نوسانات ارزی ارتباطی به اقتضائات کنونی حوزه سیاست خارجی کشور ندارد

تاثیر انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بر وضعیت اقتصادی کشور

۲۲ شهریور ۱۳۹۹ | ۱۸:۰۰ کد : ۱۹۹۵۲۸۶ اقتصاد و انرژی انتخاب سردبیر
نویسنده خبر: عبدالرحمن فتح الهی
محمد کهن دل در گفت وگو با دیپلماسی بر این باور است که هر چه به زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نزدیک‌تر می‌شویم دونالد ترامپ به دنبال افزایش فشار بر ایران در حوزه های مختلف، به خصوص در حوزه اقتصادی و معیشتی با پررنگ کردن سیاست فشار حداکثری و اعمال تحریم های بیشتر خواهد بود. بنابراین تا ۱۳ آبان و زمان برگزاری انتخابات اقتصاد کماکان و با شدت و ضعف درگیر این چالش خواهد بود.
تاثیر انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بر وضعیت اقتصادی کشور

دیپلماسی ایرانی -  با رصد قیمت ها در بازار ارز به نظر می‌رسد که دلار خود را آماده ورود به کانال ۲۶ هزار تومان می کند. در کنار آن قیمت های بی سابقه برای بازار خودرو و نیز سیر صعودی نرخ سکه و طلا نشان از این دارد که وضعیت اقتصادی کشور به نفطه نگران کننده ای رسیده است. اینها در حالی است که به موازاتش شاهد افت چشمگیر شاخص کل در بازار سرمایه طی یک ماه هستیم که با افزایش نگرانی ها، شکنندگی اوضاع را بیشتر از گذشته کرده است. در این میان برخی تحلیلگران اقتصادی اقتضائات کنونی حوزه دیپلماسی را موتور محرکه نوسانات بازار ارز و در کل حال ناخوش این روزهای اقتصاد کشور تلقی می کنند. دیپلماسی ایرانی در گفت وگویی با محمد کهن‌دل، عضو هیات علمی دانشگاه و تحلیل‌گر مسائل اقتصاد بین‌الملل به بررسی تاثیر پارامتر سیاست خارجی بر تحولات این روزهای اقتصاد کشور پرداخته است که در ادامه می خوانید:

قیمت دلار امروز شنبه مجددا در بازار بالا رفت و با رشدی ۱۸۰ تومانی به ۲۵,۷۵۰ (بیست و پنج هزار و هفتصد و پنجاه ) تومان رسید. قیمت سکه هم امروز روندی صعودی داشت و به  ۱۲ میلیون و یکصد هزار تومان رسید که نسبت به دو روز پیش، افزایش ۱.۲۳ درصدی پیدا کرد. در همین راستا نیز این روزها جنون قیمت ها در بازار خودرو بیداد می کند. به موازات آن شاهد افت شدید شاخص کل بورس طی یک ماه گذشته بودیم به گونه ای که شاخص کل از ۲ میلیون و ۱۰۰ هزار واحد به به یک میلیون و ۵۸۳ هزار واحد رسید که نگرانی های جدی را هم برای دولت ایجاد کرد. تداوم این افت شاخص ها هم به قدری پررنگ است که به نظر نمی رسد با اقدامات دولت برای مدیریت و کنترل بازار سهام اتفاق برای بازگشت شاخص ها به ۲ میلیون و ۱۰۰ هزار واحد روی دهد. حال در این میان برخی از تحلیلگران و کارشناسان حوزه اقتصادی حال ناخوش اقتصاد کشور را به دو عامل تبعات منفی ناشی از شیوع ویروس کرونا و مهمتر از آن اقتضائات حوزه سیاست خارجی با محوریت تنش واشنگتن با تهران وسنگین تر شدن سیاست فشار حداکثری گره می زنند. ارزیابی شما در این خصوص چیست؟ اساسا تا چه اندازه پارامتر سیاست خارجی می تواند در حوزه اقتصادی اثرگذار باشد؟

این سوال شما دو بُعد دارد و هر کدام از ابعاد آن باید به صورت کاملا جداگانه بررسی شود. اول اینکه پارامتر سیاست خارجی و دیپلماسی هر کشوری بر اقتصاد آن کشور اثر گذار است شکی در آن وجود ندارد. به هر حال یکی از عوامل موثر در کاهش و یا افزایش رشد اقتصادی کشورها به تحولات حوزه دیپلماسی بازمی‌گردد. من هم معتقدم که بعد از خروج ترامپ از برجام و اعمال مجدد تحریم ها و پیگیری سیاست فشار حداکثری، چالش های متعددی برای اقتصاد کشور به وجود آمده است و یقیناً بخشی از حال ناخوش اقتصاد این روزهای کشور هم به مسئله تحریم ها و تحولات حوزه سیاست خارجی بازمی‌گردد. در کنار آن تبعات منفی ناشی از شیوع ویروس کرونا نیز شرایط را پیچیده تر از گذشته و شدت فشارهای معیشتی را دوچندان کرده است. البته این نکته لازم به ذکر است که تبعات ناشی از شیوع ویروس کرونا تنها مختص به اقتصاد کشور ما نیست و چالش های متعددی را برای اقتصادهای بزرگ جهان از چین و امریکا گرفته تا کشورهای اروپایی ایجاد کرده است. پس این مسئله یک مسئله و معضل همگانی و جهان شمول است. اما در بُعد دوم من به هیچ عنوان پارامتر وضعیت سیاست خارجی و دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران و به خصوص مسئله تنش ایالات متحده آمریکا با کشور را در به وجود آمدن شرایط کنونی بازار ارز دخیل نمی دانم. شاهد این مدعا هم به ثبات نسبی بازار ارز در سال گذشته باز می گردد. اگر شما به سال گذشته و اقدامات واشنگتن در افزایش فشارها بر ایران و علی الخصوص اقدام مذبوحانه کاخ سفید در ترور سردار سلیمانی نگاه کنید می‌بینید تنش میان دو طرف به اوج رسید تا جایی که برخی زمزمه شکل‌گیری جنگ نظامی را میان ایران و ایالات متحده مطرح کردند، اما در همان دوران وضعیت بازار ارز با ثبات بود و شاهد افزایش نرخ مانند امروز نبودیم. پس قطعاً مسئله سیاست خارجی و دیپلماسی، حداقل در کوتاه مدت و در یک هفته اخیر عامل و موتور محرکه افزایش نرخ دلار و دیگر ارزها نیست، بلکه برای این شرایط باید دلایل را در داخل کشور جستجو کرد. یعنی ریشه نا بسامانی های اقتصادی کشور را باید در بستر ناکارآمدی های مسئولین دید. بنابراین نمی توان این مسئله را ناشی از تحولات حوزه دیپلماسی دانست چرا که اگرچه با شروع چند دور از تحریم ها و نیز برخی واکنش ها و اقدامات آژانس بین المللی انرژی اتمی، سازمان ملل و اتحادیه اروپا و به ویژه تلاش واشنگتن برای فعال کردن مکانیسم ماشه در شورای امنیت و زمزمه بازگشت قطعنامه های شش گانه علیه جمهوری اسلامی ایران،  سیاست خارجی کشور وارد مرحله حساس و ملتهبی شده است، اما قطعاً این وضعیت در بازار ارز متاثر از شرایط دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران نیست. کما این که بی شک جنون قیمت ها در بازار خودرو، سکه، طلا و مسکن هم ربطی به تحولات حوزه دیپلماسی ندارد. ضمن این که من معتقدم علیرغم کاهش درآمدهای ارزی به واسطه سقوط بهای نفت در بازارهای جهانی و نیز رکود اقتصادی ناشی از کرونا تا اندازه ای مسائل اقتصادی و به خصوص معیشتی مردم را درگیر کرده است، اما این عملکرد دولت و به خصوص بخش اقتصادی و در راس آن بانک مرکزی است که سبب شده اکنون بازار ارز به این وضعیت کشیده شود. 

از نگاه شما امسال که سال انتخابات ریاست جمهوری در ایالات متحده است نمی تواند اقتضائاتی متفاوت از سال گذشته برای حوزه سیاست خارجی و تشدید تنش واشنگتن با تهران و به تبعش پررنگ تر شدن چالش های اقتصادی کشور پدید آورد؟ به هر حال ترامپ برای پیروزی مجدد به برگ برنده انتخاباتی نیاز دارد لذا خود را به آب و آتش خواهد زد تا با افزایش فشارها بر ایران خود را فاتح این تنش دیرینه جا بزند؟

قطعاً هر چه به زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نزدیک‌تر می‌شویم دونالد ترامپ به دنبال افزایش فشار بر ایران در حوزه های مختلف، به خصوص در حوزه اقتصادی و معیشتی با پررنگ کردن سیاست فشار حداکثری و اعمال تحریم های بیشتر خواهد بود. بنابراین تا ۱۳ آبان و زمان برگزاری انتخابات اقتصاد کماکان و با شدت و ضعف درگیر این چالش خواهد بود. البته باید دید که نتایج انتخابات در این کشور چه خواهد بود؟ 

اقتضائات حوزه سیاست داخلی چطور؛ آیا امسال که سال منتهی به انتخابات ریاست جمهوری در ایران است نمی تواند حساسیت های رقابت میان جران ها، احزاب و شخصیت ها اقتصاد را هم درگیر کند؟
   
بله امسال سال منتهی به انتخابات ریاست جمهوری است و لذا سال حساسی برای رقابت های سیاسی است، اما نمی توان حساسیت های امسال را با حوادث و اتفاقات سال گذشته مقایسه کرد. به هر حال سال ۹۸، سالی بود که ما شاهد سیلی از اتفاقات و حوادث تلخ، ناخوشایند و در عین حال نگران کننده ای بودیم که می توانست اقتصاد کشور را به شدت تحت الشعاع قرار دهد در صورتی که امسال و در شش ماهه نخست برخلاف سال گذشته هیچ کدام از آن اتفاقات و تحولات سیاسی و اجتماعی روی نداد، اما برخلاف سال ۹۸ ما شاهدیم که دلار در ابتدای سال از کانال ۱۳ هزار تومان و در کمتر از چهار ماه به ۲۶ هزار تومان رسید. پس افزایش ۲ برابری نرخ ارز دلایلی غیر از تحولات سیاسی مربوط به انتخابات دارد. پیرو این نکات نباید این مسئله را هم نادیده گرفت که عملاً مدیریت داخلی می تواند شرایط و وضعیت بازار ارز را حتی در بستر وجود تحولات سیاسی، چه سیایت خارجی و دیپلماسی و چه سیاست داخلی کنترل کند. ولی متاسفانه باید اذعان داشت که در حال حاضر این کنترل و مدیریت از سوی بانک مرکزی و دولت به هر دلیلی اعمال نمی شود. در صورتی که باز تاکید دارم سال گذشته به مراتب سال ملتهب تر و حساس تری از امسال بود، اما دلار و اساساً بازار ارز به یک ثبات و پایداری رسیده بود. پس این دولت است که بنایی برای مدیریت بازار ارز ندارد. 

تاثیر و تاثر پارامتر تحولات مربوط به بورس را تا چه اندازه مسبب نوسانات ارزی می دانید؟

فعلا که متاسفانه شاخص سهام بازار سرمایه در کشور روندی کاهشی پیدا کرده که همزمان با سیر صعودی نرخ ارز در بازارهای داخلی است. بنابراین تداوم ریزش سهام در بورس می‌تواند مدیریت نقدینگی را به هم بزند که خود آفت بسیار جدی برای اقتصاد ناخوش کشور است. هم چنان که قطعاً یکی از دلایلی که برای افزایش قیمت ها در بازار ارز، سکه، طلا، خودرو و مسکن وجود دارد به سرگردانی نقدینگی و نگاه دلالی این نقدینگی به این بازارها باز می گردد. البته این رفتارها تا اندازه ای قابل توجیه است. به هر حال حق طبیعی مردم است که بخواهند در این اوضاع رکود و تورم برای حفظ سرمایه خود دست به خرید سکه، دلار، خودرو، زمین و مسکن بزنند. اما نباید این واقعیت هم فراموش کرد که این نگاه قطعاً شرایط این روزهای کشور را سبب خواهد شد که در آن گرفتار هستیم. ضمن اینکه بی برنامگی مسئولین هم مزید بر علت است. لذا اگر با تداوم ریزش شاخص کل و سیر نزولی شکل گرفته در بورس، نقدینگی از بازار سرمایه به سمت بازار ارز پیش رود که باید آن را محتمل دانست، در این صورت نقدینگی انباشت شده در بازار سهام می‌تواند با سرعتی چشمگیر در بازارهای مذکور وارد شده و نوسانات فراوانی را به اقتصاد کشور وارد کند. از این رو باید این احتمال را داد که رکوردهای جدیدی در بازار ارز، سکه و طلا زده شود و به تبع آن مجددا ارزش ریال در برابر سایر ارزها افت بیشتری پید کند. البته به دنبالش با افزایش تورم و رکورد ناشی از این مسئله ما شاهد کم رنگ تر قدرت خرید مردم و کوچک تر شدن سفرها خواهیم بود. در این صورت ما با شش ماهه دومی در سال ۹۹ روبه رو خواهیم شد که عملا می‌تواند اقتصاد کشور را درگیر موجی از تلاطم های بی‌سابقه کند. به خصوص آنکه کشور، هم با ویروس کرونا و هم با ویروس تحریم درگیر است. 

عبدالرحمن فتح الهی

نویسنده خبر

روزنامه نگار و کارشناس ارشد روزنامه نگاری سیاسی و عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی.

اطلاعات بیشتر

کلید واژه ها: محمد کهن دل رشد نرخ ارز بورس تحریم ایران ویروس کرونا انتخابات آمریکا انتخابات ایران


( ۷ )

نظر شما :

دانشجوی دکترا اقتصادبین الملل تربیت مدرس ۲۲ شهریور ۱۳۹۹ | ۲۰:۴۲
متخصص اقتصاد بین الملل تنها حرفی که نزدی تحلیل روندهای بین المللی اقتصاد از جمله روندهای سیاست بین الملل و تاثیرات ان بر کشور بود و تنها حرفی که زدی حرف انتخاباتی برای 1400 قیمت ها در نیمه دوم جوری بشکند که امثال شما هیچ اعتباری برایتان باقی نماند
مهدي ۲۴ شهریور ۱۳۹۹ | ۰۸:۳۱
به نظر می رسد دولت باید اولویت بندی کند و از ورود سیل نقدینگی به بازارهای حساس تر از لحاظ معیشتی مانند مسکن و ارز جلوگیری کند و نقدینگی را به سمت بازار سهام هدایت کند و با عرضه بیشتر سهام آن را عمق ببخشد تا هم از تورم جلوگیری شود و هم مردم سهام دار واقعی اقتصاد شوند.