تفاوتی که هرگز به درستی درک نشد
تفاوت سلاح اصلی (بازدارنده) و سلاحهای فرعی
دیپلماسی ایرانی:
سلاح اصلی
سلاح اصلی یا سلاح بازدارنده یا سلاح استراتژیک سلاحی است که میتواند چتر بازدارندگی را بر یک کشور بگستراند به گونهای که اگر دشمن قصد حمله به آن کشور را داشت، اطمینان حاصل کند که با نتایج فاجعهبار مواجه خواهد شد. نتایج فاجعهبار یعنی تخریب فراگیر، گسترده و دفعی که به «کشتار جمعی شدن مردم» منجر می-شود. یعنی آنچه دو دشمن دیرینه مانند آمریکا و شوروی سابق یا هند و پاکستان یا هند و چین یا روسیه و ناتو را از حمله اتمی به یکدیگر باز داشته، «ترس متقابل از کشتار جمعی شدن مردم خود» است. یعنی همین ترس از «کشتار جمعی» به خودی خود عامل بازدارندگی بوده است و اساسا دو مفهوم «بازدارندگی» و «کشتار جمعی»، دو مفهوم در هم تنیده و متصل به هم هستند. تا به امروز سلاح اتمی، تنها سلاح بازدارنده در جهان امروز بوده است. تنها جایی که احتمال حمله اتمی بالا میرود دقیقا در جایی است که یکی از طرفین، سلاح اتمی داشته باشد و یکی نداشته باشد. مثلا تنها دفعهای که از سلاح اتمی استفاده شد یعنی بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی در شرایطی اتفاق افتاد که آمریکا سلاح اتمی داشت ولی ژاپن نداشت. یا در ماههای اخیر که ترامپ ایران را تهدید به «نابودی همیشگی یک تمدن» یا همان حمله اتمی کرد، به این دلیل این بود که آمریکا اطمینان داشت که ایران سلاح اتمی ندارد.
قدرت انفجاری بمب اتمی هیروشیما معادل ۱۵ کیلوتن (یعنی ۱۵ هزار تن) TNT و بمب اتمی ناکازاکی معادل ۲۰ کیلوتن (یعنی ۲۰ هزار تن) TNT بود. در مقایسه با موشکهای معمولی امروزی، اگر هر موشک یک تن (هزار کیلو) مواد انفجاری داشته باشد یعنی بمب اتمی ناکازاکی معادل انفجار همزمان ۲۰ هزار موشک بوده است!
بمبهای اتمی امروزی دو نوع مختلف را دارا هستند: ۱) بمب اتمی استراتژیک با قدرت انفجاری بالای ۱۰۰ کیلوتن TNT هستند مثلا بمب اتمی تزار دارای قدرت ۵۰ هزار کیلوتن یعنی ۵۰ میلیون تن TNT قدرت دارد یعنی معادل انفجار همزمان ۵۰ میلیون موشک یک تنی برای نابودی کامل یک کشور! ۲) بمب اتمی تاکتیکی دارای قدرت انفجاری کمتر از ۱۰۰ کیلوتن TNT هستند مثلا بمب B61 دارای قدرت انفجاری ۵۰ کیلوتن TNT است یعنی معادل انفجار همزمان ۵۰ هزار موشک یک تنی برای نابودی کامل یک شهر یا پادگان بزرگ چند صد هکتاری.
چنین قدرت انفجاری هر دشمنی را هرچند سفاک و خونریز باشد، از تهاجم باز میدارد.
سلاحهای فرعی
هر نوع سلاح متعارف در زمره سلاحهای فرعی (معمولی) قرار میگیرد مثلا انواع موشکهای متعارف و پهپادها. این سلاحها اصولا نمیتوانند نقش بازدارنده در برابر دشمن مجهز به سلاحهای استراتژیک داشته باشند ولی برای دفاع سلحشورانه از کشور مناسب هستند.
آیا سلاح اصلی با تعداد زیادی سلاح فرعی قابل جایگزینی است؟
چنین چیزی اصولا غیرممکن و غیرعملی است. برای مثال آیا میتوان یک بار حجیم و سنگین پشت یک تریلی را توسط هزاران دوچرخه حمل کرد؟! آیا چنین چیزی منطقی است؟ لذا به همین میزان، تصور جایگزینی سلاح اصلی با تعداد زیادی سلاح فرعی، غیرمنطقی و غیرممکن است. سلاح بازدارنده به مثابه «در ورودی آهنین یک منزل» است که اگر وجود نداشته باشد، هر لحظه و هر بار به بهانهای احتمال ورود افراد غریبه و دشمن به داخل منزل وجود دارد و صاحبخانه دائما به استفاده مکرر از چوب و چماق (سلاح فرعی) برای بیرون راندن دشمن از منزل مجبور است. حالا کدام منطق میپذیرد که یک خانه در آهنین مستحکم نداشته باشد ولی دهها چوب و چماق در منزل داشته باشد؟ تعدد و تکرر تهاجم، به مستهلک شدن انرژی صاحبخانه و در نهایت، تسلیم کردن خانه به متجاوزین منجر خواهد شد.
مروری بر شرایط ایران
این روزها، پس از دو تهاجم ویرانگر به ایران، هنوز هم افرادی هستند که معتقدند ایران به سلاح بازدارنده نیازی ندارد و پرتاب هزاران موشک همزمان نقش همان سلاح بازدارنده اصلی را خواهند داشت! غیرمنطقی و کودکانه بودن این بحث در بالا تشریح شد. ولی آیا قرار نیست نویسندگان دکترین دفاعی کشور از گذشته درس عبرت بگیرند یا افراد دارای چنین تفکرات و تصورات کهنه، غلط، غیرعلمی، غیرعملیاتی، ساده لوحانه و کودکانه را از حلقه مشاورین و تصمیمگیران نظامی کشور طرد کنند؟ در شرایطی که دو مرتبه اثبات شده که ایران دارای بازدارندگی نیست و دشمنان ما دو مرتبه در نبود «درب آهنین مستحکم» به داخل خانه ریختهاند و اعضای خانواده و از جمله «پدر» خانواده را قتل عام کردهاند، باید فکری به حال سلاح اصلی و آن در آهنین کرد وگرنه باید اطمینان داشته باشیم که پس از عادیتر شدن شرایط و صلح ظاهری، قطعا و مسلما در اولین ساعات جنگ بعدی، باز هم رهبر و اغلب مقامات نظامی عالیرتبه ترور خواهند شد. پس تا دیرتر از این نشده باید فکری به حال شرایط وامانده کنونی کرد.
هزینه و فایده
معمولا تعداد سلاحهای اصلی خیلی محدود و حتی بعضا انگشت شمار است بر خلاف سلاحهای فرعی که معمولا هزاران یا میلیونها فروند از آنها ساخته میشوند. لذا از دید هزینه دفاعی، سلاحهای اصلی بسیار کم هزینهتر و پرفایدهتر از سلاحهای فرعی هستند. بهطور مثال تخمین زده میشود که ایران در جنگ ۱۲ روزه حدود ۹۵۰ موشک بالستیک و بیش از ۱۰۰۰ فروند موشک کروز و پهپاد شلیک کرده و در جنگ ۴۰ روزه حدود ۱۳۰۰ فروند موشک بالستیک و بیش از ۱۵۰۰ فروند موشک کروز و پهپاد شلیک کرده است. حالا سوال اینجاست: ایران به لحاظ مالی و پشتیبانی فنی تا چند مرتبه دیگر میتواند چنین کاری را تکرار کند؟ آیا منابع ایران نامحدود است؟!
جالب توجه است که تعداد تسلیحات اتمی کره شمالی ۳۰، اسرائیل ۹۰، پاکستان ۱۷۰ و هند ۱۷۵ است که به پشتوانه آنها، بازدارندگی ابدی ایجاد کردهاند. این همان مفهوم رایج است که میگوید: "در نبود سلاح اصلی انگشت شمار، اگر هزاران سلاح فرعی هم هزینه شود، باز هم بازدارندگی ایجاد نخواهد کرد". این یک منطق نظامی بدیهی و غیرقابل انکار است که متاسفانه فرماندهان ارشد نظامی ایران تا به امروز آن را درک و هضم نکردهاند چراکه همین امروز هم پس از دو جنگ ویرانگر، باز هم دشمنان بطور مکرر، ایران و جان رهبر جدید ایران را به حمله مجدد و مشدد تهدید میکنند. فاعتبروا یا اولی الالباب.



نظر شما :