با پایان این جنگ،

ایران تازه‌ای در کتاب جهان آغاز خواهد شد

۲۵ فروردین ۱۴۰۵ | ۰۹:۰۰ کد : ۲۰۳۸۵۲۵ خاورمیانه انتخاب سردبیر
احسان اقبال سعید در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: دفاع ملی و میهنی و این قدرتی که نیروهای مسلح در برابر یک ابرقدرت نشان دادند و پیوستگی ملی ما و درجه‌ای از تمدن و مدنیت که نشان دادیم آتیه حکمرانی در ایران را چابک‌تر و جوان‌تر و متناسب با ظرفیت‌ها و البته پیچیدگی‌های یک کشور کهن در خاورمیانه‌ای تازه خواهد کرد؛ خاورمیانه‌ای که معمارش نه کیسینجر و نه پایان تاریخ فوکویاما و نه البته معمارش منسفیلد و برنارد لوئیس صهیونیست خواهند بود.
ایران تازه‌ای در کتاب جهان آغاز خواهد شد

نویسنده: دکتر احسان اقبال سعید، نویسنده و پژوهشگر

دیپلماسی ایرانی: جنگ و بیداد عبرانی و گاوچرانی علیه ملت ایران به فصل‌های رو به پایان خود رسیده است. پیش‌تر وقتی سرزمین ما در درازنای تاریخ آماج حملات قدرت‌های بزرگ قرار می گرفت، عموما ویرانی بود و پایان حاکمیت‌ها و جداسری و البته مقاومتی که با اندکی اغماض حتی به سه روز هم نمی‌رسید. به گاه جنگ جهانی اول قدرت‌های بزرگ بی‌اذن و بی‌اجازه و حتی بدون آنکه ما مداخله مستقیمی در جریان جنگ داشته باشیم خاک کشور ما را اشغال کردند. آلمان‌ها هم در کنار آنها به کار اطلاعاتی و خرابکاری و به تشیجع و تسلیح بخشی از عشایر ایران برای اقدام علیه متفقین پرداختند انگلستان و دولت روسیه تزاری هم به طور مستقیم خاک کشور ما را اشغال کردند. پیامد آن، ضعیف شدن نهال انقلاب مشروطه ما، ضعف اقتصادی مفرط و دامن زده شدن به جدا سری‌ها نسبت به مرکز بود که اطراف و اکناف ایران را آماج خود قرار دادند؛ از شیخ خزعل در خوزستان تا خوانین محلی در زابلستان، اقبال السلطنه ماکویی در آن سوی ایران و دیگر و دیگر و دیگر. از همه این‌ها بدتر نهال مشروطه‌ای که برای اولین بار در آسیا، یک ملتی برای به دست آوردن حقوق حق خودش، برای به دست آوردن آزادی و آزادگی در پرتو ملیت و دیانت به پاخواسته بود را به باد خزان دچار کرد و انجام کار، یک کودتا و دیکتاتوری عجیب را برای سال‌ها بر سرنوشت ملت ایران حاکم کرد. فرجام نخست در جنگ جهانی اول شاید همان کودتای سوم اسفند ۱۳۹۹ بود که هم مشروطه را به باد داد هم دهان آزادگان را سرب اندود کرد. همه امکان‌ها و ظرفیت‌هایی را که بعد از مشروطیت برای ملت ما به دست آمده بود از بین برد و از آن سو و امکان باور به یک امر ملی در مقابل هجوم بیگانه را از بین برد.

سید ضیاالدین طباطبایی، روزنامه نویس روزنامه رعد و همراه رضاشاه در کودتا وقتی در مجلسی با عتاب و خطاب کسی مواجه می‌شود که تو انگلیسی هستی! پاسخ می‌دهد بله انگلیسی هستم چون بدون رضایت خواست و حمایت انگلستان در این کشور هیچ کاری نمی شود انجام داد! این نکته مهمیست و حکایت ذهنیت یک نسل از دیوان‌سالاران و شوربختانه حتی مردمان ما نسبت به توان اعمال اراده ملی در مقابل خواست قدرت های بزرگ. 

جنگ جهانی دوم هم عملا در چنین شرایطی بر کشور ما تحمیل می‌شود، حاکمیت ایران بی‌طرفی مطلق خود را اعلام کرد اما باز بازی‌های ابرقدرت‌ها صرفا در جهت منافع خودشان و منافع نامشروع خودشان بدون اعتنا به خواست و اراده ملت ایران و حتی شهریاران وقت ایران اعمال می شود و بهانه‌هایی مثل حضور مستشارهای آلمانی در ایران؛ مثل اینکه ایرانی‌ها سمپاتی و علاقه‌ای به سمت آلمان دارند باعث می‌شود سوم شهریور ۱۳۲۰ توسط انگلستان و شوروی و بعدتر با اضافه شدن ایالات متحده آمریکا خاک کشور ما به اشغال برود.

 حاصل فروپاشی ارتش جوان ایران، مقاومتی کمتر از سه روز ، غرق شدن ناوگان دریایی ما و پیامدش تورم افسارگسیخته‌ای که بر مردم ما تحمیل می‌شود، غم افزون است که بدانید داروهایی که پیش از جنگ وزارت بهداری ما برای آبله‌کوبی و برای مایه‌کوبی مردمان ما سفارش داده بود را در بندر و روی کشتی برای سربازان انگلستان در برمه و هندوستان ضبط می‌کنند و می‌برند. همچنین دولت قوام السلطنه را وادار می‌کنند که اسکناس فارغ از منطق اقتصادی برای مصارف متفقین چاپ و در اختیارشان قرار دهد و تورم بر گرده‌ی رعیت بی‌نوای ممالک مخروبه هم هیچ...

دولت‌های اشغالگر در آمدن و رفتن دولت‌ها نهایت مداخله را دارند و حتی کنفرانس پیروزی را بدون اطلاع دولت ایران در تهران تشکیل می‌دهند. نکته غم‌انگیزی است، حتی شاه ایران، شاه جوان ایران، را به حضور نمی پذیرند و فقط استالین است که در محل سفارت شوروی شاه ایران را می‌پذیرد. استقلال ما لگدکوب می‌شود و نمایندگان مجلس را دستچین می‌کنند و این فاجعه تا آستانه‌ی تجزیه کشور ما هم پیش می‌رود. فرقه دموکرات در آذربایجان جز در پناه این اشغال و سرنیزه ارتش سرخ آیا می‌توانست آن یک سال مهیب را در آذربایجان به وجود آورد؟! جمهوری قاضی محمد در مهاباد هم همچین داستانی‌ست. چگونه است که اگر حرکت‌های خودجوش بومی هستند به محض اینکه ارتش‌های اشغالگر پیامد جنگ پایان جنگ دوم و رقابت‌هایی که بین خودشون هست خاک ایران را ترک می‌کنند این‌ها هم مثل برف در مرداد آب می‌شوند؟

حالا بیاییم و به این روزها نگاه بکنیم. برای نخستین بار این گمان نقش بر آب شد که وقتی ابرقدرتی علیه کشوری که در آن منظومه نیست اقدام نظامی می‌کند فروپاشی کوتاه‌مدت خواهد بود. همه اساس‌ها از میان خواهد رفت و طرحی نو درافکنده خواهد شد. اما چهل روز از این بیداد عبرانی، گاوچرانی علیه ملت ایران گذشت و هیچ اتفاقی نیفتاد. نمی‌خواهم بگویم ویرانی نشد، تخریب نشد شهادت هم‌وطنان فرماندهان و مقامات ارشد کشور رخ نداد اما عملا همه تصمیم‌ها در تهران و در ایران گرفته می‌شود. ناآرامی اجتماعی به وقوع نپیوست و یک جنگ بدون دستاورد برای تنها ابرقدرت البته رو به افول جهان شکل گرفت. این جنگ هم مثل دیگر جنگ‌ها کمی دیرتر و کمی زودتر پایانی خواهد داشت، اما به نظرم دستاوردها و البته آثاری را بر جا خواهد گذاشت که تا سال‌های سال این جغرافیا و ایران را تحت تاثیر خودش قرار خواهد داد. چند سرفصل را ذیل این گفتار ذکر می‌کنم:

ابتدا کشورهای همسایه جنوبی ما در خلیج فارس علی‌رغم همه نواها از برادری علی، رغم گفتن حسن همجواری دست دادن‌ها و لبخند زدن‌ها برای سال‌های سال کاری می‌کردند که عملا مخدوش کردن منافع ملی ما از حیث اقتصادی و مهم‌تر از آن از نگاه امنیتی بود. به شمول پایگاه دادن به نیروهای آمریکایی برای حضور درازمدت لجستیک و فیزیکی که امکان شنودهای اطلاعاتی امکان اقدام مشخص ضد امنیتی علیه ما را به وجود می‌آورد و تاکید می‌کردند که این‌ها پیمان‌های دوجانبه است و علیه ایران نیست! می‌دانستند و می‌دانستیم که حقیقت جز این است و تمام این‌ها علیه ملت ایران و حاکمیت ما اتفاق افتاده بود. این جنگ اما نشان داد که ایران جسارت هدف قرار دادن این پایگاه‌ها را دارد، امنیت خود این کشورها در این هدف قرار گرفتن‌ها مورد خدشه و آسیب قرار خواهد گرفت و بدتر از آن ایالات متحده آمریکا عزم و از آن مهم‌تر امکانی برای دفاع از اینها ندارد‌.

هواپیمای طلاکوب به رئیس جمهوری آمریکا و در واقع بگذارید بگویم به سلطان ایالات متحده هدیه دادند، کنارش رقص شمشیر کردند، جام قهوه را به هم زدند و بسیار کارهای دیگر هم، خریدهای غیرلازم انجام دادند، هزینه کردند تا بگویند آمریکا کنار ماست، اما روز واقعه منطق حقیقی قدرت و البته قوت ایران نشان داد که ایالات متحده برای کسی جز اسرائیل به سبب پیوندهای دیرپای اقتصادی با کلونی‌های یهودی در ایالات متحده و دنباله‌های تمدنی یکدیگر بودن، قدم از قدم بر نخواهد داشت. این حضور ماکتی نمادین و صرفا نمایشی ایالات متحده هم عزم اراده و امکان ایران را برای پاسخگویی برای هدف قرار دادن و مستهلک کردن آنها از میان نخواهد برد. دقت کنید در دعوای فیل‌ها، خرگوش‌هایی که اندازه‌ی خودشان را ندانند لاجرم از بین خواهند رفت. حالا این کشورها بعد از این جنگ خواهد دانست که آقا و بزرگتر این منطقه و کشور اثرگذار این منطقه که اراده درون زا دارد ایران است. هیچ توسعه‌ای و هیچ امنیتی بدون نظر مثبت و مساعد و رعایت حریم ایران عملا اتفاق نخواهد افتاد. اشتباهی که اوکراینی‌ها در جنگ با روسیه کردند و فراموش کردند که همسایه قدرت بزرگی به نام روسیه هستند و مصالح و حریم آن را باید رعایت کنند و دیدند آنچه اتفاق افتاده بود. این ترتیبات جدید کمک دست بازتری را به ایران در این منطقه خواهد داد. هر توسعه اقتصادی هر رفت‌وآمد و انتقال انرژی بدون رضایت ایران امکان اتفاق افتادن نخواهد داشت.

البته رفتار این کشورها به نظرم تغییر آنچنانی نخواهد کرد. باز هم قراردادهای درازمدت‌تر با آمریکا خواهند بست، پول‌های بیشتر خرج خواهند کرد و احتمالا برای گسترش سبد امنیتشان رو‌س‌ها و چینی‌ها را هم در قراردادهای تجاری و انرژی بیشتر سهیم خواهند کرد چون انتخاب و امکانی جز این ندارند و هرگز نخواستند که باور کنند امنیت فقط از درون یک کشور می‌آید و نمی‌شود آن را خریداری کرد، اما حالا ناچار و ناگزیر از پذیرش سیادت ایران و رعایت مصالح آن هستند.

دوم همکاری‌های درازمدت ایران با چین است؛ کشوری که بلاتردید قدرت آتیه جهان است و همین امروز اقتصادی که هم مولد است و هم ظرفیت سرمایه‌گذاری دارد و هم امکان برای کارهای بلندمدت، اما درست است که در قرار نگرفتن در محور غرب ما همپوشانی‌هایی با چین داشتیم اما چینی‌ها هم ارتباطات وثیق اقتصادی با غرب دارند و اساسا سرمایه هراسان و ترسوستو به نظرم یکی از دو مانع گسترده در این سال‌ها باعث می‌شد که سرمایه تکنولوژی و صنعت چینی‌ها به کشور ما به طور گسترده سرریز و سرازیر نشود یکی اینکه چینی‌ها همیشه می‌گفتند که شما باید مشکلاتتان را با غرب در قالب برجام یا هر توافق دیگری حل بکنید تا امکان همکاری‌های دراز دامن با چین به میان آید. یعنی تصور اینکه یک کشور غیر ابرقدرت بتواند جز با توافق جز با تفاهم یا گردن نهادن مشکلش را با ایالات متحده یا منظومه غرب حل بکند در ذهنیت چینی‌ها هم شاید چندان جا نیفتاده بود. حالا ایران بدون برجام و بدون هیچ توافقی و بدون گردن نهادن از طریق نشان دادن قدرتش و دفاع از خودش و استراتژی‌های نظامی امنیتی طولانی مدت توانسته این ذهنیت را از چینی‌ها بزداید که یک قدرت مستقر طولانی مدت معناساز در منطقه است و این به نظرم کلید بر زمین آمدن توافق ۲۵ ساله و بیشتر از آن خواهد شد و طبیعتا می‌تواند در زمینه توسعه در داخل کشور ما تولید و توزیع ثروت نقش بسیار مهمی داشته باشد و یکی از گلوگاه‌های آغاز روند پرواز اقتصادی در ایران باشد.

نکته مهم دیگر در رابطه با چین این است که بخش بزرگی از کارگزاران و دیوان سالاران ناباورمند به رابطه با شرق و کسانی که عاشق غرب واین دیدگاه بودند که بالاخره باید به هر ترتیبی با هر تن دادنی، تنش را به پایان برد و به مسیر توسعه غربی بازگشت حالا این شرایط نشان داد که اول منطق انقلاب اسلامی ایران و منطق دیکته‌گویی غرب برای سال‌ها دو رودخانه موازی‌اند که در هیچ نقطه‌ای به هم نخواهند رسید، حتی کاهش تنش‌ها هم به یک رابطه‌ی معناداری که ما از آن برخوردار و منتفع شویم منجر نخواهد شد. دیگر این تغییرات ذائقه عمومی را هم به سمت کنار گذاشتن این جریانات از گلوگاه‌های تصمیم خواهد برد.
 
امکان‌های بزرگی برای ایران فراهم آمده است، به نظرم آغاز قد برافراشتن و اعلام رسمی یک ابرقدرت مسلمان در خاورمیانه تازه خواهد بود، نکته‌ی بسیار حائز اهمیتی است. 

دست آخر اینکه این دفاع ملی و میهنی و این قدرتی که نیروهای مسلح در برابر یک ابرقدرت نشان دادند و پیوستگی ملی ما و درجه‌ای از تمدن و مدنیت که نشان دادیم آتیه حکمرانی در ایران را چابک‌تر و جوان‌تر و متناسب با ظرفیت‌ها و البته پیچیدگی‌های یک کشور کهن در خاورمیانه‌ای تازه خواهد کرد؛ خاورمیانه‌ای که معمارش نه کیسینجر و نه پایان تاریخ فوکویاما و نه البته معمارش منسفیلد و برنارد لوئیس صهیونیست خواهند بود. کشورها پاره‌پاره نمی شوند و در مقابل ابرقدرت‌ها نمی‌ترسند و می‌مانند و البته حالا یک توسعه اقتصادی و یک امنیت بومی و درون‌زا هم در اینجا سر بر خواهد آورد. به یاد این جمله می‌افتم که گاهی در تهدیدها فرصت‌هایی هست که در خود فرصت‌ها هم نیست.

کلید واژه ها: ایران جمهوری اسلامی ایران قدرت ایران قدرت ایران در منطقه ایران و منطقه جنگ با ایران حمله اسرائیل حمله امریکا حمله اسرائیل به ایران حمله امریکا به ایران حمله امریکا و اسرائیل به ایران احسان اقبال سعید


( ۱۲ )

نظر شما :

علی روا ۲۵ فروردین ۱۴۰۵ | ۱۳:۵۷
سلام وقتی به روایات کتاب قانون جنگ می‌پردازیم بعد نزدیک هزار سال از حمله مغول به ایرانیان از نحوه جنگاوری سرزمینمان و گذشتگان مان روایت می‌کند آدم افتخار میکنه به ایرانی بودن افتخار میکنه به عقل و درایت تمدن و تاریخ تمدن ایرانی در بخشی از کتاب آمده زمان حمله مغول به ایران حکمران یکی از مناطق ایران زنی بود نامه ای نوشت به خان مغول که اگر حمله کنی و توپیروز شوی برتوو سربازانت افتخاری نیست که برزنی پیروز شدید واگر توجنگاور مغول از من بانوی ایرانی شکست بخوری در تاریخ میگویند ایلخان مغول از یک زن شکست خورد ایلخان مغول از آن جنگ منصرف شد،حالا ترامپ از مغول کمتر بود اگر که به زیر ساخت حمله میکرد که زن و بچه و غیر نظامی ربط پیدا میکرد ما بعد هزار سال به تاریخ خود میبالیم ولی آمریکایی که هیچ تاریخ نداره و تازه داره تاریخش شکل میگیره ترامپ داره تاریخ آمریکا و آیندگان آمریکایی را به افتضاح میکشه ننگ هست اون نمیدونه که روحیه سرباز میپاچد بهم وقتی این رفتار،را از یک رئیس جمهور خودش میبند رفتاری که وسط جنگ مذاکره می‌کند بعد،با ناجوانمردی وسط مذاکره حمله می‌کند مگر جنگ کاسبی و بازار یابی هست جنگ یعنی کشتار جنگ با کاسبی فرق دارد تاریخ چه قضاوتی برای میناب خواهد کرد مگر خود ترامپ مگر افسران نظامی خودشان دختر ندارند مگر دختر بچه نظامی است،آخه جنگاور باید وجود داشته باشه،به،شرافتم من شاید از مخالفین باشم ولی من بعنوان یک انسان،ننگ میدونم این رفتار،را،شرافت مرگ برای سرباز بالاتره،تا این رفتار و ناجوانمردی داشته باشه آمریکا چه جور افسران آینده خود،را می‌خواهد تربیت کنه،افسری،که این رفتار،را ببنه به کشورش خدمتت نخواهد کرد،باید،قبول کنیم سربازان،افسران جامعه درک و شعور دارند انسانند اول ماشین کشتار که نیستند بدانیم انها انسانند بعد جنگاور آنها هم پدر و مادر و دختر و بچه دارند بعد جنگاورند در اینده فرزندان امریکایی،میفهند تاریخ آمریکا چگونه شکل گرفته
خسرو ۲۵ فروردین ۱۴۰۵ | ۲۰:۱۴
نوشته خوبی بود این مقاومت و مایوس کردن آمریکا و اسرائیل با پایمردی مردم ایران بدست آمده است همه مردم ایران از هر دین و مذهب و قوم و زبان و منطقه و رنگ و شغل و ... این باید ارج نهاده شود قدر و ارزش این همبستگی و همرنگی و صبر و متانت و... فهمیده شود
محمد پیله ور ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ | ۲۳:۳۲
با سلام و عرض ادب احسنت به نویسنده محترم و قلم توانای او . به ایرانی بودنم می بالم . محمد پیله ور مدیر وبلاگ استان آریاگان : pilehvar.blogfa.com
علیرضا ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ | ۰۶:۴۷
ممنون از این تحلیل وین دوستانه و ملی....کمی نفس کشیدیم از دست مأیوسانه و غربدوستان