نگاهی دیگر به یک عملیات خصمانه

جنگ رمضان از دریچه مبانی معرفتی فرهنگ سیاسی شیعی

۰۸ خرداد ۱۴۰۵ | ۱۵:۰۰ کد : ۲۰۳۹۱۶۲ اخبار داخلی خاورمیانه انتخاب سردبیر
محمد محمودی کیا در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: آنچه تشیع را به یک کنشگر تأثیرگذار در عرصه سیاست جهانی رفعت مقام بخشید از درون‌مایه‌های گفتمانی و مؤلفه‌های معرفتی آن برمی‌خیزد. از این رو، برای فهم دقیق‌تر آنچه امروز در جنگ رمضان در حال خودنمایی است موجب شده تا بزرگترین قدرت اقتصادی، نظامی، فناورانه و سیاسی جهان را با گذشت بیش از یک ماه از آغاز یک جنگ تمام‌عیار، در دستیابی به اهداف خود ناکام گذاشته را باید در این خواستگاه معرفتی جست‌وجو کرد. 
جنگ رمضان از دریچه مبانی معرفتی فرهنگ سیاسی شیعی

نویسنده: محمد محمودی کیا، عضو هیئت علمی پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی 

دیپلماسی ایرانی: جنگ رمضان به عنوان یکی از نقاط عطف در تحولات سیاست جهانی به‌واسطه رویارویی تمام‌عیار جبهه استکباری با محوریت آمریکا و اسراییل – به‌طور مستقیم و بازیگران بسیار دیگر به صورت غیرمستقیم – از یک سو با جبهه مقاومت شیعی به محوریت جمهوری اسلامی ایران و نیز با مشارکت فعالانه دیگر گروه‌های مقاومت درون جغرافیای سیاسی شیعی از عراق و لبنان تا یمن از سوی دیگر، بار دیگر «تشیع» و «الگوی مقاومت شیعی» را به صدر توجهات جهانی بازگرداند؛ تشیعی که پس از قرن‌ها سکوت، در پنج دهه اخیر و با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، آرام آرام خود را به بازیگری فعال و تأثیرگذار بر معادلات نظم منطقه‌ای غرب و جنوب غرب آسیا ارتقا بخشید. 

آنچه تشیع را به یک کنشگر تأثیرگذار در عرصه سیاست جهانی رفعت مقام بخشید از درون‌مایه‌های گفتمانی و مؤلفه‌های معرفتی آن برمی‌خیزد. از این رو، برای فهم دقیق‌تر آنچه امروز در جنگ رمضان در حال خودنمایی است موجب شده تا بزرگترین قدرت اقتصادی، نظامی، فناورانه و سیاسی جهان را با گذشت بیش از یک ماه از آغاز یک جنگ تمام‌عیار، در دستیابی به اهداف خود ناکام گذاشته را باید در این خواستگاه معرفتی جست‌وجو کرد. 

مبانی گفتمانی اندیشه سیاسی شیعی که بازتاب عملی خود بر ساخت فرهنگ سیاسی شیعی نمایان ساخته، از ساخت درهم‌تنیده‌ای از دو رکن عقلانیت و عاطفی‌گری برساخته شده است. در این فرصت بر آن هستم تا به صورت مجمل، مهم‌ترین ویژگی‌های دو مولفه یاد شده و نیز تأثیرات آن بر حماسه جنگ رمضان را به تقریر درآورم. 

الف. پایه‌های عقلانیت در فرهنگ سیاسی شیعی 

جایگاه عقلانیت در فرهنگ سیاسی شیعی را می‌توان در یک تعامل پویا – و گاه تنش‌آمیز – با عناصر عاطفی و ایمانی تحلیل کرد. این رابطه، یک رابطه قطب‌گرایی مطلق (عقلانیت محض در برابر عاطفه‌ محض) نیست، بلکه بیشتر شبیه به یک طیف یا یک دیالکتیک مستمر است که ارکان آن عبارتند از: ۱. خردگرایی کلامی و اصولی: مکتب کلامی شیعه (به ویژه تحت تأثیر متکلمینی چون شیخ مفید، سید مرتضی و شیخ طوسی) و به طور خاص مکتب اصولی در فقه شیعه، جایگاه رفیعی برای عقل (به عنوان یکی از منابع چهارگانه استنباط احکام همراه کتاب، سنت و اجماع) قائل است. عقل در کشف احکام، تحلیل مصالح و مفاسد، و فهم غایات شریعت نقش کلیدی دارد. نگاه اصولی رهبر انقلاب در موضوعاتی چون عدم آشتی با قدرت‌های استکباری و نیز عدم تمکین در برابر خواست زورگویانه ایشان، حمایت از جنبش‌های اسلامی در منطقه بدون توجه به اختلافات مذهبی، تحریم سلاح هسته‌ای و عدم استفاده از سلاح‌های ممنوعه در جنگ تنها بخشی از تأثیرات نگاه اصولی یک رهبر فقیه و مرجع عالیقدر شیعی در قبال دفاع در برابر جنگ تحمیلی است. عدم حمله به مراکز تجمع انسانی و یا مدارس و بیمارستان‌ها در جنگ جاری نیز دلالت از نگاه اصولی و اخلاق‌مدار فقه الحرب شیعه دارد. 

۲. تأکید بر معرفت و شناخت (مقوله امامت)

اصل امامت در شیعه، بر ضرورت رهبری معصوم عاقل و عالم تأکید دارد. این مولفه موجب می‌شود تا رهبری جامعه از سطح تحلیل صرفاً احساسی یا قبیله‌ای خارج شود. همچنین در اندیشه سیاسی شیعه، مفهوم انتخاب و بیعت اگرچه تحت‌الشعاع نص قرار دارد، اما حاوی عنصری از تشخیص عقلایی است. در جریان جنگ رمضان که در نخستین روز آن با شهادت حضرت ولی امر مسلمین همراه بود، شاهد بودیم خبرگان ملت بدون شتاب‌زدگی و در کمترین زمان ممکن، ولی فقیه بعدی را برگزیدند؛ انتخابی مبتنی بر دقت‌های فقیهانه و مبتنی بر دقائق قانون‌. در وجهه دیگر نیز بیعت عملی و گسترده و میدانی آحاد ملت با رهبر جدید نشان از درجه بالای عقلانیت در حساس‌ترین موضوعات سیاست و حکمرانی دارد. 

۳. فلسفه سیاسی و مشروعیت 

فلاسفه سیاسی شیعه مانند فارابی، ابن سینا و به ویژه ملاصدرا، تلاش‌ کردند تا با استفاده از عقل فلسفی، نظام سیاسی مطلوب را تبیین کنند. حتی در عصر غیبت، فقها (مانند محقق کرکی، علامه نائینی) با استدلال‌های عقلایی به تبیین نظریه نیابت عامه فقیه پرداختند. در این بین، استدلال‌های نائینی در کتاب «تنبیه الامة و تنزیه الملة» نمونه‌ای درخشان از به کارگیری عقلانیت سیاسی مدرن (مشروطه‌خواهی) در چارچوب فقه شیعی است. ۴. تقیه به مثابه یک استراتژی عقلانی: اصل تقیه که در شیعه پررنگ است، نشان‌دهنده یک عقلانیت حفظ بقا و مصلحت‌سنجی است. این اصل، شیعیان را به محاسبه عقلانی نیروهای سیاسی و انطباق رفتار با شرایط ترغیب می‌کند. با این حال، امام خمینی به عنوان معمار انقلاب اسلامی و فقیه اصولی برجسته، در اثر شریف «رسالة فی التقیة»، خوانشی عملگرا و انقلابی از این مؤلفه ارائه کردند و تقیه را تنها در غیر موضع تهدید نسبت به اصل دین جایز دانستند و این باور را در جامعه ایمانی شیعی تثبیت کردند وقتی اصل دین در خطر باشد، دیگر تقیه جایز نبوده و باید جان به قربان اصول و باورهای مذهب حقه شیعه برد. 

ب. جایگاه عواطف و احساسات (عاطفه‌گری): 

۱. کانونیت عاشورا و فرهنگ حسینی: فرهنگ سوگواری برای امام حسین (علیه‌السلام) و فرهنگ شهادت‌طلبی، در طول تاریخ، عمیقاً با احساسات شدید شیعی پیوند خورده است. این عواطف، قدرت بسیج‌گری فوق‌العاده‌ای ایجاد می‌کند و می‌تواند به یک نیروی محرکه سیاسی تبدیل شود. 

۲. محبت اهل بیت (تولی و تبری): وفاداری و عشق به اهل بیت (علیهم‌السلام) و دشمنی با دشمنان آنان، یک مؤلفه هویتی قوی و احساسی است که جهت‌گیری سیاسی را شکل می‌دهد. 

۳. انتظار فرج و مهدویت: احساس «اشتیاق» برای ظهور منجی در تشیع، می‌تواند هم حالت انفعالی و هم حالت فعال و انقلابی داشته باشد. انقلاب اسلامی و رهبری امامین ارجمند آن، فرهنگ انتظار برای فرج را به امری فعال درآورد که این ادراک فعال از انتظار، منبع امید و تحرک در جامعه شیعی است. امروز نیز درون پرتنش‌ترین و پرالتهاب‌ترین روزهای ایران، استغاثه به امام زمان (ارواحنا فداه) و امید به ظهور و عاملیت آن وجود شریف در عالم وجود، وجه غالب حضورهای خیابانی است. 

ج. نسبت عقلانیت و عاطفه در فرهنگ سیاسی شیعی 

با توجه به ماهیت درهم‌تنیدگی و هم‌زمان‌شده دو مولفه عقلانیت و عاطفی‌گری، این نسبت را می‌توان در چند مدل یا حالت تحلیل کرد: 1. مدل تعاملی و متوازن (ایده‌آل تئوریک): در این مدل، عقلانیت، چارچوب‌بخش و جهت‌دهنده است و عواطف، موتور محرکه و انرژی‌بخش. مثلاً عقلانیت فقیه، هدف و استراتژی مبارزه با ظلم را تعیین می‌کند و عاطفه حسینی، مردم را برای پیگیری آن هدف بسیج می‌کند. قیام امام خمینی و رهبری امام شهید (قدس‌سرّهما) را بسیاری چنین تحلیل می‌کنند: تئوری ولایت فقیه (عقلانیت سیاسی شیعی) به‌همراه شور عاشورایی و عاطفه مذهبی که به انقلاب اسلامی و نیز تثبیت و تحکیم پایه‌های آن درون فرآیندهای قانونی در قالب نظام جمهوری اسلامی منجر شد. 

۲. مدل تنش‌آلود و چالشی: در عمل تاریخی، گاه یکی از این دو بر دیگری غلبه می‌کند: 

- غلبه عاطفه (احساسات‌گرایی افراطی): ممکن است به شورزدگی سیاسی، تصمیم‌گیری‌های احساسی بدون محاسبه عواقب، مقدس‌نمایی افراد نالایق، یا کاهش تاب‌آوری در برابر شکست‌ها بینجامد. گاه ممکن است شعائر حسینی از یک منبع معنابخش به یک ابزار صرف سیاسی یا هیجانی تقلیل یابد. شواهدی از این الگو از حیث تاریخی را می‌توان در برخی برهه‌های تاریخ و در جریان‌ برخی انشعابات شیعی اشاره کرد. با این حال، در تاریخ تشیع امامیه، شاهد مثال برجسته و جریانی از این رویکرد قابل ذکر نیست.  

- غلبه عقلانیت خشک (بوروکراتیک یا فرصت‌طلبانه): ممکن است سیاست‌ورزی بی‌روح، فاصله گرفتن از پایگاه‌های مردمی، و از دست دادن توان بسیج‌گری را در پی داشته باشد. همچنین ممکن است عقلانیت به مصلحت‌اندیشی محض یا توجیه‌گرایی وضع موجود تبدیل شود. 

۳. مدل موقعیتی و اقتضایی: فرهنگ سیاسی شیعی نشان داده که بسته به شرایط، یکی از این دو مولفه را برجسته می‌سازد. در دوره‌های مقاومت و انقلاب (مانند انقلاب اسلامی ایران یا مقاومت اسلامی در لبنان)، عاطفه و شور نقش پررنگ‌تری می‌یابد. در دوره‌های اداره حکومت و تدبیر امور (مانند دوران جمهوری اسلامی پس از جنگ)، نیاز به عقلانیت ابزاری، بوروکراتیک و سیاست‌گذاری بیشتر احساس می‌شود. بر اساس این خوانش، در پنج دهه گذشته از دوره استقرار جمهوری اسلامی و به طور خاص دوره پست جنگ ۸ ساله، این گذار، گاه با تنش‌هایی همراه بوده است. 

جمع‌بندی

۱. عقلانیت در فرهنگ سیاسی شیعی، ریشه در سنت عمیق کلامی، اصولی و فلسفی دارد و کارکردی ساختاردهنده، تدبیرگر و مشروعیت‌بخش دارد. 

۲. عواطف مذهبی کارکرد هویت‌ساز، انسجام‌بخش و بسیج‌گر دارد. 

۳. نسبت این دو، ذاتی و دیالکتیکی است. یک فرهنگ سیاسی شیعی پایدار و اثرگذار، نیازمند حفظ تعادل پویا بین این دو است. غلبۀ کامل یکی بر دیگری، آفت‌زاست: عاطفه‌گرایی محض ممکن است به هیجان‌زدگی و بی‌ثباتی بینجامد، و عقلانیت گرایی خشک و بی‌روح نیز ممکن است به از دست دادن پشتوانه مردمی و معنویت اقدام سیاسی منجر شود. 

۴. تاریخ معاصر شیعه (به ویژه در ایران، عراق، یمن و لبنان)، عرصه‌ای برای تجربه‌اندوزی در زمینه ترکیب این دو عنصر بوده است. موفقیت یا عدم موفقیت در این عرصه، تا حد زیادی به کیفیت این ترکیب بستگی دارد. 

۵. فرهنگ سیاسی شیعی، هم از «خرد فقهی – سیاسی» بهره می‌گیرد و هم از «شور عاشورایی». هنر حکمرانی و کنشگری در این فرهنگ، هنر تنسیق این دو در مسیر هدف‌های کلان است. 

سخن پایانی در مجموع، جنگ رمضان به‌وضوح نشان داد چگونه فرهنگ سیاسی شیعی به عنوان یک سازه معرفتی مشترک و فرامرزی توانسته به مثابه یک قاعده عمل مشترک در پهنه جغرافیایی سیاسی شیعی ایفای نقش کند و با ایجاد روندهای هم‌افزا در عرصه معادلات بین‌المللی، مولفه‌های نظم موجود را به چالش کشانده و در قامت یک مولفه قاعده‌ساز ظهور یابد. به یک معنا، فرهنگ سیاسی شیعی با درهم‌تنیدگی هوشمندانه دو مولفه عقلانیت و عاطفی‌گری، توانسته موجد نوعی قدرت اجتماعی به‌هم‌پیوسته قاعده‌ساز شود؛ وضعیتی هم‌افزا از نیروها که نیروهای مسلح آن دلگرم به حضور مردمان در خیابان‌ها هستند و مردمان حاضر در خیابان، دلگرم به فتوحات فرزندان خود در میدان! دو نیرویی که هم متاثر از عنصر عاطفی‌گری هستند و هم برخوردار از عنصر عقلانیت. آنچه امروز در سطح جامعه و میدان قابل مشاهده است تحقق عملی الگوی تعاملی و متوازن از دو مولفه عاطفی‌گری و عقلانیت هستیم و مسیر صحیح نیز تداوم همین وضعیت در ادامه مسیر فراروی انقلاب و جمهوری اسلامی است.

کلید واژه ها: محمد محمودی کیا ایران ایران و امریکا حمله امریکا حمله اسرائیل به ایران حمله امریکا و اسرائیل به ایران حمله امریکا به ایران جنگ با ایران جنگ ۴۰ روزه جنگ ۱۲ روزه شیعه مکتب شیعه مکتب شیعی تشیع


( ۱۵ )

نظر شما :