آشتی ملی اشرف غنی موفق می‌شود؟

نقش زنان در نقشه صلح افغانستان

۲۱ تیر ۱۳۹۴ | ۲۳:۳۰ کد : ۱۹۴۹۷۹۷ اخبار اصلی آسیا و آفریقا
رئیس‌جمهور افغانستان روح تازه‌ای به مذاکرات صلح دمیده است. اما آیا اشرف غنی موفق به کسب حمایت مردمی برای توافق با طالبان خواهد شد؟
نقش زنان در نقشه صلح افغانستان

دیپلماسی ایرانی: طی پنج سال گذشته، دولت افغانستان تلاش های بی ثمری برای رسیدن به صلح با گروه طالبان انجام داده است. اما ماجرای ده ماه اخیر اندکی متفاوت است و در این مدت گفتگوهای صلح از رکود درآمده است. مذاکره کنندگان در سکوت و گاهی در خفا با رهبران طالبان در کشورهایی مانند قطر، نروژ و چین دیدار کرده اند. آخرین این دیدارها در هفتم ژوئیه امسال در اسلام آباد بوده است. گزارش ها حاکی است که این گفتگوها «گرم» و «مثبت» بوده است.

این گفتگوها هنوز به نتیجه آشکاری منتهی نشده است، اما نشان می دهد که دولت وحدت ملی افغانستان توجه ویژه ای به حل این مسئله دارد. به نظر می رسد که اشرف غنی در حال رسیدن به توافقی سیاسی برای پایان درگیری با طالبان است، هر چند آرام، و کاری را به سرانجام می رساند که رئیس جمهور سابق حامد کرزی از انجام آن ناتوان بود. با این حال، رسیدن به صلح و پایان بخشیدن به خصومت 13 ساله میان دولت تحت حمایت آمریکا و طالبان تنها وقتی محقق خواهد شد که مردم افغانستان نیز از آن حمایت کنند و احساس کنند که حقی در فرایند صلح دارند. اگر اشرف غنی می خواهد چنین هدفی به دست بیاید، باید مشکلات بر سر راه فرایند صلح و نهاد مسئول پیگیری گفتگوها، یعنی «شورای عالی صلح» را برطرف کند.

از ژوئن سال 2012، برنامه صلح و ادغام مجدد افغانستان (Afghanistan Peace and Reintegration Program) نقشه راه را برای آشتی ملی مشخص کرده است. این طرح که توسط کرزی کلید زده شد، 1600 هیات نمایندگی از سراسر کشور را در بر می گیرد و تلاش دارد که زمینه ای برای کنار گذاشتن اسلحه از سوی نیروهای طالبان و بازگشت آنها به جامعه را فراهم سازد. نهاد اجرایی اصلی این برنامه، یعنی شورای عالی صلح، از زمان تأسیسش حوزه اختیارات مشخصی نداشته است. معلوم نیست که این نهاد واسطه میان دولت و طالبان است، یا خود طرف مذاکره با این گروه شورشی است.

در پنج سال گذشته، اعضای این شورا متناوباً هر دو نقش را بر عهده گرفته اند. به همین دلیل است که شرط بی طرفی که شرط لازم برای ایفای نقش میانجیگر است، توسط این گروه به سختی برآورده می شود. نکته دیگر آن است که آسیب دیدگان اصلی جنگ از فرایند مذاکره و صلح برکنار مانده اند. این که بازیگران صرفاً سیاسی -که بسیاری از آنها متهم به فساد یا جنایت جنگی هستند- در خفا با یکدیگر مذاکره کنند جواب نمی دهد. اگر اشرف غنی می خواهد برای دور بعدی گفتگوهای صلح نقشه مشخصی داشته باشد باید به این دو نکته توجه کند؛ یعنی هم نقش شورای صلح را مشخص سازد و هم گروه های ذی نفع و برکنارمانده را وارد مذاکرات کند؛ گروه هایی از قبیل سازمان های مردم نهاد، مدافعان حقوق بشر، دانشگاهیان، زنان و رهبران سنتی.

میانجیگران فعلی معمولاً این سفسطه را به کار می برند که حضور زنان و جامعه مدنی در مذاکرات صلح، گفتگوها را پیچیده و پردردسر می کند. اما در حقیقت زنان و رهبران جامعه مدنی هستند که سالهاست، حتی پیش از ظهور طالبان، برای صلح تلاش کرده اند و وظیفه طاقت فرسای حفظ انسجام جامعه افغان را بر عهده داشته اند. آنها ستون صلح افغانستان هستند. شورای عالی صلح در لفظ تلاش کرده است که زنان و جامعه مدنی را وارد فرایند مذاکرات صلح بکند. حتی در ماه مه سال 2013، تفاهنامه ای با 60 سازمان مردم نهاد افغانستان امضا شد تا راه را برای مشارکت آنها در گفتگوها باز کند، اما مشاوره با این گروه ها دلبخواهی و هر از چند گاه بوده است و معمولاً تنها برای ادغام مجدد طالبان در سطح استان، یا حل معضلات سطح پایین صورت گرفته است.

اکنون زمان آن است که افغان ها از پایین ترین سطوح به بالا در گفتگوهای ملی برای صلح با طالبان مشارکت داده شوند و از آنها پرسیده شود که چه آینده ای برای کشور خود می خواهند. این کار باعث تسریع و تسهیل فرایند ادغام مجدد در سطح استانی و در نهایت سطح ملی خواهد شد. زنان نیز باید در این پروسه دخیل شوند. در حال حاضر، تنها 9 عضو از 70 عضو فعلی شورای صلح زن هستند. در کمیته های استانی صلح نیز کمتر زنی یافت می شد تا اینکه برهان الدین ربانی، رئیس فقید شورای عالی صلح، دستوری مبنی بر حضور حداقل سه زن در هر یک از کمیته های 25 تا 40 نفره را صادر کرد. زنان عضو این شوراها به صورت مستقیم با فرماندهان شورشی مذاکره کرده اند، برای آزاد شدن گروگان ها رایزنی کرده اند و با فعالیت های آگاهی بخش مختلف سعی کرده اند صلح را در استان های خود نهادینه سازند. با این حال، آنها هنوز هم از فرایند تصمیم سازی در کمیته ها کنار گذاشته می شوند و معمولاً سهمی از منابع مالی تخصیص داده شده به فرایند صلح و ادغام مجدد به آنها تعلق نمی گیرد.

عجیب است که در مذاکرات صلح، نه فقط در افغانستان، بلکه در سرتاسر جهان، گروه هایی که در زمان جنگ راه صلح را پیشه کرده بودند کنار گذاشته می شوند، و در مقابل، به منافع افرادی که خشونت را پیشه کرده اند تا کشوری را ویران کنند، اولویت داده می شود. بهترین توصیف این وضعیت را زنی افغان از قندهار به من گفت: «اگر مشکل از ریشه ها باشد، درخت رشد نخواهد کرد. درخت ما بیمار است. ما باید ریشه هایی مثل فساد را بیرون بکشیم و زنان را وارد فرایند صلح کنیم. آن وقت شاخه ها هم برگ و هم میوه خواهند داشت.»

منبع: فارن پالیسی/ مترجم: علی عطاران

کلید واژه ها: افغانستاناشرف غنی


نظر شما :