپ بهتر می شود.

اقتصاد کشورهای جنوب اروپا در مقایسه با همتایانشان در مرکز و شمال اروپا با مشکلات عمیق تری روبه رو است. دو عامل سیاسی مجزا تفاوت های میان گرایش به راست و چپ را توضیح می دهد. اول، یونان با درخواست های ریاضتی از سوی اعضای شمالی اتحادیه اروپا، به ویژه آلمان روبه رو است. این مسئله موجب شده است تا یونان احساس کند به جای این که عضوی داخلی باشد، همانند فردی بد و خارجی است و آنگلا مرکل، نئولیبرال را به عنوان منبع اصلی این درد و رنج می بیند.

 مقاومت در برابر کاهش تعداد کارمندان دولتی، کاهش بودجه و سخت کار کردن برای دریافت پول کمتر و کوتاه تر شدن تعطیلات و اقتصاد بازار، موضع طبیعی احزاب کمونیست رادیکال است. برنامه اقتصادی چپ به سادگی این قبیل اقدامات را رد می کند و معتقد است که چنین اقداماتی کمک کننده نخواهد بود.

ممکن است که در شمال اروپا، اقتصاد ها در رکود باشند، اما هیچ عامل سیاسی خارجی آنها را مجبور به تغییر در اصول ساختاری نمی کند. رای دهندگان بی اعتماد که می بینند مزایای شغلی شان به خاطر هدفی متفاوت کم شده است، مهاجران را عامل این نابسامانی می دانند. قرارداد اجتماعی ممکن است به عنوان نتیجه نئولیبرالیسم دیده شود، اما چون هیچ کس مجبور به تغییر در جوامع اروپای شمالی نشده، خیلی ساده است تا مهاجران را به عنوان مزاحمان دولت دانست و قرارداد اجتماعی را پرهزینه ساخت. نکته ای که وجود دارد این است که کسی غیر از خودتان را سرزنش کنید.

دوم، مشکلات اقتصادی در جنوب اروپا موجب شده است تا رای دهندگان به سیاست های جایگزین اقتصادی روی بیاورند. در یونان پس از جنگ جهانی دوم، جناح چپ (که به عنوان سوسیالیسم دموکراتیک شناخته می شود) دارای تاریخچه ای معنادار از مشارکت سیاسی در دولت است. پیشینیان سیریزا عضوی از دولت ائتلافی دهه 1980 بودند.

در مقابل در شمال اروپا، جناح راست دارای برنامه اقتصادی قابل توجهی نیست و در دوره پس از جنگ جهانی دوم هیچ مشارکتی در دولت نداشته است. شما ممکن است که به دموکرات های بیگانه هراس در سوئد و حزب مردم دانمارک رای بدهید چون از مسیری که کشورتان طی می کند، عصبانی هستید، اما شما به آنها به خاطر این که دارای برنامه اقتصادی ای هستند که زندگی شما را بهتر می کنند، رای نمی دهید. تمام آنها وعده می دهند که مرزها را برای مهاجران جدید خواهند بست.

در نهایت مهمترین عامل مطمئناً اقتصاد است. تا زمانی که فرانسه راه یونان و اسپانیا را نرود، انتظار می رود که برخی از فرانسوی های ناامید و از لحاظ اقتصادی تحت فشار قرار گرفته، به ماری لوپن رای بدهند، اما اگر اقتصاد فرانسه آسیب ببیند، کمکی به جناح راست نمی کند، اما به آن صدمه وارد خواهد شد. رشد اقتصادی تقریباً همیشه خوب است، اما اگر شما مهاجری در اروپا باشید، این مسئله برایتان تلخ و شیرین خواهد بود.     

منبع: بلومبرگ ویو/ مترجم: حسین هوشمند

کلید واژه ها: یوناناروپاشمال اروپاراستچپ


نظر شما :