دستیابی به یک توافق هسته ای جدید امکان پذیر است؟ (بخش هفتم)

ترامپ معامله می خواهد، اما در جهت عکس گام برمی دارد

۱۸ بهمن ۱۳۹۸ | ۱۵:۰۰ کد : ۱۹۸۹۳۸۶ اخبار اصلی آمریکا پرونده هسته ای خاورمیانه
صنم وکیلی و نیل کویلیام از موسسه سلطنتی امور بین الملل چتم هاوس در تحقیقاتی تاثیرات کمپین اعمال فشار حداکثری دونالد ترامپ علیه ایران و قابلیت ها برای مذاکرات آتی را بررسی کرده اند. در این تحقیقات از ۷۵ مصاحبه غیررسمی و محرمانه با سیاست گذاران و تحلیلگران در ایالات متحده، ایران، فرانسه، آلمان، بریتانیا، روسیه، چین، ربستان سعودی، امارات متحده عربی و اسرائیل استفاده شده است.
ترامپ معامله می خواهد، اما در جهت عکس گام برمی دارد

نویسندگان: صنم وکیلی و نیل کوئیلیام

دیپلماسی ایرانی: با توجه به تنش های موجود و نزدیکی بیشتر برجام به فروپاشی، بسیاری از کارشناسان بر این باورند که سیاست «اعمال فشار حداکثری» واشنگتن در قبال تهران نتوانسته دستیابی به هدف بازگشت به میز مذاکره را تسهیل کند. کارشناسان در رابطه با سناریوهای موجود با یکدیگر اختلاف نظر دارند. برخی باور ندارند که چانه زنی و داد و ستد بزرگ با ایران ممکن است. برخی یک سناریوی برجام با اندک امتیازات بیشتر یا به عبارت دیگر ورژن 2 برجام را ممکن می دانند. برخی بر این باورند که توافق های جداگانه برای رسیدگی به مسائل هسته ای، موشکی و منطقه ای تنها را حل موجود است و برخی معتقدند که در این نقطه هیچ راه حل دیپلماتیکی وجود ندارد. در عین حال، بیشتر کارشناسان بر این مساله توافق دارند که انتخابات ریاست جمهوری 2020 مهمترین عامل زمانی تاثیرگذار بر تحولات است و نتیجه آن می تواند در احتمال برگزاری مذاکرات یا غیرممکن شدن آن تاثیر بگذارد.

سناریوی اول: چانه زنی و داد و ستد بزرگ

برخی از کارشناسان آمریکایی و ایرانی معتقدند که هنوز هم چانه زنی و داد و ستد امکان پذیر است. آنها می گویند که مسائلی همچون موشک های بالستیک، پویایی منطقه ای و تسهیل تحریم ها بر اساس محدودیت های کلیدی برجام حل نشده باقی مانده اند و از این رو، بن بست کنونی تنها از طریق توافقی گسترده تر بین تهران و واشنگتن از بین می رود.

در این سناریو، توافق جدید می تواند نسخه ای از توافق بزرگ سال 2003 باشد. کارشناسان معتقدند برای اعتمادسازی بیشتر در رابطه با چارچوب هسته ای، بندهای مربوط به غروب توافق قابل تمدید هستند، دسترسی بیشتر به سایت های نظامی هم قابل بررسی است و فتوای آیت الله خامنه ای علیه سلاح های هسته ای هم می تواند به قانون تبدیل شود. واشنگتن و تهران همچنین ممکن است بتوانند بر محدودیت موشک با برد 2هزار کیلومتری توافق کنند، اما تکثیر موشکی باید در چارچوب منطقه ای بررسی شود.

امکان مذاکره درباره مسائل منافع مشترک همچون ثبات در افغانستان و عراق هم وجود دارد. در رابطه با یمن همه طرفین خواستار پایان درگیری هستند و ایران احتمالا می تواند در ترغیب حوثی ها به صلح موثر باشد. در رابطه با سوریه هم روسیه می تواند مذاکرات صلح گسترده تر با مشارکت ایالات متحده را پیشنهاد دهد. طبق شرایط پیشنهادی در توافق 2003، حمایت ایران از حزب الله هم می تواند از نظامی به سیاسی تغییر شکل بیابد. در رابطه با اسرائیل، ایران می تواند بدون به رسمیت شناختن سیاسی آن، صرفا به یک توافق دوجانبه «خودداری از پیش دستی در حمله مرسوم نظامی» اکتفا کند. در عین حال، کارشناسان درخواست دولت ترامپ مبنی بر بازگشت ایران به غنی سازی صفر را غیرممکن می دانند، چرا که در برجام پیشتر با برنامه غنی سازی داخلی ایران موافقت شده است. یک کارشناس آمریکایی که به دلیل حساسیت موضوع خواست نامش فاش نشود، گفت: «خیلی مشکل است از ایران بخواهیم از امتیازی که قبلا گرفته دست بکشد.» حتی کارشناسان اسرائیلی هم درخواست برای متوقف شدن برنامه غنی سازی ایران را واقع گرایانه نمی دانند و معتقدند که اسرائیل باید به اطمینان یافتن از خودداری ایران از تولید سلاح هسته ای اکتفا کند. در عین حال، عمده کارشناسان بر این باورند که تنها ایالات متحده نفوذ و قدرت ارائه تضمین های امنیتی به ایران و تسهیل لازم تحریم ها را برای دستیابی به یک توافق گسترده تر دارد و اروپا صرفا بین دو طرف گرفتار شده و لزوما نمی تواند در گفت و گوها تاثیر گذار باشد و چین و روسیه هم ممکن است در نگرانی از عواقب مصالحه نسبی ایالات متحده و ایران برای خود، مانع از یک توافق دوجانبه شوند.

چالش های این سناریو برای واشنگتن

اگرچه شمار اندکی از کارشناسانی که دستیابی به توافق بزرگ در نتیجه استراتژی ترامپ در قبال ایران را ممکن می دانند، اما بسیاری از آنها (افراد مصاحبه شونده در این مقاله) یک سری دلایل برای شکست این سیاست گذاری تا به امروز و عدم امکان دستیابی به توافق بزرگ ارائه کرده اند که یکی از اصلی ترین آنها، اختلافات و رقابت ها در داخل دولت ترامپ بر سر سیاست ایران است. در حالی که رئیس جمهوری ترامپ آشکارا تمایل خود را به توافق با ایران اعلام کرده و از جمله، پیشنهاد دیدار بدون پیش شرط با رئیس جمهوری حسن روحانی را داده، اما اهدافی که اعضای دولت او دنبال می کنند به ظاهر متفاوت است. جان بولتون، مشاور پیشین امنیت ملی، و مایک پومپئو، وزیر خارجه، در قیاس با برنامه ترامپ برای توافق، تعهدات ایدئولوژیک بیشتری می طلبیدند و اهداف بالقوه بی ثبات کننده ای را دنبال می کردند. عدم هماهنگی بین وزارت دفاع و سازمان های اطلاعاتی ایالات متحده هم یکی دیگر از عوامل مشکل آفرین بوده است. این نبود وحدت در دولت ترامپ یکی از بسیار عواملی است که مانع از سرمایه گذاری ایران در مذاکره با ایالات متحده شده چرا که آن را بی نظم و از هم گسیخته می داند.

یک مساله دیگر که دستیابی به توافق بزرگ را دشوار می سازد، رویکرد «مجموع، صفر» در 12 خواسته پومپئو است. بسیاری از کارشناسان این فهرست را یک سری «موضع گیری های مذاکراتی» می دانند که اجماع بین المللی بر سر آنها دشوار است. شیوه رفتاری و بیان این خواسته ها از سوی ایالات متحده موجب نوعی موضع گیری دفاعی در ایران شده است. دولت ترامپ جدای از اعمال مجدد تحریم ها علیه ایران، در ماه مه 2019 از تجدید معافیت ها از تحریم های نفتی که می توانست مسیری به سمت مذاکره ایجاد کند نیز خودداری کرد. به رغم تاثیرات گسترده تحریم ها که رشد اقتصادی را معکوس و درد و رنج زیادی به دولت و مردم ایران تحمیل کرده، ایران هنوز رفتار خود را در منطقه تغییر نداده و به هیچ یک از دیگر خواسته های ایالات متحده هم عمل نکرده است. کارشناسان بر این باورند که سیاست اعمال فشار حداکثری یافتن راه حل برای ایران را که بتواند وجهه خود را نیز حفظ کند، دشوار ساخته است. سران ایران بارها همین مساله را اعلام کرده و گفته اند که لغو تحریم ها تنها چیزی است که باعث بازگشت آنها پای میز مذاکره می شود. (این مطلب ادامه دارد.)

منبع: چتم هاوس / مترجم: طلا تسلیمی

کلید واژه ها: توافق هسته ایبرجاماحتمال مذاکره ایران و آمریکادولت ترامپکمپین اعمال فشار حداکثری ترامپ علیه ایرانایران کنترااصول گرایان


( ۴ )

نظر شما :