با فروپاشی نظم جهانی چه باید کرد؟

کنفرانس امنیتی مونیخ، نیازمند تغییر استراتژی

۲۸ بهمن ۱۳۹۳ | ۱۴:۰۹ کد : ۱۹۴۴۱۶۳ اروپا گفتگو
دکتر علی بیگدلی استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل سیاست خارجی در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی به تحلیل موضوعات مطرح شده در کنفرانس امنیتی مونیخ پرداخت.
کنفرانس امنیتی مونیخ، نیازمند تغییر استراتژی

دیپلماسی ایرانی: پنجاه و یکمین کنفرانس امنیتی مونیخ که 6 تا 8 فوریه (17 تا 19 بهمن) برگزار شد، تمرکز خود را بر فروپاشی نظم جهانی با توجه به تحولات یک سال گذشته گذاشت و البته بحران اوکراین و تاثیر آن بر ساختار امنیت اروپایی و نیز وخامت اوضاع خاورمیانه مورد توجه قرار گرفت. آنچه کنفرانس امسال را نسبت به سال های قبل متمایز می کرد، دیدار دوجانبه محمدجواد ظریف و جان کری، وزیران خارجه ایران و آمریکا پشت درهای بسته بود. در کنفرانس امسال برای نخستین بار گزارش امنیتی مونیخ منتشر شد. کارشناسان مهمترین دلیل انتشار این گزارش را در تغییر ساختار و رویکرد کنفرانس مونیخ به رویدادهای بین المللی به خصوص در خاورمیانه و گسترش بی نظمی می دانند. موضوعی که دکتر علی بیگدلی استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل سیاست خارجی نیز به آن اشاره می کند. از این رو با او گفت وگویی داشته ایم:

کنفرانس مونیخ امسال در حالی برگزار شد که برگزارکنندگان از آن به عنوان کنفرانسی در فضای بی نظمی یاد کردند. اهمیت کنفراس امسال نسبت به سال های گذشته در چه بود؟

کنفرانس امنیتی مونیخ امسال چهار محور مشخص داشت: روسیه و اوکراین، پرونده هسته ای ایران، داعش به طور خاص و مبارزه با تروریسم به طور عام.

وجه تمایز این کنفرانس نسبت به سال های قبل که بتواند به دنبال نقشه راهی برای نظم دهی به منطقه بحران زده خاورمیانه باشد، چه بود؟

آنچه در کنفراس روی داد، چندان مهم نیست، زیرا موضوعات با هم متفاوت بود. از این رو نمی توانستند دیپلماسی یا استراتژی واحدی را برای کل کنفرانس لحاظ کنند. تنوع، حجم و اهمیت موضوعات امسال با سال های قبل تفاوت داشت. پرونده هسته ای ایران در سال گذشته به حساسیت امروز و مرحله تهیه نقشه راه نرسیده و در مراحل راست آزمایی و اعتمادسازی بود. اما اکنون به مرحله ای رسیده ایم که پرونده هسته ای ایران از اهمیت بیشتری برخوردار است. غربی ها ناچار به این نتیجه رسیدند که بدون حل پرونده هسته ای ایران، مبارزه با داعش و حتی تروریسم مشکل خواهد بود. در واقع حل پرونده هسته ای ایران باب ورود به منطقه خاورمیانه است. در حال حاضر هم تغییراتی در گفتار آنها به وجود آمده که در نهایت تغییر روش را نیز به دنبال خواهد داشت.

آنچه در کنفرانس امسال مورد توجه قرار گرفت، دیدار وزرای خارجه ایران و آمریکا بود که به نوعی اجلاس را تحت الشعاع خود قرار داد. چرا اجلاس مونیخ محلی برای ملاقات های حاشیه ای پر رنگ تر از متن شده است؟

اعتقاد آمریکایی ها بر این است که پرونده هسته ای ایران از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است، این اهمیت در حد بازی با پرستیژ آمریکا به خصوص اوباماست زیرا اگر اوباما بتواند مساله هسته ای را حل کند می تواند آبروی جدیدی برای حزب دموکرات بخرد. با توجه به شکست دموکرات ها در انتخابات میان دوره ای کنگره، حل پرونده هسته ای احیا کننده این حزب برای فعالیت در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده خواهد بود. در حال حاضر حل مساله هسته ای ایران گرفتار مشکلات داخلی آمریکاست. به عبارتی پرونده هسته ای ایران مشکلی را در آمریکا به وجود آورده که این به نفع ماست، زیرا ایران بیان می کند که آمادگی کامل برای حل پرونده هسته ای را داریم و گزارش های آژانس بین المللی انرژی اتمی نیز حاکی از همکاری های ایران است. بنابراین اگر تا الان پرونده هسته ای حل نشده، به دلیل مشکلات و ناسازگاری میان کنگره و کاخ سفید و ضلع سوم آن یعنی اسرائیل و لابی های صهیونیستی است.

منظور از «فروپاشی نظم، نگهبانان ناراضی» که در کنفرانس مونیخ مطرح شد، چه بود؟

منظور حرکت به سمت بی نظمی غیرقابل کنترل در نظام جهانی است. بازیگران اصلی یعنی اروپای غربی و آمریکا نیز با همه بی نظمی ها حداقل توانسته اند به شکلی کنار بیایند، اما اکنون متوجه شده اند مقابله با تروریسم تنها توسط یک کشور مانند آمریکا و برخی کشورهای اروپایی ممکن نیست. آنها به این نتیجه رسیدند که این بی نظمی نتیجه ناموفق بودن بازیگران قدیمی است که نتوانستند نظم را برقرار کنند. از این رو برای برقراری نظم به کشورهای دیگر از جمله ایران نیاز دارند. جهت استفاده از کمک ایران نیز باید ابتدا مساله هسته ای حل شود.

آیا اجلاس مونیخ شاهد تغییراتی در تدوین استراتژی های خود خواهد بود؟

تاکنون کنفرانس مونیخ با چنین حجمی از مشکلات و پیچیدگی مواجه نشده بود. از این رو آمادگی مواجهه با این مسایل را نداشت. به همین دلیل باید تغییراتی هم از لحاظ ساختاری و هم مبانی نظری صورت گیرد. یکی از اقدامات می تواند این باشد که اتحادیه اروپا سران کشورهای اسلامی را برای حل مشکلات گردهم آورد تا برای مبارزه با داعش، همفکری کنند.

آیا کنفرانس مونیخ از ظرفیت کافی برای بررسی مسایل برخوردار است که بتواند به تدوین گزارش هایی راهبردی بیانجامد؟

کنفرانس مونیخ قدرت اجرایی نداشته و تنها قدرت ابلاغی و اقناعی دارد. رهبران غربی هم به دنبال این هستند که استراتژی های کنفرانس بعدی را تغییر دهند تا بتوانند به بخشی از بی نظمی های جهان سر و سامان دهند.

دولت یازدهم دوبار فرصت شرکت در اجلاس مونیخ را داشت. ارزیابی شما از دو سال حضور ایران در این کنفرانس چیست و آیا توانسته به خوبی بهره برداری مناسب از این حضور را داشته باشد؟

به نظرم ایران نتوانسته آنگونه که باید و شاید از کنفرانس مونیخ بهره برداری مناسب را داشته باشد. ایران می توانست در مورد دیگر مسایل از جمله تروریسم، اظهار نظر کند. اما تنها به دیدارهای دیپلماتیک آن هم پشت درهای بسته اکتفا کرد.

انتشار اولیه: چهارشنبه 22 بهمن 1393 / انتشار مجدد: سه شنبه 28 بهمن 1393

کلید واژه ها: کنفرانس امنیتی مونیخپرونده هسته ای ایرانعلی بیگدلی


نظر شما :