همکاری نابرابر رفقای روس با ایران

۱۰ شهریور ۱۳۹۵ | ۲۰:۲۷ کد : ۱۹۶۲۷۵۸ اروپا خاورمیانه یادداشت
ایران نه تنها در سیاست خارجی روسیه دارای اولویت نیست بلکه از دید نخبگان روسی نیز مرتبه بالایی ندارد.
همکاری نابرابر رفقای روس با ایران

نویسنده: احسان تقوایی، روزنامه نگار و کارشناس مسائل روسیه

استفاده روسیه از پایگاه هوایی نوژه در همدان بار دیگر پرسش ها درباره روابط ایران و روسیه را به میان آورد، روابطی که بر خلاف نظر برخی از مقامات و مسئولین جمهوری اسلامی ایران، نه تنها هیچ گاه راهبردی و استراتژیک نبوده بلکه به این سمت نیز حرکت نکرده است. منتشر شدن خبر استفاده روس ها از پایگاه نوژه برای حمله به مخالفین اسد هرچند ابتدا با سکوت و البته پس از آن  دیدگاه هایی مبتنی بر همکاری های راهبردی ایران و روسیه در سوریه به میان آمد اما پس از آن از «بی معرفتی روس ها» سخن به میان آمد و همین امر نیز باعث شد تا روس ها «ظاهرا» نوژه را ترک کنند. نکته مهم درباره روابط ایران و روسیه این است که از یک طرف مسکو هیچ وقت ایران را در اولویت های سیاست خارجی خود قرار نداده و هیچ گاه از موضعی برابر با ایران گفتگو و مذاکره نکرده است. یکی از تنش های همیشگی لفظی بین مسکو و واشنگتن در این است که روس ها معتقدند آمریکا باید در موضعی برابر با روسیه مذاکره کند، این در حالی است که آمریکایی ها با رد این موضوع روسها را در نهایت قدرتی منطقه ای تصورمی کنند. به نظر می رسد چنین مناسباتی نیز بین ایران و روسیه حاکم باشد، بدین معنا که روس ها از مقام و مرتبه بالاتری به ایران نگاه می کنند.

تاریخ ایرانی هرچه از روس و روس ها در ذهن دارد ظلم، خیانت، جنگ و درگیری و پشت کردن به منافع ایران بوده و در این میان فرقی بین تزارها، کمونیست ها و فدراسیون روسیه کنونی نبوده است. بهترین و واقعی ترین نظر درباره روسیه این گزاره تکراری است که روس ها از ایران به عنوان کارتی برای تنظیم روابط خود با مجموعه غرب و به خصوص ایالات متحده استفاده کرده است. حتی روس ها در مقطع مذاکرات هسته ای که سرانجام به توافق برجام رسید نیز آن چنان که انتظار می رفت با این همگرایی بین المللی هم راستا نشدند. در همان مقطع این خط خبری در رسانه های روسی تبلیغ می شد که نزدیک شدن احتمالی ایران به غرب بعد از عملی شدن برجام، منافع مسکو را با تهدید مواجه می کند. با وجود این که ایران و روسیه در دوران دولت حسن روحانی دست کم در سیاست های اعلامی از دوران جدید مناسبات تهران و مسکو خبر می دادند اما کمتر ناظر واقع بینی هست که این تغییرات را واقعی قلمداد کند.

واقع امر این است که روابط ایران و روسیه در دوران جدید (از زمان روی کار آمدن دولت روحانی) اگر هم پیشرفت کرده به سود و منافع کرملین بوده و تهران از این موضوع بهره ای نبرده است. ایران حتی در مقطع اوج تنش بین روسیه و ترکیه بر سر سرنگون کردن سوخوی روسی توسط ترک ها نیز نتوانست امتیازاتی را صاحب شود. حملات هوایی روسیه به مخالفین بشار اسد در سوریه گزاره ای بود که از سوی برخی از ایرانیان تائیدی بر روابط راهبردی مسکو و تهران در دمشق حکایت می کند، اما کیست که نداند روس ها از این حملات کوچکترین همسویی با ایران را در نظر ندارند بلکه آن چه برای آنها اهمیت دارد سرکوب کردن اسلام گرایان قفقازی است که در صفوف داعش هستند و همچنین حفط پایگاه نطامی با اهمیت خود در طرطوس. همچنین باید گفت که روس ها در مذاکرات خود با آمریکایی ها بر سر تلاش جهت پایان دادن به بحران سوریه هیچ گاه به منافع ایران توجه نکرده و نمی کنند و آن چه برای آنها تعیین کننده است منافع کلان و بلندمدت خود در قالب قدرت های بزرگ است.

البته باید این نکته را نیز مورد توجه قرار داد که ایران نه تنها در سیاست خارجی روسیه دارای اولویت نیست بلکه از دید نخبگان روسی نیز مرتبه بالایی ندارد. با وجود این که در مقاطعی نخبگان روسی خواستار بهبود روابط با ایران به عنوان یکی از کشورهای محوری منطقه شده اند، اما این گرایش ها اکنون به حاشیه رفته است. امروزه نخبگان روسی از ایران به عنوان یک اهرم فشار در معامله با غرب، به ویژه ایالات متحده و بازاری برای تسلیحات و دیگر کالاها و خدمات روسی استفاده می کنند. سوریه در شرایطی به اولویت اصلی ایران در بحث منطقه ای تبدیل شده که تمامیت ارضی این کشور از دید برخی از نخبگان روسی ترک برداشته است. اگر چه منافع ایران و روسیه در سوریه در کوتاه مدت یکسان است ولی در آینده اختلاف طرفین نمایان می شود. به عبارت دیگر، ایران و روسیه در جهت سوریه خط مشی راهبردی واحدی دارند ولی فعلاً نتوانسته اند بر اختلاف در مورد تاکتیک نیل به اهداف مختلف غلبه کنند.

از دید نخبگان روسی، بسیاری از مسائل به این منتهی می شود که ایران نمی تواند سوریه را بدون اسد تصور کند اما کرملین فضای مانور در صحنه سیاسی سوریه را حفظ می کند. اختلاف نظر دیگر تهران و مسکو در این رابطه به مساله کردها ارتباط پیدا می کند. ایران علاوه بر این می تواند در مورد برخی دیگر از امور چون فعالیت کردهای سوریه در شمال نظر خود را داشته باشد.

در حالی که ایران به شدت مخالف ادعاهای کردها برای خودگردانی در سوریه است، روس ها نسبت به خبر اعلام تشکیل «فدراسیون شمال سوریه» واکنش های مثبتی را ابراز کرده اند. بدون شک یکسان بودن مواضع روسیه و اسرائیل در مورد کردهای سوریه موضوع نگران کننده ای برای تهران دارد زیرا سیاست اسرائیل در برگه کردها در خاورمیانه همچنین متوجه تحریک احوال جدایی طلب بین کردهای ایرانی است. روابط تنش آلود ایران با کشورهای عربی حوزه خلیج فارس همواره یکی از منابع نگرانی روس ها بوده است، چرا که روس ها به شدت از درگیر شدن در تنش های مذهبی بین شیعه و سنی در منطقه هراس دارند.

البته روابط ایران و روسیه فقط جنبه منفی نداشته، بدین معنی که ایران عمده تسلیحات و جنگ افزارهای خود را پس از انقلاب اسلامی از روسیه دریافت کرده، در شرایطی که غرب از دادن حتی یک گلوله به ایران دریغ کرده است. با این حال روس ها تحویل دادن تسلیحات به طرف ایرانی را به شدت به درازا می کشند و از این راستا امتیارات فراوانی را طلب می کنند. نخبگان روس معتقدند رفع مجازات های ایران باعث پیشرفت محسوس در روابط جمهوری اسلامی با غرب یا روسیه نشده و در این شرایط نیز ایران شریک نیرومند دیگری چون روسیه در محیط های منطقه ای و بین المللی ندارد و مجبور است تا نسبت به مسکو دید مثبتی داشته باشند. این نکته از بدیهی ترین مسائل است که ایران باید روابط با روسیه را در اولویت سیاست خارجی خود قرار دهد، چرا که همسایگی با این کشور، اشتراک نظر بر سر برخی از مسائل بین المللی بین تهران و مسکو و استفاده از کارت این کشور در شورای امنیت بعضا شاید بتواند به منافع ایران کمک (هرچند دست کم تاکنون کمک عمده ای نکرده است) کند. این که با وجود این شرایط ایران چگونه باید روابط با روسیه را در سیاست خارجی خود تنظیم کند، موضوعی است که باید در مقاله دیگری مورد بررسی قرار گیرد.

کلید واژه ها: نخبگان روسیروس ها ازروابط ایران و روسیهمنافع ایران


نظر شما :