اقداماتی که ضروری است
راهکارهای ایران برای مقابله با راهبردهای آمریکا در قفقاز جنوبی
نویسنده: برهان حشمتی، کارشناس مسائل قفقاز
دیپلماسی ایرانی: تمامی قرائن و شواهد نشان میدهند که استفاده رژیم صهیونیستی و آمریکا از جمهوری آذربایجان برای ضربه زدن به ایران به بالاترین حد خود در طول حیات قریب به چهار دههای این کشور رسیده است. مهمترین عاملی که باعث شده جمهوری آذربایجان در سیاست قفقازی آمریکا و رژیم صهیونیستی دارای ارزش و اهمیت شود، همسایگی این کشور کوچک قفقازی با ایران است. به همین علت، راهبردهای آمریکا در قفقاز و به خصوص در جمهوری آذربایجان، در ارتباط با ایران معنا پیدا می کنند.
اهداف و راهبردهایی مانند «تقویت نقش جمهوری آذربایجان در تأمین امنیت انرژی»، «نقش جمهوری آذربایجان و قفقاز در ترانزیت بین المللی» و «اجرای ارزشها و دموکراسی غربی در قفقاز» که به طور مکرر از زبان مقامات و کارشناسان غربی و آمریکایی به عنوان راهبردهای آمریکا در قفقاز برشمرده می شوند، در واقع راهبرد نیستند و صرفاً شعارهای سیاسی برای مطرح شدن در رسانهها هستند.
در میان راهبردهای واقعی آمریکا در قفقاز جنوبی در ارتباط با ایران، «راهبرد تقویت تعریف هویتی تحریف شده و ضدایرانی جمهوری آذربایجان» به منظور تشدید شکاف هویتی این کشور با ایران و تقویت عناصر ضدایرانی هویت جعلی جمهوری آذربایجان، مهمترین راهبرد آمریکا در قفقاز جنوبی در ارتباط با ایران است. زیرا با پیگیری این راهبرد، تأمین سایر اهداف یا اجرای سایر راهبردهای آمریکا در جمهوری آذربایجان – از جمله راهبرد فراهم کردن زمینه عضویت این جمهوری در ناتو و افزایش همکاریهای باکو با ناتو، راهبرد تبدیل جمهوری آذربایجان به پایگاه منطقهای اسرائیل در حاشیه دریای کاسپین و منطقه حساس قفقاز، راهبرد بهرهگیری از جمهوری آذربایجان برای عملیات ایذایی ضدروسیه، و نیز راهبرد استفاده از ظرفیت ترانزیتی جمهوری آذربایجان برای نظارت آمریکا بر یکی از مسیرهای راهبرد چینی «یک جاده، یک کمربند» و ... – بسیار آسانتر میشود.
آمریکا در پیگیری راهبرد جعل هویت ضدایرانی برای جمهوری آذربایجان، در واقع شریک رژیم صهیونیستی، انگلیس و ترکیه است و عملاً از نظریه «آذربایجانگرایی» – که البته ابداع و اختراع ماشین ایدئولوژیک نظام کمونیستی شوروی بود، اما به عنوان ارثیه ای به خدمت سیاست آمریکا، اسرائیل، انگلیس و ترکیه در جمهوری آذربایجان درآمد – پیروی می کند. هدف غایی این راهبرد «تحریف هویت قفقاز و به خصوص تعریف هویت ضدایرانی برای جمهوری آذربایجان»، فراهم کردن زمینه برای تحریف هویت مناطق آذرینشین ایران در مراحل بعدی و بسترسازی برای تجزیه این منطقه مهم ایران است. این راهبرد بهطور مستمر و جدی طی سه دهه گذشته پیگیری شده و متاسفانه تا حدودی با ترویج و گسترش افکار به اصطلاح هویتخواهانه، قومیتگرایانه و پانترکیستی در میان آذریهای ایران و حتی شکلگیری گروههای متنوع تجزیهطلب مستقر در ترکیه، اروپا، باکو و آمریکا، این بسترسازی برای ایجاد واگرایی در میان آذری های ایران پیشرفتهایی نیز داشته است.
راهکارهای ایران برای مقابله با راهبردهای آمریکا در قفقاز (با تأکید بر جمهوری آذربایجان)
پیشراهکار: جریانی در داخل ایران وجود دارد که به علت گرایشهای قلبی به جمهوری آذربایجان و ترکیه – خواه به علت منافع مالی و مادی، خواه به دلایل شخصی و تمایلات فکری و تأثیرپذیری از تبلیغات مستمر رسانهای ترکیه و جمهوری آذربایجان، خواه به علت تحصیل در دانشگاههای این دو کشور و نیز احیاناً دلایل پنهانی و دامهایی که برخی افراد در هنگام فعالیت دیپلماتیک و تجاری در باکو و آنکارا گرفتار آن شدهاند و خواه به علت شیفتگی ذاتی برخی افراد به زبان محلی و قومی – سالهاست به عنوان لابی باکو و ترکیه در ایران عمل میکند و اطلاعات غلط درباره اهداف و سیاستهای باکو و آنکارا در قبال ایران و تحولات جاری در قفقاز به دستگاه تصمیمگیری ایران میدهد. به همین علت، سیاستگذاری ایران در قفقاز دچار اشتباهات راهبردی شدیدی طی چهار دهه گذشته شده است؛ بهگونهای که تمامی ابتکارات و تلاشهای ایران اعم از کمکهای بلاعوض به جمهوری آذربایجان، تلاشهای دیپلماتیک برای ایجاد روابط دوستانه با باکو، ایروان و تفلیس، و نیز ابتکاراتی نظیر چارچوب همکاری ۳+۳ و ایجاد چارچوبهای همکاری حملونقلی و… همگی – با وجود حضور ظاهری باکو و توافقهای منعقدشده میان تهران و باکو – پیشرفتی نکردهاند و اهداف مورد نظر ایران در قفقاز را تأمین نکردهاند.
کشورهای این منطقه و بهخصوص جمهوری آذربایجان بهطور مستمر و دائمی از ایران دورتر شدهاند، بهگونهای که علاوه بر اینکه جمهوری آذربایجان به عنوان پایگاه منطقهای اسرائیل علیه ایران عمل میکند، ارمنستان نیز با پذیرش طرح «مسیر ترامپ» عملاً در محور آمریکایی – اسرائیلی – انگلیسی – ترکی قرار گرفته و در اجرای سیاست ضدایرانی روزبهروز مشارکت بیشتری مییابد. بنابراین، پیشنیاز تجدیدنظر در راهکارها و راهبردهای ایران در قفقاز، و لازمه تدوین راهبردهای جدید ایران در خصوص قفقاز، خنثیسازی و تصفیه ایران از این شبکه نفوذ باکو، ترکیه و غرب است؛ تا فرایند اشتباه تصمیمگیری دستگاه سیاستگذاری ایران در خصوص قفقاز متوقف شود و امکان سیاستگذاری و راهبردنویسی مبتنی بر واقعیات قفقاز و دولتهای کوچک قفقازی برای ایران فراهم شود.
راهبرد مادر: نگاه ایران به قفقاز باید تغییر کند و بر اساس ماهیت تاریخی و ریشههای فرهنگی، معنوی، مذهبی و هویتی این منطقه، ایران باید به واقع و نه صرفا در بیانیه های رسمی و دیپلماتیک و شعار رسانهای، قفقاز را جزئی از حوزه تمدنی و فرهنگی خود و در واقع جزئی از ایران محسوب کند و احساس مالکیت و داشتن حقوق ذاتی در قفقاز داشته باشد. درک اهمیت این راهبرد – که البته در مراحل نخست باید کاملاً زیرپوستی و اعلامنشده باشد – مستلزم فهم این واقعیت است که جمهوری آذربایجان نیز با تعریف هویتی جعلی و ضدایرانی برای خود، هدف درازمدت و غایی «تشکیل آذربایجان واحد» و به اصطلاح «آذربایجان بزرگ» را دنبال میکند و آموزش و پیگیری این تفکر، مهمترین هدف آموزشی در کتب درسی، تاریخی و تولیدات فرهنگی و رسانهای جمهوری آذربایجان است.
دستکم برای خنثیسازی و مقابله با این راهبرد تهاجمی جمهوری آذربایجان و پانترکیسم مورد حمایت غرب و صهیونیسم علیه ایران – که البته متاسفانه تأثیرگذاری خزنده و سرطانی در میان قشری از آذریهای شیفته به زبان محلی و قومی در ایران نیز داشته است – ایران نیز چارهای جز این ندارد که راهبرد متقابلی در خصوص قفقاز تدوین کند که حقوق ذاتی، تاریخی و هویتی ایران در قفقاز و بهخصوص جمهوری آذربایجان را به عنوان هدف نخست و اصلی خود در نظر بگیرد.
باید در این راستا، راهبردهای فرهنگی و آموزشی در کتب درسی و تبلیغات رسانهای ایران تدوین و پیگیری شوند تا شناخت و ادراکی در مردم ایران و بهخصوص آذریهای ایران شکل بگیرد که قفقاز را «ملک پدری ازدسترفته و غصبشده» بداند که یا باید به صورت رسمی به ترکیب ایران بازگردانده شود – که البته در مرحله کنونی غیرممکن و مغایر با حقوق بینالملل به نظر میرسد – یا اینکه «آن نوع نظامهای سیاسی در کشورهای قفقاز شکل بگیرند که دستکم دشمن ایران و دوست دشمنان ایران نباشند». این هدف محقق شدنی نیست، مگر اینکه ادراک و شناخت ایران از قفقاز تغییر اساسی کند و ایرانیان اعم از مردم عادی، سیاستگذاران و راهبردنویسان، قفقاز را همردیف سایر همسایگان عادی ایران تلقی نکنند و از این پس، حساب جدید و ویژهای برای قفقاز و احقاق حقوق ذاتی ایران در قفقاز باز کنند و دایم این حسرت را در خود حمل کنند که قفقاز، عزیز گم شده ایران است که باید پیدا شود. زیرا اساساً بدون اهداف و سیاستهای مطالبهگرانه و رویه احقاق حق ایران در قفقاز، ایران همواره در وضعیت انفعال، پاسخگویی و باجدهی به حاکمان ضدایرانی در کشورهای قفقازی – که عملاً به عوامل محلی اسرائیل و آمریکا تبدیل شدهاند – باقی خواهد ماند.
سایر راهکارها یا راهبردهای فوری و ضروری:
راهبرد نظامی: تحکیم نظامی مرزهای ایران با قفقاز برای دفع هرگونه درگیری نظامی احتمالی با اسرائیل و آمریکا و عوامل محلی و نیابتی آنها در قفقاز و بهخصوص جمهوری آذربایجان (با توجه به استقرار گسترده نظامی اسرائیل در جمهوری آذربایجان و نیز وجود گروههای وهابی و تکفیری و نیز جریانهای ضدایرانی پانترکیست افراطی و… در جمهوری آذربایجان).
راهبرد فرهنگی: تقویت جریانهای مردمی ایرانگرا در جمهوری آذربایجان، ارمنستان و گرجستان. (مشخصاً تقویت جریانی نظیر جنبش حسینیون در جمهوری آذربایجان که از سالها پیش شکل گرفته و در شرایط کنونی نیز – با وجود تمامی تلاشهای جاری در داخل ایران و تلاشهای باکو برای تضعیف این جنبش – حسینیون همچنان حضور و تأثیرگذاری فکری خوبی در میان مردم جمهوری آذربایجان از طریق تبلیغات و فعالیتهای رسانهای در فضای مجازی و در لایه های مختلف مردم در جمهوری آذربایجان دارد و کاملاً با ایران همفکر و همراستاست. افراد تحصیلکرده و بهروز در این جریان ایرانگرا در جمهوری آذربایجان با عبرت گرفتن از وقایع دهههای گذشته، خود را از چارچوب محدود ماندن در فعالیتهای تبلیغی مذهبی و صرفاً شیعی سنتی خارج کردهاند و حتی در میان اقشار لائیک مردم جمهوری آذربایجان – که بخش مهمی از جامعه این کشور را تشکیل میدهند – نیز امکان تأثیرگذاری و اقناع دارند.)
راهبرد فوری اخطار حقوقی و هشداردهی: بهخصوص در شرایط پس از جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل که خاک جمهوری آذربایجان به کرات برای حملات هوایی علیه ایران استفاده شد، و نیز در جریان حملات تروریستی ۱۸ و ۱۹ دی امسال که رسانههای باکو بیش از پیش و همانند رسانههای اسرائیل به عنوان اهرم و بازوی تبلیغاتی تروریستها و اغتشاشگران ضدایرانی عمل کردند، ضروری است تمامی دستگاههای حکومتی ایران – که همگی بهطور فردی و خصوصی بر ثبت و رصد حملات هوایی رژیم صهیونیستی از خاک جمهوری آذربایجان به ایران تأکید میکنند – نتایج رصدها و گزارشهای خود را جمعبندی کنند و شورای امنیت ملی ایران با ارائه این جمعبندی به حکومت باکو، بهطور جدی برای پرهیز دادن جمهوری آذربایجان از این نوع دشمنی با ایران هشدار دهد؛ تا در مراحل بعدی دشمنی اسرائیل و آمریکا با ایران، از استفاده خاک جمهوری آذربایجان به عنوان جبهه زمینی جنگ علیه ایران جلوگیری شود. زیرا در غیر این صورت، احتمال اینکه اسرائیل و آمریکا در آینده – در مواجهه با بیتأثیر ماندن سایر اهرمهای فشار برای به تسلیم کشاندن ایران – جبهه جنگ زمینی علیه ایران را با استفاده از ظرفیت دشمنی و «هویت ضدایرانی تحکیمشده در جمهوری آذربایجان» بگشایند، وجود خواهد داشت.
ضروری است از هماکنون با هشدارهای رسمی و غیررسمی به حاکمان جمهوری آذربایجان، برای جلوگیری از بروز چنین وضعیتی، اقدام و چاره جویی شود و برای مشروعیتبخشی به اقدامات متقابل ایران در قبال چنین وضعیتی در آینده، از هماینک بسترسازی شود.


نظر شما :