دلایلی که باعث شد از تحولات شمال غرب عقب بمانیم

ما و خواب آشفته قفقاز

۳۰ آذر ۱۳۹۹ | ۱۱:۰۰ کد : ۱۹۹۸۲۰۸ اخبار اصلی آسیا و آفریقا
احسان شاکری خوئی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: از قدیم الایام حضور ایران در هستی و تار و پودِ قفقاز، چنان درآمیخته بود که حتی بعد از درد و جراحتِ جنگ‌های ایران و روس و جدایی آن مناطق از ایران، به حضور معنوی فرهنگی و تاریخی مان تداوم داده بودیم. اما بر اساس غفلت، بی‌تدبیری و مشکله راهبرد روشن و عقلانی، حضورمان به غیاب و یا در خوشبینانه ترین صورت، به حاشیه رانده می شود.
ما و خواب آشفته قفقاز

نویسنده: احسان شاکری خوئی استادیار گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل دانشگاه آزاد اسلامی تبریز

دیپلماسی ایرانی: "پیشینیان ما گفته بودند که نفت نشان از آشفتگی ها و درگیری ها دارد. هر که نفت در خواب ببیند به مصیبتی گرفتار آید. نفت زن بی حفاظِ بلایه کار است که سر کردن با او دشوار است. اگر از دست بگذاری و غفلت کنی چه ها که نکند! نفت مال حرام بی سرانجام است. بدنامی دارد و عاقبت ندارد. خواب نفت خبر می دهد که گرفتاریِ سیاسی در راه است! ما می گفتیم که این حرف ها خرافات است. می گفتیم این مدعیان تعبیر خواب در دنیای قدیم گرفتار اوهام خویش بوده اند. نفت و فساد و بدبختی؟ نفت و جنگ و زد و خورد؟ این حرف ها یعنی چه؟ از آن گاه که در اوایل قرن بوی نفت از این منطقه برخاست دیدیم که پیران ما راست می گفته اند و آن گاه که در اواخر قرن درهای دوزخ بر فراز خلیج فارس باز شد و غریو سهمگین آتشبارها و نهیب سقوط موشک ها سایه وحشت و مرگ بر آب های نیلگون افکند، نه تنها مسافران هواپیمای ایرباس که همه ماهیان دریا و اشتران صحرا و نخلستان های بصره و نیزارهای بطایح نیز دریافته اند که نفت چگونه ممکن است به جنگ و زد و خورد و آفت و بلا تعبیر شود!" بر گرفته از اثر خواب آشفته نفت/ استاد محمد علی موحد 

در هفته‌های اخیر در یکی از مناطق مهم جهان (قفقاز و قرا‌باغ) شاهد رخدادی مهم بودیم که نقشی تعیین کننده در معادلات منطقه‌ای داشت. از قضا، این منطقه در هم جواریِ جمهوری اسلامی ایران و در حوزه منافع ملی و نفوذ کشورمان واقع شده است. به دلایل مختلف ژئوپلتیکی، اقتصادی، امنیتی و تاریخی، سهم و حقِ ایران در تعیین معادلات این منطقه، اگر بیشتر از دیگر بازیگران نمی بود لااقل می بایست هم ترازِ آن ها قرار می گرفت. اما گویی ناکامی‌ها و نوستالژی قفقاز در اثر غفلت، بی توجهی و بی تدبیریِ مجموعه تصمیم‌سازان، تصمیمی گیران و مجریانِ کشور، تمامی ندارد. عملکرد و کارنامه سیاست خارجی و دستگاه دیپلماسیِ جمهوری اسلامی ایران در این منطقه حیاتی، گویا جز خاطر پریشانی و سردرگمی، دستاورد چندانی عایدمان نکرده است. نگارنده، ضمن علاقه به سرنوشت کشور – ملت ایران، خوفِ غیبت ایران در معادلات حیاط خلوت خویش را دارد. 

از قدیم الایام حضور ایران در هستی و تار و پودِ قفقاز، چنان درآمیخته بود که حتی بعد از درد و جراحتِ جنگ‌های ایران و روس و جدایی آن مناطق از ایران، به حضور معنوی فرهنگی و تاریخی مان تداوم داده بودیم. اما بر اساس غفلت، بی‌تدبیری و مشکله راهبرد روشن و عقلانی، حضورمان به غیاب و یا در خوشبینانه ترین صورت، به حاشیه رانده می شود. مزیت های امنیتی، اقتصادی، سیاسی و ژئوپلتیکی و حتی تاریخی و تمدنی قفقاز، یکی پس از دیگری برای مان در حال از دست رفتن است و ظاهرا، تقدیری جز تماشاگری برای خود، برنگزیده ایم. معضل راهبرد و چشم اندازِ بلندمدت، عدم شناختِ دقیقِ واقعیت‌های منطقه و اسارت در توهمات، نقش ایران را از بازیگری فعال و هوشمند، به تماشاگری منفعل و بی‌خاصیت تبدیل کرده است. در ادامه به خطرات و مخاطراتِ خودافکنده مان، در این منطقه اشاره می‌شود. 

رشته کوه‌های قفقاز به طول حدود ۱۵۰۰ کیلومتر از دریای سیاه تا دریای خزر کشیده شده است. جمهوری آذربایجان، ارمنستان، گرجستان، قراباغ کوهستانی (داغلیق قاراباغ)، آبخازیا و اوستیای جنوبی در جنوب این رشته‌کوه، قفقاز جنوبی را شکل داده است. در قفقاز شمالی و در درون فدراسیون روسیه، جمهوری هایی نظیر چچن، داغستان، اوستیای شمالی، اینگوشتیا و... واقع شده اند. منابع سرشارِ کشف شده و نشده دریای خزر، که به نقلی سومین منابع انرژی جهان را در بر می گیرد، بر اهمیت این منطقه افزوده است. 

مزیت های قفقاز محدود به حوزه ژئواکونومی نبوده بلکه در دوران جنگ سرد و بعد از آن حیاط خلوت اتحاد جماهیر شوروی و در حال حاضر روسیه است. این منطقه در کریدور اورآسیا قرار دارد و اروپا را از طریق دریای خزر به آسیای میانه و آسیای شرقی متصل می کند. به دلیل اهمیت استراتژیک این منطقه، بازیگران قدیمی و تازه واردی در معادلات قفقاز سهم آفرین بوده‌ و شده اند. روسیه، ایران، ترکیه، آمریکا، اتحادیه اروپا (خصوصاً فرانسه)، اسرائیل و حتی عربستان، قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای حاضر در قفقاز و خصوصاً مناقشه قرا‌باغ (میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان) هستند. گوناگونی و تعارض منافع بازیگران مختلف، تامین منافع ملی و حداکثر سودِ بازیگران را با مشکل مواجه ساخته است. 

پرسش اساسی این که جمهوری اسلامی ایران به دلیل ظرفیت های بالقوه و بالفعل فراوان، چه بهره ها و استفاده هایی از مناقشه و معادله منطقه برده است؟ ایران از زمان استقلال این جمهوری ها خصوصاً در آذربایجان و ارمنستان (از سال ۱۳۷۰ خورشیدی) چه کاشته و چه می خواهد برداشت کند؟ آیا بازخوردهای واقعی و نه احساسیِ اقدامات و اظهارات خود را در این منطقه رصد کرده است؟ 

با نگاهی به وضعیت منطقه قفقاز و خصوصاً در خصوص آذربایجان، قراباغ و ارمنستان در طول ۳۰ سال اخیر و بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، جمهوری اسلامی ایران از جهات ایدئولوژیک، تاریخی، فرهنگی، تمدنی، اقتصادی، نفوذ سیاسی، جذابیت و قدرت چانه‌زنی، اگر نگوییم بازنده بزرگ و دستِ خالی، بلکه سرگردان، حیران و گم گشته بوده است. شاید دست آوردهای ظاهری و یک سری حرکت های نمایشی و لبخندهای دیپلماتیک، خلاف این ادعا باشد ولی دستاوردها، با تجسد عینی و ملموس سنجیده می شود نه با هیاهو و صورت بزک کرده. علی رغم مساعدت های سیاسی، مالی، نظامی و مستشاری ایران به جمهوری آذربایجان و ارمنستان، به سیاهه ای از ناکامی های سی سال اخیر می‌پردازم.

1. کنار گذاشته شدن ایران از قرارداد قرن. در این قرارداد بدون تعیین کامل رژیم حقوقی دریای خزر، شرکت دولتی نفت جمهوری آذربایجان (سوکار) با دولت ها و طرف های مختلفی در استخراج و ترانزیت نفت، مشارکت کرد. طی تفاهمی که در ۱۹۹۴ منعقد شده بود این شرکت ۵ درصد از سهمش را می بایست به ایران واگذار می کرد. عملاً در مهر ۱۳۷۵ ایران از این معامله حذف شد. این در حالی بود که رقبای ایران، نظیر: ترکیه، اروپایی‌ها و امریکا در این کنسرسیوم مشارکت کردند و دست ایران از منابع دریای خزر کوتاه شد.

2. خط لوله انتقال نفتِ باکو- تفلیس- جیهان (با نقش آفرینی آمریکا و ترکیه)؛ انرژی ترکیه و اروپا را بدون وابستگی به نفت خاورمیانه میسر ساخت. در این طرح بسیار مهم، مسیرهای ترانزیتی از ایران و روسیه هم پیشنهاد شده بود. مسیر عبوری از ایران، به صرفه اقتصادی بوده و منافع سیاسی، اقتصادی و امنیتیِ خوبی عایدمان می کرد. جمهوری اسلامی ایران در این مصاف، قافیه را به نفع آمریکا و اروپا و ترکیه و... باخت.

3. گرایش روزافزون دولت – ملت آذربایجان به رقبا و مخالفان جمهوری اسلامی ایران اعم از ترکیه، اسرائیل و ایالات متحده آمریکا؛ بنا به آماری، اسرائیل حدود ۴۰ درصد انرژی خود را از آذربایجان تامین می‌کند و در مقابل این کشور سومین وارد کننده اسلحه از اسرائیل در ۲۰۱۷ بوده است. روابط اقتصادی، نظامی، امنیتی و سیاسیِ روز افزون آذربایجان و اسرائیل، برگ برنده ایران در مرزهای اسرائیل (حزب الله لبنان) را تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهد. از طرف دیگر ترکیه در رقابتِ منطقه‌ای خود با ایران، ضمن محدود کردنِ نفوذ ایران در آذربایجان، حوزه نفوذ و عمق راهبردیِ خود را از آناتولی به سوی دریای خزر و از آن جا به آسیای مرکزی گسترش می‌دهد. ترکیه به عنوان بزرگترین سرمایه‌گذار خارجی در آذربایجان و دومین صادرکننده به جمهوری آذربایجان با دستیابی به انرژی و نفت دریای خزر و گسترش نفوذ فرهنگی و سیاسی خود، به دنبال تحقق بخشی به ایده (یک ملت و دو دولت) حیدرعلی اف است. آمریکا و اتحادیه اروپا نیز با نفوذ در قفقاز و خصوصاً جمهوری آذربایجان و گرجستان و تا حدودی ارمنستان، ضمن مهار ایران و اسلام گرایان، گسترش حوزه جغرافیاییِ ناتو به مرزهای شمالی ایران و دریای خزر، و نیز استفاده از انرژی خزر، حمایت از اسرائیل را دنبال می‌کنند. این ها مخاطراتی است که وضعیت جمهوری اسلامی ایران را رفته رفته بغرنج تر می کند.

4. با نفوذ اسرائیل در قفقاز و عادی سازی روابط این رژیم با اعراب حاشیه خلیج فارس، دو کمربند شمالی و جنوبیِ ایران، تحت نفوذ عنصر ترکی- عربی- اسرائیلی قرار می گیرد. به این مجموعه، تفکر سلفی و بنیادگرا نیز اگر اضافه گردد عملاً در نوار شمالی (خزر) و جنوبی (خلیج فارس) ایران با محاصره عناصر یاد شده قرار می‌گیرد. این حصر، تبعات شدید امنیتی، سیاسی، اقتصادی و البته فرهنگی را تحمیل ایران خواهد کرد.

5. در مناقشه اخیر آذربایجان و ارمنستان که به جنگ در منطقه قرا‌باغ منجر شد دولت جمهوری آذربایجان فاتحانه بسیاری از مناطق اشغالی خود را بازپس گرفت و مناطق مرزی با ایران را نیز زیر پرچم خود آورد. اگرچه در این اتفاق، حمایت آشکار ترکیه از آذربایجان، هم در سیاست‌های اعلامی و هم اعمالی نقش مهمی داشت اما حمایت امریکا و اسرائیل و به نظر نگارنده مهمتر از همه، چراغ سبز و حمایتِ نهانی روسیه، نقش تعیین کننده داشت. فارغ از نگاه احساسی و ایدئولوژیک در اقدام آذربایجان به بازپس‌گیری مناطق اشغالی خود، ایران در هیچ کجای این معادله قرار نگرفت! اقدامات دیرهنگام و کم اثر وزارت امور خارجه در ارائه طرح ایران، علاوه بر جنبه نمایشی، نوشدارو – اگر بتوان چنین عنوانی را به کار گرفت – بعد از مرگ سهراب بود. در مناقشه قراباغ ضمن آن که ارمنستان نسبت به موضع گیری های هیجانی و ایدئولوژیک بازیگران غیر رسمی و رسمی در ایران بی اعتماد شد جمهوری آذربایجان و بازیگران بزرگ پشت مناقشه قرا‌باغ برای ایران، سهمی قائل نشدند. حتی به جز افکار عمومیِ بخشی از ایرانی‌ها و آذربایجانی های ایران و مردم جمهوری آذربایجان، باز پس گیری مناطق اشغالی، اقدامی دینی اسلامی و بازگشت خاک اسلام به اسلام تلقی نشد.

6. در مناقشه قرا‌باغ، دولت روسیه نشان داد که نگاهی استراتژیک به جمهوری اسلامی ایران ندارد و حتی در حیاط خلوت خود، ایران را به بازی نمی گیرد.

7. از شکاف ها و مسائل قومیتی و چالش های هویت طلبی که بخش مهمی از آن ناشی از غفلت از واقعیت های قفقاز است عبور می کنیم و به همین اشاره کفایت می شود. 

دلایل ناکامی ها و تعبیرهای خواب آشفته قفقاز برای ایران به دلایل عدیده‌ای برمی‌گردد که رئوس آنها به ترتیب زیر هستند: 

-    جدی نبودن مسائل قفقاز برای مسئولان و دستگاه سیاست خارجی ایران. 
-    نداشتن درک درست از واقعیت‌های تاریخی، قومی و اقتصادی منطقه قفقاز. 
-    سرمایه‌گذاری‌های یک سویه و یک ‌جانبه در مسائل هویتی شیعی که گاه به تضعیف جریان‌های شیعه در قفقاز انجامیده و یا حساسیت سایر بازیگران را برمی‌انگیزد. 
-    فقدان راهبرد و چشم‌انداز منطقی و معقول نسبت به قفقاز. 
-    انفعال و انتخاب نقش تماشاگری و یا بازیگریِ غیر موثر در قفقاز. 
-    درک نادرست و غیر واقعی از رابطه دولت – ملت در جمهوری قفقاز و خصوصاً در جمهوری آذربایجان. 
-    آشفتگی و ناهماهنگی میان سیاست‌های اعلامی و اعمالی. 
-    عدم هماهنگی اقدامات و موضع‌گیری‌های رسمی وزارت امور خارجه و حاکمیت، با اقدامات و مواضع ذی‌نفوذان و نخبگان محلی و منطقه‌ای در آذربایجان ایران. 
-    احساسی، هیجانی و کف خیابانی کردن قواعد و اصول دیپلماتیک. 
-    بهره‌گیری ضعیف از دیپلماسی عمومی و ظرفیت‌های تاریخی، تمدنی و فرهنگی ایران در قفقاز. صرف تاکید بر علایق مذهبی و شیعی که گاه به صورت عریان اعمال شده و حساسیت ها را به جای منافع ملی برانگیخته، نمی تواند بازگو کننده تمام ظرفیت های ایران باشد. 
-    نداشتن راهبرد مناسب در قبال بازیگرانی چون روسیه، آمریکا، اتحادیه اروپا، ترکیه و جمهوری آذربایجان. 

نگارنده سعی و اهتمام داشت با نیتی دردمندانه و به دور از فضای احساسی و ارزشی، تصویری تراژیک و آسیب شناسانه از وضعیت ایران در قفقاز ارائه کند. باشد که عاقلان و تصمیم‌گیران امر، با حس مسئولیت میهن دوستانه نسبت به وظیفه تاریخیِ خود، داغی دیگر را رقم نزنند. داغ جنگ های ایران و روس در منطقه قفقاز، هنوز از خاطره جمعی مان زدوده نشده است.

کلید واژه ها: منطقه قفقاز قفقاز آذربایجان ارمنستان جنگ ارمنستان و آذربایجان مناقشه قره باغ ایران و آذربایجان ایران و ارمنستان ایران و قره باغ ایران و روسیه روسیه ترکیه


( ۲۱ )

نظر شما :

علی ۳۰ آذر ۱۳۹۹ | ۱۱:۴۳
تحلیل درستی بود ولی نهایتاٌ تصمیم گیرندگان بدون توجه به گوشزدهای متخصصین و افراد صاحب نظر همان رویه ی قبلی دوری را پیش گرفتندوبه نظر می آید هر چقدر در مورد قفقاز واهمیت آن گفته شود سیاسیون از راه اشتباه خود بر نخواهند گشت . درحالی این موقعیت استراتژیک که با وجودآذربایجان ایران و وابستگی های فرهنگی و زبانی جمهوری آذربایجان ، یک امتیاز فوق العاده و یک موقعیت کم نظیر برای کشور ما از دست رفت که رقبای ایران چنین امتیازاتی نداشتند . در تورکی مثلی است که می گوید : سئل همشه کوتوح گتیرمز ، یعنی سیل همیشه تنه ی درخت را به ارمغان نمی آورد . با این وجود بازهم به جای استفاده از این موقعیت برای استحکام و پیشبرد روابط با آذربایجان وترکیه ، با بهانه قراردادن خواندن یک شعر از این دوکشور دور دورتر شد . به نظر دستهایی در حاکمیت شب و روز به فکر این است که نگذارد روابط دوستانه ای با کشورهای تورک همسایه داشته باشیم . حاکمیت باید بداندوجود تورکهای آذربایجان ایران نه به عنوان تهدید ، بلکه گارانتی امنیت ایران است و دور نگه داشتن آنها از هم زبانان در دیگر کشورها مانند آذربایجان و ترکیه و دیگر کشورهای تورک راهکار نادرستی است وانکار وجود تورکها درایران یا آذری نامیدن آنها مسئله را پیچیده تر می کند .
خسرو ۳۰ آذر ۱۳۹۹ | ۱۲:۴۰
این تحلیل منطقی و عقلی است امیدوارم کارشناسان وزارت خارجه مطالعه کرده و نظرشان را بدهند ، جنگ تمام شده و توازن نسبی برقرار است اکنون زمان برنامه ریزی منطقی و علمی ، برای تامین منافع ملی با توجه به امتیازات اشتراک تاریخی و فرهنگی با مردم آذربایجان است
سمیر ۳۰ آذر ۱۳۹۹ | ۱۲:۵۳
ایران چه باید میکرد ؟؟؟!!!قبل جنگ قره باغ ،باکو عملا مستعمره ترکیه و اسراییل شده بود (وزیر کشاورزی آذربایجان اصالتا یهودی و در دانشگاه اسراییل فارغ التحصیل شده و مهره مهمی اسراییل در باکو است ).ذاتا باکو ضدیت با ایران در عمل نشان داده (از پرواز پهباد و ساقط شدن آن در حوالی نطنز و انتقال جمشیدی فشی (قاتل و تروریست شهریاری و سایر شهدای هسته ای ) متاسفانه مردم باکو قومیت و نژاد را بر مذهب ترجیح دادند(تحت تاثیر افکار پانترکیسم قرار گرفته اند) سیاست و عملکرد باکو ,جلوگیری از ارتباط مذهبی و مردمی اذربایجان با ایران بوده (سخت گیری در صدور گذرنامه و بازجویی از مسافران زیارتی قم و مشهد و...) ادعای ارضی و تاریخی سیستماتیک به ایران در مدارس (نقشه توهمی و خیالی آنها و تمدن و پیدایش ترکها گره زدن به ترکیه ) پیشنهاد :اگر ۱درصد هزینه ها در هرات و بلوچستان و ...می‌کردید تا به حال ۱۰۰برابر دریافت می‌کردید هزینه و تلاش در باکو و ترکیه و فلسطین نه دستاورد و نه آثاری جز دشمنی و بدبینی و ادعای مذهبی و تاریخی داشته است.ترکیه و باکو عملا از دست ایران رفته اما عده‌ای نمی خواهند باور کند چرا ؟؟؟!!!آینده نشان خواهد داد اسراییل اینده و اصلی ترکیه و مستعمره اش باکو است و این غفلت را با خون خود جبران خواهید کرد .....
سورنا تبریزی ۳۰ آذر ۱۳۹۹ | ۱۴:۴۳
ما آنچنان درگیر جنگ سیاسی-اقتصادی-رسانه ای با محور امریکا-اسرائیل در کشورهای عربی و داخل کشور شده ایم که توان و تمرکزمان از قفقاز , شبه قاره هند , آسیای میانه و کردستانات مغفول مانده. ما فراموش کرده ایم علاوه بر مرزهای جنوب غربی به نقاط دیگر توجه کنیم . دوره ی دولت بایدن وقت مناسبی است برای ایجاد بستر مشترک برای تعامل با امریکا و قوم یهود. آنگاه میتوانیم به هم تباران آذری و تاجیک و اردوزبان و کرد توجه بیشتر و دقیق تری داشته باشیم و زمینه ی عمق استراتژیک همه جانبه برای ایران ایجاد کنیم .
رضا ۳۰ آذر ۱۳۹۹ | ۱۷:۰۳
هرکشور باید برای توسعه ازدرون خود شروع کند وسپس حوزه نفوذ خودراگسترش دهداما درایران ازهمسایگان خود غفلت می کنیم در عوض می خواهیم با ونزوئلا روابط برقرار کنیم نتیجه آنکه نه می توانیم ونزوئلا را داشته باشیم وهمسایگان ما هم کم کم جری تر وپرروتر شده وحتی اسامی تاریخی چون خلیج همیشه فارس را به نام دیگرمی خوانند یا ادعای ارضی دارند یا هنوز مادرکشورمان به خاطر رانت دولتی وصنایع ورشکسته کلی بدبخت وفقیر داریم ولی ادعای کمک به مستضعفان جهان داریم به قول دکتر رنانی باید گفت درمغز مسئولان ما چه می گذرد یا ..............
علی ۳۰ آذر ۱۳۹۹ | ۱۹:۳۷
مسئولین بایستی از ظرفیت ترکهای داخل کشور بعنوان فرصتی برای ارتباط با کشورهای آزربایجان و ترکیه و کشورهای آسیای میانه که اغلب ترک زبان هستند استفاده کند حتی می تواند در خواست عضویت در شورای کشورهای ترک را بدهد و از ظرفیتها و پتانسیل های اقتصادی آنها بهره ببرد یعنی قرابت و اشتراکات ما به اندازه مجارستان هم نمی باشد تا کی می خواهید از ارتباط با کشورهای ترک زبان واهمه داشته باشید
امیر ۳۰ آذر ۱۳۹۹ | ۱۹:۵۶
علی جان یا شاید خسرو باشی (این کلمه گارانتی امنیت ایران را در مقاله ای دیگر در این سایت نوشتم که خسرو هم همین کلمه آورده بود )تا زمانیکه ترکیه و باکو دست از توهم و نقشه خیالی و امپراتوری قومیتی و نژادی با حربه زبان مشترک بر ندارند چسب و روز علیه ایران بمباران خبری نکند هیچ نرمشی نیست و هیچ دستی در کار نیست فقط خویستنداری و بزرگواری ایران باعث سو برداشت ترکیه و باکو شده بود ،این حرکت اردوغان نشان داد با وجود تبلیغات و سرمایه گذاری ترکیه و باکو بر زبان قومیت و نژاد هنوز اقوام یکپارچه هستند با تمام تمایزات فکری قومی و زبانی،وابستگی نه (تشابهات) فرهنگی و زبانی ایران با اکثر همسایگانش خود دارد نه فقط ترکیه و باکو (ترکمنستان مختوم قلی و هم زبانان ترکمنی ایران .پاکستان اقبال لاهوری و...) چرا حالا با کشورهای ترک همسایه (با کشورهای عربی پاکستان و افغانستان و..) که به سیاست عدم استقلال آنها بر میگردد هنوز فراموش نکرده‌ام اولین کشور که مرز تجاری و زمینی با ایران به بهانه کرونا بست ترکیه بود(خسارت هنگفتی به کالاها و تجار ایرانی زد ) و با چه آب وتابی تعداد فوتی ها و مبتلایان را زیر نویس و گزارش تلویزیونی میکردند انگار فقط ایران در خاورمیانه تنها گرفته بود و غیر مستقیم هم ایران را باعث انتشار آن معرفی میکردند.(اوایل انتشار ویروس در چین روزنامه بنی شفق ترکیه گردشگران چینی را ۵۰۰هزار نفر اعلام کرد که ۲۰۰۰هزار نفر آن از ووهان بودند که از ترکیه دیدن کردند) و دیگر مسایل که زمانی است گفتنش فقط بدان آن هویت قومیتی و نژادی که ترکیه و باکو شب و روز با تبلیغات خود انجام میدهند (ترک نژادی )در همان باکو مخالفانی داشت (اقرار علی یف و آراز علی یف در اینترنت جستجو کن مطالب مفید دستت میآید ) هویت شما آذری است و خواهد بود
در جواب علی ۳۰ آذر ۱۳۹۹ | ۲۰:۰۹
آن به اصطلاح شورای ترک زبانان حتی حاضر به محکومیت ارمنستان در قره باغ نشد (صدای حزب پانترکیسم حرکت ملی دولت باغچه ای در آمد ) ایران از قوم یا کشوری واهمه ندارد اما بسیار نگران است.این شورای دست پرورده ترکیه و قزاقستان برای سروری و بزرگی (برادر بزرگتر ) بر ترکهاست آیا ایران با آن همه سابقه تمدنی چندین هزار ساله حاضر است معنویات و سیاست این دو کشور که تشکیل آنها با فروپاشی عثمانی و شوروی بوده (ترکیه ۹۷سال قزاقستان ۲۸سال) ترکیه و قزاقستان ابدا موافق عضویت ایران باشد در این شورا دلایل سیاسی اقتصادی و رقابت آنها مانع میشود.حکومتهای ترک به ایران به چشم سرور نگاه میکردند چنانچه که در فرهنگ و تمدن و زبان ایران ذوب شدند (مثال آنها استاد اورتایلی ترک شناس مشهور در برنامه تلویزیونی ترکیه )
علی ۳۰ آذر ۱۳۹۹ | ۲۰:۳۹
تا وقتی که تفکراتی امثال امیر و کاربر ۲۰:۰۹ در سیاست خارجی ما حاکم باشد که سیاست‌های ترک هراسی و انکار هویتی ترکان ایران را در پیش بگیرند دیگران را جدید و خودشان ازلی فرض کنند و واقعیتهای موجود را در نظر نگیرند و در بوستان‌ها سیر کنند هیچ تغییری حاصل نخواهد شد این تفکر عین نژاد پرستی است
در جواب سمير ۳۰ آذر ۱۳۹۹ | ۲۱:۰۵
سمیر ، امیر ، یاشار ، ابراهیم ، محمد رضا ،علی ، ایرج ، جامی . نمیدانیم به چه اسمی شما را خطاب کنیم ،))))) واقعا از اینهمه نامی که برای خود گذاشتی خسته نشدی!!
عبدالرضا ۳۰ آذر ۱۳۹۹ | ۲۱:۱۳
البته ترکیه 98 سال تاریخ جمهوریت دارد که ایران 40سال جمهوریت دارد از نظر تاریخی هم از 2600 سال تاریخ ایران 1600 سال ترکها در ایران حکومت داشتند وبسیاری از دانشمندان و ادبا ومو سیقی دانان ترک بودند حالا به این اضافه کنید تمدن ترکستان اذربایجان اناتولی و غیره را و مقایسه کنید با تمدن اریاییها که در هنگام ورود به ایران از سیبری حتی لباس هم نداشتند ودر اساطیر خودشان گفته شده اتش نوشته وخیلی چیزها را از دیوها یعنی تورانیان یاد گرفته اند وبه دلیل همین فقدان به اینها اری گفتند که از فعل ارینماق به معنی زدودن گرفته شده ودر عربی به صورت عاری وارد شده است
جواب علی ترک ۰۱ دی ۱۳۹۹ | ۰۰:۴۸
امیدوارم روزی برسه علنا با این فاشیست هایی که در ترکیه حکومت می کنند برخورد داشته باشی تا قدر هموطناتو بدونی اونا شماها را کافر می دونن فکر کردی فرش قرمزو برات پهن کردن شما تو ایران وضعتون بد نیست
بهروز ۰۱ دی ۱۳۹۹ | ۰۴:۴۷
اردوغان و جریان رسانه ای او، بیشتر به مانور تبلیغاتی می پردازند. حاکمیت و رهبری ایران با اولویت بندی درستی در حال حرکت است و در جبهه های اساسی مثل سوریه و عراق و یمن ، ایران با صبوری در حال به نتیجه رساندن اهداف بلند مدت ژئوپلیتیک خود است و کشورها از جمله امریکا چاره ای جز پذیرش آن ندارند. اولویت بعدی ایران بدون شک مکران و مرز با پاکستان است که در آینده ای بسیار نزدیک اقدامات ما به نتیجه خواهد رسید. در آنصورت شمال غرب و قفقاز مناطقی خواهد بود که خواه ناخواه مجبور به تبعیت و همراهی با ما خواهد شد. علیرغم این جنگ ادراکی و رسانه ای، ما به هیچ وجه دستپاچه نمی شویم و اهداف اصلی را فراموش نمی کنیم. و در انتها یک سوال از این دوستان نگران! اگر حکومت و کشور ایران، آنچنان که شما بیان میکنید در تمام عرصه های ژئوپلیتیک باخته است اصولا دعوای غرب ها و ترک ها و اروپا و آمریکا با ایران سر حضور منطقه ای ایران برای چیست؟
سعید تبریزلی ۰۱ دی ۱۳۹۹ | ۰۵:۲۷
"قراباغ"؟؟؟؟؟ نویسنده بهتر است اول از خودش شروع کند. در ترکی کلمه ای به این صورت نداریم. این کلمه بسته به لهجه محلی یا قره باغ است یا قاراباغ. این ایرانشهری ها را استاد دانشگاه می کنید بعد شروع به گریه کردن که چرا ما را بازی ندادند و پرچم ما در رژه فاتحان غایب بود و فلان و بهمان شد.
علی ۰۱ دی ۱۳۹۹ | ۱۰:۲۱
پان ایرانیست ها علنا تاریخ را تحریف می کنند و نقش سلسله های ترکی را در شکوفایی فرهنگ و تمدن ایران را انکار می کنند و همه چیز های موجود را متعلق به خود می دانند اگر حکومتهای ترک مثل شما می اندیشیدند و به فرهنگ و آداب سایر اقوام اهمیت قائل نمی شدند شاید اکنون اثری از زبان فارسی باقی نمی ماند در صورتیکه به سفارش سلطان ترک محمود غزنوی فردوسی را به خلق شاهنامه تشویق و کمک کرد
نادر شاه کورد ۰۱ دی ۱۳۹۹ | ۱۴:۲۳
سلسله های ترک برای ادامه بقا در ایران مجبور بودند زبان فارسی را زبان رسمی اعلام کنند، وگرنه مردم زیر بار نمی رفتند و سلسله ای وجود نداشت، نه سخاوت شاهان خود ترک پندار پانفارش
رضا ۰۱ دی ۱۳۹۹ | ۱۴:۳۶
علی ۱اذر چرا هذیان میگویید تمدن ایران شکوفا بوده است مثال آن اولین دانشگاه جهان (جندی شاپور )(بدلیل چهار راه تمدنی جهان و موقعیت تجاری سیاسی و اقتصادی و تمدنی (تمدن چین و روم )ربطی به سلسله های ترک نداشته آن آثار باستانی به جا مانده همه دارای معماری مخصوص ایران است نه ترکستان یا چادرهای صحرا گردها .همیشه هم مورد طمع دشمنان بوده است.فعلا بازمانده های آمیخته با نژاد مختلف طلب آن دارند ونه مردمان قزاق یا مغول
شیعه ۰۱ دی ۱۳۹۹ | ۲۲:۰۸
امیر خان توهم زدی خیر باشد. آرزوی طاغوتی آ ذ ر ی بودن مارا تو و هر چی امثال تو به گور خواهید برد . حال آدم از شما هرچی امثال شما به هم می خورد . شما با این افکار مریضتان تورکان ایران را در برابر خود قرار می دهید. ما تورک هستیم و ایرانی ، مسلمان و شیعه هر که به ایران مثل توچپ نگاه کند با او دشمن و با دوستان ایران دوست هستیم. افرادی مثل تو با جعل هویت دیگران(آ ذ ر ی نامیدن تورکان) با افکار بیمار طاغوتی بین اقوام ایرانی دشمنی تولید میکنی. سایت وزین دیپلوماسی از شما بعید است نشر افکار تفرق برانگیز این جامحل اتحاد است نه محل تفرقه
در جواب شیعه ۱در ۲۲:۰۸ ۰۲ دی ۱۳۹۹ | ۱۸:۳۶
همان قومیت را بر ملیت ترجیح دادی برام محرز شد قومیتگرا هستی از شاعر آذربایجان شهریار الگو قرار دهید ,ایران را بر قوم و زبان خود برتر می‌دانست. ایا شما مسلمان و شیعه که قومیت بر مذهب و ملیت ترجیح میدهید ؟؟!!!! افکار نژادی و قومیتی شما بیشتر هر دشمن خارجی به خود و ایران ضربه میزند و خواهد زد ,خدا را شکر تعداد شما اندک است و البافی ساکنان آذربایجانات مانند شما فکر و عمل نمی کند ( غیر از این الان باید شاهد جنگ با کشورهای غیر ترک زبان باشیم ) افکار شما باعث شرمساری سایر همزبانان و قرار گیری سایر اقوام در برابر شما خواهد شد (از فکر قاجار بیرون بیا ) من دلایل برای عدم اعتماد به باکو و ترکیه گفتم تهدید یا تکفیر نکردم فقط نگرانی و سابقه آنها را گفتم که به رگ غیرت تان بر خورده !!!!!من آنچه در باره قومیت و نژاد که بواسطه زبان خود را ترک میداند اشتباه میدانم !!!!! و دنبال جواب برای سخنان آراز علیف و اقرار علیف بودم چون سوال بود برایم !!!!!شما هم رفتید صورت مسله با ترفند مذهب (شیعه)و ملیت (ایرانی )و تهدید پا کردید !!!!چرا ؟؟؟؟؟؟؟
امینی ۰۹ اردیبهشت ۱۴۰۰ | ۰۸:۰۳
هذیان گویی هایی نظیر آذری نامیدن ترکهای ایران و فارس نامیدن کردهای ایران و انکار عرب‌های جنوب ایران و گرسنه نگه داشتن بلوچ های جنوب شرق ایران و نادیده گرفتن اهل سنت ایران و تعریف روابط خارجی بر اساس نژاد و مذهب عملاً کشورمان را درگیر درگیری های بی‌فایده عملی در سطح بین‌المللی و لفاظی های بی ثمر دولتمردان نموده است. اگر مبنی سیاست خارجی ما فارس بودن است چرا در افغانستان هیچ جایگاهی نداریم جر باج دادن به طالبان جنایتکار؟! اگر مبنی سیاست خارجی شیعه گری است چرا در آذربایجان شیعه جایگاهی نداریم؟؟ حضور ایران به ضرب زر و زور در سوریه و لبنان و عراق هم که چشم اندازی امیدوارکننده ندارد زیرا زر مان ته کشیده و زورمان هم در تقابل با زورمداران بین المللی در حال تحلیل میباشد. اوضاعیست! دنیا درحال پیشرف ویا حداقل درحال ترسیم نقشه های زیبا و طراحی امید برای فرزندان خود میباشد و ما درحال سیر در گذشته ای افسانه ای و درگیری های لفظی بین قومیت ها و اقلیت های مذهبی!