دوری از مواضع احساسی در داخل برای کاهش فاصله اروپا با ایران

برجام در نشست سران جی 7 امکان طرح کم رنگی دارد

۲۷ خرداد ۱۳۹۷ | ۱۴:۱۴ کد : ۱۹۷۷۱۲۴ اروپا آمریکا گفتگو
علی بیگدلی در گفت و گو با دیپلماسی ایرانی معتقد است که با توجه به ریشه اختلافات عمیق اروپا با‌ آمریکا بر سر مسائل تجاری در این دور از نشست جی 7 به نظر نمی رسد که مسائل فراتجاری مانند برجام امکان بحث و طرح جدی داشته باشد.
برجام در نشست سران جی 7 امکان طرح کم رنگی دارد

دیپلماسی ایرانی – با شروع به کار چهل وچهارمین نشست سران جی 7 از دیروز (جمعه) در شهر لامالبای ایالت کبک کانادا یکی از مهم ترین و در عین حال چالش برانگیزترین نشست های سران هفت کشور صنعتی جهان در حال برگزاری است. چرا که اختلافات جدی اعضای به خصوص اروپایی این گروه اقتصادی با ایالات متحده بر این دور از نشست سایه سنگین خود را داشته است. هر چند که اغاز این تنش ها به قبل از بر گزاری نشست دو روزه سران باز می گردد، اما  تنش های لفظی سران در جریان این نشست به اوج خود رسیده است به گونه ای که امانوئل ماکرون در پیامی توئیتری به صراحت اعلام داشته تمام اعضای گروه جی 7 توافقنامه پایانی را حتی بدون ترامپ امضاء می کنند. در این شرایط هم مساله توافق هسته ای ایران می تواند یکی از مسائل مورد بحث سران باشد که عمق اختلافات را شدت بخشد چرا که به جز کاخ سفید سایر امضائکنندگان برجام من جمله اعضای اروپایی حاضر در 1+5 بر تعهد طرفین تودام توافق هسته ای با ایران اصرار دارند. حال باید دید در این نشست دو روزه سران جی 7 چه سرنوشتی برای اعضای آن رقم می زند. برای بررسی این مسائل دیپلماسی ایرانی گفت وگویی را با علی بیگدلی، استاد دانشگاه شهید بهشتی، محقق و کارشناس مسائل اروپا و مولف آثاری چون "تاریخ اروپا در قرن جدید، "تاریخ اندیشه های سیاسی غرب"، "تاریخ فرهنگ وهنر اروپا در قرن جدید"، "کرونولوژی مسیحیت و قرون وسطی" و "تاریخ اروپا در قرون وسطی"   انجام داده است که در ادامه می خوانید:

چهل و چهارمین نشست سران جی 7 دیروز در کبک کانادا آغاز به کار کرد؛ در سایه تحولات اخیر صحنه بین الملل شما تفاوت این دور از نشست با ادوار گذشته در چه پارامترهایی خلاصه می کنید؟

یقینا تفاوت این دور از نشست جی 7 در اهمیت آن با توجه به جنگ تجاری آمریکا با اروپا باز می گردد. اکنون دایره این جنگ آمریکا علاوه بر اروپا به کانادا و ژاپن هم رسیده است. لذا اکنون مساله رسیدگی به جنگ تجاری در اولویت این دور از نشست سران قرار می گیرد. در حال حاضر اختلافات اعضای این گروه به واسطه این جنگ سبب شده تا دیگر مسائلی که در دستور کار این نشست قرار دارد به حاشیه برود، مسائلی مانند وضعیت محیط زیست و شرایط آب وهوایی، بررسی رشد اقتصادی فراگیر، تساوی جنسیتی و تقویت موقعیت زنان، صلح وامنیت بین المللی، بحث هایی در خصوص مشاغل آینده؛ در این راستا حتی خود ترامپ تمایلی به حضور در این نشست نداشت و با نوعی اکراه حضور در این دور از نشست ها را پذیرفته است. حتی برخی اعلام کرده بودند که احتمالا ترامپ این نشست را نیمه کاره رها کند. این اختلافات به شدت پررنگ نشست امسال جی 7 را متفاوت از سال های گذشته کرده است. این اختلافت به قدری جدی است که ماکرون به صراحت در مواضعی اعلام داشته اگر ترامپ به همین منوال حرکت کند ما جی 6 را جایگزین جی 7 خواهیم کرد.

در همین راستا آیا امکان طرح مساله برجام در این دور از نشست وجود دارد یا این مساله هم اساسا طرح نخواهد شد و یا به حاشیه خواهد رفت؟

این که مساله برجام از اهمیت خاصی برخوردار است، شکی در آن نیست. اما چنانی که گفتم با توجه به ریشه اختلافات عمیق اروپا با آمریکا بر سر مسائل تجاری در این دور از نشست به نظر نمی رسد که مسائل فراتجاری امکان بحث و طرح جدی داشته باشد. اکنون هم با جواب منفی وزیرامورخارجه آمریکا  و وزیرخرانه داری این کشور به نامه های وزاری اروپایی برای انجام مراوده با ایران و آزادی عمل در خصوص روابط تجاری برخی شرکت ها و بانک ها با تهران که قابل پیش بینی هم بود، اگر برجام در این نشست مطرح شود، یقینا دایره تنش ها را افزایش می دهد. البته تلاش های دیپلماتیکی نتانیاهو در سایه سفرهای اخیرش به کشورهای اروپایی قبل از انجام نشست سران جی 7 حاوی پیام هایی جدی بود. چرا که این سفرها را می توان اتمام حجت اسرائیل با اروپا در خصوص حمایت از برجام دانست. لذا ترامپ با تمام توان و از همه جوانب اقتصادی و سیاسی به جنگ با اتحادیه اروپا رفته است که یقینا بعدا هم دامنه آن به چین، کره جنوبی و روسیه هم کشیده خواهد شد.

مطئنا هر چه دامنه اختلاف بین آمریکا با جامعه جهانی و به خصوص اروپایی ها بیشتر شود به نفع تهران خواهد بود. اما این مساله به شرطی است که در داخل کشور هم کنترلی بر روی مواضع گاه احساسی بر از سران و مقامت داشته باشیم. در این راستا ما باید اجازه ندهیم که این فضای سیاسی جهانی که به نفع ما در حال پیش روی است با برخی جملات احساسی و تحریک آمیز بر هم بخورد. 

سوال اینجا است که این جنگ به انزوای آمریکا خواهد انجامید یا خیر؟

یقینا آمریکا نسبت به دوره اوباما به شدت منزوی تر شده است. اما مساله اینجا است که انزوای آمریکا برای ترامپ اهمیتی ندارد. شرایط داخلی و اقتصادی ایالات متحده در اولویت کارها و راس برنامه های ترامپ قرار دارد. او برای رسیدن به اهداف خود در این راستا هر کشور و نهادی را که در سر راهش باشد بر می دارد، حتی اگر این رفتارهای او به قیمت انزوایش در جامعه جهانی بینجامد. البته از همان ابتدا همه بر نقد های جدی ترامپ در خصوص چندجانبه گرایی آگاه بودیم اما اکنون به وضوح شاهد این مخالفت ها هستیم.

این جنگ و اختلاف آمریکا با جامعه جهانی تا چه اندازه می تواند برای ایران در پرونده هسته ای مفید واقع شود؟

مطئنا هر چه دامنه اختلاف بین آمریکا با جامعه جهانی و به خصوص اروپایی ها بیشتر شود به نفع تهران خواهد بود. اما این مساله به شرطی است که در داخل کشور هم کنترلی بر روی مواضع گاه احساسی بر از سران و مقامت داشته باشیم. در این راستا ما باید اجازه ندهیم که این فضای سیاسی جهانی که به نفع ما در حال پیش روی است با برخی جملات احساسی و تحریک آمیز بر هم بخورد. در همین یکی دو روز اخیر دوباره برخی از مقامات نظامی درخصوص توان موشکی جملات تهدید آمیزی را عنوان کرده اند که جز افزایش بار و هزینه های دیپلماتیکی هیچ فایده ای را از آن کشور نمی کند. در همین راستا این اظهارات اکنون با برخی واکنش ها در میان اروپایی ها وبه خصوص فرانسه مواجه شده است. پس منطق دیپلماتیکی و پرهیز از احساسات گرایی باید در دستور کار باشد. البته این را هم باید گفت که لزوما تنش آمریکا با اروپا به سود ایران تمام نخواهد شد، منتهی تهران باید اتحادیه اروپا را به عنوان منفذ تنفسی دیپلماتیک برای خود حفظ کند. در همین راستا باید بسته پیشنهادی اروپا به ایران با موشکافی و تحلیل همه جانب انجا شود تا فاصله تهران و اروپا در این شرایط به کمترین جای ممکن برسد.

در مصاحبه قبلی با دیپلماسی ایرانی در شب خروج آمریکا از برجام اعلام داشتید که اروپا علیرغم حمایت از توافق هسته ای توان مقابله در برابر فشارهای واشنگتن را نخواهد داشت. آیا در آینده هم این جنگ اروپا با آمریکا سبب خواهد شد که طرف های اروپایی در سایه این عدم توان برای کاهش تنش با آمریکا ایران و برجام را وجه المصالحه خود قرار دهند و یا این که اروپا با تداوم حمایت از توافق هسته ای باز تنش ها را افزایش خواهد داد؟

همین الان هم اروپا دارد هزینه های سنگینی را در جنگ با آمریکا پرداخت می کند. بعد از طرح مارشال اکنون 28 درصد صنایع مهم اروپا در اختیار آمریکا است. لذا ترامپ اگر به این یقین نرسیده باشد که توان مبارزه تجاری با اروپا را دارد هرگز این جنگ را شروع نمی کرد. پس آمریکا به عواقب و هزینه های این تنش توجه داشته است. اما این هزینه برای اروپا سنگین تمام می شود. لذا نمی توان گفت که حتما اروپا در آینده هم با همین مواضع تنشش را با کاخ سفید ادامه خواهد داد. از طرف دیگر ایران هم باید به این فهم سیاسی و دیپلماتیک برسد که صحنه سیاسی در جهان در حال تغییر است. پس اگر به دنبال این هستیم که تهران هم به عنوان بازیگر مهمی در صحنه بین الملل قرار داده شود باید قواعد بازی را یاد بگیرد. از همین رو نیز باید تغییر در مواضع و همراهی حداکثری با اتحادیه اروپا در داخل شکل گیرد تا این که ایران وجه المصالحه قرار نگیرد.

اما این جنگ میان آمریکا و اروپا تا کجا ادامه پیدا خواهد کرد؟

اکنون اتحادیه اروپا دیگر در فرانسه، آلمان وانگلستان خلاصه نمی شود بلکه شامل 28 کشور قاره سبز است. این قاره به قول ماکرون تمام توان خود را گذاشته که در برابر سیاست های پلیس مابانه ترامپ مقاومت کند. اکنون برای اتحادیه اروپا مساله پرستیژ و جایگاه این اتحادیه در مقابل آمریکا همیت پیدا کرده و تا جایی هم که امکان داشته باشد به دنبال حفظ شان خود هستند. اما این مساله را هم نمی توان به عنوان جنگ تمام عیار اروپا با آمریکا ان هم در همه زمینه ها تلقی کرد. اگر چه که اکنون اتحادیه اروپا با تشکیل پسکو به دنبال ناتو اروپایی است و یا در زمینه های تجاری با آمریکا دچار تنش هستند، اما نمی توان اورپا و آمریکا را که متحدین درجه همدیگر هستند از هم اکنون جدا شده دانست. اکنون مساله بیکاری در اروپا و کانادا و نیز دیگر مشکلات اقتصادی سبب شده تا این کشورها مایل نباشند که آمریکا سرمایه های خود را خارج کند تا باز مشکلات بیش از این شود. پس آینده میدان این کارزار جای اما و اگر بسیاری دارد.

از سوی دیگر مساله مذاکرات و دیدار ترامپ با کیم جونگ اون هم نگرانی هایی را برای ژاپن تنها عضو آسیایی گروه جی 7 ایجاد کرده است؛ شما این بخش از اختلافات توکیو با واشنگتن را چقدر جدی می دانید؟

 ببینید مساله کره شمالی برای ترامپ اکنون از همیت بسیار بالایی برخوردار است لذا او به دنبال پیروزی بر پرونده قدیمی کره شمالی است حتی اگر به قیمت تنش با ژاپن بینجامد.

اهمیت حل پرونده پیونگ یانگ برای ترامپ چیست؟

اگر در ماه های منتهی به انتخابات میان دوره ای آمریکا که چند ماه دیگر برگزار می شود، ترامپ موفق به حل پرونده کره شمالی شود، می تواند در پیروزی جمهوری خواهان اثر گذار باشد. در غیر این صورت با حضور حداکثری دموکرات ها در کنگره آمریکا حتی احتمال استیضاح ترامپ هم دور از ذهن نیست، چنانی که برخی از کارشناسان این مساله را هم در صورت پیروزی دموکرات ها دور از ذهن نمی دانند. در نتیجه ترامپ این روزها به دنبال افزایش رفاه عمومی برای جلب آرای هم حزبی های خود است و از طرف دیگر با قدرت نمایی در سطح بین الملل و حل پرونده کره شمالی هم در صدد پررنگ کردن جایگاه خود در میان افکار عمومی برای پیروزی حزبش است. 

انتشار اولیه: شنبه 19 خرداد 1397 / انتشار مجدد: یکشنبه 27 خرداد 1397    

کلید واژه ها: کره شمالیاتحادیه اروپاکاناداعلی بیگدلیبرجامترامپجی 7


نظر شما :