تمهیدات کاخ سفید در آستانه اولین سالگرد خروج آمریکا از برجام چیست؟

حفظ امنیت اسرائیل و بهانه های تجاری دلایل خروج ترامپ از برجام

۱۷ فروردین ۱۳۹۸ | ۱۵:۰۰ کد : ۱۹۸۲۵۹۲ پرونده هسته ای انتخاب سردبیر
علی بیگدلی در گفت و گو با دیپلماسی ایرانی پیرامون تاثیر برنامه های آتی کاخ سفید برای افزایش فشارها بر ایران در آستانه اولین سالگرد خروج ترامپ از برجام بر این باور است: وضعیت برای ما در سال پیش رو چندان مطلوب نیست. پس تا شرایط به یک نقطه بحرانی و بی بازگشت نرسیده بهتر است که راه دیپلماسی و مذاکره را در پیش بگیریم. خصوصا این که اکنون کاخ سفید امید دارد با افزایش فشارها و تحریم‌ها در آستانه اولین سالگرد خروج از برجام در سایه شکل‌گیری اعتراضات اجتماعی و اقتصادی مردم بستر برای تغییر رفتار در تهران شکل گیرد، به ویژه ما در سیل اخیر شاهد حواشی و تنش‌هایی هم بوده ایم که این مسئله امید جدی را برای واشنگتن ایجاد کرده است.
حفظ امنیت اسرائیل و بهانه های تجاری دلایل خروج ترامپ از برجام

گفت وگو از عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی

دیپلماسی ایرانی – آیا در فاصله ۱۱ ماهی که دونالد ترامپ تصمیم به خروج یک جانبه از توافق هسته ای موسوم به برجام گرفت، موفق عمل کرده است؟ دیپلماسی ایرانی برای پاسخ به این سوال، گفت و گویی را با علی بیگدلی، استاد دانشگاه، نویسنده، کارشناس مسائل بین الملل  و پژوشگر حوزه آمریکا و اروپا ترتیب داده است که در ادامه می خوانید:

تقریباً ۱۱ ماه از تصمیم جنجالی دونالد ترامپ برای خروج از توافق هسته‌ای و صدور فرمان بازگشت تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی ایران می‌گذرد؛ آیا در این مدت کاخ سفید و شخص دونالد ترامپ در تحقق اهداف خود در بستر خروج از توافق هسته ای موفق بوده است؟ 

دونالد ترامپ در همان دوران تبلیغات انتخاباتی سال ۲۰۱۶ برای منطقه خاورمیانه و غرب آسیا دو اولویت مهم را مطرح کرده بود و در بستر وعده های انتخاباتی قول داد که آنان را پیگیری کند؛ اولین مسئله به محدودسازی ایران در ابعاد گوناگون آن بازمی‌گردد و دومین وعده انتخاباتی هم بر حمایت پررنگ‌تر از اسرائیل تأکید داشت. در این راستا ترامپ سعی کرد با خروج یک جانبه از برجام، شرایط را برای بین المللی کردن مجدد پرونده هسته ای تهران شکل دهد. مضاف بر آن جمهوری اسلامی ایران را در حوزه های صنعت دفاعی و موشکی، نفوذ منطقه و حقوق بشر به چالشی برای مناسبات جهانی بدل کند. در این راستا و با در نظر داشتن اقتضائات 11 ماهی که آمریکا از برجام خارج شده است به نظر می رسد که تا به امروز کاخ سفید در برخی از ابعاد موفق عمل کرده است. 
در خصوص نکته دوم نیز با به رسمیت شناختن بیت المقدس به عنوان پایتخت رسمی اسرائیل و انتقال سفارت آمریکا از تل آویو به قدس اشغالی نیز این مسئله تا حدودی محقق شد. البته در روزها و هفته های اخیر نیز شاهد به رسمیت شناختن حاکمیت اسرائیل بر بلندی های جولان بودیم که این مسئله را هم باید در همین راستا دید. مضاف بر آن مسئله معامله قرن را هم باید در نظر داشت. بنابراین در خصوص وعده دوم نیز دونالد ترامپ تا اندازه ای موفق بوده است.

نکته مهمی که در این ۱۱ ماه بسیار پررنگ است به این مسئله باز می گردد که آیا خود ماهیت و نفس برجام سبب شد که شرایط برای خروج دونالد ترامپ از آن شکل گیرد و یا اینکه باید این اقدام جنجالی 8 مه ۲۰۱۸ رئیس جمهوری آمریکا را در عوامل دیگر دید؟ 

هر دو بعد تا اندازی در اقدام دونالد ترامپ برای خروج از برجام موثر بوده است. ابتدا به ساکن خود ماهیت برجام به گونه ای بود که هیچ گونه ای منفعت را از نظر اقتصادی و تجاری برای آمریکا در بر نداشت و این از دیدگاه شخصی مانند ترامپ که تاجر مسلک است، یک نقص جدی بود. این عامل سبب شد تا در همان وعده های انتخاباتی سال ۲۰۱۶ میلادی دونالد ترامپ مصمم به خروج از برجام باشد. 
مسئله دیگر اهمیت فوق العاده ویژه امنیت اسرائیل برای دونالد ترامپ است. در این رابطه رئیس جمهوری امریکا اعتقاد داشت که توافق هسته ای سبب افزایش توان اتمی ایران و ایجاد تهدیدی جدی برای امنیت اسرائیل خواهد شد، چرا که تنها قدرت هسته ای نظامی منطقه خاورمیانه اسرائیل است و برجام اجازه خواهد داد به قول آمریکایی ها، ایران در خفا به قدرت هسته‌ای نظامی دست پیدا کند و به رقیب جدی برای اسرائیل تبدیل شود. در کنار آن مسئله توان موشکی و دفاعی و نیز نفوذ منطقه ای ایران، به خصوص حضور در کنار مرزهای اسرائیل سبب شد تا دونالد ترامپ سال گذشته با خروج از توافق هسته ای فضا را برای افزایش فشارها از ابعاد گوناگون بر ایران شکل دهد.

یعنی شما معتقدید که حفظ امنیت اسرائیل کانون ومحور تلاش ها برای تقابل با برجام در ۱۱ ماه گذشته بوده است؟

اگر نگوییم دلیل واقعی و پشت پرده این فعالیت های ترامپ حفظ امنیت اسرائیل بوده است، یقینا یکی از عوامل اصلی آن به همین واقعیت باز می گردد. به هر حال باید بپذیریم که شعارها و تهدیدات موشکی و مواضع صریح و تند ما در قبال این بازیگر منطقه سبب شده است تا تبعات به شد منفی آن، خود را در خروج ترامپ از برجام و دیگر مسائل و ابعاد نشان دهد.

در آستانه اولین سالگرد خروج دونالد ترامپ از توافق هسته ای برایان هوک اخیرا در مواضعی از برنامه های جدی کاخ سفید برای افزایش فشارها بر ایران و عدم تمدید معافیت های تحریمی سخن گفت؛ از نگاه شما و با توجه به شرایط کنونی در بستر تنش تهران - واشنگتن آیا این سخنان مسئول گروه ویژه اقدام ایران، آن هم یک ماه مانده به اولین سالگرد خروج آمریکا از توافق هسته ای، از برنامه های کاخ سفید برای افزایش فشارها بر تهران نشان دارد و یا این که تمام این مواضع را باید یک نمایش سیاسی و بلوف دیپلماتیک تلقی کرد؟

باید دید که جزئیات تحریم‌های جدید ایالات متحده آمریکا در چه سطح و ابعادی است. اما در کل من بعید می‌دانم که کاخ سفید به دنبال یک بلوف سیاسی باشد چون بستن و مختومه کردن پرونده ایران برای دونالد ترامپ به دلایلی که مطرح کردم از اهمیت ویژه ای برخوردار است، لذا به نظر واشنگتن در آستانه اولین سالگرد خروج از برجام برنامه‌های جدی برای افزایش فشارها بر ایران داشته باشد.

در این راستا تا چه اندازه مسئله صفر شدن فروش نفت ایران می تواند تحقق پیدا کند، به خصوص که در ۱۱ ماه گذشته این مسئله روی واقعیت به خود ندیده است؟

این مسئله شکل نگرفته است چون دونالد ترامپ و وزارت خزانه داری به دلایل متعددی که پیش‌تر بارها از زبان کارشناسان بیان شده است، مایل نبودند فروش نفت ایران را به صفر برسانند. چرا که این مسئله باعث کاهش عرضه نفت، جهش قیمت آن در بازار های جهانی و به تبع آن افزایش سرسام‌آور قیمت حامل‌های انرژی و بنزین در آمریکا خواهد شد که به ضرر دونالد ترامپ است. لذا در این راستا کاخ سفید سعی کرد با ایجاد یک بازه زمانی برای 8 کشور معافیت های تحریمی را ایجاد کند تا این جهش قیمت در بازارهای جهانی نفت شکل گیرد، اما به نظر می رسد که در یک پروسه بلند مدت برای آغاز دومین سال خروج آمریکا از برجام می توان انتظار داشت در یک برنامه ریزی میان مدت، شرایط برای افزایش فشارها و عدم تمدید معافیت های تحریمی شکل گیرد. اما در عین حال به نظر من مسئله صفر شدن واقعی فروش نفت ایران امری غیرقابل تحقق است. پیرو این نکته حتی بانک جهانی و سازمان بین المللی انرژی پیش بینی کرده اند که در سایه افزایش فشارها حداقل میزان فروش نفت ایران چیزی بین ۴۰۰ تا ۶۵۰ هزار بشکه خواهد بود که البته رقم بسیار بدبینانه ای است، پس نمی توان شاهد صفر شدن فروش نفت بود.
مضاف بر آن اکنون محدودیت در عرضه نفت سنگین سبب شده است تا اهمیت آن برای بازار جهانی نفت افزایش پیدا کند. لذا ایران به عنوان یکی از مهمترین صادرکنندگان نفت سنگین از این اهرم برای حفظ سهم فروش خود می تواند استفاده جدی ببرد. از طرف دیگر حتی با وجود فشارها سه کشور ترکیه، عراق، هندوستان و تا اندازه ای چین به خرید نفت و گاز از ایران به شدت وابسته اند و از هر راهی به دنبال تمدید معافیت های تحریمی وزارت خزانه‌داری ایالات متحده آمریکا هستند. خصوصا این که دهلی‌نو بسیار علاقه مند به حفظ و افزایش مناسبات تجاری خود در بندر چابهار است. اتفاقا در همین راستا واشنگتن و پکن با تحریک اسلام‌آباد در ماه های اخیر، تنش هایی را در مرزهای ایران و هند شکل دادند تا این مناسبات تجاری تحت الشعاع قرار گیرد، ولی اهمیت و شدت نیاز این بازیگران به نفت ایران سبب شده است تا فضای تنفسی برای ایران به وجود آید. 

پس با این تفاسیر و علیرغم اعمال تحریم ها، دونالد ترامپ به اهداف خود یعنی مختومه کردن پرونده تهران دست پیدا نخواهد کرد، چرا که به نظر می رسد با افزایش تحریم ها و پررنگ کردن دایره ایران هراسی، جبهه بندی دو طرف به شدت در حال تقویت است، اما در عین حال بسیاری معتقدند که این افزایش فشار ها برای بالا بردن سطح تنش به منظور رسیدن به  مذاکره قلمداد می‌شود؛ ارزیابی شما در این خصوص چیست؟

من معتقدم که نهایتا جمهوری اسلامی ایران راهی جز دیپلماسی و مذاکره ندارد. ما در دوران جنگ تحمیلی هم با افزایش فشارها و فرسایشی شدن جنگ و یا در دوران تحریم‌های سال‌های ابتدایی دهه ۹۰ شمسی مجبور شدیم با انعطاف در قالب نوشیدن جام زهر و یا نرمش قهرمانانه پای میز مذاکره بنشینیم. متاسفانه اکنون هم شرایطی که در کشور شکل گرفته و مشکلات اقتصادی و معیشتی جدی را برای مردم سبب شده است، اجازه جولان و نمایش قدرت را به تهران نمی‌دهد. مضافا خسارات و تبعات بسیار سنگین سیل لخیر هم مزید بر علت شده و احتمال دارد دایره نارضایتی های اجتماعی و اقتصادی ایران را در سال پیش افزایش دهد. لذا به نظر می رسد که وضعیت برای ما در آینده چندان مطلوب نیست. پس تا شرایط به یک نقطه بحرانی و بی بازگشت نرسیده بهتر است که راه دیپلماسی و مذاکره را در پیش بگیریم. خصوصا این که اکنون کاخ سفید امید دارد با افزایش فشارها و تحریم‌ها در آستانه اولین سالگرد خروج از برجام  در سایه شکل‌گیری اعتراضات اجتماعی و اقتصادی مردم بستر برای تغییر رفتار در تهران شکل گیرد، به ویژه ما در سیل اخیر شاهد حواشی و تنش‌هایی هم بوده ایم که این مسئله امید جدی را برای واشنگتن ایجاد کرده است.
از آن طرف با وجود محدودیت های جدی بودجه ای دولت یقیناً تهران در برآورده کردن تمام نیازهای سیل زدگان و تعدیل فشارهای ناشی از خسارت های آن موفق نخواهد بود، با توجه به این که فضای بین المللی هم در کمک به ایران به منظور عبور از بحران سیل با محدودیت جدی از طرف آمریکا روبه روست. پس دولت به تنهایی نمی‌تواند همه انتظارات سر زدگان را برآورده کند. پس این مسئله می‌تواند زمینه یک بحران اجتماعی را به وجود آورد و امکان دارد با افزایش فشارها ایران با حداقل انتظارات پای میز مذاکره با آمریکا برود. تا شرایط به آن نقطه نرسیده، بهتر است ما دیپلماسی منطقی را در پیش بگیریم. البته دیپلماسی و مذاکره با ایالات متحده آمریکا به معنای گام نهادن چشم و گوش بسته در مسیر جان بولتون، مایک پمپئو و دونالد ترامپ نیست. دیپلماسی یعنی هوشمندی و انعطاف سیاسی که در سایه آن با دادن امتیازاتی می توان امتیازاتی را به دست آورد. پس اگر کاخ سفید حساسیت های جدی در حوزه مناسبات منطقه ای، حقوق بشر و یا موشکی ایران دارد باید در قبال آن امتیازاتی بدهد تا ما هم مثلا در خصوص حضور در سوریه و یا حقوق بشر بتوانیم اقدامات متقابلی را شکل دهیم.

چه تضمینی وجود دارد در سایه انجام مذاکرات بلایی که بر سر برجام آمد بر سر نتایج مذاکرات احتمالی آتی نیاید؟

ببینید در خصوص برجام مشکل آمریکا نبود، بلکه مشکل ما بودیم. به دلیل فشارهای اقتصادی و وضعیت بحرانی داخلی، دستگاه دیپلماسی در یک پروسه بسیار فشرده و با عجله سعی داشت برجام را بدون تصویب آن در مجلس آمریکا، کشورهای اروپایی، چین، روسیه و حتی ایران عملیاتی کند. همین خلاء سبب شد تا دونالد ترامپ از توان اجرای خود برای خروج از برجام بدون اجازه از کنگره استفاده کند. مسئله دیگر به این باز می‌گردد که حتی اگر برجام در مجلس آمریکا به صورت قانون در می‌آمد ما نمی‌توانستیم خیلی موفق باشیم. چون برجام تا سال ۲۰۲۵ اعتبار داشت و یقیناً بعد از این مدت که فقط شش سال از آن باقی مانده است، آمریکا اجازه غنی‌سازی ۲۰ درصد را به ما نمی دهد. پس همواره باید مذاکره و دیپلماسی در دستور کار باشد. متاسفانه در آستانه ورود به اولین سالگرد خروج آمریکا از برجام باید این اعتراف را داشت که دستگاه دیپلماسی به شدت فشل و ناکارآمد است. من به این مسئله کار ندارم که این کم کاری و تشتت در سیاست خارجی به واسطه فشارهای کدام ارگان و نهاد است، اما خروجی آن اکنون سبب شده است تا مشکلات روز به روز بر کشور افزوده شود.

نکته مهم دیگری که شما به آن اشاره داشتید پرونده‌های دیگر ما یعنی نفوذ منطقه‌ای، حقوق بشر و توان دفاعی است. آیا در خصوص این مسائل، به خصوص توان دفاعی می توان مذاکره کرد؟  

هر مسئله قابل مذاکره از راه دیپلماسی است. ما باید در خصوص همه پرونده‌های خود چانه زنی داشته باشیم تا حواشی و تبعات منفی را از خود دور کنیم. اکنون اتحادیه اروپا در مسائلی مانند حقوق بشر شرایط را برای افزایش فشار بر ایران شکل داده است. علاوه بر مسئله ترورهای ایران در کشورهای اروپایی، اکنون افزایش سطح حمایت دیپلماتیک از نازنین زاغری و یا اعطای جایزه به نسرین ستوده سبب شده است تا قاره سبز بر مسئله حقوق بشر ایران تمرکز کند. اگر ما در این خصوص چانه‌زنی خود را نداشته باشیم باعث خواهد شد که اروپا از او ما دور شود و به همان اندازه به آمریکا نزدیک شود. 

در خصوص مسئله موشکی هم می‌توان همین نگاه را داشت، به خصوص اینکه اکنون  عربستان سعودی نگاه بسیار مغرضانه ای در حد تنش نظامی با ایران دارد؟ 

من این سوال را می پرسم که این نگاه مغرضانه که چه کسانی شکل دادند؟ ما باید بپذیریم که برخی از اقدامات ما سبب شد تا ریاض به دنبال افزایش مناسبات خود با واشنگتن و عادی سازی مناسبات با تل آویو باشد. اکنون شرایط به گونه ای رقم خورده است که مسئله فلسطین، تروریسم و نظایر آن به حاشیه برود و ایران‌هراسی به کانون حساسیت‌های خاورمیانه بدل شود. پس باید سهم خود را هم در این خصوص بپذیریم. افزایش تهدیدات موشکی و اذعان به نابودی برخی از بازیگران منطقه سبب شد تا تنش‌های ما با برخی از کشورهای عربی به اوج برسد. اگر اکنون محمد بن سلمان در سایه سیاست های خود به دنبال مهار ایران است باید بخشی از آن را در تبعات اقدامات خود ببینیم.
 

کلید واژه ها: دکتر علی بیگدلیاولین سالگرد خروج دونالد ترامپ از برجامتحریم ایران


( ۷ )

نظر شما :

صادق ۱۸ فروردین ۱۳۹۸ | ۰۴:۴۵
ببخشید اهرم هسته ای را که این دولت دو دستی تقدیم کرد، رفت. دیگر چه اهرمی برای مذاکره داریم؟! مذاکره به معنای به خطر افتادن امنیت ملی خواهد بود. گردانندگان بالا باید فکری ریشه ای بکنند، و راه را برای عبور نرم از خود هموار سازند تا جان تازه ای به تن خسته مملکت دمیده شود و طمع گرگها از بین برود.
بهروز ۱۸ فروردین ۱۳۹۸ | ۱۳:۰۳
واقعا شخصی که با او مصاحبه کردید استاد دانشگاه و متخصص امور بین الملل است؟ با همچین اعجوبه هایی، معلوم است که وضع سیاست خارجی ما چه خواهد شد. چانه زنی آیادر مورد قدرت موشکی؟ چانه زنی در مورد حضور منطقه ای؟ میشود استاد بفرمایند در قبال تحویل موشکها، و عقب نشینی از منطقه، چه تضمینی از طرف مقابل خواهیم گرفت؟ از دیپلماسی ایرانی انتظار میرود عقلانیت یک پایگاه تحلیلی سیاسی وزین را همانند گذشته داشته باشد. فقط خواهشمندم از آن استاد امور بین الملل بپرسید معامله ای که باید در قبال قدرت موشکی و حضور منطقه ای ما صورت پذیرد چیست؟
بهروز ۱۸ فروردین ۱۳۹۸ | ۱۳:۳۰
از استاد محترم چند سوال داشتم، لطفا اگر میشود در قالب یک مقاله و نوشتار پاسخ دهند. چون این سوالات حرف بسیاری از جوانان تحصیل کرده ی این مرز و بوم میباشد. ۱- دلیل این حجم دشمنی بی پایان با رژیم اسرائیل از سوی حکومت ما چیست؟ ۲- آیا در خصوص این دشمنی و هزینه های سنگینی که به ما وارد شده، از ملت ایران مجوزی اخذ شده؟ ۳- هرکدام از کشورهای خاورمیانه ، به شکلی دارای اهمیت راهبردی میباشند، از کشورهای کوچک تر مثل قطر و امارات و عمان تا ترکیه و عربستان و مصر، آیا بررسی شده است که چگونه این کشورها در عین همکاری با قدرتهای جهانی، حداکثر منافع ملی خود را نیز حفظ و گسترش داده اند؟ چطور است که ما امکان این اقدامات را نداریم؟ ۴- دوباره به سوال اول باز میگردم، آیا اگر در ابتدای انقلاب ایران، تصمیماتی گرفته شده که بخش اعظم آنها هیجانی و شعاری و بدون بررسی ابعاد وسیع آنها بوده، آیا اکنون به هر طریقی باید به دنبال تئوریزه کردن و منطقی جلوه دادن اشتباهات بود؟ آیا اگر در طول مسیر بازگشت به خانه، بر زمین خوردیم باید تا دم خانه سینه خیز برویم؟ ۵- و سوال آخر اینکه، استاد! فرض کنید همین الان رژیم صهیونیستی پایان یافته و امریکا را از منطقه بیرون نمودیم، ساکنان جدید آن منطقه که اعراب فلسطینی خواهند بود، دقیقا چه تفاوتی با اعراب اردن، عربستان، مصر و... خواهند داشت و چه گلی به سر ما خواهند زد و چه ارتقایی در راه زندگی مردم ایران ایجاد خواهد شد؟ و اینکه چه تفاوتی بین خوی استکباری امریکا، با روسیه و چین و انگلیس و .‌‌.. خواهد بود؟ شاید پاسخ این باشد که پس از امریکا به سراغ آنها خواهیم رفت. در آنصورت، آیا ما انقلاب کرده ایم که تا ابد با همه ی دنیا بجنگیم؟ جالب اینجاست که حجم عظیمی از دشمنی ایجاد شده بین ما و بازیگران منطقه ای و جهانی ، ناشی از عملکرد ما نبوده، بلکه ناشی از شعارهای ما بوده، یعنی هیچ تناسبی بین شدت ابراز انزجار و دشمنی ما از آنها و وزن واقعی ما در تقابل با آنها وجود ندارد
نسل بعد از انقلاب ۱۸ فروردین ۱۳۹۸ | ۱۸:۱۸
من به عنوان یک ایرانی متولد بعد از انقلاب یا همان دهه شصتی های نابود شده مایل هستم بدانم چه منفعت بلند مدتی از دشمنی یا همان سیاست نابودی نسبت به بعضی بازیگران منطقه ای که اقایان از سالهای اول انقلاب ان را دنبال میکنند قرار عاید ما ملت بشود؟ لطفا شفاف سازی کنند آیا بعد از نابودی رژیم اسراییل قرار آنجا را خاک ایران بدانیم و بعد یک جاده دو طرفه تا انجا بکشیم و به دنیا کالا صادر کنیم؟! یا همش اهداف ایدولوژیکی است؟ آیا بهتر نیست از مردم ایران که به قول رییس جمهور منتخب صاحبان اصلی هستند هم یک سوالی در مورد بعضی سیاست های تنش زا و به واقع هزینه ساز هم بشود تا نظر اکثریت هم روشن باشد
هومن ۱۸ فروردین ۱۳۹۸ | ۲۰:۴۷
بهم هرچی میخواید بگید اما ما مسوولیت حفاظت از مردم جهان رو نداریم. به خاطر ارامش جمعیت ناچیز فلسطین ۸۲ میلیون ایرانی دارن زجر میکشن.