منطقه ای که حضور ناتو پررنگ‌تر و نقش روسیه کم‌رنگ‌تر شده است

ایران در مخمصەی قفقاز!

۱۳ مهر ۱۴۰۲ | ۲۱:۰۰ کد : ۲۰۲۲۲۲۵ آسیا و آفریقا انتخاب سردبیر
صابر گلعنبری در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: سخت اشتباه است که تحولات پرپیامد قفقاز جنوبی را تنها در بازگشت قره باغ به آذربایجان خلاصه کرد، بلکه این مهم به شکلی محقق شده که در حال دگرگونی موازنه قوا در این منطقه به نفع مثلث جدید ترکیه، اسرائیل و آمریکا (غرب و ناتو) و به زیان دو بازیگر سنتی ایران و روسیه است. 
ایران در مخمصەی قفقاز!

نویسنده: صابر گلعنبری، کارشناس مسائل بین الملل

دیپلماسی ایرانی: قفقاز جنوبی تحولات ژئوپلیتیک بسیار سترگ و پرپیامدی را تجربه می‌کند که می‌رود جغرافیای سیاسی این منطقه را دستخوش تغییرات بنیادینی کند.

هدف عمده علی‌اف پس از رسیدن به قدرت (2003) جبران شکست سختی بود که پدرش در دهه نود میلادی در قره باغ از ارمنستان متحمل شد. آنچه بیشتر علی‌اف را وسوسه کرد، برآمدن ترکیهِ اردوغان بود که رویکرد نوعثمانی‌گری مذهبی و ناسیونالیستی در سیاست خارجی با هدف احیای نفوذ ترکیه در حوزه عربی اسلامی در خاورمیانه و شمال آفریقا و توام با آن گسترش نفوذ در در قفقاز و آسیای مرکزی را در پیش گرفت. 

از نظر علی‌اف همراهی ترکیه به تنهایی کافی نبود، بلکه با درک الزامات مداخله تل آویو در پرونده‌های منطقه‌ای برای غربی‌ها و آن هم با هدف کنترل پیامدهای جهانی راه اندازی جنگ در قفقاز جنوبی و بالا بردن توان نظامی خود، مناسبات با اسرائیل را در این دو دهه کاملا عمق بخشید. تل آویو نیز با وجود روابطش با ارمنستان، کلید نفوذ در قفقاز جنوبی در مرزهای ایران را کمک به آذربایجان می‌دانست.

در سایه چنین تحولات نرم مستمری در ژئوپلیتیک قفقاز طی دو دهه اخیر که با نوعی اغماض روسی معطوف به تلاش برای جذب ترکیه و نقش‌آفرینی راکد ایران همراه بود، آذربایجان سه سال پیش فرصت را برای آغاز جنگ بازپس گیری قره باغ مناسب دید که طی آن بخشی از أن را پس گرفت و در آتش بسی با میانجیگری روسیه نیز، ایروان به عقب نشینی از مناطق دیگری مجبور شد. همین جنگ و نتایج آن تحولات مهمی را در ژئوپلیتیک منطقه کلید زد که اخیرا با عملیات چند روزه آذربایجان و فروپاشی حکومت آرتساخ وارد مرحله دیگری شد.

سخت اشتباه است که تحولات پرپیامد قفقاز جنوبی را تنها در بازگشت قره باغ به آذربایجان خلاصه کرد، بلکه این مهم به شکلی محقق شده که در حال دگرگونی موازنه قوا در این منطقه به نفع مثلث جدید ترکیه، اسرائیل و آمریکا (غرب و ناتو) و به زیان دو بازیگر سنتی ایران و روسیه است. 

بخشی از تحولات کنونی در این منطقه برآمد محاسبات اشتباه مسکو است که در نتیجه آن تن به نوعی "تبانی" علیه ارمنستانی داد که با آن پیمان دفاعی داشت. گویا پوتین تصور می‌کرد که ایروان انتخابی جز روسیه ندارد و از این رو، با اهداف خاصی مغازله و امتیازدهی به باکو و آنکارا را گسترش داد. البته نوعی بی‌اعتمادی میان پوتین و پاشینیان نیز بی‌تاثیر نبود که آن هم معطوف به نوعی گرایش پاشینیان به غرب از 2018 بود که محاسبات اشتباه روسیه و تنها گذاشتن ایروان در سه سال اخیر، آن را تعمیق کرد؛ تا جایی که مسکو ناخواسته پای ناتو را به قفقاز جنوبی باز کرد که در رزمایش اخیر آمریکا و ارمنستان نمود داشت. 

همچنین، پیوستن اخیر ایروان به دیوان لاهه که پوتین را تحت تعقیب قرار داده، نزدیکی به غرب و دوری از روسیه را وارد مرحله تازه‌ای کرد. این خود، از پس رفت نفوذ روسیه در در قفقاز نشان دارد و زمینه را برای حضور ناتو مساعدتر می‌کند. این اتفاق در آسیای میانه نیز به شکلی دیگر در حال وقوع است و نشست اخیر صدر اعظم آلمان با رهبران پنج کشور  قزاقستان، قرقیزستان، ازبکستان، ترکمنستان و تاجیکستان و بیانیه مشترک آنها درباره لزوم رعایت تحریم‌های جهانی علیه روسیه خود موید این مدعاست. 

نزدیکی ارمنستان به غرب و کشاندن پای آمریکا و ناتو به قفقاز برونداد نوعی نومیدی ایروان از ایران هم هست که شکل سیاست‌ورزی راکد آن در این چند دهه در این منطقه نه خوشایند باکو بود و نه ایروان و در نتیجه هر دو ناراضی بودند. امروز هم وضع به گونه‌ای است که ایران از یک سو با متغیر اسرائیلی در آذربایجان مواجه است که تمام عزم خود را برای فروکاست موقعیت ایران در قفقاز به کار می‌بندد و از دیگر سو با متغیر آمریکایی و ناتو در ارمنستان روبرو که هر چند اولویت آن‌ها مقابله با نفوذ روسیه است، اما تضعیف موقعیت ژپوپلیتیکی ایران نیز در دستور کار است. 

برخی ناظران، ورود آمریکا به مناقشه قفقاز را در قالب هم پوشانی منافع با ایران می‌بینند، اما این نگاه چندان عمیق به نظر نمی‌رسد. پیشگیری از ایجاد کریدور زنگزور که اولویت راهبردی تهران است، جایگاه چندانی در سیاست تعریف شده آمریکا در قفقاز ندارد. حتی بعید نیست که آمریکا در آینده با هدف همراه کردن آذربایجان با راهبرد منطقه‌ای خود و در نتیجه لابی‌گری اسرائیل در جهت اقناع ارمنستان به احداث این دالان زمینی حرکت کند. 

به هر حال، فعلا منتفع نخست تحولات قفقاز رقیب سنتی ایران در منطقه یعنی ترکیه است که به جد به دنبال اتصال به آسیای میانه از طریق ایجاد کریدور زنگزور است. با توجه به انعطاف‌پذیری بالای سیاست خارجی ترکیه، هیچ بعید نیست که آنکارا با نزدیک شدن به ایروان، هم آن را به احداث این کریدور قانع کند و هم مناقشه تاریخی ارمنی ترکی را به نوعی حل و فصل کند.

کلید واژه ها: آذربایجان جمهوری آذربایجان ایران و آذربایجان ارمنستان ایران و ارمنستان قفقاز ایران و قفقاز قره باغ ایران و قره باغ صابر گل عنبری امریکا امریکا و ارمنستان ناتو امریکا و آذربایجان زنگه زور ترکیه ترکیه و آذربایجان نوعثمانی گری ترکیه و ارمنستان


( ۱۶۵ )

نظر شما :

رضا ۱۴ مهر ۱۴۰۲ | ۰۰:۵۳
با سلام می دانم که انعکاس نمی دهید با این حال می گویم . تیتر این مقاله کلا اشتباه است : ( ایران در مخمصه قفقاز ) " این فارسیت ایران است که در مخمصه افتاده است نه سرزمین ایران .
دلسوز ایران ۱۴ مهر ۱۴۰۲ | ۰۸:۵۱
نسل کشی به رقم بالای صد هزار نفر اطلاق میشه نه ۴۷۸ نفر طبق امار خود وزارت کشور اذربایجان و طبق اعترافات صریح اباز مطلب اف رییس جمهمر سابق اذربایجان ارامنه نقشی در خوجالی نداشتن ضمن اینکه اهالی ارمنی خوجالی در۱۹۸۸ توسط عناصر جبهه خلق کشتار شده بودن
حامد ۱۴ مهر ۱۴۰۲ | ۰۹:۴۱
به نظر می آید روسیه عملا ارمنستان را رها کرده است با وجود اینکه با یکدیگر متحد بودند و پیمان دفاعی داشتند. به تازگی روسیه پیمان امنیتی گسترده ای با باکو امضا کرده است. روسها فقط می‌خواهند خیالشان از قفقاز تا حدی راحت باشد تا به وضعیت اوکراین رسیدگی کنند و نگرانی‌های ایران را به هیچ وجه ندارند‌. ضمن اینکه دیروز هم الهام علیف به طور رسمی اعلام کرد کل خاک لرمنستان متعلق به ماست! چندین سال است که دوستداران ایران به مسئولان هشدار می‌دهند که مقابل توطئه های پانترکیسم بایستند ولی آنها در مقابل تصرف قره باغی که همیشه اکثریت ارمنی داشت در دوران شوروی، منفعل بودند و با وجود هشدارهای زیادی مبنی بر متوقف نشدن باکو بعد از قره باغ، باز هم کاری نکردند درحالی که می‌توانستند امتیازات زیادی از باکو بگیرند و الان کشوری که ۳۰ سال قدمت ندارد ادعای کل قفقاز را میکند! یه فرض اشغال سیونیک ارمنستان، باز هم علیف ادعای مناطق جدید خواهد کرد و حتی احتمال دارد نقشه های جعلی کتاب‌های درسی شان که شامل ایران هم میشود را رسما سرزمین تاریخی خودشان اعلام کند.
سعید ۱۴ مهر ۱۴۰۲ | ۱۲:۱۰
بسیار عالی و واقع بینانه یاشاسین
اورمو بالاسی ۱۴ مهر ۱۴۰۲ | ۱۵:۵۷
خدا کنه همه کوریدورها باز شه و همه دشمنی های ساختگی منطقه ای به همسایگی خوب کشورها تبدیل شوند
محمد ۱۴ مهر ۱۴۰۲ | ۱۷:۱۹
نکته غم انگیز این است که مسئولان ایرانی از عمق خطر ناامنی در قفقاز و همچنین رشد پانتورکیسم بی اطلاع باشند و یا برایشان مهم نبوده باشد. اینکه سیاستمدار ایرانی نداند قفقاز و اذربایجان و ارمنستان همیشه تاریخ ، یکی از مهمترین پرونده های امنیتی ایران از زمان باستان تا امروز بوده است درد آور است . فقط کافی است تاریخ را در حد کتاب های درسی دبیرستان خوانده باشید تا ببینید همیشه قفقاز مهم بوده و خواهد بود . به هر حال به نظر می رسد وقوع جنگ در این منطقه قطعی است و امیدوارم که مسئولان ما از نظر روانی آمادگی یک جنگ تمام عیار با ترکیه بر سر آذربایجان و قفقاز را داشته باشند که اگر نه دوباره فاجعه چالدران تکرار خواهد شد
dr.soleimani ۱۴ مهر ۱۴۰۲ | ۱۷:۳۵
عاقلانه ترین کاری که سیاستمداران ایرانی می توانند انجام دهند همسویی با آزربایجان و تورکیه است. همسویی با این دو کشور حتی اگر سود کمی هم داشته باشد باز به صرفه تر از هیچ چیز است چون در صورت نا همسوی و اقدام به تقابل برایند این قدرتها صفر و یا نزدیک به صفر خواهد و این امر یعنی افول دو قطب قدرت در منطقه و ریختن روغن در چراغ غرب و کشورهای مخالف.
بهراد ۱۴ مهر ۱۴۰۲ | ۱۷:۴۷
تحلیل بی‌طرفانه و مفیدی بود قابل توجه بعضی ها که همیشه مغرضانه مینویسند و مطلب مفیدی برای ارایه ندارن
ندیمی ۱۴ مهر ۱۴۰۲ | ۱۹:۱۰
مقاله خوبی بود ولی در دوجای نوشته ایراد وارد است: 1- شکست آذربایجان از ارمنستان در دهه 1990 توسط جیدر علی اف نبود بلکه توسط رواس جمهور قبل از او یعنی ایازمطلب اف طرفدار روس، ابوالفضل ایلچی بیگ طرفدار ترکیه و یعقوب محمداف طرفدار ایران بود. حیدر علی اف توانست پیروزیهای محدودی در شمال قره باغ به دست آورد ولی کار اصلی اش برقراری آتش بس بود تا از پیشروی بیشتر ارامنه که حمایت روسیه، اروپا و حتی ایران را به همراه داشتند جلوگیری کند . 2- آنکارا نمی تواندمناقشه تاریخی با ارامنه را با نزدیکی به دولت ارمنستان حل کند. چون مدعی اصلی این مناقشه دیاسپورای ارامنه خارج از کشور به ویژه در آمریکا و فرانسه است و آنها همواره عامل فشار دولتهای غربی بوده اند تا ترکیه را بیش از پیش با غرب همراه سازد. پس تا زمانی که ترکیه رویکرد استقلال از غرب را دنبال کند غربی ها اجازه نمی دهند ادعای تارخی ارامنه با ترکها حل شود.
علی ۱۴ مهر ۱۴۰۲ | ۲۲:۱۰
البته سیاست راکد نه سیاست اشتباه ایران در حمایت از ارمنستان که باز این سیاست را ادامه می دهد
داریوش ۱۵ مهر ۱۴۰۲ | ۰۷:۲۹
باید آن عده ای که از ملحق شدن قره باغ به باکو حمایت می‌کردند الان پاسخگو باشند. چون بارها درباره این وضعیت و لزوم حمایت از ارمنستان توسط تحلیلگران ایران دوست تاکید شده بود.
ایرانی ۱۵ مهر ۱۴۰۲ | ۰۹:۳۷
آن پانترکهایی که میگفتند پیروزی محور پانترکی_صهیونیستی به نفع ایران است و برای آن تبلیغ می‌کردند باید به اتهام اقدام علیه منافع ملی دادگاهی شوند.
آریوبرزن ۱۵ مهر ۱۴۰۲ | ۱۲:۲۵
علیف پانترک، اربابهای اسرائیلی در مخمصه اند. سلاحهایی که از آنها خریده ای را پس بده.
فرزاد ۱۵ مهر ۱۴۰۲ | ۱۸:۱۸
با وجود گذشت زمان بسیار کمی یعنی حدود سی سال از جنگ اول قره باغ(آرتساخ) و وجود اسناد متقن و شاهدان زنده مبنی بر کمک همه جانبه ایران به جمهوری باکو در این جنگ از جمله گسیل نیروی نظامی(سپاهیان) و استفاده از توپخانه ی ارتش برای شکستن محاصره ی غیر نظامیان آذری و ساقط شدن هواپیمای ترابری سی یکصد وسی ارتش ایران به دست ارامنه ؛ وقتی با این حجم از تحریف دستگاه تبلیغاتی باکو ومتهم کردن ایران به کمک به ارامنه مواجه هستیم؛جای تعجب و البته تاسف هست که عده ای سیاسیون ومسوولین ما بر خلاف منافع ملی اصرار به کمک به باکو نشینان و رژیم ناسپاس انها را دارند با این توجیه مضحک که حساب مردم شیعه ی باکو از حاکمان آن جداست.
آراز ۱۶ مهر ۱۴۰۲ | ۱۹:۰۴
متاسفانه نویسنده مقاله بازپس‌گیری خاک مقدس قره باغ توسط ارتش جمهوری. آذربایجان را با حکومت جعلی ارتساخ و غیره اشتباه می انگارد
فرهاد ۱۷ مهر ۱۴۰۲ | ۱۷:۲۸
آن چیزی که جعلی است نام نهادن آذربایجان بر باکو و بادکوبه و لنکران و نخجوان است. هیچوقت در طول تاریخ به شمال ارس آذربایجان گفته نمی‌شده است.
خسرو ۲۶ مهر ۱۴۰۲ | ۱۳:۰۸
از دربند در شمال تا سنقر در جنوب و ری در شرق و ارزروم در غرب در بیشتر دوهزار سال گذشته آذربایجان نامیده می‌شد ودر داخل آذربایجان وترکی آذربایجانی به مناطق دشتی آران گفته می‌شود بدان جهت به مناطق دشتی بیله سوار ‌و مغان و گنجه و باکو اصطلاح آران بکار برده می‌شد همانطور که دشت کرمانشاه را هم در برخی منابع ترکی و عربی آران نوشته اند
آریایی ۲۳ بهمن ۱۴۰۲ | ۱۰:۳۷
در تاریخ نه تنها به شمال ارس بلکه به غرب دریاچه ارومیه هم آذربایجان نمی‌گفتند. اینها ابداعات رضاخان بود. یک نقشه تاریخی در خصوص این ادعاها وجود ندارد و آنهایی هم که هست پانترکها دست کاری کرده اند. مثل آن پانترک جاهلی که در باکو می‌گفت ایران تبریز را اشغال کرده است! شمال ارس هم که اسم ایالتهایش کاملا مشخص بوده است. پانترکها تاریخ را کاملا برعکس روایت می‌کنند و نمی‌گویند باکو و بادکوبه از ایران جدا شده اند و نه برعکس. نام آذربایجان در بهترین حالت تنها به طور کامل دو استان آذربایجان شرقی و اردبیل فعلی را شامل می‌شده و بقیه مناطق اسم‌های دیگری داشته اند.