خوانش رویدادها
جنگ رمضان، جنگی منطقهای در ابعاد جهانی
نویسنده: ذوالفقار صادقی، نویسنده و پژوهشگر
دیپلماسی ایرانی: جنگی که در ماه مبارک رمضان برای مدت چهل روز توسط ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی اسرائیل بر کشورمان ایران به شکل ناجوانمردانهای تحمیل شد برای بررسی نیاز به یادآوری مراحل پیوستهای است تا راهبرد این تهاجم را نشان دهد که، مجموعاً به مدت نزدیک به دَه ماه و تا شکست دکترین تهاجمی آمریکا قابل بحث خواهد بود. در این بحث و با رعایت اختصار ابعاد نظامی، سیاسی، منطقهای و جهانی آن با توجه به یادداشتهای قبلیام و با توجه به رعایت ملاحظاتی مربوط به زمان جنگ، ایرانی بودنم در سوگیری و در تکمیل و همپوشانی و تلاش در رعایت بیطرفی، قابل توجه خواهد بود.
نوشتار حاضر بیش از هر چیز متکی بر یادداشتهایم در پیگیری اخبار جنگ است و به همین خاطر ممکن است حوادث و اطلاعات در تطبیق روزشمار از دقت لازم برخوردار نباشد، روزشماری که در این نگاه از اهمیت چندانی نیز به لحاظ مبنایی نخواهد داشت، این مهم را میتوان در گزارش رسمی نیروهای مسلح پیگیری کرد.
این نوشتار قضاوتی را در پیروزی یا شکست ارائه نخواهد داد، اکثراً متکی بر نظرات کارشناسی غیر ایرانی و البته به مضمون است، اگر دنبال معرفی پیروز این جنگ هستیم باید این قاعده را بپذیریم که آغاز کننده جنگ به اهداف اعلامی خود رسیده یا برعکس، قضاوت با مخاطبی است که این نوشتار را منتقدانه مورد مطالعه قرار میدهد.
جنگ ۱۲ روزه:
جنگ دوازده روزه که از اواخر خرداد ماه (۲۳ خرداد ۱۴۰۴ – ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵) شروع شد یکی از پیچیدهترین جنگهای قرن بیست و یکم بود، به لحاظ فنی میتوان ادعا کرد که این جنگ سرآغاز جنگهای عصر حاضر و در قالب «ترکیبی – هوشمند» طبقه بندی میشود. به لحاظ سیاسی از پشتوانه ائتلافی آمریکایی، غربی، ترکی، عبری و عربی برخوردار بود و رژیم صهیونیستی نقش اتاق جنگ و مونیتورینگ را بازی میکرد، جنگی پرشدت، برقآسا و در بازه زمانی ۷۲ ساعته طراحی و عملیاتی شده بود.
دکترین حاکم بر جنگ ۱۲ روزه برخلاف تمامی جنگهای ایالات متحده آمریکا که شش ماه قبل آغاز جنگ علیه هر کشوری را اعلام میکرد، غافلگیرانه بود، این مهم نشان میدهد که در محاسبات ارتش آمریکا نیروهای مسلح، مردم و جغرافیای ایران جایگاه ویژهای داشته است.
دکترین «جنگ برقآسا» ابداعی ارتش آلمان در جنگ جهانی دوم است که ارتش آمریکا از آن پیروی میکند. لیکن، در تاریخ جنگهای اتفاق افتاده در طول تاریخ دکترین «پاسخ برقآسا» را هیچ یک از نیروهای مسلح دنیا تجربه و ارائه نکرده بود و نیروهای مسلح ایران در پاسخ، در حین غافلگیری برای نظامیان دنیا و با افتخار ابداع کردند، پاسخ در کمتر از ۲۰ ساعت، تعجبآور بود، دکترین دشمن صهیونی – آمریکایی در مدت برنامهریزی شده شکسته شد و تلاش برای رسیدن به آتشبس تا پایان ۱۲ روز ادامه یافت، دکترین صهیونی شکسته شد و لیکن راهبرد دشمن در نگهداشتن کشور و نیروهای مسلح در حالت تعلیق دستنخورده باقی ماند.
در تدارک جنگ رمضان:
باید اذعان داشت که تقابل ایران و غرب به سردمداری ایالات متحده آمریکا و شروع تحریمهای فزاینده، جنگ ۸ ساله تحمیلی عراق با پشتوانه نظام حاکم بر جنگ سرد و بعد از آن تا جنگ رمضان به تنهایی میتواند بر فروپاشی اقتصادی، سیاسی و اجتماعی قابل بحث و کفایت میکند. لیکن، پایان جنگ ۱۲ روزه و شروع تعلیق سیاسی، نظامی و اقتصادی کشور را با یک ابربحران اقتصادی و فروپاشی اجتماعی مواجه کرد و این مهم در هجمه امپراتوری رسانهای دشمن تسریع نیز میشد و به حوادث دی ماه منجر شد. اعتراضات اقتصادی برای نخستین بار با محوریت بازار که از ستونهای اصلی انقلاب اسلامی است در عدم تعادل بازار شروع شد که به تیزبینی حاکمیت در شناخت خطر مواجه و پاسخ مسالمت آمیز داده شد و دولت برای حل بحران پیشآمده، با قبول وجود مشکل در تدارک مذاکره با بازاریان برآمد و ناگهان در ۱۸ و ۱۹ دی ماه، با پیام ربع پهلوی (رضا) و موضعگیری رئیسجمهور آمریکا (ترامپ) در ارسال کمک، به جنگ خیابانی تبدیل شد. غلیان احساسات و عمق تنفر انباشتی با سخن رضا پهلوی که بخش بزرگی از نیروهای مسلح به مردم پیوستهاند، خونین شد و با ریخته شدن خون هزاران ایرانی خاتمه یافت.
تجارب حاصل از جنگ ۱۲ روزه در شناسایی محور مجازی و سایبری دکترین دشمن، با قطع اینترنت و با هدف قرار دادن ابزار قدرتمند استفاده از استارلینک بر شبکههای پشتیبانی ضربه اساسی وارد شد و به سرعت عملیات اطلاعاتی و امنیتی طرحریزی و عملیاتی شد. با این همه، فاجعه حمله به محور اصلی اعتقادات مردمی که به بالای ۳۵۰ مسجد در سراسر کشور آسیب جدی وارد شد، اقدامی که مشروعیت آشوب را به زیر سئوال برد و وزن عملیاتی و امنیتی نیروهای عمل کننده را اعتبار بخشید. اقدام در ضربه زدن به گسترۀ نفوذ اطلاعاتی و عملیاتی دشمن تا آغاز جنگ رمضان و در چهل روز جنگ ادامه پیدا کرد. با این همه در صورت موفقیت دشمن در حوادث مورد بحث، آمریکا و رژیم صهیونیستی را به پیروزی بدون جنگ که هزینه آن را ملت ایران داده بود و هژمونی جهانی آمریکا را تثبیت میکرد و رژیم صهیونیستی اسرائیل را در سلطه بر منطقه به نهایت میرسانید و عملاً با از میان برداشتن مانعی بهنام جمهوری اسلامی ایران عملاً شکل گرفتن اسرائیل بزرگ را اعلام میکرد.
راهبُرد آمریکایی – غربی:
راهبرد آمریکا در خصوص ایران پیرو یک راهبرد جهانی، تجربه شده و همپوشان در دو محور اساسی و شناخته شده قابل بحث و سنجش و ملموس برای ما ایرانیهاست، این دو راهبرد به اختصار بهشرح زیر است:
الف) راهبرد اول که از سه لایه همپوشان تشکیل میشود و در تقابل و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی موفق بود شامل:
محصور کردن،
محدود کردن،
منفور کردن.
وجود تحریمهای همه جانبه که سیر صعودی آن تا جنگ رمضان هیچوقت، حتی در زمان مذاکرات سیاسی متوقف نشد، محدودیتهای شکنندهای بر ساختارهای حکمرانی و مدنی وارد کرد. همزمان، گسترش پایگاههای نظامی و اطلاعاتی در کشورهای همسایه، مذاکره به بهانه خطر دستیابی ایران به سلاح هستهای به مدت بیش از ۲۴ سال، شکل دادن ائتلاف منطقهای که نهایت آن در پیمان عبری – عربی خود را نشان داد و در همه این مدت ائتلافی بینالمللی با بهانههایی چون نقض حقوق بشر و غیره مشروعیتی ساختگی در زیر چتر قدرت نظامی محاسبهگر برای هر گونه اقدامی محیا میکرد، این همه را شیرازهای از پروپاگاندای تبلیغی در تحول فکری و روانی که ذهنها را در متنفرسازی مردمان این سرزمین از حاکمیت برای براندازی داخلی و سلطه خارجی فراهم آورد.
ب) وقتی راهبرد اول به مرحله نهایی خود نزدیک شد، راهبرد «چمن زنی» اجتنابناپذیر است تا ضربه نهایی را در حذف استقلال ملی و رسیدن به استیلا فراهم میکند. هدف از این استراتژی عمدتا مرتبط به تقسیم کار جهانی است که در آن قدرت هژمون هیچگونه استقلال واقعی را برنمیتابد، هر کشوری در نظم جهانی جایگاه و وظیفه خاص خودش را دارد مثل آنچه در جنگ سرد معروف به کشورهای تک محصولی بود و هنوزهم در نوع و شکلی دیگر در جریان است. در قالب این استراتژی است که همیشه در مذاکرات و تبلیغات به ایرانیها تلقین و گفته میشود؛ شما ذخایر عظیم انرژی فسیلی دارید، به انرژی هستهای نیازی ندارید.
در نگاهی به استراتژیهای دوگانه طرح شده، میتوان آثار آن را در ابعاد مختلف به ترتیب زیر برشمرد:
۱) ذهنها و سخنها محدود و ریتوریک و شعاری میشود،
۲) تصمیمسازیها معیوب میشود،
۳) ارتباطات و اتصالات خارجی محدود میشود،
۴) بحران متد، بحران فکر، بحران افق و بحران منابع شکل میگیرد،
۵) نفوذ را محدود میکند و برعکس نفوذ بیگانه تسهیل میشود،
۶) سرمایه داخلی در سیر نزولی مشکلات اقتصادی را تشدید میکند، و...
در قالب استراتژیهای زوجی مورد بحث است که «جنگ ۱۲ روزه»، «حوادث دی ماه» و «جنگ رمضان» قابل توجیه و تفسیر خواهد بود، در غیر اینصورت چه دلیلی برای تقابل خانمانسوز بین ایران و غرب وجود دارد؟
چرخه خشونت در حال رسیدن به ایستگاه آخر بود. دکترین «جنگ، آتشبس، تعلیق و اغتشاش، جنگ»، کنترل سریع خشونت که فارغ از محاسبات صهیونیستها بود، برنامه دشمن را بههم ریخت و حتمی بودن جنگ مورد انتظار نیروهای مسلح، منسوب به رهبر شهید است که؛ «این دفعه رکب نخواهم خورد». فلذا، «پاسخ برقآسا» به طور جدّی در دستور کار نیروهای مسلح قرار گرفت، سخنگوی ارتش در موضعگیری صریح خطاب به آمریکاییها و صهیونیستها، هشدار داد دستورالعمل پاسخ قاطع ابلاغ شده، بازهم رهبر شهید با صراحت دکترین نوین درگیری ایران را در شکستن رویکرد تهاجمی و خدشهدار کردن راهبرد آن با اعلام «جنگ منطقهای» در صورت خطای محاسباتی دشمن اعلام کرد و لیکن، آنالیز پاسخ ایران در وعدههای صادق ۱ و ۲ و ۳ و آمادگی و تجهیز متناسب با آن در منطقه (اسرائیل و پایگاههای آمریکایی مستقر در مرزهای ایران) درست از آب درنیامد.
آمادگی نهایی:
برای وارد آوردن ضربه نهایی، بهطور طبیعی آخرین ارزیابیها، هماهنگیها، ائتلافسازیها و در نهایت اقدامات لجستیکی متناسب انجام میشود:
الف) هماهنگی و ائتلاف سازی در سطح جهانی و منطقهای انجام میشود. لیکن، برخی با توجه به تجربه جنگ ۱۲ روزه با احتیاط به موضوع نگاه میکنند و لیکن ایالات متحده در محاسبات، خود را در اعمال زورِ نتیجه بخش یعنی تحقق صلح از طریق صلح بخوانید «سلطه» کافی میبیند.
ب) پیمان ابراهیم و نقش اعراب منطقه مشخص میشود، دولت ترکیه همان طوری که در جنگ ۱۲ روزه سهمش را در حذف گروه چریکی P.K.K نقد کرده بود، این دفعه نیز سهم خود را در حذف مخالفین کُردی در شمال سوریه نهایی کرد.
پ) سنتکام و پایگاههای آن مستقر در مرزهای ایران که از سالها قبل برای چنین جنگی تمرین و تجهیزات کافی داشتند، با تجربهای که از جنگ ۱۲ روزه کسب کرده بودند، با تجهیزات جدید که به برخی از آنها اشاره میشود تجهیز شدند:
• 48فروند جنگندۀ f-16 ،
• 12فروند f-22 رپتور،
• 18فروند f-35 ،
• 6فروند E-3 (AWACS) ،
• 22فروند هواپیمای سوخت رسان از جمله KC-135 و KC-46،
• 12فروند هواپیمای ترابری شامل C-130، C-17، و چند فروند C-5،
• 2فروند ناو هواپیمابر (ابراهام لینکلن و جرالد فورد)،
• 150 بالگرد دریایی،
• 80فروند F super Hornet / 18E – F/A،
• 12فروند هواپیمای EA-18G جنگ الکترونیک.• در مجموع، پروازهای لجستیکی ارتش آمریکا در ۳ ماه منتهی به جنگ به غیر از پروازهای معمولا سنتکام به ۳۱۰ فروند رسید، این تدارک در مدت ۳۸ روز جنگ به عدد نهایی ۹۶۲ فروند رسید.
تجهیزات و امکانات لجستیکی فراهم آمده در منطقه، بزرگترین تجمع نیروی ایالات متحده در بعد از جنگ و اشغال عراق در سال ۲۰۰۳ بود، با این همه آمادگی فراهم آمده، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا (ژنرال «دنکین» در جلسه ۴ اسفند کاخ سفید، موفقیت عملیات را به زیر سئوال میبَرد که، با واکنش تند رئیس جمهور ترامپ مواجه میشود، چرا؟
اسب همت سوی آخر تافتی آدم مسجود را نشناختی
آخر آدم زادهای ای ناخلف چند پنداری تو پستی را شرف
آغاز جنگ رمضان:
نخوانند بر ما کسی آفرین چو ویران بود بوم ایران زمین
دریغ است ایران که ویران شود کنام پلنگان و شیران شود
روند جنگ (تقابل عدم تعادل با عدم تقارن):
۹/۱۲/۱۴۰۴، تهاجم هوایی و دریایی همه جانبه ارتش ایالات متحده آمریکا و ارتش اسرائیل از شمال اقیانوس هند و تمامی پایگاههای نظامی مستقر در حاشیه جنوبی خلیج فارس و ارتش اسرائیل از غرب کشور با شدت و با هدف قرار دادن دفتر مقام معظم فرماندهی کل قوا و مدرسه ابتدایی شجره طیبۀ میناب که منجر به شهادت مقام معظم رهبری و ۱۷۶ دانشآموز، آغاز شد. پاسخ نظامی «برقآسا»ی نظامی ایران در کمتر از دو ساعت با هدف قرار دادن خط اوّل پدافندی و راداری دشمن با شدّتی باورنکردنی آغاز شد، تا جایی که هنوز رئیس جمهور خودشیفته آمریکا از اعلام نابودی سیستم پدافندی و موشکی ایران نگذشته بود که شدّت انفجارها و هیبت انفجارهای راداری و زیرساختی مرکز ناوگان پنجم و ارتش اسرائیل کارشناسان نظامی جهان را به تحسین وادار کرد، ارتشی حرفهای در دام تصمیمات جنایتکاران دست به ترور و جنایت زده بودند و همه ابهت خود را به حراج گذاشتند.
۳/۱۲/۱۴۰۴، هدف ترور و جنایت که میبایستی ظرف ۷۲ ساعت نتیجه میداد، با شکستی ناباورانه مواجه شده بود؟ حذف رهبری و فرماندهان عالیرتبه، نتیجهای نداشت، منحنی آتش علیه اهداف دشمن وقفهای نداشت! محاسبات نظامی بههم خورده بود، جنایت دوّم تکرار شد؟ ناوشکن «دنا» که از مأموریت آموزشی و مانوری ارتش هندوستان در راه بازگشت، بدون اخطار قبلی و در حالی که مسلح نبود مورد هدف ناو هواپیمابر «ابراهام لینکلن» قرار گرفت و بیش از ۱۳۰ ملوان به شهادت رسیدند. پاسخ ایران شگفتی نظامی دیگر بود! ناو هواپیمابر در فردای آن روز مورد هدف قرار گرفت و به عمق آبهای اقیانوس هند عقب نشست! ماهواره چین تصاویر آتش گرفته شدن عرشۀ آن را به نمایش گذاشت. غرور نظامی ارتش پنتاگون آسیب دید و تا پایان جنگ رمضان از مخفیگاه خود در دریای عرب بیرون نیامد و از رِنج عملیاتی خارج شد، هدف قرار گرفتن ناو فوق مدرن آمریکایی سخن رهبر شهیدمان را تداعی کرد که فرمود؛ «بزرگترین ارتش دنیا ممکن است چنان سیلی بخورد که از جایش بلند نشود».
۱۶/۱۲/۱۴۰۴، مرحله اول و اصلی جنگ بدون دستیابی به هیچکدام از اهداف تعریف شده پایان پذیرفته بود. انبارهای نفت تهران و کرج با هدف اجتماعی کردن جنگ و وادار کردن ایران به تسلیم، مورد هدف قرار گرفتند. پاسخ ایران درعرض ۲۰ دقیقه و با هدف قرار دادن انبارهای نفت «حیفا» دردآور بود و منجر به قطع حملات مشابه شد.
۱۷/۱۲/۱۴۰۴، اعلام انتخاب «آیتالله سید مجتبی خامنهای» به عنوان رهبر سوم جمهوری اسلامی ایران، شکست راهبردی ایالات متحده آمریکا در تحقق بخشی به تغییر دادن نظام حاکم بر ایران بود که در لفاظیهای ترامپ جایگاه ویژهای داشت.
۲۱/۱۲/۱۴۰۴، یک فروند سوخترسان آمریکا در آسمان غرب عراق مورد هدف قرار گرفته و به سختی در فرودگاه «بنگوریون» فرودآمد. همزمان عملیات «نیروهای حشدالشعبی» در عراق سیر صعودی پیدا میکنند. «جنگ منطقهای» که رهبر شهید نسبت به آن هشدار داده بود، در حال گسترش است. در همین موقع است که ایران در گسترش دایره عملیاتی خود تهدید به هدف قرار دادن ناو هواپیمابر «جرالدفور» (بزرگترین سازه بشری) میکند.
۲۲/۱۲/۱۴۰۴، ناو «جرالدفورد» مورد هدف قرار میگیرد و از صحنه عملیات خارج میشود، علت آن را نه در هدف قرار گرفتن که، خرابکاری ملوانان و آتش سوزی اعلام میکنند که بر اثر آن ۲۰۰ ملوان در بیمارستانهای کشور یونان بستری شدند. این مطلب زمانی قابل تأمل است که برای نخستین بار عملیات مشترک سپاه و ارتش در موج ۴۵ هوافضا شکل عملی بخود گرفته و فراتر از آن از شدت عملیات حزبالله در جنوب لبنان علیه ارتش اسرائیل نیز در صدر اخبار منطقه قرار گرفت، عملیات مشترکی که در تکرر برای دشمن دردآور خواهد بود.
۲۳/۱۲/۱۴۰۴، فرودگاه بنسلطان (الخرج) در عربستان برای نخستین بار هدف قرار میگیرد و تعداد پنج فروند تانکر سوخت رسان آسیب میبینند، به عبارتی نیروهای مسلح ایران چتر عملیاتی خود را به خطوط پشتیبانی دشمن گسترش میدهند و در فردای آن (۲۴/۱۲/۱۴۰۴)، شگفتانهای جدید با رونمایی از موشک «سجّیل» دو مرحلهای علیه اهدافی در اسرائیل با موفقیت اصابت میکند، در اثرگذاری این سلاح همین بس که وزیر دفاع اسرائیل لب به سخن میگشاید که؛ «اسرائیل غزّه نیست که سلاحها در آن آزمایش شوند»، اصابت این موشک در حدّی دردآور بود که ارتش اسرائیل در ۲۶/۱۲/۱۴۰۴ عسلویه (زیرساخت انرژی) ایران را هدف قرار داد و آمریکا ضمن بیاطلاعی از آن، قول عدم تکرار آن را داد.
۲۶و۲۷/۱۲/۱۴۰۴، دو اتفاق راهبردی شکننده در هیاهوی تاکتیکی آمریکا (ترامپ) قابل تأمل بود؛ اوّل؛ استعفای «جو کنت» (رئیس مرکز مبارزه با تروریسم آمریکا) و از نزدیکان ترامپ در جنبش «ماگا»، وی دلایل استعفای خود را در به نفع اسرائیل بودن و غلبه بر عذاب وجدانی که بر غیر اخلاقی بودن جنگ ذکر کرد. دوّم؛ شکست آمریکا در ائتلاف سازی از متحدان و حتی از حریفانی چون چین در عملیات بازگشایی تنگه هرمز، این ناکامی به تنهایی در تفسیر شکست نظامی و سیاسی ایالات متحده را به نمایش گذاشت، رئیس جمهور ترامپ حتی در مبارزه با عدد و رقم باخته بود! وادار به اعلام برداشته شدن تحریم نفتی ایران شد و به هند اجازه خرید نفت از روسیه داد، واکنش ایران برای فرد خودشیفتهای چون ترامپ دردآور بود؟ اعلام کرد؛ نیازی (به رفع تحریم) نیست! تحریم نفتی ایران در تبادل آتش شکسته شد.
۲۸و۲۹/۱۲/۱۴۰۴، ترامپ در حال کنفرانس مطبوعاتی است، عربده میکشد که همین الآن شبحهای ما در آسمان ایران جولان میدهند، خبرنگار به ترامپ خبر هدف قرار گرفتن شَبح (F-35) را میدهد، ترامپ رشته کلام پاره میکند، میگوید؛ نزنید! تصاویر هدف قرار گرفته شدن نشان میدهد که خلبان و حتی تکنولوژی تمام هوش مصنوعی ایالات متحده در حین اصابت هیچ واکنشی از خود نشان نمیدهند و این یعنی رسیدن ایرانیان به برتری تکنولوژیکی حیرتانگیز. اتفاق دوم، هماهنگی لجستیکی انگلیس در خصوص جزیره «دیهگوگارسیا» که پایگاهی است در ۴۰۰۰ کیلومتری مرزهای جنوبی ایران، ساعتی بعد از اخطار وزیر امور خارجه (عراقچی) به دولت انگلیس، جزیره فوق مورد هدف قرار گرفت و دولت انگلیس از هماهنگی با آمریکا منصرف شد. اتفاق سوم، مربوط به تهاجم مستمر نظامی ایران و نیروهای مقاومت عراقی به پایگاههای آمریکایی و ناتو در شمال عراق مؤثر افتاد، در همین زمان سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) اعلام خروج نیروهایش از عراق را اعلام کرد.
۱ تا ۴ /۰۱/۱۴۰۵، بعد از جنگ ۱۲ روزه و از آغاز جنگ رمضان نخستین بار است که سایت هستهای نطنز بمباران میشود، این مرکز از آن جهت اهمیت پیدا کرده است که بعد از جنگ ۱۲ روزه، رئیس آژانس انژی هستهای (گروسی) در بحبوحه جنگ آدرس نگهداری بخشی از اورانیوم غنی شده را در همین مرکز اعلام و تلویحاً پیشنهاد استفاده از سلاح هستهای را داد؟ پاسخ ایران بیملاحظه بود، سایت هستهای دیمونا در اسرائیل مورد هدف قرار گرفت. در همین روز بود که گروه ۷ کشور صنعتی حملات ایران به کشورهای عربی را در کمال رذالت محکوم کرد! در ۰۲/۰۱/۱۴۰۵، ترامپ اولتیماتوم ۴۸ ساعته برای تسلیم ایران تعیین کرد، این حربه برای مدت ۵ روز دیگر و در نهایت ۱۰ روز یعنی تا پایان جنگ رمضان بی هیچ اثرگذاری در ارادۀ ایرانیان ادامه داشت، همزمان به این حربه روانی پیشنهاد آتشبس نیز نیز توسط آمریکاییها مطرح میشود، هاآرتص (روزنامه اسرائیلی) اعتراف به راهبرد دوگانه ترامپ و نتانیاهو میکند که ترامپ قصد پایان دادن به جنگ دارد ولی نتانیاهود ادامه جنگ تا تسلیم تهران را خواستار است؟ نیروهای مسلح ایران بنا به اعتراف اسرائیل موج ۷۸ تهاجم موشکی را سنگینترین آن از آغاز جنگ تا آن موقع ذکر کردند. و در این مدت که حزبالله لبنان بر عملیاتهایش شدت بخشیده، ایران دامنه هدفگیری موشکی را به کمربندی لبنان و غزه گسترش میدهد. آمریکا پیشنهاد آتشبس میدهد و ایران آن را فریب ذکر و رد میکند. در فریب بون پیشنهاد آمریکا همین بس که ناوهای پشتیبانی و عملیاتی جدیدی به منطقه میرسند، تحرکات لجستیکی ارتش آمریکا از روزی ۴ هواپیمای ترابری به عدد ۱۴ میرسد. لیکن قدرت تصاعدی آتش نیروهای مسلح نه تنها پایگاههای آمریکا در جنوب کشور و اسرائیل که تکیهگاههای عملیاتی زمینی آن در کردستان عراق را شامل است، در حدی که «ناتو» به درخواست کمک آمریکا پاسخ منفی میدهد و برای نخستین بار جیمز متیس (وزیر دفاع سابق آمریکا) ایالات متحده را در جنگ فاقد راهبرد ذکر میکند؟ و اندیشکده کوئینسی آمریکا به دولت آمریکا اعلام میکند که؛ زمان برچیده شدن پایگاههای آمریکا در غرب آسیا فرارسیده است؟! تلاشها برای خاتمه دادن به جنگ ابعاد بینالمللی بخود گرفته است.
۵ و ۶/۰۱/۱۴۰۵، همزمان با تشدید بمباران جزایر ایرانی و بخصوص خارک، بحثها در استفاده از نیروی زمینی آمریکا و اشغال جزایر از سوی آمریکا طرح میشود و در حوزه سیاسی طرح ۱۵ مادهای آتشبس از طریق دولت پاکستان ارائه میشود و ایران آن را زیادهخواهانه و رد میکند، پاسخ آن را در عملیات مشترک هوافضا با نیروی دریای و در تصاعد آتش میدهد، قدرت آتش در حدی اثرگذار بود که «ایال زامیر» (رئیس ستاد ارتش اسرائیل) به نقل از کانال ۱۳ تلویزیون اسرائیل، در کابینۀ جنگ هشدار فروپاشی ارتش اسرائیل از درون میدهد، میگوید؛ من ۱۰ پرچم قرمز بلند میکنم!؟ آمریکا و اسرائیل شروع به هدف قرار دادن زیرساختهای صنعتی در اصفهان، اراک، یزد، خوزستان میکند و برای نخستین بار سفارت ایران در لبنان را هدف قرار میدهند و ایران این مرحله را با هشدار تلافی میکند، کارشناسان خاتمه مرحلۀ دیگر جنگ را اعلام میکنند.
۷ تا ۱۱/۰۱/۱۴۰۵، در حوزه نظامی، یمن با شلیک موشک به جنوب اسرائیل عملاً وارد جنگ میشود و گروه جدیدی بهنام «کرّار شام» با شلیک موشک به سمت اسرائیل موجودیت خود را اعلام میکند، پازل حلقه آتش علیه رژیم صهیونیستی تکمیل میشود. ایران محل تجمع نیروهای آمریکایی را در خارج از مقر ناوگان پنجم مورد هدف قرار میدهد و ترامپ آن را رفتار بد نظامی ایران ذکر میکند! این که تفنگداران دریایی درخارج از مقر اصلی مستقر شدهاند، علاوه از اینکه نشان از برخط بودن تسلط اطلاعاتی ایران دارد، خبر از تحرکات جدید و غافلگیر کننده ارتش آمریکا نیز میکند، اعلام کانال ۱۲ رژیم صهیونیستی مبنی بر اینکه اسرائیل در هرگونه عملیات زمینی ارتش آمریکا علیه ایران شرکت نخواهد کرد مؤیّد همین مطلب است. در همین زمان اقدام شگفتیساز جدیدی توسط ایران به نمایش گذاشته میشود؟ برای نخستین بار در تاریخ نظامی، یک فروند هواپیمای آواکس E-3 (مرکز فرماندهی و کنترل هوایی) آمریکا در حین برخاستن از باند فرودگاه الخرج عربستان هدف قرار میگیرد و از دور عملیاتی خارج میشود تا جایی که سنتکام تصویر هدف لاشه هواپیما را علیرغم سانسور خبری که تاکنون داشته است به نمایش میگذارد. ارتش اسرائیل عملیات فریب شکست خورده پرچم را تکرار میکند؛ تأسیسات آب شیرینکن کویت را هدف قرار میدهد و در همین زمان است که یکبار دیگر دهن «هاکانفیدان» برای خوشایند اربابش تا بناگوش باز میشود و ایران را متهم به هدف قرار دادن تأسیسات آمریکایی در ترکیه میکند؟ پاسخ وزیر امور خارجه ایران، همکاری فنی در اثبات دست نداشتن ایران در عملیات پرچم است. ناو هلیکوپتربَر تریپولی آمریکا به ناوگان مستقر در اقیانوس هند ملحق میشود و همزمان دانشگاهها و مراکز آموزشی ایران مورد قرار میگیرد. در حوزه سیاسی؛ ترامپ در لفاظی، هدف اقدام نظامی را تغییر نظام سیاسی ایران نمیداند و آشکارا از کنترل و مدیریت انرژی ایران (نفت و گاز) را هدف جنگ تحمیلی ذکر میکند و از عملیات زمینی حرف میزند؟ پاسخ مشاور مقام معظم رهبری (دکتر ولایتی) معنی دار است، او اعلام میکند؛ «هرگونه تجاوز زمینی، جنگ را تمدنی خواهد کرد و جنگ رمضان را به جنگ تریپولیِ خشایارشاه تبدیل خواهد کرد». کلام ولایتی را مفسری دیگر در شبکه ۴ سیمای جمهوری اسلامی ایران سوگیرانه تقلیل میکند؟ او از تمدن ۱۴۰۰ ساله ایران سخن میگوید! رئیس اتحادیه اروپا (آنتونیو کاستا) برای نخستین بار از آغاز جنگ رمضان، با رئیس جمهور ایران (پزشکیان) تماس میگیرد و میگوید؛ «تجاوز را تأیید نمیکند» و ترامپ در موضعگیری دیگر اعلام میکند؛ «ممکن است بدون باز کردن تنگه هرمز به جنگ پایان دهد»! شدّت آتش ایران یکنواخت را حفظ و سیر صعودی پیدا میکند.
۱۲ تا ۱۷/۰۱/۱۴۰۵، تصاعد آتش از سوی ایران تا سه برابر افزایش مییابد، ضمن این که موجهای تهاجم به مراحل ۱و۲و۳ تقسیم میشود، این تاکتیک ضمن افزایش فشار بر ساکنین سرزمینهای اشغالی که فرصت رفت و برگشت به پناهگاه را بیمعنی کرده و نارضایتی اجتماعی را افزایش داده، نشان از آسیب جدی راداری و پدافندی در سرزمینهای اشغالی دارد و تأییدی است بر اثر قطعی عملیات بر توان عملیاتی ارتش آمریکا که پشتیبانی مؤثر هوایی جنگنده بمبافکنها که به سختی انجام میشود و همین مطلب قدرت مانور هوایی دشمن را کم کرده، هدف قرار گرفتن یکی از جنگندهها در جنوب کشور یکی از نشانههای همین مرحله است که در ۱۴/۰۱/۱۴۰۵ باید باشد که توسط سنتکام تأیید شد و ترامپ در مصاحبهای درخواست کمک به پیدا شدن خلبان میکند و در همین مصاحبه مطبوعاتی از هلیکوپتر «پر از سوراخ» یاد میکند! که توسط عشایر «لُر» مورد هدف قرار گرفته بودند! در همین تاریخ وزیر دفاع آمریکا «هگست» در مشاجره با رئیس ستاد نیروی زمینی که در مخالفت با عملیات زمینی با استناد به قواعد جنگ آن را غیرممکن ذکر میکرده، وزیر دفاع در پاسخ «قوانین جنگ را مسخره میداند» و اقدام به اخراج رئیس ستاد و ۱۱ ژنرال دیگر (زمینی و هوایی) میکند اقدامی غیرحرفهای در وسط جنگی بزرگ تعریفی دیگر و تاریخی از شکست است و باعث اعتراض تعداد ۳۰ ژنرال دیگر شد. اعلام مفقود شدن خلبان، اقدام کماندویی در جستوجوی خلبان، حساسیت مردمان منطقه (لُرها) در جستوجوی خلبان، حساسیّت نیروهای مسلح نسبت به موضوع، محاسبات غیر حرفهای وزارت دفاع آمریکا در پیاده کردن نیرو فاجعهای تاریخی برای ارتش آمریکا فراهم میکند؟! رزمیترین نیروی ارتش آمریکا موسوم به CSAR اقدام به عملیات ویژه در جنوب اصفهان معروف به منطقه مهیار که دارای فرودگاه قدیمی و اضطراری است میکند، محلی که قبل از آن نیروهای مسلح در کمین و منتظر بودند. با هدف قرار گرفتن یکی از هواپیماهای ترابری سنگین، عملیات نجات خلبان تبدیل به «عملیات نجات کماندو» میشود. نیروهای ویژه ارتش آمریکا با شکستی سخت و به سختی نجات پیدا میکنند و نیروی هوایی آمریکا اقدام به بمباران و نابود کردن هواپیماهای زمینگیر شده در منطقه کرد، میتوان نتیجه گرفت هواپیمای هدف قرار گرفته در قبل از عملیات توانسته خود را از مهلکه نجات دهد و اعلام وجود خلبان در منطقه و عملیات جستوجو توسط هوانیروز، فریبی بوده تا عملیات اصلی در ربایش مواد هستهای از اصفهان به روش ربایش «مادورو» (رئیس جمهور ونزوئلا) تحقق یابد. در این عملیات بنا به اعلام رسمی پنتاگون تعداد ۱۲ فروند از هواپیماهای ارتش آمریکا مورد هدف قرار گرفت و روز سیاه نیروی هوایی نام گرفت. در پایان عملیات (۱۶/۰۱/۱۴۰۵) انتقادها از ترامپ و بیکفایتی وزیر دفاع شدت میگیرد؟ «رابرت کِی» (مشاور پنتاگون) با اشاره به ۳۶ روز جنگ که ۳۵ هواپیمای سرنشیندار و بیش از ۱۷۰ پهپاد پیشرفتۀ آمریکا از دست رفته، میگوید؛ ایران از این جنگ، ابرقدرت بیرون میآید. رئیس معزول نیروی زمینی اعلام خطر میکند که تیم ترامپ ارتش ایالات متحده آمریکا را به فروپاشی خواهد کشید.
۱۷ تا ۱۹/۰۱/۱۴۰۵(پایان جنگ)، اولتیماتوم ۱۰ روزه تسلیم ایران توسط ترامپ به پایان رسیده و نه تنها نتیجهای حاصل نشده که مورد تمسخر کارشناسان نظامی و سیاسی در آمریکا و همپیمانانش قرار گرفته و نیروهای مسلح ایران نه تنها علائمی از شکست بروز ندادهاند که از لانچرهای زوجی برای نخستین بار استفاده میکنند و اعلام میکنند که شگفتانههای جدیدی را رونمایی خواهند کرد، علاوه از آن وزیر دفاع روسیه به ایالات متحده هشدار میدهد؛ «در صورت عدم اعلام پایان جنگ و اشتباه محاسباتی دیگر، نیروهای مسلح ایران از سلاحهایی رونمایی خواهند کرد که تاکنون ارتشی آن را تجربه نکرده است». یکی از اعضای ایرانیالاصل کنگره آمریکا به نام «یاسمین انصاری» در اقدامی غیر منتظره متمم ۲۵ قانون اساسی آمریکا در برکناری رئیس جمهور و استیضاح وزیر دفاع را فعال میکند که مورد تأیید تعداد ۱۳ نفر دیگر از اعضای حزب دموکرات نیز قرار میگیرد! ترامپ مجبور است هر چه سریعتر جنگ را به پایان رساند؟ رئیس جمهور از اینکه به هیچ کدام از اهداف اعلامی خود نرسیده و مجبور به خاتمه جنگ است، شانس خود را برای آخرین بار امتحان میکند؟ شدت آتش را به نهایت میرساند و شروع به زدن زیرساختها میکند و در ۱۸/۰۱/۱۴۰۵، در توئیتی اعلام میکند؛ «امشب تمدنی نابود میشود»، سحرگاه، نفسها در سینه حبس میشود، همه منتظر فاجعهای و ترامپ در نهایت جنون منتظر اعلام تسلیم ایران، خبری نیست، ایرانیها تعداد ۴ فروند موشک پرقدرت «تاماهاوک» را در مسیر انهدام نیروگاه شهید رجایی قزوین در سحرگاه ۱۹/۰۱/۱۴۰۵ هدف قرار میدهند، ساعتی مانده به پایان اولتیماتوم، ترامپ با اعلام قبول تمامی شروط ده گانه ایران توقف آتش را میپذیرد!؟ تمدنی ۷هزار ساله که مخترع چرخ بود سربلند، تمدن ۲۵۰ساله و مخترع همبرگر را وادار به کرنش میکند. این تمدن تا حدی نزد جهانیان مورد احترام است که «جان برنان» (رئیس سابق سازمان سیا)، اعلام موضع میکند و با ذکر دلایلی صلاحیت فرماندهی ترامپ بر نیروهای مسلح آمریکا را به زیر سئوال میبَرد، یکی از دلایل؛ تهدید ترامپ به «نابودی تمدن ایران است».
فیلیپوفسکی (دادستان سابق آمریکا) خطاب با ترامپ:
«این هم تسلیم بدون قید و شرط»
ابتذال شرّ، روایت پیروزی و شکست:
«ابتذال شرِّ» منسوب به «هانا آرنت»، فیلسوف غربی است و من در تجسم مفهومی این مهم بهتر از ائتلاف تیم دو نفرۀ «ترامپ – نتانیاهو» در عصر کنونی پیدا نکردم؟ تمدن آمریکایی که بر پایۀ نسل کُشی رنگین پوستان بومی شکل گرفت و حکمرانی صهیونی که هنوز به یک قرن نرسیده بر پایۀ اشغال و نسل کُشی اعراب مسلمان در تمام طول موجودیتش در منطقه فلسطین با نام جعلی اسرائیل شکل گرفته است و این هر دو در نهایت شرارت تحت فرمان دو انسان شرِّ، شرورتر و خونریزتر نیز شدهاند. لیکن، پیروزی و شکست در جنگ از یک بنُمایهای حرفهای که توسط «کارل ون کلاوزویتس» در ۷۰۰ سال پیش تئوریزه شده و از قواعد اساسی جنگها به تجربه اثبات شده است و آن قاعده عبارت است از؛ «جنگ اقدامی اخلاقی است»، تقریباً در همان زمان یکی از نوابغ فرهنگی (فردوسی) پایه اصلی تمدن ایران را در بیت زیر سروده است:
ز دانش بود جان و دل را فروغ نگر تا نگردی به گِرد دروغ
روایت شکست و پیروزی در جنگ رمضان اگر یک قاعده اساسی داشته باشد دقیقاً در رعایت و بیتوجهی به این نکته اساسی است؟ وقتی حرفهایهای ارتش آمریکا با آغاز جنگ علیه ایران (ژنرال «دَن کین» – رئیس ستاد کل ارتش) مخالفت میکنند و لیکن ترامپ به آن بیتوجهی میکند و در ادامه رئیس ستاد نیروی زمینی با عملیات زمینی با استناد به قواعد جنگ مخالفت میکند و به جای توجه به دلایل حرفهای، اخراجش میکنند و وزیر دفاع دلایل متکی به قواعد جنگ را «مسخره» میداند، وقتی ترامپ در قامت فرمانده کل بزرگترین ارتش جهان دهها بار در مقابل دوربینها و نخبگان جهانی اعلام پیروزی میکند، وقتی بازارهای مالی جهانی سیاست خود را نه با توئیتهای ترامپ که با توئیتهای «قالیباف» یعنی ایرانیان تنظیم میکنند و دهها مثال دیگر، دیگر نمیتوان روایت پیروزی «ترامپ – نتانیاهو» را به جهانیان قبولاند. روایت «ابتذال شرّ»ی که بر جهان حاکم بود ودر صورت پیروزی که «پاپ لئو» دفع آن را بدست فرزندان ابراهیم(ع) خنثی میداند، که در غیر اینصورت و پیروزی نظام سلطه باید شاهد اعلام نظام «تک قطبیِ» آمریکایی در شورای امنیت را جهانیان به نظاره مینشستند. به نمونههایی اشاره میکنم:
الف) نخستوزیر هند (نماینده تمدن هندو):
نخستوزیر هند، در آستانه تجاوز نظامی آمریکایی – اسرائیلی، با نتانیاهو در تلاویو ملاقات و تصاویر در آغوش هم بودنشان را دنیا نظارهگر بود، جنگ که شروع شد مثل همه رهبران دنیا جرأت محکوم کردن چنین تجاوز آشکاری نداشت! رهبر جمعیت میلیاردی، صاحب ۴ درصد از اقتصاد جهانی، نماینده جمعیتی که در مبارزه با اشغالگران بریتانیایی و فردی که جانشین بزرگانی چون گاندی و نهرو است، چرا چنین؟ پاسخش را یکی از نمایندگان پارلمان هند در جلو چشم جهانیان با این کلمات میدهد:
«ما ملتی گرسنه و اما شجاع بودیم، الآن دستمان به دهنمان میرسد، بیشرف شدهایم»
ب) نخستوزیر ژاپن (نماینده تمدن شنتو):
نخستوزیر، در پاسخ به سئوال خبرنگاری که پرسید؛ «چرا تجاوز به ایران را محکوم نمیکنی» گفت؛ به زودی با رئیس جمهور ترامپ ملاقات خواهم کرد؟ وقتی در کاخ سفید، در کنار ترامپ با خبرنگاران مواجه میشود، خبرنگار از ترامپ میپرسد؛ چرا قبل از شروع جنگ با متحدین (اشاره به ژاپن) مشورت نکردی، با نگاهی تحقیرآمیز و از سرِ نخوت گفت:
«خواستیم اصل غافلگیری را رعایت کنیم، ژاپنیها غافلگیری را خوب میفهمند»؟!
پ) رئیس جمهوری ترکیه (نماینده تمدن عثمانی):
حدود یک ماه مانده به شروع جنگ ۱۲ روزه سهم خود را در انحلال P.K.K در همراهی تجاوز گرفت، در آستانه جنگ رمضان ژست واسطهگری صلحطلبانه در راهاندازی مذاکرات داشت وقتی نوبت به عمل رسید، مشخص شد که قصد دارد اعراب را نیز در مذاکرات با آمریکا وارد کند و ایرانیها برای برهم زدن نقشه شوم اردوغان که برای تحقق بخشیدن نوعثمانی گرایی در سهیم شدن غنیمت داشتند، به هم زدند و محل مذاکرات را به عمان منتقل کردند، وزیر امور خارجه ترکیه اعلام کرد برای جلوگیری از جنگ تمام تلاش خود را کرده است! در آستانه جنگ، وقتی سهم خود را در انحلال دولت مستعجل کُردها در شمال سوریه که با چنگ و دندان بدست آورده بودند، در عمل سکوت مرگباری را در قبال استفاده آمریکا و اسرائیل از پایگاههای ناتو در ترکیه پیش گرفتند. این سیاست ادامه داشت تا زمانی که نیروهای مسلح ایران دست برتر را در صحنههای نبرد بدست آوردند و بعد بهآرامی شروع به مرثیهخوانی کردند.
دولتمردان ترکیه در حین جنگ به ابتکاری تازه دست زدند، شروع به شکل دادن ائتلافی از مصر و پاکستان کردند، که با واکنش عملی و تند نتانیاهو در ائتلاف سازی سریع با قبرس و یونان و با هشدار جدی از عواقب آن باعث عقب نشینی ترکیه شد؟ این محور در صورت شکلگیری تهدیدی جدی و مذهب محور در فشار آوردن به ایران پس از پیروزی میتوانست وارد عمل شود، هر چند ظاهری نتانیاهو ستیز داشته باشد.
ت) حاکمان عرب مسلمان:
حاکمان عرب خصوصاً همسایگان جنوبی خلیج فارس سالها هزینه نگهداری پایگاههای آمریکایی را به بهانه حفظ امنیت خود در قبال ایران پرداخت میکردند و علاوه بر آن میلیاردها صرف خرید تسلیحات مدرن غربی برای تجهیز ارتش خود کردند و با آغاز جنگ با همه امکانات آمریکا و اسرائیل را همراهی کردند، اگر پیروز میشدند آمریکاییها در فردای آن تحقق اسرائیل بزرگ را اعلام میکردند در قالب و فرم ایالتهای آمریکا، این کشورها طی سالیان متمادی عملاً تحت اشغال بودند و خود نمیفهمیدند و حال جرأت بیرون راندن آمریکاییها از خاکشان را ندارند.
ث) کشورهای اروپایی:
روسای دولت انگلیس، فرانسه وآلمان، در ۷۲ ساعت تعیین کننده افسار پاره میکردند در حمایت از تجاوز نظامی و مابقی دولتهای اروپایی به غیر از اسپانیا در سکوت قبرستانی منتظر شکست جمهوری اسلامی بودند، بعد از گذشت مدت مذکور و در روند روبه پیروزی نیروهای مسلح، به تدریج رنگ عوض کرده و صلح طلب میشدند.
روایتی دیگر:
الف) منسوب به نتانیاهو (نخستوزیر) اسرائیل است که؛ «به مدت ۲۰ سال تلاش کرده تا چنین فردی (ترامپ) به ریاست جمهوری آمریکا برسد.»!؟ و این کلام ترامپ است که با نخستین ضربات موشکی از خواب پریده و گفت که؛ «به نتانیاهو اعتماد کردم و با حرف ایشان وسوسه شدم»؟ جنگی که با وسوسه آغاز شود نتیجهاش در نظرسنجیها مشخص میشود، رویترز و در اقدامی مشابه CBS در اواسط جنگ اعلام کردند که محبوبیت ترامپ به ۳۶ درصد و در ۱۱/۰۱/۱۴۰۵ به ۱۷ درصد تنزل کرده و ۹۲ درصد مردم آمریکا مخالف جنگ هستند.
ب) اولمرت (نخستوزیر سابق اسرائیل)، خطاب به نتانیاهو و ترامپ در ۰۵/۰۱/۱۴۰۵؛ «دروغ بس است، ادعای پیروزی لاف زنی سیاسی است»!
پ) نخست وزیر اسپانیا تنها سیاستمدار اروپایی است که از ابتدای جنگ علیه تجاوز اسرائیل و آمریکا موضع گرفت و در ۰۵/۰۱/۱۴۰۵ گفت، «محکوم نکردن تجاوز آمریکا به ایران بزدلی است.»
ت) ترامپ با مشاهده حضور مردمان ایران در میادین شهر در حمایت از کشورشان، در ۰۶/۰۱/۱۴۰۵ در توئیتی «مردم ایران را دیوانه» خطاب کرد! و فردی از غرب زمین در پاسخش نوشت؛ «آری مردم ایران دیوانهاند چون صاحب قدیمیترین تمدن جهان هستند، دیوانه هستند چون مردمی باسواد هستند، دیوانه هستند چون از کشورشان دفاع میکنند و...»، خیزش مردمی را در جنگ ۱۲ روزه اگر نوعی از عاطفه و برخاسته از احساس بدانیم، خیزش مردمی در جنگ رمضان و در زیر بمباران به قطع و یقین اصیلتر و واکنشی است در صیانت از تمامیت ارضی.
ث) هر چه جنگ طولانی میشود و ترامپ لاف پیروزی میزند و پیروزی در میدان بهنفع ایران چرخش پیدا میکند، شکاف نخبگانی در جهان عرب نیز شروع به افزایش شده تا جایی که فردی چون «انور قرقاش» مشاور بنام حاکم امارات شروع به موضعگیری علیه آمریکاییها میکند.
ج) ۲۸/۱۲/۱۴۰۴، هیئت فتوای الاظهر مصر علیه ایران که به سمت برادران مسلمان عرب خود شلیک میکند! فتوی میدهد؟ طولی نمیکشد که در مراسم نماز عید فطر قاهره (پایتخت مصر) که رئیس جمهوری نیز در آن شرکت کرده بود، امام جمعه با صدای بلند از اقدام ایران و بالاتر از آن از تشیع و امام علی(ع) که فتح خیبر را به مسلمانان هدیه کرد را یادآور و اقدام ایران را همسان با آن ذکر کرد.
چ) قیصر (هنرمند زمان حکومت پهلوی) یکی از اعضای مخالف نظام جمهوری اسلامی که خارجنشین است، در فضای مجازی تغییر موضع میدهد؟ در کلیپی که منتشر کرده، در حالی که اشک شوق در چشمانش حلقه زده خطاب به ایرانیان میگوید؛ «کاش من آنجا بودم، کاش شما اینجا بودید، چکار کردهاید! اینجا مردم متحول شدهاند؟ همینکه میفهمند من و یا کسی ایرانی است، حرمت قائل میشوند». یکی دیگر در کلیپی با اشاره با رهبر شهید او را «سلطان واقعی» میخواند.
ح) ۰۹/۰۱/۱۴۰۵، تظاهرات سراسری درآمریکا در محکومیت ترامپ شکل میگیرد، یادآور مَثَلِ؛ «وارد شدن خر به کاخ که کاخ را تبدیل به طویله میکند و هرگز خر شاه نمیشود»؟ شعار سراسری مردم آمریکا «نه به شاه» است. تظاهرات مشابهی در انگلستان نیز گزارش شده، کاخ تزویر صهیونیسم در جهان بر اثر ضرب نظامی ایران در حال تَرک برداشتن است.
خ) پوتین، رئیس جمهور روسیه از ابتدای جنگ در حمایت از ایران کم نگذاشت، جالب این که دولت چین به همراه روسیه به قطعنامه اعراب در شکل دادن به ائتلاف دریایی برای باز کردن نظامی کردن تنگه هرمز را وتو کردند و ناکامی ائتلاف جهانی جنگ علیه ایران وارد مرحله جدیدی شد.
د) جان مرشایمر، استاد بنام علوم سیاسی از شیکاگو در تحلیلی میگوید؛ آمریکا جنگ را باخته است. شاید بالاترین تعبیر مربوط به روزنامه معاریو چاپ اسرائیل در ۲۸/۰۱/۱۴۰۵ باشد که خطاب به نتانیاهو و ترامپ نوشته است:
«عملیّات غرّش شیران تبدیل به نالۀ گُربهها شده است»
انگار حکیم ابولقاسم فردوسی برای چنین جنگی سروده است:
ندانی که ایران نشست من است جهان سر به سر زیر دست من است
پاسخ به برخی پرسشهای سیاسی در جنگ رمضان:
در طول جنگ با سئوالات متعددی از سوی دوستان و از اقشار مختلف مواجه بودهام و به تناسب به بحث نشستهام، شایسته بود همه آنها را در این قسمت تنظیم میکردم که دارای ابعاد اجتماعی، تاریخی و سیاسی است، باید اذعان کنم که به طور خارقالعادهای با بلوغ اجتماعی و سیاسی مردمم مواجه بودم و به احترام آنها بخشی از موارد را که ذهنم یاری رساند ارائه میکنم:
اوّل، مسئله بنیادینی که نباید از کنار آن بهراحتی گذشت به کینهای مربوط است که بخشی از جامعه با آن مواجه شده است؟ اگر دقت شود، از زمان جنگ ۱۲ روزه و تا پایان جنگ رمضان در زیرنویس شبکه خبر روزی نبوده است که اعلام نشود افرادی و یا تیمهایی با شبکههای دشمن ارتباط داشتهاند، علیرغم اخطار مسئولین در خصوص قوانین زمان جنگ، عکس و فیلم فرستادهاند یا جاسوسی کردهاند یا در شدیدترین نوع آن آتش زدن تعداد بیش از ۲۵۰ مسجد در حوادث دی ماه است.
نمیتوان قبول کرد که همه این افراد دارای ارتباط سازمانی با سرویسهای جاسوسی خارجی باشند که اگر چنین باشد فاجعهای است نابخشودنی! در نگاهی دیگر میتوان اقدام بخشی از جامعه را حاصل انباشت نارضایتی اجتماعی و سیاسی از حاکمیت و حداقل بخشی از مسئولین دانست که باعث شکلگیری «کینه» شدهاند، وقتی فردی و یا گروهی به چنین سطحی برسد دیگر گوش شنوایی به هیچ استدلالی نمیدهد و متأسفانه در این مدت با آن مواجه بودهایم، چرا چنین؟ سئوال بزرگی است و نیاز به پاسخ.
واقعیت تاریخی نزدیکی که میتوان به دشمنی غرب و آمریکا با ملت و دولت ایران با توجه به دو استراتژی که در این مجموعه به آن پرداخته شده اشاره کرد، مربوط به کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ (آژآکس) که به سقوط نخستین دموکراسی غرب آسیا در ایران منجر شد، ملت ایران بهدرستی تشخیص داده بودند که برای رسیدن به توسعه باید به سازوکارهای دمکراسی گردن نهند و به همین خاطر طبق الگوی انگلستان قصد داستند تا شاه را وادار به سلطنت و امورات مردم به دست نمایندگان منتخب اداره شود که توسط انگلیس و آمریکا در کودتایی مورد هدف قرار گرفت و طبق اعترافی که کارشناسان غربی حتی در طول جنگ رمضان نیز به آن داشتند، مبارزه ایرانیان با غرب شدت گرفته است. این مهم زمانی اهمیت پیدا میکند که حضور استبداد مانع شکلگیری انسجام اجتماعی و دموکراسی واقعی میشود که از مسیر دیالوگ قابل تحقق است و وقتی گفتوگوی ملی در بین مردمان و گروههای اجتماعی و نخبگانی شکل واقعی بخود نگیرد، بهطور طبیعی «کینه»ی اجتماعی جای آن را خواهد گرفت، زمینهای که اثرگذاری متغیر خارجی در معادلات سیاسی – اجتماعی را فراهم میکند! اینکه کسانی بر اثر انباشت نارضایتی و تحت تأثیر کلمات بهظاهر خیرخواهانه دشمنان این ملت، از بمباران وطنشان دل چرکین نشدند، باید از چنین زمینهای نشأت گرفته باشد، چاره آن توسعه گفتمان در جامعه است که؛ حفاظت از استقلال و پاس داشتن آزادی از مسیر آگاهی میگذرد نه از دخالت بیگانه.
دوّم، مربوط به خیرخواهی آمریکا و اسرائیل در کمک رسانی است؟! احساسی نگاه کردن در توجه به مطلب میتواند فاجعهبار باشد، باید چنین خیرخواهی قرینهای داشته باشد تا به استناد با آن قضاوت کرد، چند نمونه عینی میتواند راهگشا باشد:
مدل لیبی، کسی از دیکتاتوری قذافی دفاع نمیکند، غربیها با سوار تبلیغی بر چنین مهمی در داخل مردم لیبی نفرت پراکنی کردند و مردم را کینهای و از حکومت جدا کردند، ابتدا در لباس خیرخواهی پیچ و مهرههای صنعت هستهای این کشور را باز و از کشور خارج کردند و در مرحله دوّم بمبهایی که قول داده بودند مردم را از دست استبداد رها سازند باعث رها شدن کینهای تجمیع شده، شدند. نتیجهاش، کشور پاره پاره شده و آشفته و ورشکسته از یک سو و منابع نفتی در اختیار شرکتها و منافع غربی و حال، مردمی مانده در زیر چتر ناامنی دنبال قذافی (دیکتاتور) میگردند تا فحش دهند که دلتنگش هستند، جالب این است که مدتی پیش فرزند قزافی در عرصه سیاسی این کشور عرض اندام کرد که بزودی ترور و کشته شد، همان مردم برای ادای نماز میت فرزند دیکتاتور سر از پا نمیشناختند؟ تجربه بزرگی است پیش پای ما، این مطلب قصور قذافی را که اگر بهجای سیاست بقا به سیاست توسعه رو میآورد را نادیده نمیگیرد؟
مدل سوریه، هیچ بحثی از اینکه بشار اسد با دیکتاوری حکمرانی میکرد وجود ندارد و منافع ملی را نادیده گرفته حرفی نیست، بحث بر سر سیاست غرب و سلطۀ به ظاهر خیرخواهانه آمریکایی است؟ رئیس جمهوری که الآن بجای دیکتاتور نشسته (جولانی) همان کسی است که آمریکاییها به جرم تروریست بودن برای سر بریدهاش جایزه تعیین کرده بودند، چطوری یک شبه از لیست تروریست بودن خارج و به قدرت میرسد و در کاخ سفید مورد استقبال ترامپ قرار گرفت! و جالبتر اینکه، از ساعتی که قدرت جابهجا شد و جولانی قدرت را در دست گرفت، بزرگترین عملیات هوایی ارتش اسرائیل علیه زیرساختهای نظامی کشور دوستشان انجام گرفت؟ سوال بزرگی است ازاپوزیسیون ایران و ناراضیان و براندازان ایرانی که با چه توجیهی به چنین تجربهای بیتوجهاند!؟
مدل ونزوئلا، جهانیان شاهد بودند که رهبر اپوزیسیون این کشور مدال جایزه صلح نوبل خود را پیشکش ترامپ کرد و ترامپ در همان مراسم یک عدد کیف تبلیغی شرکت تجاری خود را به وی هدیه کرد؟ خانم سیاستمدار چرا نفهمید که رئیسجمهوری آمریکا با زبان بیزبانی خود را تاجر و معاملهگر معرفی کرده و نه خیرخواه ملت ونزوئلا؟!
آمریکا در جلو چشم جهانیان و در اقدامی غیر قانونی رئیسجمهوری منفور ونزوئلا را به همراه همسرش از بستر خوابش ربود و برای محاکمه به آمریکا منتقل کرد، مردم این کشور را با همان کابینهای که مورد نفرت بود تنها گذاشت؟ آشکارا اعلام کرد هدفش تصاحب نفت و انرژی این کشور بود و تا زمانیکه منافع آمریکا تأمین شود کاری به کارشان نخواهد داشت! حالا باید از براندازان و سیاستمدارانی که باعث چنین فاجعهای شدند پرسید که نتیجه پیشکش جایزه صلح نوبل چه شد؟ از فراهمسازی زمینه دخالت آمریکا چه نتیجهای گرفتند؟ باید منتظر آغاز چرخهای دیگر از خشونت باشند.
مدل افغانستان، آمریکاییها خیرخواهانه؟! به مدت ۲۰ سال با طالبان جنگیدند تا دموکراسی در این کشور شکل بگیرد و در آخر حکومت و کشور ویرانهای را تحویل همان کسانی دادند که تروریستش مینامیدند! این مطلب نشان میدهد که دموکراسی، آزادی و استقلال و توسعه، نه از لوله تفنگ و موشک و چکمه سرباز بیگانه که از دل کشمکشهای داخلی و از مسیر آگاهی قابل دستیابی است و ما باید از روی اجبار و نه اختیار از دهها نمونهای که موجود است تن به چنین خفتهایی ندهیم که دور است از ذات ملت و سرزمین اهورایی.
توجه به یک تحلیل، در جریان جنگ رمضان که این بحث مربوط به آن است، به مصاحبه استخوان خُرد کردهای از هیئت حاکمه آمریکا یعنی «گری سیک» گوش میکردم، او با اشاره به انقلاب اسلامی که در سال ۱۳۵۷ به پیروزی رسید صحبت میکرد، میگفت؛ «وقتی انقلاب پیروز شد تعدادی از خود همه چیز پنداران آمریکایی، آن را احمقانه و میگفتند اینهایی که انقلاب کردند شش هفته طول نمیکشد که سقوط میکنند، ما متوجه نبودیم که ملت و انقلاب ایران، انقلابی از جنس بازتعریف هویت ملی بود و ما نفهمیدیم.»
سخن آخر، در بحثهایی که داشتم، از پهلوی و از سلطنت میگفتند و بعضیها از بیانصافی که در خصوص «محمدرضا شاه» شده بود؟ منطق «انصاف»، پهلوی که نیست و این انقلاب با اجماع ملی به پیروزی رسیده است، چه تضمینی وجود دارد که؛ قدرتی که معلوم نیست چه کسی صاحبش شود و بعد از ۴۷ سال دوباره از بیانصافی که در خصوص جمهوری اسلامی دارید میکنید حرفی زده نشود؟ فرزند پهلوی را میخواهید، فردی که برای کشتههای آمریکایی در جنگ رمضان توئیت دلش به درد آمده میزند و در خصوص شهدای دانشآموز میناب سکوت میکند، امیدی نیست و حتی ترامپ نیز به حکمرانی وی دل نبسته است، حکمرانی که برچسب وابستگی داشته باشد وارد شدن به چرخهای دیگر از انقلاب خواهد بود اگر غیر این بود که نمیگذاشتند نظام پهلوی سقوط کند!
جمهوری اسلامی تا چه اندازه نفرت انگیز شده که انصاف را در خصوص پهلوی بر زبان میآورید و در خصوص نظام مستقر به آن فکر نمیکنید؟ در مدت چهل روز بمباران حتی یک روز برق منازل و کارخانهجات این کشور قطع نشده، غربیها به چنین دستاوری معترفند، نگوییم که زیرساخت نزدهاند از متخصصین صنعت برق بپرسیم. درست است که در بحرانهایی مثل اپیدمی کرونا و در جنگ ۱۲ روزه و درهمین جنگ با وجود تحریمهای کمرشکن مردم کشور اصالت خود را در عدم غارت مغازهها بر خلاف سایر ملل، نشان دادند ولی، به عملکرد دولت نیز توجه شود؟ در ایران، سالانه ۱۵۰میلیون تُن مواد غذایی تولید میشود و دشمن عصبانی است که چرا مردم ایران بر اثر فشارها غارتگر نمیشوند، بیانصافی نیست؟ و نادیده گرفته میشود. بیانصافی است اگر نبینیم لجستیک نیروهای مسلح ازاتکای به خارج قطع شده و بر اثر آن در لبه تکنولوژی و در جلوی چشم جهانیان، دشمن را وادار به پذیرش شروط آتشبس کردهایم! جنگها در طول تاریخ سرنوشت ملتها و کشورها را تعیین کردهاند، ملتی که در جنگ نشکند پیروز از آن بیرون میآید و در مسیر توسعه قرار میگیرد و این قاعدهای است شناخته شده و بر اثر حفظ استقلال است که «گری سیک» ایرانیان را استاد تمام جنگهای نامتقارن اعتراف میکند که غول پنتاگون با نوچهاش یعنی اسرائیل را در تلهی استراتژیک به دام انداخته است؟
سوگنامه جنگ رمضان:
در طول جنگ رمضان هزاران شهید به خون غلطیدند و بنا به اعلام، یک سوم اجساد مطهر قابل شناسایی نیستند، علاوه از آن ۱۲۵۶۳۰ واحد مسکونی، تجاری و درمانی آسیب دیدند. تعداد ۳۲ دانشگاه و ۸۵۷ مدرسه، ۲۰ مرکز حلال احمر و ۱۵ زیرساخت مورد هدف قرار گرفت و هنوز که این سطور نوشته میشود جسد مردی که شجاعتش در مقابله با دشمن زبانزد شده، به خاک سپرده نشده است. دنبال متنی مناسب میگشتم که به نظم شاعر هموطن تاجیکستانی به نام «جمشید عارفیان» برخوردم و آن را مناسب و پایان بخش این متن تقدیم میکنم:
بنشسته به غم خــاک نیاکان من امروز خون میچکد از پیکر ایـران من امروز
کفتار زمان باز در افتاده به ایــــــران ضحّاک شبیخون زده بر جان من امروز
آوار بـــشد یکــــــسره تهران قشنگم ویران شده شیراز و سپاهان مـن امروز
میناب چو خـوناب شد از دست شریران شـد حادثه جانبازی طفلان من امروز
از آتــش جانـــــسوز بم دشمن غدّار جان باخته طفلانِ دبستان مـــن امروز
همـــسایه و همکیش به یـاری نشتابند کو زال زر و رستم دســتان مـن امروز
محکوم کس از ترس عدو را نتوان کرد بیقـــدر بشد وعده و پیمان من امروز
یک عــدّه زتخریب وطن شاد شدستند پیدا نشد آسان سر و سامان مــن امروز
جمعی چو شترمرغ نهان کرده سرِخویش بینند مـگر حــــال پریشان من امروز
از فاجعۀ بــمِ همخون و بــــــــرادر خونشار زِ درد است دل و جان من امروز
گِریـم من از اندوهِ عزیزان تو ایـــران ای وای به حال من و خوبان مـن امروز


نظر شما :