سست کردن برجام و سایه جنگ

صبر استراتژیک، جنگ یا صلح

۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۱۲:۱۳ کد : ۱۹۸۳۳۳۰ پرونده هسته ای نگاه ایرانی
صادق ملکی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: تصمیم برای سایه انداختن بر تعهد ایران در برجام، انداختن سایه جنگ بر کشور است. حفظ تعهد برجام تضمین صلح است. حاصل صبر استراتژیک باید تضمین کننده منافع پایدار ایران باشد، نه اینکه کیان ایران را به خطر اندازد. کره شمالی بمب هسته ای دارد، اما نان ندارد.
صبر استراتژیک، جنگ یا صلح
User Image

نویسنده : صادق ملکی

صادق ملکی، کارشناس، استراتژیست و تحلیلگر ارشد مسائل سیاسی است.

مطالب بیشتر

دیپلماسی ایرانی: این روزها ایران تب دار است و هر آنکس که دغدغه ایران را دارد باید خواب را بر چشمان خود حرام کند. بدون ترس از هر اتهامی  برای حفظ ایران هر آنچه لازم باشد باید انجام داد. باید گفت و نوشت و اگر لازم بود فریاد زد. بعضاً فریاد صلح، بیش از فریاد جنگ جسارت می خواهد. امریکا، عراق نیست. درک موقعیت و ظرفیت، بخشی مهمی از موفقیت است. ما در طول تاریخ غافل از این اصل بوده ایم و نتایج آن هجوم مغول، ترکمنچای، جام زهر و برجام بوده است. بحران و تهدیدات امروز واشنگتن علیه ایران قابل قیاس با تهدیدات گذشته نبوده و جنس تهدید از جنس جنگ است. تداوم عدم درک شرایط و ظرفیت های متقابل ایران و امریکا در تقابل احتمالی، فردا می تواند به فرجامی تلختر از همه فرجام های گذشته منجر شود. نگاهی به نقشه جغرافیایی و درک موقعیت ژیواستراتژیک ایران، اثبات می کند که نابودی و پایان کیان تاریخی و جغرافیایی این سرزمین، آرزوی دشمنان و رقبای منطقه ای ایران است. نباید به عملی شدن آن فرصت داد. این روزها نباید خوابید. باید پیچیدگی های چند بعدی را درک کرده وارد دام فریب نشد. برای حفظ قامت ایران باید هر آنچه لازم است انجام داد. از ساده سازی بحران و تحلیل ساده باید دور شد. سخن، نوشته و تحلیل باید حاصل درد و مسئولیت باشد و باید در قبال آن پاسخگو بود. اینکه جنگی نمی شود خودفریبی ناشی ازعدم درک شرایط است. باید جسارت گفتن داشت، هر چند که خوش نیاید. 

تصمیم برای سایه انداختن بر تعهد ایران در برجام، انداختن سایه جنگ بر کشور است. حفظ تعهد برجام تضمین صلح است. حاصل صبر استراتژیک باید تضمین کننده منافع پایدار ایران باشد، نه اینکه کیان ایران را به خطر اندازد. کره شمالی بمب هسته ای دارد، اما نان ندارد. در خیال بمب هسته ای که قبلا آن را مشروع ندانسته ایم، دستیابی به آن نه تنها عامل بازدارنده نیست بلکه خود عامل بسیج جهان برای جنگی وسیع و تمام کننده علیه ایران خواهد بود. برای تغییر شرایط بحرانی باید رویکردها و سیاست ها را تغییر داد. ما با سست کردن و یا خروج از برجام  می خواهیم به جایی برگردیم که منتهی به بن بست شده بود و این خطاست. باید تغییر کنیم و اگر نکنیم تغییرمان خواهند داد. هنوز می توانیم خود مدیریت تغییر را داشته باشیم. باید در تصمیم استراتژیک به جای دلخوشی به افتراق انداختن در میان مقامات امریکا و یا جدایی اروپا از امریکا، با تیم "ب منفی یک" مذاکره کرد. دریابیم سست نمودن برجام، گل به خودیست. 

توجه کنیم امریکایی که با تحریم توانسته به اینجا برسد، با جنگ به کجا خواهد رسید. اگر عقبه سیاست خارجی متکی بر پشتیبانی داخلی است، کاش حداقل به همراه اعلام تصمیمات برجامی، در خصوص مسائل حاد داخلی در حوزهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی نیز بسته اصلاحات ساختاری ارائه می کردیم. تنها و تنها با مبارزه جدی و عملی با فساد در شرایط سخت تاریخی امروز می توان مردم را همراه کرد. 

ما به عنوان ایران نباید وارد تور آمریکا و متحدین منطقه ای آن شویم. سیاست حاصل دستورعمل مبتنی بر نگاه احساسی و یا ایراد سخنان سلحشورانانه نیست. عقل را گرفتار دالان تنگ مرید و مرادی نکنیم. اروپا، چین و روسیه از سایه انداختن بر برجام پشتیبانی نخواهند کرد. بدانیم در نقطه حساس و تعیین کننده، عراق نیز با مدنظر قرار دادن منافع خود، عمق راهبردی را که فکر می کنیم داریم محدود خواهد کرد. چشم ها را نبندیم. با بستن چشم ها روی واقعیت های حاکم بر صحنه سیاست، هیچ تغییری جز آنکه با باز کردن چشم ها اوضاع بدتر شود، رخ نخواهد داد. برای امریکا خروج یا سست کردن برجام نه تنها مهم نیست بلکه حداقل تندروها از آن استقبال می کنند. برجام نمرده اما اگر مرده باشد هم حفظ برجام از خروج از آن بهتر است. برجام نیمه جان با توجه به اینکه پشتیبانی سیاسی اروپا، چین و روسیه را به همراه دارد، می تواند بسترساز صلح باشد.

توجه کنیم بخش مهمی از مشکلات ما به عنوان مقام ایرانی یا ایرانی به طور عام، تحت تاثیر نگاه عظمت محوری به خویشی است که  نه به امروز بلکه به تاریخ دیروز تکیه زده است. این عامل به جای آنکه نگاه به جلو داشته باشد نگاه به عقب دارد وعامل در جا زدن و به بیراهه رفتن است. همه و در این میان مقامات ارشد کشور بدانند که ورود به ریسکی که می تواند قمار یک سر باخت باشد، رسم و رسوم کشورداری نیست. توجه کنیم در نظام بین الملل و منطقه چه می گذرد. حال که ما دانستیم وعده های اروپا در بعد اقتصادی محدود و چندان گره گشا نیست آیا باید خودکشی کنیم، یا باید روی مذاکرات بندهایی از شروط آمریکا که می دانیم روسیه، چین و اروپا هم در آنها با واشنگتن هماهنگ هستند فکر کنیم.

ما در بن بست میان جنگ و مذاکره، باید مذاکره را انتخاب کنیم. تصمیم استراتژیک باید به صلح منجر شود. تصمیم جدید برجامی ایران در واقع تغییر رفتار منتهی به جنگ است و صلح را می تواند دورتر کند. ما وارد مانوری شده ایم که ابزارقدرت نمایی ما را به چگونگی واکنش دیگران وابسته کرده است، در حالی که قدرت کشور باید بیش از همه از ظرفیت های درونی نشات بگیرد. قلدر، جنایتکار و... خواندن امریکا شاید روی بخشی از افکار عمومی ایران تاثیر بگذارد، اما روی عملکرد چین، روسیه و اروپا در قبال ایران تاثیر نخواهد گذاشت. 

خلاصه آنکه با توجه به شرایط خطیر کشور نباید در چرخه اقداماتی افتاد که نتیجه آن نابودی کیان ایران باشد. در جنگ احتمالی می توان به دشمن صدمه و ضربه زد اما با توجه به ظرفیت های طرفین بدانیم که نه امریکا نه متحدین آن مضمحل نخواهند شد. نگذاریم فرصت های آخر از دست برود. در شرایط ملتهب میان ایران  و امریکا بهانه و جرقه ای عامل جنگ شده و سرازیری جنگ بسیار پرشتاب و آنی خواهد بود. امریکا چهل سال است که صبر استرتژیک داشته است. خروج از برجام برای تندروهای امریکایی که چهل سال است مرگ بر آمریکا، تسخیر سفارت، دستان بسته ملوانان و... را تحمل کرده اند فرصتی برای انتقام خواهد بود. ما کربلائیم، اما کربلا در عمق خود یک تراژدیست.

کلید واژه ها: برجامایران و امریکاخروج امریکا از برجامکاهش تعهدات ایران در برجام


( ۱۸ )

نظر شما :

کامران ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۱۲:۴۹
آقای محترم سازش اینطوری بدتر از جنگ هست ما باید تمام داشته هایمان را بدیم فقط بخاطر جنگی که تز آن میترسیم.... سازش هزینه اش بیشتر از جنگ هست
خسرو ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۱۲:۵۰
تشخیص صحیح است باید تغییر کنیم وگرنه تغییرمان خواهند داد، تغییر عقلانه جسارت وواقع بینی میخواهد ، وتغییر سطحی که بخواهد دنیا را فریب دهد کارساز نیست ، پیشنهاد میکنم دولت برای مذاکره یا مقابله رفراندوم واقعی برگزار کند ، و کلا برای مناصب انتخابی شامل مجلس و ریاست جمهوری انتخابات زود رس برگزار شود وبطور کلی دمکراسی واقعی چاره ساز امروز وهر روز کشور است دریابیم که میخواهند به جای یک ایران بزرگ وقدرتمند چند ایران کوچک وضعیف را جایگزین کنند آنهایی که امروز ..
ساسان دهه هشتادی ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۱۳:۱۲
فرمودید امریکا صبر ۴۰ ساله داشته؟ بفرمایید در این ۴۰ سال چکار دیگری مانده که با این کشور نکرده است؟ این تفکر همان تفکری است که در زمان سلطان حسین صفوی حاکم بود و باعث شد ایران و اصفهان به دست افعانها تصرف شود . القای این تفکرات ایا در راستای منافع بیگانگان نیست؟
محمد ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۱۴:۲۰
واقعا تحلیل فوق العاده ای بود... متاسفانه آینده مردم و جوانان قربانی سیاسی کاری و شعار زدگی مسئولین شده....
سیدکاظم موسوی ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۱۹:۱۷
بجای مذاکره با تیم b-1 بهتر است با ترامپ و بولتون و همان ۱ مذاکره شود آنگاه ۲ بی دیگر سرجای خود خواهند نشست.
محمد ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۰۴:۱۲
از ترس مرگ خودکشی کردن تجویز همیشگی برخی از دوستان ماست. فقط کسانی می تونن در مورد آینده صحبت کنن که براش کاری کنن. برای ایجاد برجام هم از همین دست صحبت ها می شد ولی همه دیدند که برجام ما رو به کجا کشوند. تنها صحبت درست این مقال این بود که رقبای ما آرزوی نابودی ما رو دارند و جنگ و صلح بهانه ی اونه که برجام بزرگ ترین اثبات اونه. ما به سمت جنگ نباید بریم ولی گدایی صلح از جنگ هم برای آینده ایران بدتره بیاد داشته باشیم که هویت ایرانی و مردم ایران یکی هستن.