بهمنی: مدیریت تحریم کار من است

۲۰ آذر ۱۳۹۶ | ۱۹:۵۲ کد : ۱۹۷۳۷۰۰ سرخط اخبار

رییس سابق بانک مرکزی با دفاع تمام قد از عملکرد هفت ساله اش در دولت احمدی نژاد، درباره ادعای رضا ضراب مبنی بر برگزاری جلسه مشترک گفت که اصلا چنین جلسه ای برگزار نشده است؛ به فرض برگزاری هم کار من برگزاری جلسه است.

محمود بهمنی همچنین در خصوص برداشت ۳۰ هزار میلیارد تومان از حساب بانک ها نیز گفت که این کار با مجوز شورای امنیت بود واگر یک تشکر می کردند شاید دنبال برگرداندن ۲۰۰۰  میلیارد باقی مانده می رفت.

نماینده ساوجبلاغ نسبت به حواشی انتخاب پسرش به عنوان شهردار هشتگرد گفت: اشتباه پسرم فرستادن رزومه بود، انگار که فرزندان ما چاره ای ندارند جز اینکه سرشان را زمین بگذارند!

بهمنی عضو کمیسیون اقتصادی مجلس در گفت وگوی تفصیلی با ایسنا به ارائه توضیحاتی درباره ادعای رضا ضراب در خصوص دیدارش با او، موضوع پرونده بابک زنجانی، چگونگی دور زدن تحریم ها، حواشی پیرامون انتخاب پسرش به عنوان شهردار چیتگر و وضعیت موسسات اعتباری پرداخت.

محمود بهمنی در گفت وگوی تفصیلی با ایسنا به ارائه توضیحاتی درباره ادعای رضا ضراب در خصوص دیدارش با او، موضوع پرونده بابک زنجانی، چگونگی دور زدن تحریم ها، حواشی پیرامون انتخاب پسرش به عنوان شهردار چیتگر و وضعیت موسسات اعتباری پرداخت که متن آن را زیر می خوانید:

اصلا رضا ضراب را ندیدم

پرسش: اخیرا رضا ضراب در جریان رسیدگی به پرونده اش به دادستان آمریکا ادعا کرده که برای دور زدن تحریم ها با شما ملاقاتی داشته است، آیا شما این ادعا را قبول دارید؟

پاسخ: قبل از هر توضیحی لازم است بگویم که در زمان ریاست هفت ساله بنده در بانک مرکزی توانستم بدترین تحریم ها را مدیریت کنم چون مدیریت بحران و تحریم کار من است حالا یکسری آدم پیدا شده اند که می گویند چرا مدیریت کردی، انگار آنها نمی دانند که این تاکید مقام معظم رهبری بوده است.

در مورد سوال شما این توضیح را فقط می دهم که من اصلا رضا ضراب را ندیدم.

پرسش:  این صحبت های شما در حالی است که ضراب می گوید با شما و احمدی نژاد به صورت مستقیم یا غیرمستقیم ارتباط داشته است، در این باره چه توضیحی دارید؟

پاسخ: چنین چیزی صحت ندارد. تاکید می کنم با ایشان نه جلسه و نه هیچ ارتباطی داشتم. فکر نکنم آقای احمدی نژاد نیز ملاقاتی داشته است.

آقای ضراب تنها این ادعا را کرده که با افرادی برای دور زدن تحریم ها جلسه داشته است، نگفته که این جلسه درباره مسائل مالی یا خصوصی بوده است. این موضوع نیز لازم به توضیح است که بنده توانستم تحریم ها را به بهترین شکل در طول تاریخ کشور آن هم در شرایطی که گزینه نظامی روی میز بود مدیریت کنم.

با مدیریت تحریم مردم هیچ صدمه ای ندیدند

پرسش: تحریم های به وجود آمده نتیجه سیاست خارجی دولت احمدی نژاد بود که باعث وضعیت اقتصادی کشور شد، آیا شما از این سیاست ها حمایت می کنید؟

پاسخ: وقتی کشور در شرایط تحریم قرار دارد فروش نفت نیز محدود شده و نمی توانیم پول را وارد کشور کنیم. قطعا در چنین شرایطی نباید انتظار داشت که همه چیز گل و بلبل باشد. وظیفه ما به عنوان بانک مرکزی این بود که سیاست های تبیین شده از سوی مدیران ارشد را اجرایی کنیم. این وظیفه ماست، ما کار سیاسی نمی کنیم. من باز هم تاکید می کنم که به بهترین وجه توانستم تحریم ها را مدیریت کنم به گونه ای که مردم حتی متوجه تغییر وضعیت و چنین شرایطی نشدند.

پرسش:  شما در صحبت های خود می گویید که مردم متوجه تغییر وضعیت و تحریم ها نشدند آن هم در شرایطی که مردم با تمام وجود اثرات تحریم را حس کردند، نمونه بارز آن تبدیل شدن قیمت پراید شش میلیونی به ۲۰ میلیون تومان است؟

پاسخ: ما نگذاشتیم مردم صدمه ببینند به طوری که در پایان سال ۹۱ بالاترین نرخ تورم ۳۰.۹ بود که آمار آن در بانک مرکزیم وجود است البته هر کسی می تواند ارقام دیگری را برای خودش مطرح و ادعا کند.

این موضوع نیز قابل توضیح است که برای نرخ تورم میانگین شاخص قیمت ها در پایان سال در نظر گرفته می شود. طبیعتا اگر برای تعیین نرخ تورم میانه سال مدنظر باشد رقم بالاتری به دست می آید. هیچ وقت برای تورم میانه سال را حساب نمی کنند.

با تمامی دولت ها قبل از روحانی کار کرده ام
در زمان مطرح بودن گزینه نظامی کشور را اداره کردیم

پرسش: با فرض درست دانستن صحبت های شما چطور می گویند که بالاترین نرخ تورم در زمان آقای هاشمی بوده است؟

آن زمان یعنی در سال ۷۲ نرخ تورم ۴۹.۴ درصد بوده که من در آن دوره نیز در بانک مرکزی کار می کردم. بنده چون کار سیاسی نمی کنم در تمام دولت ها در بانک مرکزی بودم و اگر این دولت هم می خواست می توانستیم برایش کار کنیم. کار ما فنی است و به همین دلیل از موضوعات مختلف اطلاع داریم.

آن آقایی که می گوید پایان سال ۹۱ تورم بالای ۴۰ درصد بوده حرف سیاسی گفته است. سوابق در بانک مرکزی موجود است به طوری که ما دولت را با تورم ۳۰.۹ درصد و نقدینگی ۴۳۵ هزار میلیارد تومان تحویل دادیم که اکنون نقدینگی به ۱۴۳۵ هزار میلیارد تومان رسیده است. ما توانستیم با تمامی مشکلات کشور را اداره کنیم.

پرسش:  آیا قبول ندارید نتیجه مدیریت شما به وجود آمدن امثال بابک زنجانی بود؟

پاسخ: آقای زنجانی با ما کاری نداشت. طرف حساب او وزارت نفت بود. طبیعتا باید نفت را کسی می خرید که آقای زنجانی برای ما می فروخت.

پرسش:  این صحبت های شما بدان معناست که بانک مرکزی بابک زنجانی را تایید نکرده بود؟

پاسخ: بنده نامه ای دارم که در آن سه وزیر زیر آن را امضا کردند تا به آقای زنجانی ارز پرداخت شود که من در آن نامه نوشتم ما ارزی نداریم و اگر می خواهید ارز بدهید از ارز وزارت نفت بدهید؛ این مصوبه اصلا اجرا نشد و جلوی آن را گرفتیم. این مصوبه مربوط به ستاد تدابیر ویژه بود که در آن نوشته شده بود که باید بانک مرکزی درخواست شرکت نیکو در هالک بانک ترکیه را به حساب فلان بانک وایز نماید. من با خط خودم در این نامه آن هم در داخل پرانتز نوشتم اگر می خواهید چنین مبلغی را بدهید از محل ارز وزارت نفت باشد،، نامه ای که با امضای آقایان حسینی، غضنفری و قاسمی، وزرای وقت اقتصاد، صنعت و نفت به تاریخ تیرماه سال ۹۱ رسیده است. بنده با چنین توضیحاتی جلوی این دستور را گرفتم. البته این نامه باید قبل از تبدیل شدن به مصوبه ۱۱ امضا را می گرفت و به تصویب شورای امنیت می رسید و سپس ستاد تدابیر ویژه طبق آن عمل می کرد. بنده درباره همین نامه هم به عنوان مطلع در دادگاه توضیحاتم را دادم.

مدیریت تحریم افتخار من است
تنها ادعای ضراب آنجاست که ما با او جلسه گذاشتیم

پرسش:  علیرغم تمامی توضیحات شما درباره رضا ضراب، او مدعی شده است که فایل صوتی از ملاقاتش با شما داشته که در این ملاقات پدرش نیز همراهش بوده است.

پاسخ: اصلا با رضا ضراب جلسه ای نداشتم. با فرض برگزاری چنین جلسه ای کار من جلسه است. رییس کل بانک مرکزی در تمام دنیا می تواند با همه جلسه بگذارد اما مهم آن است که چه تصمیمی گرفته می شود. تنها ادعای ضراب آنجاست که ما با او جلسه گذاشتیم تا تحریم ها را دور بزنیم. من تحریم را دور نزدم بلکه آن را مدیریت کردم، مدیریت تحریم افتخار من است.

پرسش:  بر اساس توضیحات قبلی شما، پدیده بابک زنجانی چطور به وجود آمد؟

پاسخ: پدیده بابک زنجانی ارتباطی به ما ندارد. ما فقط تحریم را مدیریت می کردیم تا کشور را در شرایط خاص سر پا نگه داریم. نفت می فروختیم و تلاش می کردیم نقل و انتقال پول انجام شود. ما باید کشور را حفظ می کردیم مثلا حجاج می خواستند حج بروند و برای آن پول نقد احتیاج بود که در آن دوره پول دادن خارجی ها به ما ممنوع بود.

پرسش:  این توضیحات باز هم در شرایطی است که در دولت آقای احمدی نژاد شاهد افزایش نرخ دلار بودیم؟

پاسخ: ما در شرایطی بودیم که از فروش دو میلیون و ۵۵۰ هزار بشکه نفت به فروش ۷۰۰ هزار بشکه رسیدیم، این یعنی درآمدها یک سوم شد. آیا می خواستید در آن شرایط دلار به ۵۰۰ تومان برسد؟ البته همان موقع می گفتند که ارزش دلار ۳۰۰ تومان است.

پرسش: آیا شما به عنوان رییس بانک مرکزی نمی توانستید به آقای احمدی نژاد و مجموعه تیم اقتصادی دولت و حتی دستگاه دیپلماسی عواقب اتخاذ چنین سیاست ها و تشدید تحریم ها را گوشزد کنید؟

پاسخ: مهم آن است که همه بدانیم نباید مسائل سیاسی را با مسائل اقتصادی قاطی کرد. قطعا اگر همین الان هم تحریم شروع شود هیچ ارتباطی به کار بانک مرکزی ندارد. همین الان هم ما می گوییم که آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند، آیا باید به این رویکرد انتقاد کرد؟ من به عنوان رییس بانک مرکزی باید می دیدم که نظام چه تصمیمی می گیرد و بر اساس تصمیم نظام شرایط را مدیریت می کردم.

نظام وقتی تصمیمی می گیرد ما نمی توانیم بگوییم که باید با فلان کشور سازش کرده و یا با فلان کشور رفتار دیگری داشته باشیم. مصلحت ها دیده می شود و ارکان ها باید خود را با آن مطابقت دهد. اگر بر این اساس حرکت شود آنگاه روند درستی پیش می رود اما حرکت بر خلاف چنین شیوه ای باعث می شود که ارکان ها همدیگر را خنثی کنند مثل اینکه نرخ سود سپرده ها را پایین بیاورند و به نرخ دلار دست نمی زنند، شرایط آن می شود که کلی از پول به بازار سرمایه رفته، سهام و قیمت طلا، دلار و سکه نیز افزایش می یابد.

وقتی یک مجموعه و ماشین با هم حرکت می کنند نمی شود که سه چرخ به یک سمت رفته و یک چرخ برای خود سمت دیگری را طی کند.

وقتی شورای امنیت ملی و نظام تصمیمی می گیرد که باید ما فلان راه را برویم بانک مرکزی نمی تواند برای خودش راه دیگری را طی کند. طبیعتا ما در این شرایط فکر می کردیم که بهترین کار متناسب با تصمیمات نظام چیست. وقتی می گفتند گزینه نظامی روی میز است باید فکر می کردیم که چطور قرار است گندم و داروی چند سال بعد مردم را تامین می کردیم.

پیش بینی کرده بودیم که اگر وارد جنگ شدیم بتوانیم هفت هشت سال مردم را اداره کنیم

پرسش:  شما در حالی این توضیحات را می دهید که آقای روحانی چندین بار گفته است که در زمان تحویل دولت حتی ذخیره گندم به اندازه یک هفته نیز نبود؟

پاسخ: بنده در همان زمان که می گفتند دولت ورشکسته شده بود این توضیح را دادم که چندصد تن طلا در خزانه و بالای ۱۰۶ میلیارد دلار پول داشتیم، این حرف را که می زنند دیگر چه معنایی دارد.

ما پیش بینی کرده بودیم که اگر وارد جنگ شدیم بتوانیم هفت هشت سال مردم را اداره کنیم.

پرسش:  این صحبت ها یعنی شما پیش بینی شرایط جنگ را هم داشتید؟

پاسخ: بله داشتیم پس فکر می کنید برای چی چندصد تن طلا را در خزانه گذاشتیم؟ حال اینکه چطور توانستیم آن را وارد کشور کنیم بماند. بنده نام این کار را مدیریت بحران و تحریم می گذارم. ممکن است کسی به آن نام دور زدن تحریم ها را بگذارد که من کاری به این لفاظی ها ندارم.

پرسش:  نظام تا کجا پیش بینی می کرد که ممکن است کشور وارد جنگ شود؟

پاسخ: در پاسخ به این سوال باید به اقتصاد مقاومتی رجوع کرد تا اگر تنگناهای اقتصادی پیش آمد و وقتی خواستند ما را اذیت کنند بتوانیم حداقل ارز پنج سال بعد را داشته باشیم تا دارو، گندم و سایر مواد ضروری را وارد کنیم نه اینکه امروز همه را خرج کرده و بعد از آن بگوییم خدا بزرگ است. باید شرایط را مدیریت کرد.

آمریکا و اروپا در زمان رکود اقتصادی خود از ما طرح خواستند

پرسش:  با وجود تمامی توضیحات شما در مورد عدم دیدار با رضا ضراب باز هم این سوال پیش می آید که چرا مشخصا رضا ضراب از دیدار با شما حرف می زند؟

پاسخ: ضراب در توضیحاتش گفته که برای دور زدن تحریم ایران با رییس جمهور ترکیه یا مثلا با ایران هماهنگ بوده یا حتی مدعی شده که با من جلسه داشته است. من می گویم که با رضا ضراب جلسه ای نداشتم. تنها این توضیح را می دهم که جز رییس بانک مرکزی چه کسی می تواند ورود و خروج ارز را کنترل کند و جلسه برگزار نماید؟ طبیعتا کس دیگری نیست چون رییس بانک مرکزی خزانه دار کل کشور است.

من مدعی مدیریت تحریم و بحران کشور هستم که برای همان هم آمریکا و اروپا در زمانی که به رکود اقتصادی برخورد کردند از ما دعوت نموده تا به آنجا رفته و به آنها طرح دهیم. این کار در سال ۲۰۰۸ انجام شد و با طرح ما این کشورها از رکود خارج شدند.

بنده ۴۷ سال سابقه بانکی و اقتصادی داشتم که به دعوت بانک جهانی و بانک فدرال رزرو آمریکا به این کشور رفته و جلساتی را برگزار کردیم و به آنها گفتیم که چطور از رکود و بحران خارج شویم.

هم اکنون نیز در ایران نخبگانی حضور دارند که می توانند مشکلات را به راحتی حل کنند. باور کنید که در کشور ما مشکل بر سر مسائل مالی و ذخیره نفت و گاز نیست، مشکل ما مدیریت و بحران مدیریت است، چرا باید جوانان فارغ التحصیل با داشتن مدرک دکترا در خیابان ها بدون کار بچرخند و کسانی سر کار باشند که معلوم نیست تخصص شان چیست؟ باید این روند را اصلاح کنیم.

پرسش:  آیا منظور شما از چنین صحبت هایی اتفاقات پیش آمده برای پسرتان درباره شهرداری هشتگرد است؟

پاسخ: سوال خیلی خوبی مطرح کردید. پسر بنده با ۳۴ سال سن دارای مدرک دکترای عمران، گرایش سازه و شهرسازی از دانشگاه تهران با معدل ۱۸ و آشنا به دو زبان آلمانی و انگلیسی است. او در کنفرانس های خارجی حاضر شده و با داشتن یک اختراع از نخبگان محسوب می شود. اکنون نیز در حال تدریس در برخی از دانشگاه ها است انگار تنها اشتباه او فرستادن رزومه به روستایی در هشتگرد بوده که او را انتخاب کردند. سوال این است که آیا این به معنای ژن خوب است؟ قطعا اگر او با چنین ویژگی هایی پسر من نبود به راحتی قبول می شد. انگار چون او پسر من است باید حتما یک کاری می کردند تا نگذارند مشغول به کار شود.

پسر من زمانی می خواست در دانشگاه استنفورد آمریکا درس بدهد که نگذاشتند حالا می گویند که برو و درس بده، انگار فهمیده اند که او چه ویژگی هایی دارد، پسر من می تواند درس بدهد اما ما چون ایرانی هستیم نمی گذاریم بچه هایمان آمریکا بروند چون پیش خودمان تعهداتی داریم.

به هر حال کسی که می تواند در دانشگاه آمریکا درس بدهد به او می گویند که کدخدا نشده تا یک دیپلمه کدخدا شود حالا یک نفر و آقایی از فرقه ظاله پیدا می شود و در دیوان عدالت اداری نامه ای می دهد و در چاه سنگی می اندازد که صد نفر عاقل نمی توانند آن را در بیاورند.

پرسش:  منظور شما از فرقه ظاله چه کسانی هستند؟

پاسخ: حالا از این موضوع بگذریم!

پرسش: پسر شما در کدام یک از دانشگاه های ایران تدریس می کند؟

پاسخ: پسر بنده در دانشگاه آزاد تدریس می کند و هر دانشگاهی که از او دعوت کند مشغول به تدریس می شود چون به عنوان استاد مدعو است و جزو هیات علمی نیست.

مهم آن است که شما برای همیشه قانع شوید که ژن خوب این نیست که اگر کسی آمد و پسر بهمنی بود او را از همه چیز منع کنید.

یک پسرم فامیلی اش را عوض کرده تا بتواند مشغول به کار شود

پرسش:  سوال ما این است که چرا از بین این همه جوانان تحصیلکرده فقط فرزندان مدیران و مسئولان می توانند مشغول به کار شوند؟

پاسخ: در پاسخ به سوال شما فقط این توضیح را می دهم که فقط دو پسر دارم که یکی از آنها مهندس فوق العاده متخصصی است که فامیلی اش را عوض کرده تا بتواند مشغول به کار شود. او این کار را انجام داد چون هر جا می رفت می گفتند تو پسر بهمنی هستی و امکان کار نداشت. اکنون وضعیت طوری است که پسر رییس جمهور و وزیر به دلیل اینکه فرزند مقامی هستند باید سرشان را زمین بگذارند. اینکه نمی شود!

همین کاری که با مریم میرزاخانی کردند را می خواهند ادامه دهند. او به آن طرف دنیا رفت و تبدیل به ریاضی دان جهان شد و بعد از فوت او ما ۱۷۰ امضا جمع کردیم تا فرزندش تبعه ایرانی شود. طبیعتا این وضعیت خیلی بدی است و باید به سمت اصلاح رویم.

بنده حالا کاری به این موضوع ندارم. در مورد بحث بابک زنجانی باید این توضیح را بدهم که ما مجبور به فروش نفت بودیم ولی باید پول فروش نفت به حساب خزانه ریخته می شد. بنده در مورد هر پولی که به حساب خزانه واریز شده است جواب می دهم.

پرسش:  باز هم بنده سوال قبلی را تکرار می کنم که مگر شما بابک زنجانی را تایید نکردید؟

پاسخ: این موضوع به من ارتباطی نداشته، هر کسی یک وظیفه ای دارد، وزارت نفت مسئول فروش نفت است. وقتی نفت را فروخت مکلف است پولش را به حساب بانک مرکزی بریزد. از آن میزان پول ۱۴.۵ درصد به خودش برگردانده شده و دو درصد برای مناطق محروم رفته و مابقی به پیکره بودجه می رود. حالا من به بابک زنجانی چه کار دارم که بخواهم با او جلسه بگذارم. برای توضیح بیشتر این سوال را می پرسم که آیا باید نفت کشور را می فروختیم یا نه، طبیعتا در زمان تحریم دولتی ها نمی توانستند نفت را بفروشند و باید نفت از طریق بخش خصوصی به فروش می رفت. قطعا اگر الان نیز نفت را تحریم کنند باید شرایطی برای فروش آن بیندیشم. طبیعتا در چنین وضعیتی موضوعاتی همچون بابک زنجانی پیش می آید.

وقتی خارج از سیستم نفت به فروش می رسد ممکن است مشکلاتی به وجود آید

پرسش:  این توضیحات یعنی اینکه اگر ما باز هم تحریم شویم روند قبلی دوباره تکرار می شود؟

پاسخ: صد درصد این اتفاق می افتد. اگر تحریم شدیم نمی توانیم نفت را بفروشیم و باید خارج از سیستم آن را به فروش برسانیم. خیلی از این موارد را نمی توان گفت. ان شاءالله بتوانیم در آینده بخشی از این واقعیات را تشریح کنیم.

تنها این توضیح را می توان داد که وقتی خارج از سیستم نفت به فروش می رسد ممکن است مشکلاتی به وجود آید. وقتی یک تاجر ۱۰۰ معامله می کند ممکن است یکی از آنها به اشکال بخورد ولی این اشکال برای دولتی ها فرق می کند. نمونه آن وقتی است که ما طلا را با هر انس ۶۵۴ دلار خریدیم و بعد از آن تبدیل به ۱۷۰۰ تومان شد اما هیچ کس نیامد به ما بگوید که دستت درد نکند، همه می گفتند که شرایط را رها کن که ما فقط می گفتیم وضعیت مملکت خوب نیست، به ما پاسخی می دادند که به تو ربطی ندارد اما تاکید ما این بود که باید نظام را حفظ کرد، یک مدیر باید ریسک کند.

همین الان نیز اگر یک مدیری بخواهد با ریسک کارها را پیش ببرد ۵۰۰ بار دیوان محاسبات و سازمان های نظارتی او را احضار می کنند. باید کاری کنیم که اگر یک مدیر هزار بار کار مثبت انجام داد و یک بار آن هم از سر حسن نیت به مشکل بر خورد کمکش کرده نه اینکه طور دیگری با او رفتار کنیم.

پرسش: یکی دیگر از انتقادات به عملکرد دوران بانک مرکزی شما وضعیت موسسات مالی و اعتباری و تعاونی ها است که اکنون باعث بروز مشکلاتی شده است، توضیح شما در این باره چیست؟

پاسخ: ما تلاش کردیم تا ۱۷۰۰ تعاونی را ساماندهی کنیم. تعاونی های اعتباری که وزارت تعاون و قرض الحسنه های نیروی انتظامی به آن مجوز داده بودند.

قرار شد در شرایطی به موسسات مالی موافقت اصولی دهیم که آنها بتوانند حداقل ۲۳ موسسه تعاونی را جمع کنند. این یعنی پول ۲۳ موسسه که وضع شان خراب است را بدهند. آیا ما باید می گفتیم که آنها ورود پیدا نکنند، از بنده انتقاد می کنند که چرا از ثامن الحجج تشکر کردم. بنده این کار را کردم چون توانست ۲۳ موسسه را جمع و جور کند، الان هم اگر کسی ۱۰ موسسه را جمع کند دستش را می بوسم.

ما می خواستیم این ۱۷۰۰ موسسه را تبدیل به ۱۳ یا ۱۴ موسسه کنیم. برای این کار مجوز شورای امنیت را گرفتیم، قصدمان هم همین بود ولی نمی خواستیم از لحاظ روانی با مردم بازی کنیم، به آنها اطمینان می دادیم که هیچ مشکلی وجود ندارد.

این را هم بدانید که مجوز این موسسات را قبل از دولت احمدی نژاد صادر کرده بودند و ما باید وضعیت را ساماندهی می کردیم. در طول هشت سال ۱۷۰۰ موسسه را به ۱۳ یا ۱۴ موسسه تبدیل کردیم که چهار یا پنج درصد آن باقی ماند که همین وضعیت فعلی شده است، اینها هم فعالیت داشته و قرار بود ساماندهی شوند منتهی شرایط دیگری ایجاد شد که کارهای دیگری می طلبید پس اینطور نیست که فکر کنید این مجوز را آقای سیف، یا بهمنی یا قبل از بهمنی داده اند، اینها از خیلی وقتی پیش بوده و حتی بالغ بر بیست سال فعالیت می کردند. برای این وضعیت تنها می توانم این مثال را بزنم که اگر یک معتاد را پیدا کردید نمی توانید او را بکشید بلکه باید کت و شلوار تنش کنید، از کارتخوابی در آورده و نجاتش دهید. اگر آن معتاد بچه ناخلفی هم داشت حق ندارید بچه را بکشید بلکه باید برایش شناسنامه گرفته و وضعیتش را سامان دهید.

این مسائل به قدری ظریف و حساس است که اگر بخواهیم قضاوت اشتباهی کنیم همان ضرب المثل قدیمی می شود که خر خسته و صاحب خر ناراضی است.

باید بگذاریم مسئولان خوب ما وارد گود شوند و با ریسک و کار سالم شرایط را پیش ببرند و در نهایت از آنها تشکر کنیم.

بانک ها پول را برنگرداندند از حسابشان برداشت کردیم

پرسش:  در زمان مدیریت شما در بانک مرکزی موضوعاتی در خصوص برداشت شبانه ۳۰ هزار میلیاردی بانک مرکزی از بانک ها نیز مطرح شد، در این باره چه توضیحی دارید؟

پاسخ: از من می پرسیدند که چرا ۳۰ هزار میلیارد را از حساب های بانکی برداشت کردی، در پاسخ باید گفت که ما ارز ۱۲۲۶ تومانی را به بانک های دولتی و خصوصی برای گشایش دادیم اما برخی از بانک ها آن را در بازار به ۱۹۰۰ تومان فروختند. وقتی متوجه شدیم ۵۸ بازرس فرستادیم که مشخص شد مابه التفاوت این میزان فروش ارز مبلغی بالغ بر ۳۲ هزار میلیارد تومان شده است. ما به این بانک ها مهلت دادیم تا مابه التفاوت را ظرف سه ماه به خزانه برگرداند، این کار را انجام ندادند، از شورای امنیت مجوز گرفتیم و علی الحساب ۳۰ هزار میلیارد را از حساب بانک ها به نسبت تخلفشان برداشت کرده و به حساب خزانه ریختیم، بعد از آن دیوان محاسبات از من خواست که پول را برگردانم وگرنه محکوم به انفصال دائم از خدمت می شوم، در پاسخ گفتم که سابقه ۴۸ ساله خدمت دارم و انفصال خدایی هستم. بعد از آن گفتند که ما خودمان این پول ها را برمی گردانیم، اگر راست می گویند و می توانند اکنون برگردانند و صراحتا بگویند که من اشتباه کردم که پول ها را به خزانه برگردانم.

در همان زمان یک سال روزنامه ها مدام تیتر می زدند که از بانک ها برداشت شبانه شده است اما یک نفر نیامد بگوید که بهمنی بود که ۳۰ هزار میلیارد تومان پول را به خزانه آن هم بدون یک قران منافع واریز کرد. شاید اگر یک دستت درد نکنه خشک خالی هم می گفتند دنبال دو هزار میلیارد باقیمانده می رفتم و آن را برمی گرداندم. خیلی موارد دیگر وجود دارد اما برخی برای اینکه دنبال مبارزه با فساد روند می ترسند چون فساد هزینه دارد، مبارزه با فساد خیلی سخت است و هر کسی به خودش اجازه مبارزه را نمی دهد چون پشت فساد محکم است و متاسفانه در خیلی از جاها رسوخ کرده است.

بنده برای هفت سال کار در بانک مرکزی باید ۷۰ سال جواب بدهم آن هم برای کارهایی که برای نظام و کشور کرده ام.

تشکر نمی خواهم اما حداقل اینقدر مرا نبرند و بیاورند

پرسش: آیا فکر نمی کنید که عملکرد دولت احمدی نژاد باعث شد که این همه مشکلات برای شما به وجود آید؟

من با همه دولت ها کار کرده ام، اگر این دولت هم می خواست کار می کردم و وضعیت را خیلی راحت تر جمع می نمودم. ولی این یک واقعیت است که اگر هر کسی با یک دولت کار کرد مجرم نیست. من همان سال ها بارها خواستم استعفا دهم که به خاطر شرایط ماندم تا کشور را حفظ کنم.

الان هم هر کسی که ادعا دارد من یک ریال را برای منافع شخصی ام برداشته ام بگوید، همه می دانند که توانستم چندصد تن و آن ۳۰ هزار میلیارد تومان را به خزانه بازگردانم. از من تشکر نشد، اصلا تشکر هم نمی خواهم اما حداقل اینقدر مرا نبرند و بیاورند.

پرسش: این حرف ها یعنی شما دادگاهی شده اید؟

پاسخ: نخیر، بنده فقط به عنوان مطلع در دادگاه حضور پیدا کردم. قطعا وقتی تخلفی انجام ندادم و برای مردم کار کرده ام همه به این نتیجه می رسند که این کارها با حسن نیت و برای کشور بوده است.

از آن طرف باید این را بررسی کنیم که چرا مدیران الان کار نمی کنند؟ طبیعتا آنها شرایط قبل را می بینند.

پرسش:  احضار شما به دادگاه در پرونده بابک زنجانی از چه بابتی بود؟

پاسخ: به عنوان مطلع احضار شدم.

پرسش: یکی دیگر از انتقادات به عملکرد شما در بانک مرکزی به این موضوع باز می گردد که در دوران شما قبح اختلاس های بانکی شکسته شد و به نوعی استارت آن زده شد، چقدر این موضوع را قبول دارید؟

پاسخ: اینکه رییس شعبه درجه دو در طبقه چهارم نشسته است و پول را از طریق کیف سامسونت به کسی می دهد تا از بانک خارج کند را چطور می توان کنترل کرد؟ می گویند رییس شعبه ای در بوشهر اختلاس کرده است و این ربطی به رییس بانک مرکزی دارد. این مثل آن است که اگر زیرمجموعه هر کدام از روسای قوا در شهرستانی اشتباه کرده باید بگوییم که آن رییس قوه مقصر است.

پرسش:  نظر شما در مورد اختلاس خاوری چطور است؟

پاسخ: مگر بنده حکم خاوری را زده ام، او اصلا به بانک مرکزی ارتباطی نداشت. اینکه چنین اتفاقی می افتد من بانک مرکزی چطور می توانستم جلویش را بگیرم.

یک لحظه است که افراد به دلیل غفلت منحرف می شوند
باید نظارت ها و سازمان های نظارتی را تقویت کرد

پرسش:  این صحبت ها را بدان معنا می توان تعبیر کرد که هماهنگی بین بدنه اقتصادی دولت احمدی نژاد وجود نداشته است؟

پاسخ: خیلی از اتفاقات در کشور رخ می دهد و قطعا بسیاری هستند که روح شان از آن اتفاق خبر نداشته و نباید آنها را مقصر دانست. اینکه مدیرعامل فلان بانک دولتی اختلاس کرده و زیرمجموعه وزارتخانه ای بوده است طبعا هیچ ارتباطی با بانک مرکزی ندارد. ممکن است حتی بگویند آن فرد سالمی بوده اما همیشه نمی توان این اطمینان را داد که افراد در طول عمرشان سالم بمانند، یک لحظه است که افراد به دلیل غفلت منحرف می شوند و ظرفیت ها با یکدیگر متفاوت است.

ممکن است بگویید که باید نظارت ها وجود داشته باشد، بنده هم قبول دارم. مثلا در موضوع اختلاس سه هزار میلیاردی بانکی که مجوز اعطای تسهیلات با سرمایه پایه ۲۰ درصد را داشت این تسهیلات را به میزان ۳۰ درصد داد که مجازات شد و پاسخش را هم داد.

بنابراین اینکه گفته شود در جایی از دولت تخلف شده و مقصر رییس جمهور است درست نیست. آن بنده خدا چه کاری می تواند انجام دهد؟ قطعا باید نظارت ها و سازمان های نظارتی را تقویت کرد. باید واقعیات را از متن جامعه درک کرد تا بتوان شرایط جامعه را به بهترین شکل پیش برد، آن وقت است که می بینیم چقدر کشورمان زیبا شده و می توان شرایط را به بهترین شکل عمل کرد. من توانستم ۳۰ هزار میلیارد را برگردانم اگر الان بخواهم حتی هزار میلیارد را برگردانم کار را باید به اعدام بکشانم.

سیف را فرد باتجربه ای می دانم

پرسش: از صحبت های شما اینطور استنباط می شود که هیچ نمره منفی در کارنامه تان ندارید، آیا شما هیچ کار اشتباهی در طول مدیریت تان انجام ندادید؟

پاسخ: شاید بنده ۳۰ سال پیش کار اشتباهی انجام داده باشم اما امروز از بنده به عنوان فردی با ۴۵ سال سابقه بانکی می خواهند که به کشورهای خارجی بروم. ما را به ۲۶ کشور دعوت کردند و از ما خواستند که بگوییم برای خروج از بحران چه کنیم و احترام خاصی هم می گذاشتند، اما در داخل می گویند که فلانی به درد نمی خورد چون همیشه مرغ همسایه غاز است. فکر می کنیم که همیشه دیگران می توانند خوب باشند که باید این دید اصلاح شود.

در همین رابطه این انتقاد را به رییس جمهور دارم که باید انتخاب هایش درست باشد و هر کسی را در جای خود بگذارد تا جامعه به سرعت به سمت اصلاح رود. وقتی کسی تخصصی ندارد طبیعتا نمی تواند امور را به بهترین شکل پیش ببرد، کسی که نمی داند بانک چیست چطور می خواهد کارها را پیش ببرد؟ منظور بنده آقای سیف نیست چون او را فرد باتجربه ای می دانم. به طور کلی و فارغ از هرگونه نامی این صحبت را مطرح می کنم که دولت باید در انتصاب ها و انتخاب هایش بازنگری کرده و از افراد متخصص و با تجربه استفاده کند، افراد مسن با سن ۷۰ یا ۸۰ سال باید برای قانونگذاری به مجلس آمده و جوانان به کار اجرایی بروند. امیدوارم روزی همه چیز سر جای خودش باشد آن وقت است که می بینیم چقدر همه چیز می تواند زیبا باشد.

کلید واژه ها: زنجانیبابک زنجانیضرابرضا ضراب


نظر شما :