پیروزی استراتژیک، شکست ژئوپولتیک

ترکیه از جنگ ارمنستان و جمهوری آذربایجان چه به دست آورد؟

۲۹ آذر ۱۳۹۹ | ۱۹:۰۰ کد : ۱۹۹۸۱۸۴ اخبار اصلی آسیا و آفریقا
اگرچه آذربایجان برای پیروزی خود مدیون ترکیه است، اما روسیه نقش خود را به عنوان نماینده قدرت منطقه ای حفظ می کند. در نتیجه، باید دید که روسیه زین پس منافع ترکیه را در سوریه و دیگر صحنه ها در نظر خواهد گرفت یا خیر. معلوم نیست که ترکیه بتواند از موفقیت خود در جمهوری آذربایجان برای پیشروی در دیگر صحنه ها استفاده کند.
ترکیه از جنگ ارمنستان و جمهوری آذربایجان چه به دست آورد؟

نویسنده: نیکلاس دنفورث

دیپلماسی ایرانی: گروه بحران بین المللی در سال 2011 نوشت اگر جنگی بین ارمنستان و جمهوری آذربایجان آغاز شود، ترکیه با خطر «درگیری» در جنگ مواجه خواهد شد چرا که «فشار افکار عمومی» احتمالا آنکارا را به سمت مداخله در حمایت از باکو «در مغایرت با منافع گسترده تر سیاست خارجی آن» سوق می دهند؛ در این مقاله اینطور نتیجه گرفته شد که مقامات ترکیه همه تلاش خود را برای ممانعت از «جنگ ایراوان-باکو» که «یک سناریوی وحشتناک» برای آنها خواهد بود، به کار می بندند. اکنون سال 2020 است و سیاست خارجی ترکیه به وضوح در یک دهه گذشته به شدت تغییر کرده. ترکیه نه تنها از مداخله در جنگ 44 روزه اخیر اکراه نداشت، که با شور و هیجان این کار را کرد چون با منافع تازه تعریف شده آن تطابق داشت.

وقتی جنگ آغاز شد، رجب طیب اردوغان، رئیس جمهوری ترکیه، اعلام کرد «با همه منابع و قلب خود» به حمایت از جمهوری آذربایجان ادامه خواهد داد. به گزارش رویترز، این حمایت با افزایش فروش سلاح از جمله معامله ای 77.1 میلیون دلاری در ماه سپتامبر همراه بود. ترکیه همچنین صدها جنگجوی شورشی سوری را برای تقویت جمهوری آذربایجان به خطوط مقدم جبهه منتقل کرد، اگرچه این اقدام بیشتر از آنکه در میدان جنگ سودمند باشد، با خشم بین المللی مواجه شد. همه این اتفاقات با تغییرات گسترده در سیاست خارجی ترکیه که به طور فزاینده در تغییر پویایی منطقه ای به نفع خود استفاده از نیروهای نیابتی را به استفاده از قدرت سخت اولویت می دهد، تطابق داشت. ترکیه با درک جهان درگیر هرج و مرج و چند قطبی شده، بر تمایل به اقدام مستقل یا حتی در مخالفت مستقیم با متحدان پیشین غربی در عین ایجاد رابطه همکاری و رقابتی با روسیه اصرار ورزید.

ترکیه در قفقاز سعی کرد فرمول خود برای مداخلات کم هزینه و با تاثیرگذاری زیاد که قبلا در شمال سوریه و لیبی اعمال کرده بود را تکرار کند. یک تفاوت اساسی در این بود که جمهوری آذربایجان یک شریک بسیار قوی تر نسبت به گروه های نیابتی ترکیه در لیبی و سوریه بود و از این رو، حصول دستاوردهای چشمگیرتر در کوتاه مدت را ممکن ساخت. با این وجود، ترکیه باز هم با همان مسائل، نگرانی ها و مخاطرات ناشی از مداخلات قبلی خود مواجه است.

جمهوری آذربایجان همواره از همدلی عمیق ترکیه، به ویژه در میان ملی گرایان راست گرا برخوردار بوده است. اما تا حدود یک دهه پیش، این همسویی ملی گرایانه با جمهوری آذربایجان با انگیزه های استراتژیک رقابت می کرد. پس از جنگ سرد رویکرد ترکیه در قبال روسیه و منطقه ای که پیشتر تحت کنترل آن بوده، محتاطانه بود. آنکارا ترجیح داد تا در مواردی که برای منافع خود ضروری می دانست، در هماهنگی با متحدان ناتو و محافظه کارانه عمل کند. بنابراین، در سال 1990 که جنگ بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان آغاز شد، ترکیه از درگیر شدن مستقیم خودداری کرد و حتی وقتی جنگ به نفع ارمنستان پیش رفت، ترکیه اقدامات خود را به بستن مرز با ارمنستان و آموزش افسران آذربایجانی محدود و از تلاش های دیپلماتیک برای حل منازعات پشتیبانی کرد.

اکنون یک دهه از آن زمان گذشته و رویکرد ترکیه در قبال منطقه قفقاز فعالانه و مستقل تر شده است. اما در عین حال، یک سری انگیزه های اقتصادی جدیدی هم وجود دارد که ترکیه را به صلح و ثبات علاقمند می سازد. افتتاح خط لوله باکو-تفلیس-جیحان در سال 2005 امیدها را به ادغام منطقه ای و تبدیل شدن ترکیه به یک قطب حیاتی و سودآور انرژی افزایش داد. این چشم انداز پویا که با سیاست معروف «مشکلات صفر با همسایگان» احمد داود اوغلو، وزیر امور خارجه سابق، در ارتباط بود، ترکیه را در 2009 به عادی سازی روابط با ارمنستان سوق داد. وقتی جمهوری آذربایجان با همکاری تندروهای ترکیه این طرح را بر هم زد، بسیاری در آنکارا از پیروزی تاسف بار ملی گرایی قرن بیستم بر منافع روشنگرانه قرن بیست و یکم سخن گفتند. 

در سال های بعد اما شماری از تحولات غیرمرتبط تفکر سیاست خارجی ترکیه را به جهتی متفاوت و تاریک سوق دادند. بروز جنگ داخلی در سوریه، بازگشت خشونت آمیز درگیری های کردهای ترکیه و کودتای ناموفق 2016، همگی در درک آنکارا از عملکرد در یک فضای خصمانه تر نیازمند واکنش تهاجمی تر تاثیر داشتند. این ادراک ترکیه را به سمت یک سری مداخلات نظامی سوق داد. ترکیه در سال 2019 به کمک دولت توافق ملی در لیبی شتافت و به آن در مقابله با حمله نیروهای تحت حمایت روسیه، مصر و امارات متحده عربی کمک کرد و در اوایل سال 2020 که نیروهای دولت سوریه مورد حمایت روسیه به آخرین مقر تحت کنترل شورشی ها در در ادلب حمله کردند، ترکیه در تلاشی نسبتا موفقیت آمیز سربازان و خودروهای زرهی خود را به خاک سوریه اعزام کرد. این مداخلات به نوبه خود یک پویایی رقابتی ایجاد کردند که در حال حاضر مشخصه روابط ترکیه و روسیه است. مسکو و آنکارا ابتدا در درگیری های نیابتی از طرف های مخالف حمایت و سپس برای مذاکره بر سر قطعنامه های صلح به هزینه بازیگران غربی، همکاری می کنند.

از این رو، حتی وقتی دستاوردهای ترکیه متحدان روس را خشمگین کرد، روسیه برای تضعیف نفوذ آمریکا و اروپا در سوریه و لیبی، مداخله ترکیه را پذیرفته است. به علاوه، شرایط اینطور نبوده که مسکو هیچ سودی نبرد چون اگر مجبور به مواجهه مستقیم نظامی با آنکارا می شد، همواره قدرت بیشتری داشت و این امر ترکیه را در برابر روسیه محتاط نگه داشت. با توجه به این پس زمینه، درگیری ارمنستان و جمهوری آذربایجان فرصتی به آنکارا داد تا روابط خود را با مسکو در یک صحنه جدید که در آن قدرت بیشتری دارد، گسترش دهد. آنکارا امیدوار است با تغییر آنچه گالیپ دالایی «تعادل آسیب پذیری» خوانده است، اهرم نفوذی در برابر مسکو به دست آورد که شاید بتواند از آن در سوریه یا مدیترانه شرقی به سود خود استفاده کند.

با این حال، حتی پیروزی آشکار جمهوری آذربایجان در میدان نتوانست مزایای ژئوپلیتیک خاص مد نظر ترکیه را فراهم آورد. روسیه به ترکیه پیشنهاد نشستن پای میز مذاکره را نداد و احتمال حضور صلحبانان ترک در ناگورنو-قره باغ را رد کرد. این بدان معناست که اگرچه حمایت های ترکیه امکان بازپس گیری مناطق اشغالی را برای جمهوری آذربایجان فراهم آورده، اما همچنان همکاری با روسیه برای این کشور اهمیت بیشتری دارد.

به طور خلاصه، اگرچه آذربایجان برای پیروزی خود مدیون ترکیه است، اما روسیه نقش خود را به عنوان نماینده قدرت منطقه ای حفظ می کند. در نتیجه، باید دید که روسیه زین پس منافع ترکیه را در سوریه و دیگر صحنه ها در نظر خواهد گرفت یا خیر. معلوم نیست که ترکیه بتواند از موفقیت خود در جمهوری آذربایجان برای پیشروی در دیگر صحنه ها استفاده کند. ترکیه با بحران اقتصادی شدیدی روبروست و مطمئنا از نظر مالی چه از طریق قراردادهای بازسازی و چه از طریق خریدهای انرژی ترجیحی، سود بیشتری کسب می کند. می توان جنگ جمهوری آذربایجان و ارمنستان را بیشتر از پیش درآمدی برای مداخله بیشتر ترکیه در منطقه قفقاز، نشان دهنده میزان بالای نفوذ آن در منطقه دانست.

منبع: ریسپانسیبل استیت کرفت / تحریریه دیپلماسی ایرانی 34

کلید واژه ها: ناگورنو ـ قره باغ جنگ ارمنستان و آذربایجان نقش ترکیه در قفقاز منطقه قفقاز نقش روسیه در منطقه


( ۱۹۱ )

نظر شما :

turk ۲۹ آذر ۱۳۹۹ | ۲۳:۴۲
و شماها به شدت از پیروزی آزربایجان و اتحاد دو برادر در عذاب هستین...و حمایت ترکیه از برادرش آزربایجان رو صرفا مادی تعریف میکنید در حالی که حمایت ترکیه از آزربایجان تنها جنبه معنوی و حس برادری دارد
T ۳۰ آذر ۱۳۹۹ | ۰۳:۴۵
به نظر من دولت ترکیه در فکر برتری ترک ها بر سایر اقوام از کردها تا فارس .ارامنه و حتی بعضی مواقع عرب هاست دولت ترکیه با تصرف و همچنین تغییر بافت جمعیتی مناطق به نفع خودش و نسل کشی در فکر امپراطوری ترک ها هست
امیر ۳۰ آذر ۱۳۹۹ | ۰۹:۱۱
بیشترین سود را روس‌ها و آذربایجانی ها بردند .اگر واقعیتها را در نظر بگیریم درآمد ترانزیتی گاز و خط آهن باکو تفلیس و جیهان به گرجستان قطع میشود در آینده ،و همچنین صلحبانان روسیه می‌تواند به بهانه های امنیتی یا ...از ترانزیت کامیون‌های ترکیه به شهرهای قره باغ و .... جلوگیری کند .هرچند ترکیه تمام امتیازهای بازسازی راه و بناها و...گرفت و توانست خود را به قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی و دریای کاسپین برساند و نیاز به ترانزیت از ایران نداشت (ارزانترین راه ترانزیت به خاک باکو و ترکیه ایران بود ) دود آن قطعا به چشم هم مرزیان آذربایجان ایران خواهد رفت آن راه آهن قدیمی هم تا بازسازی اجازه آن دست ترکیه خواهد بود .عملا باکو را مستعمره ترکیه قلمداد کنید سعی و تلاش و هزینه برای آنها بازخورد بدتر از غزه و حماس خواهند داشت ، فکر مناطق محروم سیستان و خوزستان شود بهتر و موثرترین است
شهنام ۳۰ آذر ۱۳۹۹ | ۲۱:۱۹
اولا قطار نخجوان به اذربایجان از جنوب ارمنستان و جنوب قره باغ میگذره که نیروهای روس اونجا حضور ندارن بعدشم بعد پنج سال نهایتا ده سال دیگه روس ها باید اونجارو ترک کنن و اینجاست که برنده اصلی ترکیه است بعدشم ترکیه متفق باکوست به خاطر منفعت از باکو حمایت نکرده همین که اذربایجان خاکشو از اشغالگران ارمنی ازاد کرد یه دنیا برای ترکیه ارزش داره چون دو کشور برادر هستن شما پانفارس ها هم به این چیزا فکر نکنین چون هرچقدر بیشتر فک کنین بیشتر عذاب میکشینو حسودی میکنین. یاشاسین اذربایجان یاشاسین ترکیه
رضا ۳۰ آذر ۱۳۹۹ | ۲۱:۵۸
در عالم سیاست هیچ گربه ای محض رضای خدا موش نمی گیره ما ایرانی ها سابقه قتل عام عمومی عثمانی ها در تبریز را فراموش نمی کنیم هم چنین اعدام دسته جمعی صد هزار ارامنه ترکیه
فرهاد ۳۰ آذر ۱۳۹۹ | ۲۳:۰۱
من خودم ترک هستم اما بعضی افراد سواد ندارند اذربایجان یک نام تاریخی چند هزارساله است حد اقل یه کم مطالعه کنید اوج بیسوادی نوشتن کلمه جعلی ازربایجان است
ایرانی ۰۱ دی ۱۳۹۹ | ۱۱:۴۸
به شهنام ،، بزرگوار نویسنده نیکلاس دنفورث هست که اصلا فارس نیست چه برسه به پان بودن ،،،، اتحاد گفته شده شما خیلی هم خوب ( منم ا ذریم ) دوست عزیز مطمئنم قرابت زبانی در همگرایی کشورها بسیار موثر هست و اثبات شدس اما قرابت فرهنگی معجزه میکنه و همیشه گفته شده همدلی از هم زبانی بهتر است ، یک سوال چرا هنوز مردم در باکو و گنجه و .... نوروز و شب یلدا رو جشن میگیرند باشکوهتر از حتی ایران ( دقت کنید در ترکیه هم جشن گرفته میشه اما بیشتر بین کردا و کمتر بین ترکا ) و چرا هنوز من با وجود اینکه هرگز به باکو سفر نکردم اگر امکانی باشه به صورت غریزی سفر به باکو رو مثلا به استانبول ترجیح میدم دوست عزیز ایران معجزه ملت فرهنگی هست بهش افتخار کنیم ،،، عوام فریب سطحی نگر و نادان نباشیم
در جواب شهنام ۰۱ دی ۱۳۹۹ | ۱۲:۳۷
روس‌ها کجا در قفقاز جنوبی یا اروپای شرقی جایی را ترک کردند (اورستیا آبخازیا کریمه و...) روسیه منتظر فرصت هرج و مرج در باکو است وقتی علیف به مخالفان حضور صلحبانان و پیمان آتش بس هشدار میدهد یعنی هر آن بهانه دست روس‌ها برای دخالت خواهد بود کریمه هم همین طور به تصرف روس‌ها در آمد منفعت ترکیه انتقال خط انرژی از دریای خزر و راه ترانزیتی به آسیای مرکزی است
آرش ۰۸ دی ۱۳۹۹ | ۱۸:۱۳
نگارنده متن فوق لطفاً مستندات خودش از حضور شورشی‌ها در جنگ قره‌باغ که به نفع آذربایجان جنگیده‌اند را رو کنه.